کیلین مورفی بازیگر مستعد ایرلندی با ایفای نقش تامی شلبی در سریال محبوب «پیکی بلایندرز» (Peaky Blinders) در جایگاه یک ستاره قرار گرفت و در حال حاضر یکی از پرکارترین بازیگران‌ هالیوود است. فرقی نمی‌کند در نقش رهبر مقتدر خانواده‌ی شلبی ظاهر شود یا با بازی‌های روانی مقابل بتمن قرار بگیرد، در هر صورت با عملکرد خیره‌کننده‌اش شخصیت تماشایی را خلق می‌کند.
کیلین مورفی در دهه‌ی گذشته خود را در ژانرهای مختلف محک زده و نشان داده که از پس ایفای نقش‌های دشوار به خوبی برمی‌آید و می‌تواند همدلی مخاطب را نسبت به منفورترین شخصیت‌ها هم برانگیزد. در مورد بهترین نقش‌آفرینی او اختلافات زیادی وجود دارد اما امتیاز IMDb سنگ محک خوبی برای نشان دادن بهترین فیلم‌های او از نگاه مخاطبان است. در ادامه به بهانه‌ی حضور تاثیرگذارش در قسمت دوم یک مکان ساکت «A Quiet Place Part II»، ۱۵ نقش‌آفرینی برتر او را با هم بررسی می‌کنیم.
روی لبه
روی لبه از معدود فیلم‌های کمدی کارنامه‌ی کیلین مورفی درباره‌ی پسر جوانی به نام جاناتان بریچ است که پس از مرگ پدرش دچار فروپاشی عصبی می‌شود و با یک اقدام به خودکشی ناموفق خودش و دیگران را به دردسر میندازد. جاناتان برای گذراندن دوران محکومیتش یا باید زندان را انتخاب کند یا ۳ ماه در یک بیمارستان روانی بستری شود.
او در این کمدی سیاه نقش مردی که از نظر روانی ثبات ندارد را با ظرافت تمام اجرا می‌کند. جاناتان سعی دارد همه‌ی اطرافیان و البته خودش را متقاعد کند که مشکل خاصی ندارد و بی‌دلیل در بیمارستان بستری است، فارغ از این مشکلات روانی او ریشه‌دارتر از چیزی است که فکر می‌کند. مورفی در روی لبه گستره‌ی وسیع توانایی‌هایش در بازیگری را به رخ می‌کشد و حضور تاثیرگذاری دارد.
آنتروپوید
آنتروپوید از یک عملیات واقعی در جنگ جهانی دوم اقتباس شده و هرچند آن‌طور که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفت اما اثر تماشایی از آب درآمد. نام فیلم از عملیات آنتروپوید می‌آید که در سال ۱۹۴۲ اتفاق افتاد در آن سربازان تبعیدی چکسلواکی نقشه‌ی ترور راینهارد هایدریش یکی از افسران تاثیرگذار ارتش نازی را طراحی و اجرا کردند.
کیلین مورفی ایفاگر نقش استوار یوزف گابچیک مغز متفکر این عملیات است و اقتدار، زیرکی و مدیریت این سرباز وطن‌پرست را به خوبی تصویر کرده است. او به خاطر این فیلم  نامزد جایزه‌ی شیر چک شد و نشان داد که از عهده‌ی ایفای نقش یک سرباز چکسلواکی به خوبی برآمده و نظر مثبت منتقدان این کشور را جلب کرد.
به جز مورفی سایر بازیگران هم در آنتروپوید عملکرد قابل توجهی داشتند؛ برای مثال جیمی دورنان که بیش‌تر با فیلم‌های تجاری شناخته می‌شود در این جا نقش سرباز تبعیدی به نام جان کابیس را با ظرافت تمام اجرا کرده است.
صبحانه در پلوتون
صبحانه در پلوتون ماجرای پسری به نام پاتریک است که در کودکی رها و توسط کشیش شهر که پدر بیولوژیکش هم هست و از این موضوع اطلاعی ندارد به سرپرستی گرفته می‌شود. پاتریک در سن نوجوانی رفتارهای متفاوتی نشان می‌دهد و به آرایش و سبک زندگی دختران علاقه نشان می‌دهد. کم‌کم به هویتش به عنوان یک تراجنسیتی پی می‌برد اما از سمت خانواده طرد می‌شود و برای یافتن مادرش راهی سفری ناشناخته شود.
کیلین مورفی از عهده نشان دادن تفاوت‌های پاتریک و سرخوردگی و آزاری که از عدم پذیرش و تحقیر اطرافیانش سرچشمه می‌گیرد، به خوبی برآمد. هرچند صبحانه در پلوتون بهترین نقش‌آفرینی او نیست اما می‌توانست مثل فیلم «پسرها گریه نمی‌کنند» (Boys Don’t Cry) و اسکار هیلاری سوانک، با توجه منتقدان همراه باشد که البته این اتفاق نیفتاد.
کوهستان سرد
کوهستان سرد یکی از متفاوت‌ترین فیلم‌های جنگی است که با کسب ۷۰ نامزدی در جشنواره‌های مختلف (از جمله ۷ نامزدی اسکار) نشان داد که از نظر منتقدان اثر ارزشمندی است. ماجرا در خلال جنگ داخلی آمریکا می‌گذرد و درباره‌ی دختر جوانی (نیکول کیدمن) است که باید با دوری معشوق سربازش (جود لا) کنار بیایید و در شرایط سخت جنگی برای زنده ماندن تلاش کند.
داستان کوهستان سرد ساده است و احتمالا فیلم‌های مشابه دیگری را هم با همین طرح دیده‌اید اما آنچه آن را از سایر آثار هم‌ترازش متمایز می‌کند نقش‌آفرینی‌های ظریف و شسته‌ورفته است؛ مثلا ناتالی پورتمن و رنه زلوگر در نقش‌های فرعی عملکرد خیره‌کننده‌ای دارند یا کیلین مورفی که ایفاگر نقش سرباز سرسختی به نام باردولف است، علیرغم حضور بسیار کوتاهش عملکرد درست و تماشایی را ارائه می‌دهد و در حد و اندازه‌ی یک بازیگر حرفه‌ای ظاهر می‌شود.
آفتاب
آفتاب دومین همکاری کیلین مورفی و دنی بویل پس از فیلم آخرالزمانی «۲۸ روز بعد» (۲۸ Days Later) است. ماجرا در سال ۲۰۵۷ و دنیایی می‌گذرد که خورشید در آن کم‌فروغ‌تر از هر دوره‌ی دیگری است. یک تیم متخصص مامور می‌شوند با سفینه‌ی فضایی ایکاروس ۲ به خورشید سفر کنند و با ایجاد فعل و انفعالات پیچیده، این ستاره را از خاموشی و جهان را از نابودی نجات دهند.
کیلین مورفی در این فیلم ایفاگر نقش رابرت کاپا فیزیکدانی است که راه‌اندازی دستگاه بمب ستاره‌ای را بر عهده‌دارد. او برای نزدیک شدن به نقش از تجربیات فیزیک‌دان مشهور برایان کاکس بهره گرفت و به باور کاکس در این فیلم درخشان ظاهر شده و شباهت زیادی به یک فیزیک‌دان واقعی دارد. مورفی به خاطر این فیلم نامزد دریافت جایزه‌ی بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره‌ی فیلم مستقل بریتانیا و فیلم و تلویزیون ایرلند شد.
آفتاب فیلم مستقلی است که به علت عدم در دستیابی به موفقیت‌های بزرگ تجاری، آن طور که باید و شاید توسط منتقدان دیده نشد اما بدون شک فیلم علمی تخیلی درجه یکی است که از تماشای آن پشیمان نخواهید شد.
شکسته
پیچیدگی‌های سن بلوغ درون‌مایه‌ی اصلی داستان این درام بریتانیایی را تشکیل می‌دهد. ماجرا درباره‌ی دختر نوجوانی است که شاهد چند حمله‌ی خشونت‌آمیز در همسایگی‌شان است. کیلین مورفی نقش معلم موردعلاقه‌ی او را ایفا می‌کند که به دروغ متهم است که یکی از همسایه‌هایش را باردار کرده است.
شکسته صحنه‌های خشونت‌بار زیادی دارد اما مهم‌تر از درگیری‌های فیزیکی، مشکلات درونی است که شخصیت‌ها با آن دست و پنجه نرم می‌کنند و مورفی از پس نشان دادن فشار مضاعفی که بر این معلم وارد می‌شود به خوبی برآمده و در مجموعه نمره‌ی قابل قبولی دریافت می‌کند.
