سلاح‌ها قدرتمند و عجیب و غریب بخش جدانشدنی از فیلم‌های اکشن هستند و در بسیاری از آثار متخصصان ماهری روزها و ماه‌ها برای طراحی و ساخت یک سلاح وقت صرف می‌کنند و نتایج اعجاب‌انگیز و خارق‌العاده‌ای خلق می‌کنند اما گاهی با موارد عجیب‌وغریبی روبه‌رو می‌شویم که نه تنها مخوف نیستند بلکه بسیار مضحک و ناکارآمدند.
در این مقاله ۱۰ سلاح مضحک فیلم‌های اکشن را با هم بررسی می‌کنیم که به اندازه ناکارآمد هستند که امکان استفاده از آن‌ها در دنیای واقعی وجود ندارد یا طرز کارشان به اندازه‌ای احمقانه است که ناخودآگاه خنده بر لبانتان می‌آورد.
نارنجک دستی در فیلم مسابقه مرگ 2000
مسابقه‌ی مرگ به دلیل با خاک یکسان کردن تصوراتمان درباره نارنجک دستی، رده‌ی دهم این فهرست را به خود اختصاص می‌دهد. ماجرا از این قرار است که فرانکشتاین ضد قهرمان فیلم یک نارنجک را در دستکش تعبیه می‌کند تا در صورت دست دادن با رئیس‌جمهور منفجر شود.
از این‌که ایده‌ی ترور تا چه اندازه مضحک و احمقانه است و اصلا چقدر احتمال دارد نارنجک به موقع منفجر شود، می‌گذریم اما فرانکشتاین ‌که در طول فیلم استراتژی‌های بی‌نقصی می‌چیند برای چه باید نقشه‌ی تروری طراحی کند که خودش را هم به کام مرگ بکشاند؟!
نارنجک دستی در فیلم مسابقه مرگ 2000
گلدفینگر سومین فیلم از فرنچایز جیمز باند است و از آنجایی که در ایران هم با همین نام اکران شده نسبت به «پنجه‌طلایی» میان ایرانیان مصطلح‌تر است و به همین دلیل ما هم تصمیم گرفتیم در این مقاله از نام اصلی فیلم استفاده کنیم.
ماجرا از این قرار است که در این قسمت مامور ۰۰۷ باید به جنگ سرمایه‌دار قدرتمند و فاسدی به نام اوریک گلدفینگر برود اما این آقای گلدفینگر یک نیروی وفادار به نام آدجاب دارد که ظاهرا بسیار هم خطرناک است و هر جنایتی از دستش برمی‌آید.
آدجاب یکی از ماندگارترین تبهکارهای سری فیلم‌های جیمز باند است که برای قتل‌هایش از سلاحی استفاده می‌کند که در یک کلاه لبه‌دار مستتر است. احتمالا می‌پرسید کجای این ماجرا مضحک است نمونه‌ی این ایده را در پیکی بلایندرز هم دیدیم و اتفاقا شلبی‌ها را به گروه خشن و ترسناکی تبدیل کرده بود. مشکل اساسی این است که در این جا سلاح اصلا معقول و منطقی به نظر نمی‌رسد و طرز کار آن به شدت مضحک است.
تصور کنید در لبه‌ی کلاه لبه‌دارتان تیغه‌ای تعبیه شده و با پرتاب کردنش می‌توانید هدف را کاملا قطعه قطعه کنید؛ حال هر چیزی که باشد از سر انسان گرفته تا مجسمه!
این فانتزی عجیب و غریب حتی در سری فیلم‌های جیمز باند منطق درست و درمانی ندارد و از آن گذشته بر فرض که ویژگی‌های فراطبیعی کلاه را پذیرفتیم، نحوه‌ی پرتاب آن توسط آدجاب موقعیت مسخره‌ای را ایجاد می‌کند که ظاهرا قرار بوده ترسناک باشد اما ناخودآگاه خنده بر لبانتان می‌آورد.
شمشیر سه لبه در فیلم شمشیر و جادوگر
جادوگر و شمشیر یکی از بدترین فیلم‌های فانتزی تمام دوران است و اصلا عجیب نیست که در آن عناصر مضحک و نخ نمایی مثل شمشیر سه لبه وجود داشته باشد.
جادوگر خبیث یک سرزمین خیالی تصمیم دارد شاهزاده خانم را نابود و تاج و تخت را تصرف کند. در این میان یک مزور شجاع از راه می‌رسد و با شمشیر سه لبه‌اش از شاهزاده محافظت می‌کند؛ پس حتی اگر فیلم را ندیده باشید با خواندن خلاصه‌ی داستان و حتی تأمل در نام فیلم متوجه می‌شوید که این سلاح نقش کلیدی و مهمی در فیلم دارد اما مشکل اساسی این است که اصلا لزومی نداشت جنگجوی شجاع داستان ما این همه به خودش زحمت بدهد و از آن استفاده کند!
طراحی این سلاح به شکل مضحکی ابتدایی است؛ تصور کنید سه شمشیر فولادی بزرگ را به هم بچسبانید و به دل میدان نبرد بزنید. این کار نه تنها مزیتی در جنگ ایجاد نمی‌کند بلکه وزن بالا و بددست بودنش چابکی جنگجو را هم می‌گیرد؛ در نتیجه با یک شمشیر معمولی تیز و سبک می‌توان در عرض چند ثانیه دخل صاحب شمشیر سه لبه را آورد. البته با همه‌ی این موارد بازهم آقای کارگردان اصرار دارد این سلاح افسانه‌ای است و حتما باید حضور تاثیرگذاری در داستان داشته باشد!
مگازورد در فیلم پاور رنجرز
مگازورد سلاحی است که در همه‌ی نسخه‌های پاور رنجرز از جمله بازسازی سال ۲۰۱۷ حضور تاثیرگذاری دارد. این سلاح در حقیقت یک ربات غول‌پیکر است که ۵ قهرمان اصلی فیلم آن را هدایت می‌کنند.
مگازورد ظاهر رعب‌آوری دارد ولی در حقیقت آن‌قدر بزرگ است که عملا نمی‌تواند کار خاصی انجام دهد و فقط اراضی اطرافش را با خاک یکسان می‌کند. مگازورد علیرغم مخوف بودنش هیچ توجیه منطقی ندارد و می‌توان دشمنان را با سلاح‌های کوچک‌تر و اندکی چابکی به سادگی نابود کرد و به هیچ عنوان نیازی به سلاحی در ابعاد کشتی تایتانیک نیست.
دندان‌های فولادی در فیلم مونریکر
دوباره سراغ سری فیلم‌های محبوب جیمز باند و یکی از سلاح‌های و عجیب و ناکارآمد آن می‌رویم. در مونوریکر (ماه شکن) که یازدهمین فیلم فرنچایز است، ابر شروری به نام کوسه وجود دارد که برای تبهکاری به نام هوگو دراکس کار می‌کند. انصافا این آقای کوسه نسبت به رئیسش ابر شرور بهتری است اما مشکل اساسی این است که برای ترسناک و خفن به نظر رسیدن، سلاح مضحکی دارد که حضورش در فیلم اصلا توجیه‌پذیر نیست.
کوسه دندان‌های تیزی از جنس فولاد دارد که به کمک آن قادر به تکه‌تکه کردن هر موجود زنده و غیرزنده‌ای است. اگر آقای کوسه از این قابلیتش برای پاره کردن یک طناب یا چیزی شبیه به آن استفاده می‌کرد، توجیه منطقی دارد ولی برای کشتن انسان‌ها بیش‌ازحد عجیب و غریب است.
اصلا چرا یک نفر باید این همه هزینه کند و دندان‌های فولادی برای خودش بکارد تا مثلا مخوف به نظر برسد اما حریفش در عرض چند ثانیه آن‌ها را از دهانش بیرون بکشد یا پیش از اینکه حتی دهانش را باز کند و ظاهر خفنش را به رخ بکشد با یک گلوله یا ضربه‌ی چاقوی حریف به دیار باقی بشتابد؟!
شمشیر پنج پر در فیلم کرول
شمشیر پنج پرِ کالوین هم از آن سلاح‌های عجیب‌وغریبی است که شاید اگر به درستی طراحی می‌شد، می‌توانست یکی از ماندگارترین سلاح‌های تاریخ سینما لقب بگیرد اما متاسفانه از آنجایی که هیچ هوشمندی و ظرافتی در طراحی آن به کار نرفته به شدت مضحک است.
شاهزاده کالوین قرار است با کمک این شمشیر همسرش را از دست هیولا نجات دهد اما هنگام استفاده از سلاح بیش‌تر نگرانیم به خودش آسیب بزند!
طراحی این شمشیر به صورت گرد است و پنج‌تیغه‌ی تیز فولادی حول محور یک دایره‌ی فرضی کنار هم قرار گرفتند. از آنجایی که هیچ دسته‌ای برای آن تعبیه نشده، احتمال اصابت تیغه‌ها به دست جنگجو وجود دارد و حتما باید سلاح را از طرف یکی از تیغه‌ها در دست نگه دارد؛ بنابراین اگر منطقی به قضیه نگاه کنیم کالوین نه تنها به کمک شمشیر نمی‌تواند دشمنان سرسختش را نابود کند بلکه با اندکی تعلل از خونریزی در ناحیه دست خواهد مرد!
اسپری دفع‌کننده‌ی کوسه در فیلم بتمن
اولین فیلم از فرنچایز پرطرفدار بتمن در دهه‌ی ۶۰ میلادی ساخته شد و طبیعی است که کیفیت آثار امروزی را نداشته باشد و جلوه‌های ویژه‌ی آن بیش‌ازحد کودکانه و در بعضی لحظات مضحک به نظر برسد اما سکانسی که کمی بعد در موردش صحبت می‌کنیم، حتی در این شرایط هم به شدت عجیب و مضحک است و دادِ طرفداران مرد خفاشی در سراسر دنیا را درآورده.
دیدگاه لسلی اچ مارتینسون و آدام وست در آن دوران به بتمن تا اندازه‌ای طنازانه بود و این شخصیت را به اندازه‌ی امروز جدی نمی‌گرفتند؛ بنابراین همیشه در زرادخانه‌ی بتمن چند سلاح بی‌خود و مضحک وجود داشت که بیش‌تر جنبه‌ی طنز داشتند و معمولا از آن‌ها استفاده‌ای نمی‌شد اما در این میان سلاحی به نام اسپری دفع‌کننده‌ی کوسه وجود داشت که اتفاقا در یک سکانس از آن استفاده شد.
ماجرا از این قرار است که بتمن قصد دارد از طریق یک نردبان طنابی خودش را از دریا نجات دهد و به هلیکوپتر برساند که پایش در دهان یک کوسه گیر می‌کند؛ اگر تصور می‌کنید که ابرقهرمان ما با چاقو یا چیزی شبیه به آن از شر کوسه خلاص می‌شود، سخت در اشتباهید در عوض معلوم نیست این وسط یک اسپری دفع‌کننده‌ی کوسه از کجا گیر می‌آورد و مثل مگس‌کش از آن برای نابود کردن کوسه‌ی غول‌آسا استفاده می‌کند!
ناخن‌های مرد اتمی در فیلم سوپرمن 4: در جستجوی صلح
این فیلم به عنوان چهارمین قسمت از فرنچایز سوپرمن به اندازه‌ای ضعیف بود و با انتقادات منفی مواجه شد که پرونده‌ی مجموعه تا چند سال بسته شد. در این فیلم سوپرمن نبرد نفس‌گیری را با مرد اتمی روی سطح صخره‌ای مریخ آغاز می‌کند.
مرد اتمی مجهز به سلاح عجیب‌وغریبی به نام ناخن‌های نقره‌ای است. طرز استفاده از آن هم بسیار ساده است؛ فقط باید آن‌ها را در پوست نفوذ ناپذیر سوپرمن فرو کند تا مقادیر زیادی از انرژی خورشیدی را وارد بدنش کند و او را در کسری از ثانیه از پا درآورد.
در این‌که ناخن‌های مرد اتمی سلاح قدرتمندی است هیچ شکی نیست اما نحوه‌ی نمایش آن به شدت عجیب است. البته اگر بخواهیم با خودمان صادق باشیم این‌که قوی‌ترین ابرقهرمان زمین از طریق خراش‌های ناشی از ناخن مصنوعی‌های نقره‌ای از دنیا برود، علاوه بر عجیب بودن به شدت مضحک است!
با این اوصاف سکانس مورد نظر بیش از اینکه به نبرد نفس‌گیر یک ابرقهرمان و ابر شرور شبیه باشد به دعوا و گیس و گیس کشی دو کودک شباهت دارد.
زره کول یانگ در فیلم مورتال کامبت
مورتال کامبت جدیدترین اقتباس از یکی از محبوب‌ترین بازی‌های ویدیویی دنیا است و تقریبا به اندازه‌ی طرفداران پروپاقرص، مخالفان سرسختی دارد که معتقدند اصلا در حد و اندازه‌ی بازی نیست.
داستان این قسمت بر شخصیت کول یانگ استوار است و روند تبدیل شدن او به جنگجویی بزرگ با قدرت‌های مافوق بشری را بررسی می‌کند. در بخشی از فیلم پس از این‌که کول یانگ به تهدید خانواده‌اش توسط گورو پی می‌برد به صورت ناگهانی زره ای طلایی با طرحی عجیب و غریب را به تن می‌کند و به یک مبارز جسور تبدیل می‌شود.
ماهیت این زره اصلا عجیب نیست و نخستین کارش محافظت از یانگ در برابر ضربات سهمگین دشمن است اما از آنجایی که بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای و به صورت ناگهانی ظاهر می‌شود و در او قدرت‌های فرا طبیعی ایجاد می‌کند عجیب، غیرقابل‌باور و تا اندازه‌ای مضحک است و با ماهیت خشونت‌آمیز فیلم مطابقت ندارد.
تی در فیلم انتقام جوی سمی
انتقام جوی سمی در دوره خودش از کمدی‌های ابرقهرمانی درجه یک به حساب می‌آمد در این بخش به هیچ عنوان قصد نداریم فیلم‌نامه را نقد کنیم بلکه در مورد سلاحی صحبت می‌کنیم که بسیار عجیب و مضحک است اما به فضای کلی فیلم می‌آید.
ماجرا درباره‌ی ملوین مستخدم باشگاه ورزشی است که یک روز توسط چند شرور مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد، بعد از پنجره به بیرون پرتاب می‌شود و در مخزن مواد شیمیایی فرود می‌آید. فعل‌وانفعالات شیمیایی، ملوین را به موجود بدقیافه‌ای تبدیل می‌کند که قدرت بسیار زیادی دارد. او تصمیم می‌گیرد از ویژگی‌های تازه و نه چندان خوشایندش استفاده و آدم بدها را نابود کند.
نکته‌ی عجیب و بامزه این است که ملوین از تی که پیش‌تر ابزار کارش بوده در مبارزات استفاده می‌کند. البته هر طور که به ماجرا نگاه کنیم او به اندازه‌ای قوی است که با دست خالی هم می‌تواند از پس هر جنبنده‌ای برآید و اصلا لزومی ندارد از تی استفاده کند اما معمولا به عنوان حسن ختام و اطمینان از خفگی کامل قربانی‌ها، تی را فراموش نمی‌کند!
جالب است بدانید این فیلم ابرقهرمانی کلاسیک قرار است به زودی بازسازی شود و احتمالا پیتر دینکلیج در نقش ملوین ظاهر می‌شود. من که از همین‌الان در انتظار حرکات رزمی و آکروباتیک دینکلیج با تی هستم.


source

توسط techkhabari

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *