تلویزیون به عنوان یک رسانه‌ی سرگرمی‌ساز طی چند دهه‌ی اخیر پیشرفت‌های محسوس و بزرگی کرده. مدیومی که زمانی جایگاهی پایین‌تر از سینما داشت و خیلی‌ها آن را جدی نمی‌گرفتند، حالا به جایی رسیده که به گواه خیلی‌ها در برخی جهات از هالیوود هم پیشی گرفته است و محصولات متنوع‌تر، جاه‌طلبانه‌تر و تماشایی‌تری از سینما در آن پیدا می‌کنیم.
چیزی که تغییر کرده تنها کیفیت و ابعاد تولیدات تلویزیونی نیست، بلکه نگاه و رویکرد مردم به عنوان تماشاچی و مخاطب هم دچار تغییرات شگرفی شده است و حالا همه ذهنیت متفاوتی دارند. مخاطبان تلویزیون به قدرت یک اپیزود از یک سریال قدرتمند پی برده‌اند و می‌دانند که در چهل دقیقه یا یک ساعت از یک اپیزود سریالی که عالی ساخته شده، چقدر قدرت و توان قصه‌گویی خوابیده.
میانگین امتیازی که کاربران سایت IMDb ثبت می‌کنند وحی منزل نیست، ولی همیشه متر و معیار مناسبی برای بررسی کیفیت و محبوبیت یک سریال و یک اپیزود به حساب می‌آید و با نگاه به آن می‌توانیم اطلاعات خوبی به دست آوریم.
اگر به سراغ فهرست بهترین سریال‌ها بر اساس امتیاز IMDb بروید، با عناوین آشنایی مثل برکینگ بد و بازی تاج و تخت رو به رو می‌شوید، ولی ما اینجا به سراغ امتیازهای ثبت شده برای هر قسمت رفته‌ایم تا ببینیم در سریال‌های گوناگونی که تا به حال ساخته شده‌اند، کدام اپیزودها و قسمت‌ها امتیازهای بالایی گرفته‌اند.
سریال دکتر هو
دکتر هو یکی از طولانی‌ترین سریال‌های تاریخ تلویزیون است که دیگر تبدیل به بخشی از فرهنگ عامه‌ی انگلستان و شاید دنیا شده و عملا از نسل‌های متعددی بیشتر عمر کرده است. قدمت دکتر هو به حدی زیاد است که تعدادی از اپیزودهای قدیمی‌تر آن دیگر جایی در دسترس نیست و حتی دیگر وجود ندارد.
نکته‌ی جالب اینجاست که یکی از بهترین اپیزودهای سریال که امتیاز فوق‌العاده‌ای گرفته قسمتی است که خود دکتر در آن زیاد حضور ندارد. در این قسمت دکتر هو که در سال ۱۹۶۹ گیر افتاده در تلاش است تا جلو «فرشته‌های گریان» () را بگیرد تا نتوانند تاردیس معروفش را بدزدند. فرشته‌های گریان به گواه خیلی‌ها یکی از ترسناک‌ترین هیولاهای کل سریال بود و دکتر هو هم برای اینکار از کمک زنی به نام سالی اسپارو (با بازی کری مولیگان) بهره می‌برد.
سریال ریک و مورتی
شوخی و بازی با جهان‌های موازی و واقعیت‌های جایگزین زندگی از امضاهای اصلی و ایده‌های همیشگی سریال ریک و مورتی است و در اپیزود هفتم از فصل سوم یکی از بهترین نمونه‌های آن را می‌توانید ببینید. در این اپیزود بود که با ارگ ریک‌ها آشنا می‌شدیم، ابرشهری که در آن میلیون‌ها ریک و مورتی از دنیاهای موازی گوناگون جامعه‌ی پنهانی خودشان را تشکیل داده بودند.
در پایان این قسمت نسخه‌ای پلید از مورتی کنترل شهر را به دست می‌گرفت و وقایع و اتفاق‌های مهیجی رقم می‌زد. این اپیزود حسابی تحسین شد و هم هواداران سریال و هم منتقدان ابعاد گوناگون آن را ستودند و جایزه‌ی Annie را به خاطر بهترین فیلم‌نامه در یک سریال انیمیشنی دریافت کرد.
سریال هانیبال
هانیبال از آن سریال‌هایی است که هنگام پخشش آن‌طور که حقش بود به آن توجه نکردند ولی هر چه بیشتر گذشت هواداران بیشتری پیدا کرد و مثل فیلم‌های کالت شد. به‌ویژه بعد از خبر کنسل شدن سریال هواداران زیادی سرخورده شدند و نارضایتی‌ خودشان را ابراز کردند.
این اپیزود نتیجه‌گیری نهایی دو فصل کامل بود و در آن می‌دیدیم که ویل گراهام و جک کرافورد اقدامات نهایی خودشان را علیه قاتل سریال و آدم‌خوار معروف دکتر هانیبال لکتر به کار می‌بستند. نقشه‌ی آن دو در آخرین لحظات به هم می‌ریخت ولی دقایق منتهی به آن از پرتعلیق‌ترین و هیجان‌انگیزترین موقعیت‌هایی بود که تا به حال در تلویزیون ساخته شده است.
سریال مندلورین
قسمت آخر فصل دوم مندلورین دیزنی پر است از لحظات احساسی پیچیده و تأثیرگذار که نفس بینندگان را در سینه حبس می‌کند. البته مشکلاتی هم دارد، مثل چهره‌ی جوان لوک اسکای‌واکر که با جلوه‌های کامپیوتری در آورده‌اند، ولی درام موجود در داستان و حماسه‌ی عظیم ماجراهایش غیر قابل انکار است.
در لحظات پایانی این اپیزود می‌دیدیم که اگر لوک اسکای‌واکر نهایت قدرت خودش را رها کند چه کارهایی از او بر می‌آید. چیزی که هواداران بی‌شمار جنگ ستارگان سال‌ها بود انتظارش را می‌کشیدند. درباره‌ی صحنه‌ی پایانی بین مندلورین و گروگو (همان بیبی یودا) هم که لازم نیست چیز دیگری بگوییم.
سریال مظنون
مظنون شاید به اندازه‌ی سایر اسامی این فهرست معروف و محبوب نباشد، ولی در زمان پخشش هواداران زیادی داشت و در مقطعی به حدی هواخواه داشت که حتی زمان پخش سریالی مثل CSI را به خاطر آن تغییر دادند. این قسمت سریال نقطه‌ی اوج یکی از طولانی‌ترین خط داستانی‌های سریال بود که در آن شخصیت‌های اصلی با هوش مصنوعی پلیدی به اسم سامری مبارزه می‌کردند.
قهرمان اصلی سریال جان ریس (جیم کویزل)‌ با کمک ماشین (هوش مصنوعی با مقاصد خوب و خیر) و دیگر همراهانش قصد داشتند جلو سامری را بگیرند تا یک فاجعه‌ی اقتصادی را روی سر آدم‌های دنیا هوار نکند.
سریال مستر روبات
مستر روبات بدون شک یکی از بهترین سریال‌های این چند سال است که تعدادی از بهترین اپیزودها و نقش‌آفرینی‌ها و داستان‌های تاریخ تلویزیون را تقدیم تماشاگران کرده. این سریال با بازی رمی مالک درباره‌ی پسری با مشکلات روانی و عاطفی متعدد است که از قضا هکر بااستعدادی است و با گروهی آشوب‌طلب آشنا می‌شود که قصد دارند سیستم دنیا را عوض کنند.
این قسمت از فصل آخر سریال مخاطبان را حسابی میخکوب کرد. تنها پیچش‌های داستانی و غافلگیری‌های تکان‌دهنده نبود که باعث می‌شد این اپیزود چنین جایگاهی داشته باشد، بلکه ویژگی‌های بصری و اتمسفر گیرایی برایش خلق شده بود. تمام لحظات این قسمت در یک لوکیشن ثابت می‌گذشت و حس‌وحال یک نمایش تئاتر داشت، حتی بخش‌های متفاوتش هم به پرده‌های مجزا تقسیم شده بود.
سریال چرنوبیل
روایت یک واقعه‌ی تاریخی مهم به صورت یک سریال یا فیلم داستانی چالش‌های بزرگ خودش را دارد و ممکن است به شکست بدی منجر شود. هم باید به واقعیت وفادار بود و تحریفش نکرد، و هم باید آن را دراماتیک و جذاب در آورد تا بیننده جذب شود و ببیند. خوشبختانه سریال چرنوبیل HBO تا حد زیادی موفق شد به هر دوی این‌ موارد برسد.
تحسین و تمجیدی که نثار این سریال شد در نوع خودش بی‌سابقه بود. هم تماشاگران و مخاطبان عادی میخکوبش شدند و زبان به تعریفش گشودند و هم منتقدان بسیاری به تفسیر ویژگی‌های مثبت آن پرداختند. قسمت پنجم و پایانی سریال سرانجامی است بر قصه‌‌ای تلخ و تکان‌دهنده‌ درباره‌ی یکی از بزرگ‌ترین فجایع انسانی تاریخ و سیاست‌ها و پرده‌پوشی‌های حول آن. پایانی درجه‌یک برای یک مینی‌سریال درجه‌یک که امتیازهای بالا حقش است.
سریال بازی تاج و تخت
هر چقدر هم که از پایان‌بندی کلی سریال و دو فصل آخر ناراضی و ناراحت باشیم، نمی‌توانیم فراموش کنیم که فصل‌های قبلی بازی تاج و تخت تعدادی از بهترین و تماشایی‌ترین اپیزودهای تاریخ تلویزیون را به ما تقدیم کرد. نبرد حرام‌زاده‌ها احتمالا از آن اپیزودهایی است که دیگر تکرار نخواهد شد و حس‌وحال ما هم هنگام اولین نوبت تماشایش چیز نابی بود. نبرد حیاتی و سرنوشت‌ساز بین جان اسنو و رمزی بولتون.
رمزی بولتون از همان اولین لحظه‌ی حضورش در سریال به عنوان شخصیت شروری قدرتمند و ذاتا خطرناک و وحشتناک بین هواداران سریال جا افتاده بود و خیلی‌ها انتظار می‌کشیدند که این نبرد بالاخره در بگیرد و نتیجه‌ی کار را ببینند. صحنه‌های مبارزه‌ای که در این اپیزود دیدیم دست کمی از بهترین آثار سینما نداشت و همه می‌دانستیم که شاهد یک اتفاق ویژه هستیم.
حمله به تایتان
حمله به تایتان فقط یک انیمه نیست، به جایگاهی دست‌نیافتنی رسیده و تبدیل به یک تجربه‌ی مهم شده. چیزی که از ژانر خودش فراتر رفته و انگار جدای از سایر انیمه‌ها می‌ایستد. درام پرتنش و اکشن نفس‌گیری که در این اپیزود از سریال وجود داشت واقعا حیرت‌انگیز بود.
فرمانده اروین عملا جوخه‌ای انتحاری همراه خودش می‌برد تا حمله‌ای علیه تایتان جانور  ترتیب دهد  و حواس او را پرت کند، از سوی دیگر لوی از پشت سر پیش می‌آید. یک نبرد حماسی تمام‌عیار و یک اپیزود فوق‌العاده.
سریال برکینگ بد
برکینگ بد یکی از موفق‌ترین و تحسین‌شده‌ترین سریال‌های تاریخ تلویزیون است و شاید بتوان گفت بهترین سریالی است که تا به حال ساخته شده، برای همین تعجبی ندارد که یکی از اپیزودهایش در صدر این فهرست قرار بگیرد،‌ اپیزودی که بالاترین امتیاز در تاریخ سریال‌های تلویزیونی را از آن خودش کرده.
تمام دقایق و لحظات فصل پنجم و آخر برکینگ بد پر است از تنش و تعلیق و هیجان و درام، و قسمت ۱۴ نقطه‌ی اوج تمام این‌هاست. تمام اتفاق‌هایی که والتر وایت از آن وحشت داشت به یکباره روی سرش خراب می‌شود. عضوی از خانواده‌اش جلو چشمانش کشته می‌شود، رابطه‌اش با همسر و فرزندش فرو می‌پاشد و خودش هم مجبور می‌شود زندگیش را رها کند و به ناکجاآباد بگریزد.
منبع: Screen Rant


source

توسط techkhabari

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *