اگرچه بیشتر فیلم‌های ابرقهرمانی مملو از سکانس‌های اکشن و مبارزاتی هستند که هدفی جز میخکوب‌کردن مخاطبان روی صندلی‌هایشان ندارند، اما برخی از این فیلم‌ها علاوه بر سکانس‌های جذاب با یک صحنه‌ی هیجان‌انگیز و تاثیرگذار به پایان می‌رسند. این سکانس‌های پایانی‌ معمولا باعث می‌شوند که فیلم برای مدت طولانی‌تری در ذهن مخاطبان باقی بماند و فیلم‌های مورد نظر را به آثاری به‌یادماندنی تبدیل می‌کنند.
فیلم ابرقهرمانی
یکی از خلاقانه‌ترین انیمیشن‌های ابرقهرمانی‌ای که تاکنون ساخته شده، «شگفت انگیزان» نام دارد که توانست یکی از به یاد ماندنی‌ترین صحنه‌های پایانی فیلم‌های ابرقهرمانی را هم به مخاطبان ارائه کند. در یکی از روزهای خیلی معمولی زندگی پارس، خانواده‌ی ابرقهرمان او با یک ابر شرور جدید مواجه می‌شوند و فیلم یک به یک چهره‌ی شخصیت‌های قهرمان را نشان می‌دهد که به‌سرعت ماسک‌های خود را بر صورتشان می‌گذارند و آماده‌ی نبرد می‌شوند.
این صحنه وقتی جذاب‌تر می‌شود که در «شگفت ‌انگیزان ۲» یعنی همان دنباله‌ای که مدت‌ها در انتظارش بودیم، می‌بینیم که داستان فیلم از همین نقطه آغاز می‌شود. در حالی که فیلم اول قبل از درگیر شدن این خانواده در جنگ بر علیه اشرار به پایان می‌رسد، بینندگان با نگاه کردن به چهره‌ی این افراد به این موضوع پی می‌برند که وقتی این ابرقهرمانان متحد شوند هیچ کس نمی‌تواند آن‌ها را شکست دهد.
فیلم ابرقهرمانی
قطعا «مرد عنکبوتی شگفت انگیز ۲» محبوب‌ترین فیلم مرد عنکبوتی نیست، اما لحظات پایانی آن توانستند به شدت بر روی مخاطبان تاثیر بگذارند. پس از مرگ گوئن، انتظار می‌رفت که فیلم با لحن غم انگیزی به پایان برسد، اما نویسندگان توانستند با گنجاندن پیام مبارزه باید ادامه داشته باشد، کاری کنند که پارکر دست از سوگواری بردارد.
پیتر پس از گوش دادن به سخنرانی فارغ‌التحصیلی گوئن، مجددا عزم خود را جزم می‌کند تا مبارزه با جرم و جنایت را از سر بگیرد و پسر کوچکی را که لباس مرد عنکبوتی پوشیده و با کرگدن روبرو شده بود، نجات دهد. بنابراین «مرد عنکبوتی شگفت انگیز ۲» را می‌توان یکی از فیلم‌هایی دانست که با پایان هیجان انگیز خود توانست امید را در دل مخاطبان زنده کند.
فیلم ابرقهرمانی
سکانس پایانی فیلم «تیغه ۲» ممکن است یکی از منحصربه‌فردترین سکانس‌هایی باشد که تا به حال بر روی پرده‌ی سینما به نمایش در آمده است. صحنه‌ی پایانی این فیلم که درست پس از مرگ بسیار احساسی نیسا در آغوش بلید اتفاق می‌افتد به طرز جسورانه‌ای مضحک است. در این سکانس، یکی از خون‌آشام‌های درجه‌ی پایین که شبی برای تفریح بیرون رفته با بلید برخورد می‌کند و بلید به او می‌گوید فکر می‌کردی که فراموشت می‌کنم؟ درسته؟ و بعد هم با شمشیر خود سر خون آشام را از بدنش جدا می‌کند.
این صحنه نه تنها به مخاطبان نشان می‌دهد که بلید دست از انجام وظیفه‌اش برنداشته بلکه در کل صحنه‌ای خنده دار است، زیرا بسیاری از مردم، خون آشامی را که در اوایل فیلم فرار کرده بود، فراموش کرده بودند.
فیلم ابرقهرمانی
یکی از مشهودترین ویژگی‌های فیلم «مرد عنکبوتی ۳» سکانس پایانی آن است که نشان می‌دهد این شخصیت چقدر پیر شده و باعث شد که این فیلم به یکی از تاثیرگذارترین فیلم‌های ساخته شده در مورد مرد عنکبوتی تبدیل شود. این فیلم که نمایانگر پایان داستان پیتر پارکر و مری جین است، توانست به یک فیلم نوستالژیک محبوب تبدیل شود، به خصوص وقتی که به سکانس پایانی به عنوان یک پایان خوش و قدرتمند نگاه کنیم که در آن یکی از مشهورترین زوج‌های هالیوود با هم آشتی می‌کنند.
رقص پیتر و مری جین نشان دهنده‌ی شروعی تازه برای این کاراکتر است، حتی با این وجود که پارکر کلمه‌ای هم بر زبان نمی‌آورد. در واقع هم طرفداران و هم مری جین می‌توانند از حرکات دست پیتر متوجه شوند که او آماده است تا هر کاری که از دستش برمی‌آید برای مری جین انجام دهد. بنابراین سرانجام می‌توان گفت حماسه توبی مگوایر در این فیلم به نتیجه رسید.
فیلم ابرقهرمانی
فیلم «بتمن» در حال حاضر به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های ابرقهرمانی‌ای در نظر گرفته می‌شود که تا به امروز ساخته شده است. زیرا این فیلم برداشت کاملا جدیدی از قهرمان افسانه‌ای دی‌سی را به مخاطبان نشان داده است. انتخاب جسورانه‌ی رابرت پتینسون برای ایفای نقش بروس وین سرانجام نتیجه داد و حتی این احتمال را هم به وجود آورده که یک دنباله برای این فیلم ساخته شود.
بتمن پس از وقوع سیل در گاتهام به این نتیجه می‌رسد که باید از ماسک و ردای خود برای آرامش بخشیدن به شهرش استفاده کند و به همین خاطر، با زن گربه‌ای خداحافظی می‌کند و گرچه تمایلی به انجام این کار ندارد اما برای همیشه از او جدا می‌شود. پس از اتفاق تلخی که برای گاتهام افتاد این وداع تراژیک می‌تواند شروعی تازه برای بتمن و شهرش باشد. رفتن زن گربه‌ای غم انگیز است اما ضروری به نظر می‌رسد زیرا بتمن باید به تنهایی به راهش ادامه دهد و نباید خودش را به کسی وابسته کند.
فیلم ابرقهرمانی
«جنگ ابدیت» یکی از غم انگیزترین فیلم‌هایی است که تا به امروز در دنیای مارول ساخته شده، اما صحنه‌ی پایانی این فیلم غم انگیز، اندکی طنزآمیز به نظر می‌رسد. تانوس خشمگین به سادگی با یک بشکن نیمی از انسان‌ها و موجودات جهان را می‌کشد و بعد هم به سیاره‌ای دورافتاده می‌رود و با آرامش به افق خیره می‌شود.
چنین تغییر و تحولی در یک شخصیت نه تنها باعث می‌شود که مخاطبان گیج شوند بلکه سکانس مورد نظر را به یک سکانس به یاد ماندنی تبدیل می‌کند. چهره‌ی تونی استارک، کاپیتان آمریکا، ثور و انتقام‌جویان باقی‌مانده، برخلاف چهره‌ی تانوس که آرام به نظر می‌رسد، پر از درد و عجز و ناامیدی است.
این صحنه‌ی پایانی باعث شد که مخاطبان به شدت گیج شوند و مدام به بحث در رابطه با این فیلم بپردازند و در حقیقت می‌توان آن را قویی‌ترین سکانس فاز سوم دنیای مارول دانست.
فیلم ابرقهرمانی
در حالی که صحنه‌های پر تنش فیلمبرداری شده در قطب جنوب بیشتر سکانس‌های فیلم «نگهبانان» را تشکیل می‌دهند، می‌توان گفت مهم‌ترین صحنه‌ی فیلم صحنه‌ای است که در آن همه‌ی شخصیت‌های اصلی به دور هم جمع می‌شوند تا با تفاوت‌هایشان کنار بیایند. بینندگان فقط در صحنه‌ی آخر شاهد سکانسی طنزآمیز هستند.
پس از مرگ غم انگیز رورشاخ، یکی از کارمندان مامور می‌شود تا از بین مطالب ارسالی که در میان آن‌ها مجله رورشاخ هم به چشم می‌خورد یک خبر جالب را انتخاب کند. بنابراین سکانس پایانی فیلم «نگهبانان» را می‌توان بهترین سکانس این فیلم دانست. زیرا این فیلم نشان می‌دهد که هیچ‌کس در پایان برنده یا بازنده نمی‌شود و همه چیز یک قمار دردناک است که عواقب زیادی را برای قمار کنندگان به همراه خواهد داشت.
فیلم ابرقهرمانی
«مرد عنکبوتی ۲» از نظر بسیاری از مخاطبان، محبوب‌ترین و تماشایی‌ترین فیلمی است که در رابطه با مرد عنکبوتی ساخته شده هرچند بیشتر مردم فقط به سکانس‌های اکشن و مبارزات مرد عنکبوتی در این فیلم توجه کرده‌اند. فیلم دوم از سه گانه سم ریمی که می‌توان آن را فیلمی کلاسیک دانست، از سکانس‌های ملودرام برای نشان دادن داستان زندگی یک ابرقهرمان استثنایی استفاده کرده است.
پس از اینکه مری جین نامزد خود را در محراب رها کرد و پیتر پارکر را برگزید، آن‌ها یکدیگر را در آغوش می‌گیرند و به آینده‌ای که با هم خواهند داشت می‌اندیشند. پس از آن مری جین پیتر را تشویق می‌کند که خود را پنهان کند. قطعا این سکانس اندکی هالیوودی و اغراق آمیز است، اما چنان بار عاطفی و نوستالژیکی دارد که هیچ‌کس نمی‌تواند از آن انتقاد کند.
فیلم ابرقهرمانی
یکی از فیلم‌های پیشگام دنیای مارول، «مرد آهنی» بود که توانست تمامی ابعاد شخصیت تونی استارک را در یک سکانس به مخاطبان نشان دهد. استارک دلایل زیادی برای پنهان کردن هویت خود داشت. یکی از دلایل او این بود که باید به شرکت بزرگش رسیدگی می‌کرد و دلیل دیگرش هم انسان‌هایی بودند که دوستشان داشت.
با این حال، او در سکانس پایانی فیلم تصمیم می‌گیرد همه چیز را آشکار کند و به مطبوعات نشان دهد مردی که لباس مرد آهنی را به تن کرده چه کسی است. لبخندی که استارک در این صحنه بر لب دارد گویای همه چیز است. او به خودش افتخار می‌کند زیرا دیگر خیالش آسوده است.
این سکانس آن‌قدر منحصربه‌فرد است که به جرات می‌توان گفت کل دنیای مارول را زیر و رو کرد. هویت مخفی یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های اکثر ابرقهرمانان این دنیای سینمایی به حساب می‌آید با این حال تونی استارک اولین ابرقهرمانی بود که در همان نخستین فیلم هویت خود را برملا کرد.
فیلم ابرقهرمانی
صحنه‌ی پایانی «شوالیه تاریکی برمی‌خیزد»، باعث می‌شود که هر مخاطبی یک نفس راحت بکشد و با لبخندی بر لب به پایان داستان بروس نگاه کند. اگرچه ممکن است چنین صحنه‌ای همان چیزی نباشد که مخاطبان از فیلم‌های ابرقهرمانی مملو از سکانس‌های اکشن انتظار دارند، اما بی‌تردید راه خوبی برای پایان دادن به داستان بروس وین است زیرا او در طول این سری فیلم‌ها رنج زیادی را تحمل کرد.
صحنه‌ای که در آن آلفرد و بروس برای هم سر تکان دادند نشان می‌دهد که گاهی حرکات ساده می‌توانند بسیار رساتر از کلمات باشند و بار احساسی زیادی را در خود بگنجانند. در پایان نیز، فیلم رابین را نشان می‌دهد که وارد غار بتمن می‌شود و در کل می‌خواهد به مخاطبان بگوید که راه بتمن ادامه پیدا خواهد کرد.
منبع: screenrant


source

توسط techkhabari