یک مکان ساکت: بخش 2
قسمت اول یک مکان ساکت در سال ۲۰۱۸ اکران شد و فیلم‌نامه‌ی متفاوت و بازی‌های خوب، آن را به یک فیلم ترسناک درجه یک و درخور توجه تبدیل کرد. قسمت دوم این فیلم بالاخره پس از تعویق‌های پی‌درپی ناشی از همه‌گیری کرونا در سال ۲۰۲۱ اکران شد.
خانواده‌ی ابوت پس از مرگ لی باید به زندگی ادامه دهند و برای نجات خودشان با هیولاهای عجیب و غول‌آسایی که به صدا حساس هستند مبارزه کنند. کیلین مورفی مهم‌ترین بازیگری است که به قسمت دوم یک مکان ساکت اضافه شد و ایفای نقش اِمت یکی از دوستان قدیمی خانواده‌ی ابوت را بر عهده‌دارد. او با بحران از دست دادن عزیزانش مواجه شده و انزوا را انتخاب کرده است.
اِمت نقش چالش‌برانگیزی در کارنامه‌ی مورفی است که از پس پیچیدگی‌های این مرد منزوی به خوبی برآمده و به احتمال زیاد در قسمت‌های بعدی یک مکان ساکت هم حضور خواهد داشت. شخصیت اِمت و سرنوشتش شباهت زیادی به حال و روز بسیاری از ما که ناامید شدیم و ترجیح می‌دهیم هیچ کاری نکنیم، دارد و شاید به همین دلیل است که مخاطب ارتباط خوبی با آن برقرار می‌کند.
بادی که در مرغزار می‌وزد
بادی که در مرغزار می‌وزد محصول مشترک انگلستان، ایرلند، آلمان، ایتالیا، اسپانیا، فرانسه، بلژیک و سوئیس از حوادث واقعی مبارزات استقلال ایرلند الهام گرفته شده و روایتگر ماجرای دو برادر ایرلندی است که برای جنگ علیه بریتانیا به نیروهای چریکی می‌پیوندند و درگیر ماجراهای غیرمنتظره‌ای می‌شوند. تعلیق و هیجان مستتر در لحظات مختلف فیلم، تماشای آن را به تجربه‌ای متفاوت و دوست‌داشتنی تبدیل می‌کند.
کیلین مورفی ایفاگر نقش یکی از این دو برادر است که از پس لحظات احساسی فیلم به خوبی برآمده و از آنجایی که به اصالت ایرلندی خودش هم نزدیک است، یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌های کارنامه‌ی او است.
بادی که در مرغزار می‌وزد هم از سوی مخاطبان و هم از سوی منتقدان مورد توجه قرار گرفت؛ به طوری که به پرفروش‌ترین فیلم ایرلندی تاریخ تبدیل شد و جوایزی مثل نخل طلای جشنواره‌ی کن ۲۰۰۶ را هم از آن خود کرد.
28 روز بعد
این فیلم آخرالزمانی شباهت زیادی به حال و روز این روزهای جهان دارد و جالب است بدانید که در دوران همه‌گیری کرونا بسیار دیده شد و نامش دوباره سر زبان‌ها افتاد. ماجرا در شهر لندن اتفاق می‌افتد جایی که ویروس مرگباری شیوع پیدا کرده و مبتلایان را به زامبی تبدیل می‌کند. جیم (کیلین مورفی) و سلنا (نائومی هریس) بازماندگانی هستند که باید برای حفظ بقا با زامبی‌ها مبارزه کنند.
۲۸ روز بعد مملو از صحنه‌های پرتنش و احساسی است و بدون شک جیم یکی از متفاوت‌ترین و بهترین نقش‌آفرینی‌های مورفی است. فیلم با واکنش‌های مثبتی مواجه شد و با فروش ۸۲ میلیون دلاری استقبال باورنکردنی را تجربه کرد، این در حالی بود که بودجه ساخت آن ۸ میلیون دلار بود.
دانکرک
کریستوفر نولان معمولا ترجیح می‌دهد از بازیگرانی که پیش‌تر با آن‌ها همکاری کرده در فیلم‌هایش استفاده کند، کیلین مورفی یکی از بازیگران موردعلاقه‌ی او است که در دانکرک حضوری تاثیرگذاری دارد. این فیلم از بهترین آثار سال ۲۰۱۷ است و با استقبال بالای منتقدان مواجه شد. دانکرک در مجموع ۸ نامزدی اسکار کسب کرد و از این میان اسکار بهترین میکس صدا، بهترین تدوین صدا و بهترین تدوین را از آن خود کرد.
فیلم در بازه‌ی جنگ جهانی دوم می‌گذرد و روایتگر ماجرای واقعی عملیات تخلیه‌ی دانکرک است. این عملیات بعد از محاصره سربازان متحد انگلیس، کانادا، بلژیک و فرانسه توسط نیروهای آلمانی در بندر دانکرکِ فرانسه آغاز می‌شود. کریستوفر نولان این واقعه‌ی مهم را به صورت قصه‌های جداگانه‌ای که در یک زمان واحد اتفاق می‌افتند، روایت می‌کند.
کیلین مورفی در دانکرک عهده‌دار نقش سربازی است که توسط یک کشتی غیرنظامی نجات پیدا می‌کند اما وقتی متوجه می‌شود کشتی به دانکرک بازمی‌گردد برای زنده ماندن با سرنشینان کشتی درگیر می‌شود. نقش او در فیلم کوتاه است اما به تصویر کشیدن فروپاشی عصبی، ترس و استیصال این سرباز درمانده به اندازه‌ای ظریف است که برای همیشه در ذهن طرفدارانش ماندگار شد.
بتمن آغاز می‌کند
شخصیت مترسک با بازی کیلین مورفی برای اولین بار در بتمن آغاز می‌کند، اولین قسمت از سه‌گانه‌ی محبوب کریستوفر نولان به بینندگان معرفی شد. نولان در این فیلم روایتگر زندگی بروس وین (کریستین بیل) از کودکی تا بزرگ‌سالی است و نحوه‌ی مواجه او با ترس‌هایش و تبدیل‌شدن به یکی از محبوب‌ترین ابرقهرمان‌های شهر گاتهام را روایت می‌کند.
مرد خفاشی در بتمن آغاز می‌کند با دو ابر شرور عجیب‌وغریب به نام‌های رأس‌الغول (لیام نیسون) و مترسک مبارزه می‌کند. مترسک در حقیقت یک روانشناس فاسد به نام دکتر جاناتان کرین است که در بیمارستان روانی آرکهام کار می‌کند و به قاچاق مواد در شهر گاتهام مشغول است.
این ابر شرور جنبه‌های شخصیتی پیچیده‌ای دارد و حضور او در سه‌گانه‌ی نولان که نسبت به سایر آثار دی سی فضای تاریک و رئالی دارد، عجیب‌تر هم هست اما مورفی با عملکرد خیره‌کننده‌اش شخصیتی مرموز، ماندگار و باورپذیری را خلق کرده که تماشای فیلم را بسیار لذت‌بخش می‌کند.
شوالیه‌ی تاریکی برمی‌خیزد
کیلین مورفی در همه‌ی فیلم‌های سه‌گانه‌ی بتمنِ کریستوفر نولان حضور دارد . او در آخرین قسمت یعنی شوالیه‌ی تاریکی برمی‌خیزد، بازمی‌گردد تا داستان نصفه‌کاره‌اش را به اتمام برسد. دکتر جاناتان کرین در بدترین اوضاع‌واحوال گاتهام از زندان آزاد می‌شود و در این حالی است که بین (تام هاردی) کنترل شهر را به دست گرفته. دکتر کرین به عنوان قاضی کارش را شروع و برای شهروندان عادی و ثروتمندان شهر حکم صادر می‌کند.
هرچند جاناتان کرین در شوالیه‌ی تاریکی برمی‌خیزد از لباس مبدل مترسک استفاده نمی‌کند اما نقش‌آفرینی مورفی در حد اندازه‌ی یک ابر شرور تماشایی و دلهره‌آور است.
تلقین
تلقین یکی از بهترین همکاری‌های کریستوفر نولان و کیلین مورفی است. این فیلم هم در راستای میل سیری‌ناپذیر او به بازی با زمان ساخته شده و داستان گروهی از متخصصان به سرکردگی فردی به نام دام کاب (لئوناردو دی کاپریو) است که می‌توانند به رویای افراد نفوذ کنند و اطلاعاتی را بدزدند یا سکانس‌هایی را در رویاهایشان جا دهند. مورفی در این فیلم ایفاگر نقش سرمایه‌داری به نام رابرت فیشر است که رویاهایش مورد حمله این تیم قرار می‌گیرد.
بازی مورفی در فیلم دقیقا به اندازه است در عین درست و تماشایی بودن مانع از دیده شدن سایر شخصیت‌ها نمی‌شود و در حد اندازه اسامی بزرگی مثل لئوناردو دی کاپریو، کن واتانابه، ماریان کوتیار و تام هاردی ظاهر شده است؛ این دقیقا همان چیزی است که اثری در حد  اندازه‌ی تلقین به آن نیاز دارد. فیلم در مجموع برنده‌ی چهار جایزه‌ی اسکار از جمله بهترین فیلم‌برداری، بهترین تدوین صدا، بهترین میکس صدا و بهترین جلوه‌های ویژه شد و پایان عجیب و غیرمنتظره آن برای همیشه در تاریخ سینما و ذهن طرفداران ماندگار شد.
پیکی بلایندرز
فیلم‌های سینمایی کارنامه‌ی کیلین مورفی از آثار تلویزیونی او بیش‌تر است اما شکی نیست که با ایفای نقش تام شلبیِ پیکی بلایندرز در حد و اندازه‌ی یک ستاره مطرح شد و بیش‌تر مخاطبان او را به خاطر نقش این گانگستر زیرک و بی‌رحم به خاطر می‌آورند.
ماجرا در دهه‌ی ۲۰ میلادی و پس از جنگ جهانی اول روایت می‌شود و داستان‌های خانواده‌ی گانگستری را به تصویر می‌کشد که به سرکردگی کهنه سربازی به نام تامی شلبی کنترل خیابان‌های بیرمنگام را در دست دارند و برای گذران زندگی روزمره هر عمل خلافی را انجام می‌دهند؛ از قتل و غارت گرفته تا شرط‌بندی غیرقانونی.
شخصیت‌های به یادماندنی زیادی در پیکی بلایندرز حضور دارند اما بدون شک تامی شلبی ستاره‌ی این سریال تلویزیونی است؛ گانگستری خونسرد و بی‌رحم که همه‌ی ماجراهای خانواده بر پایه‌ی تصمیم‌های او شکل می‌گیرد. او به اندازه‌ای بلندپرواز است که از افشای هویت واقعی‌اش ابایی ندارد و در فصول آخر باهوش سرشارش وارد دستگاه حکومتی می‌شود. تامی در مجموع یکی از شخصیت‌های منفی سریال است اما کیلین مورفی با ظرافت تمام از او یک شخصیت جذاب و دوست‌داشتنی ساخته است.
فصل ششم پیکی بلایندرز ساخته شده و به زودی پخش خواهد شد. باید ببینیم تامی شلبی که این بار یک سیاستمدار است چه دردسرهایی برای خودش و خانواده‌اش درست خواهد کرد.
شوالیه‌ی تاریکی
و اما جایگاه اول این فهرست به دومین قسمت از سه‌گانه‌ی بتمن یعنی شوالیه‌ی تاریکی اختصاص دارد. هرچند ستاره‌ی فیلم هیث لجر فقید است و هنوز هم به باور بسیاری بهترین جوکر تاریخ سینما را خلق کرده اما از عملکرد خوب کیلین مورفی در نقش مترسک هم نمی‌توان گذشت.
نقش مترسک در این فیلم مثل قسمت اول محوری نیست اما حضورش به اندازه‌ی شوالیه‌ی تاریکی برمی‌خیزد کوتاه نیست و تنها به چند سکانس محدود نمی شود. در این جا او باند قاچاق خودش را دارد و بین گنگ‌ها و اوباش شهر مواد توزیع می‌کند. همین داستان به مورفی امکان دیوانه‌بازی اساسی می‌دهد و از یک ابرشرور منفور شخصیت تماشایی می‌سازد که مخاطبان از تماشای سکانس‌های مربوط به او لذت می‌برند و آرزو می‌کنند در شوالیه‌ی تاریکی برمی‌خیزد هم در لحظات بیش‌تری حضور داشت.
منبع: screenrant


source

توسط techkhabari

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *