در این مقاله با تعدادی از بدترین اپیزودهای تاریخ تلویزیون آشنا می‌شوید که پایین‌ترین امتیاز را گرفته‌اند و بدنام شده‌اند.
پیدا کردن یک فیلم یا سریال خوب برای تماشا گاهی وقت‌ها کار سختی است. خیلی از سینما دوستان ترجیح می‌دهند به جای اینکه ساعت‌ها بگردند و خلاصه داستان بخوانند و بین عناوین متفاوت انتخاب کنند، سراغ منابع آنلاینی مثل IMDb بروند و به امتیازهای آن رجوع کنند.
ولی خیلی وقت‌ها هم این قضیه برعکس عمل می‌کند و به جای اینکه با سر زدن به IMDb بفهمیم کدام سریال یا فیلم را ببینیم، متوجه می‌شویم که کدام عناوین را نبینیم و سراغشان نرویم بهتر است.
سریال خانه‌ی پوشالی
تریلر سیاسی نتفلیکس که به نوعی آغازگر سریال‌های ارجینال این پلتفرم هم بود در ابتدا تحسین و تمجید‌های فراوانی دریافت کرد و خیلی از مردم و منتقدها ساختار روایی و شوخی‌های تند و نقش‌آفرینی کوین اسپیسی را ستایش کردند. داستان درباره‌ی یک نماینده‌ی کنگره‌ی فاسد و قدرت‌طلب حزب دموکرات به نام فرانک آندروود و همسرش کلر بود، همسری که به اندازه‌ی خودش تفکرات جاه‌طلبانه داشت و برای رسیدن به مقاصدش از هیچ اقدامی نمی‌گذشت.
تا پیش از فصل پایانی و حذف ناگهانی کوین اسپیسی به خاطر جریانات حول زندگی شخصیش، سریال خانه‌ی پوشالی جزء محبوب‌ترین و جایزه‌بگیرترین سریال‌های این چند ساله بود. ولی فصل آخر همه چیزش خراب شد و نظرهای منفی زیادی گرفت.
قسمت پایانی سریال که در آن مشخص می‌شد چه کسی فرانک آندروود را به قتل رسانده و چرا، کمترین امتیاز را گرفت و خیلی‌ها از نحوه‌ی گره‌گشایی داستان انتقاد کردند و به نظرشان غیرمنطقی آمد.
باب اسفنجی
اپیزودهای باب اسفنجی معمولا دو بخشی هستند و این اپیزود بدنام کم‌امتیاز بیشتر به خاطر بخش دومش مورد انتقاد قرار گرفت. در این بخش باب اسفنجی برای حیوان خانگیش همان حلزون معروف گری دوستی می‌آورد که تنها نباشد.
متأسفانه این دوست جدید حسابی خطرناک و وحشی است و اصلا رفتار خوبی با گری ندارد و حتی چندبار سعی می‌کند او را بکشد. با این حال باب اسفنجی انگار هیچ توجهی به این اتفاق‌ها نشان نمی‌دهد. خیلی از هواداران نسبت به رفتارهای خشنی که به گری روا داشته می‌شود انتقاد داشتند و بی‌اعتنایی باب اسفنجی هم به نظرشان منطقی نمی‌آمد.
سریال ریوردیل
این سریال نوجوان‌پسند شبکه‌ی CW خیلی در بین منتقدان محبوب نیست و فراز و نشیب‌های زیادی داشته. اپیزود موزیکال فصل چهارم یکی از بدترین قسمت‌های سریال به حساب می‌آید که تا الان پایین‌ترین امتیاز را در IMDb گرفته.
در این قسمت شخصیت‌های سریال قطعاتی را از نمایش‌های موزیکال معروف اجرا می‌کنند و می‌خوانند و می‌رقصند. البته نقد و نظرهای کلی نسبت به این اپیزود متناقض است و عده‌ای نحوه‌ی نمایش آن را دوست داشته‌اند و بعضی هم واقعا از دیدنش عصبانی شده‌اند.
سریال نظم و قانون
سریال نظم و قانون: واحد قربانیان ویژه که سالیان درازی است پخش می‌شود ماجرای مأمورین نیروی پلیس نیویورک را روایت می‌کند که درگیر پرونده‌هایی جنایی عموما مربوط به جرایم جنسی می‌شوند. این سریال به حد کافی نامزدی و جایزه‌ی امی و گلدن گلوب دریافت کرده و عموما نظرهای مثبتی نثارش می‌شود، ولی مثل هر سریال طولانی دیگری که سال‌ها ادامه پیدا می‌کند این سریال هم با افت و خیزهای خودش روبه‌رو بوده و برخی اپیزودهایش آن‌چنان موفق از آب در نیامده‌اند.
این اپیزود سریال به دلیل تصویری که از یک مأمور زن در محیطی مردانه نشان می‌دهد مورد هجمه و انتقاد قرار گرفت و خیلی‌ها معتقد بودند که سازندگان و نویسندگان سریال موفق نشده‌اند موقعیت‌ها را باورپذیر در بیاورند. طبق برخی نقدهایی که درباره‌ی این اپیزود نوشته‌اند، همه چیز گویی خیلی کلیشه‌ای اجرا شده و باورپذیر نیست.

وقتی سریالی مثل سیمپسون‌ها باشد و این همه سال و بعد از سی و دو فصل روی آنتن برود و همچنان تماشاگر داشته باشد،‌ می‌توانیم چند اپیزود نه چندان خوب و بد را از آن بپذیریم. در قسمت آخر فصل ۲۳ سریال لیدی گاگا به‌عنوان صداپیشه‌ی مهمان حضور داشت و به لیسا قوت قلب می‌داد تا بعد از اینکه تمام نقشه‌هایش برای کسب شهرت و محبوبیت به هم ریخت، دوباره اعتماد به نفسش را به دست بیاورد.
منتقدها نظرهای متناقضی نسبت به این اپیزود داشتند و هواداران سریال هم از دیدنش سرخورده و ناامید شدند. خیلی‌ها حتی گفتند که این بدترین اپیزود تاریخ سیمپسون‌ها است. عمده نقدهای منفی نسبت به این اپیزود درباره‌ی نحوه‌ی حضور لیدی گاگا بود و اینکه چطور حضور صداپیشه‌ی مهمان را مدیریت کردند.
سریال بازی تاج و تخت
بازی تاج و تخت از محبوب‌ترین و معروف‌ترین آثار این چند ساله بود که همه جا خبرهایش را می‌شنیدیم و هوادارانش چپ و راست درباره‌اش حرف می‌زدند و برای فصل‌های جدیدش با اشتیاقی مثال‌زدنی انتظار می‌کشیدند. ولی متأسفانه پایان‌بندی فاجعه‌باری داشت و خیلی‌ها را عصبانی و سرخورده و ناراحت کرد. تقریبا همه موافق بودند که شش قسمت پایانی سریال شتاب‌زده و بدو فکر ساخته شده بود و ذره‌ای از کیفیت و وسواس فصل‌های قبلی در آن دیده نمی‌شد.
قسمت پایانی کل سریال که سرنوشت شخصیت‌ها را بعد از نبرد نهایی نشان می‌داد به دلایل زیادی مورد هجمه قرار گرفت. اکثر تماشاگران از اینکه خیلی از قصه‌های فرعی سریال روی هوا ول شدند یا به سرانجام قانع‌کننده‌ای نرسیدند گله داشتند. همچنین تغییر ناگهانی و بدون پشتوانه‌ی دنریس تارگرین و تبدیل شدنش به یک شخصیت شرور هواداران را عصبانی کرد. اتفاقی که انگار در هفت فصل قبلی ذره‌ای نشانه از آن وجود نداشت و فاقد زمینه‌چینی‌های لازم بود.
سریال دکستر
هواداران سریال جنایی دکستر برای هشت فصل پیاپی شاهد این بودند که ضدقهرمان محبوب و پیچیده‌اشان زندگی دوگانه‌ی خودش را پیش می‌برد و برای خاموش کردن عطش خون و خون‌ریزی درونش، جنایتکاران را به سزای اعمالشان می‌رساند. یک قاتل سریالی که خودش به دنبال قاتلان سریالی می‌افتاد و بعد از کشتن آن‌ها جسدشان را قطعه قطعه می‌کرد و به ته اقیانوس می‌فرستاد.
با اینکه سریال در طول سال‌های پخشش هواداران سرسختی پیدا کرد، قسمت آخر فصل آخر تعدادی از تندترین و بی‌رحمانه‌ترین نقدها را دریافت کرد. خیلی‌ها معتقد بودند که این بدترین پایانی است که تا به حال برای یک سریال پرطرفدار ساخته شده. هواداران دکستر باورشان نمی‌شد که سرانجام شخصیت محبوبشان که این همه ساعت تماشایش کرده‌اند اینگونه رقم بخورد و با یک پایان دم دستی و کسل‌کننده سر و ته آن جمع شود.
خوشبختانه مینی‌ سریال تازه‌ای از دکستر در راه است و اگر خوش‌شانس باشیم می‌تواند خاطره‌ی تلخ پایان آن را از یاد ببرد. باید منتظر ماند و دید.
سریال آناتومی گری
این درام پزشکی محبوب و واقعا طولانی در این سال‌ها دچار فراز و نشیب‌های زیادی شده و هوادارانش رابطه‌ی پیچیده‌ای با آن دارند. حالا به فصل هفدهم رسیده‌ایم و خیلی از شخصیت‌های محبوب قبلی رفته‌اند و حضور ندارند، ولی شخصیت اصلی مردیت گری همچنان هست و در بیمارستان در کنار همکارانش ماجراهای جدیدی رقم می‌زند.
در فصل یازدهم سریال، یکی از شخصیت‌های محبوب و دوست‌داشتنی آناتومی گری کشته می‌شد و از سریال حذفش می‌کردند. منتقدها نظرهای متناقضی نسبت به این اپیزود داشتند، ولی هواداران سریال اصلا از نحوه‌ی حذف شدن این کاراکتر راضی نبودند و به نظرشان خیلی بد نوشته شده بود و انتظار داشتند چنین شخصیت مهمی با پرداخت بهتر و عمیق‌تری کنار برود.
سریال خون حقیقی
خون حقیقی اوایل کار خیلی خوب شروع کرد و هواداران زیادی هم به دست آورد، ولی یک جایی آن وسط‌ها سازندگان سریال راهشان را گم کردند و به اصطلاح زدند به جاده خاکی. سریال خون حقیقی بر اساس مجموعه رمان «اسرار خون‌آشامان جنوب» (The Southern Vampire Mysteries) نوشته‌ی شارلین هریس ساخته شده بود و ماجرای دختر پیشخدمتی را روایت می‌کرد که قدرت‌ ذهن‌خوانی داشت و با پسر خون‌آشامی به نام بیل کامپتون آشنا می‌شد و رابطه‌ی پیچیده‌ای بینشان در می‌گرفت.
فصل هفتم و پایانی سریال انتقادهای زیادی را برانگیخت و قسمت پایانی آن هم خیلی‌ها را سرخورده کرد. اکثر هواداران از جمع‌بندی و سرانجام شخصیت‌ها راضی نبودند و به نظرشان فصل‌های پایانی سریال به کیفیت اوایلش نبود. با این حال عده‌ای هم از این پایان‌بندی راضی بودند و شکایت چندانی نداشتند.
سریال بافی قاتل خون‌آشام‌ها
این سریال مشهور و محبوب دهه‌ی ۹۰ میلادی که حالا اثری کالت و مهم به حساب می‌آید، الهام‌بخش سریال‌ها و فیلم‌های زیادی بوده و احتمالا ارجاعات زیادی را به آن شنیده‌اید. در خیلی از فیلم‌ها و سریال‌ها و حتی بازی‌های کامپیوتری اشاره‌هایی به بافی می‌شود و شخصیت‌های زیادی را در فیلم‌ها و سریال‌های گوناگونی دیده‌ایم که مستقیم و غیرمستقیم به آن اشاره می‌کنند.
بافی قاتل خون‌آشام‌ها هم جایزه‌های زیادی گرفته و هم هوادارانش هنوز هم آن را دوست دارند و محبوبیتش را از دست نداده. ولی با این همه تعدادی از اپیزدوهایش به‌خوبی بقیه نبودند. این اپیزود از فصل چهارم سریال معمولا به‌عنوان یکی از بدترین قسمت‌های بافی قاتل خون‌آشام‌ها شناخته می‌شود.
عمده‌ی انتقادها نسبت به این اپیزود به خاطر شعاری بودنش است. بافی قاتل خون‌آشام‌ها همیشه جوری پیام‌ها و حرف‌هایش را به بیننده منتقل می‌کرد که توی ذوق نزند و خیلی رو نباشد. ولی در این قسمت خیلی مصنوعی و شعاری حرف‌هایشان را می‌زدند که واکنش منفی هواداران را در پی داشت.
منبع: Screen Rant


source

توسط techkhabari

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *