بهترین گوشی‌های هوشمند بالارده و پرچم‌دار در بازه قیمتی ۱۱ تا ۵۰ میلیون تومان کدام هستند؟ در این بخش از راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ، برگزیده‌ترین گوشی‌های بالارده بازار را برای شما معرفی و بررسی کرده‌ایم.
با اینکه این روزها، به خاطر وضعیت اقتصادی عجیب و نامتعادل بودن قیمت‌ها، قدرت خرید اکثریت مردم به گوشی‌های میان‌رده و حتی پایین‌رده کشیده شده، اما هنوز گوشی‌های هوشمند پرچم‌دار جایگاه به خصوص خود را دارند و اقبال خوبی نسبت به این هیولاهای جیبی وجود دارد. در این بخش از راهنمای خرید بهترین گوشی‌های هوشمند دیجی‌کالا مگ، ما به سراغ بهترین گوشی‌های بالارده و پرچم‌دار بازار در بازه قیمتی ۱۱ تا ۵۰ میلیون تومان رفته‌ایم و به معرفی آنها و بررسی نقاط ضعف و قوت‌شان پرداخته‌ایم.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
در اولین قدم راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ، به سراغ بازه‌ی قیمتی ۱۱ تا ۱۵ میلیون تومان رفته‌ایم. با اینکه از لفظ پرچم‌دار استفاده کرده‌ایم، ولی تعدادی از گوشی‌های این رده‌ی قیمتی عملا نام «پرچم‌دار» را یدک نمی‌کشند، اما به خاطر بازه‌ی قیمتی آنها و اینکه از قدرت سخت‌افزاری بهتری نسبت به بازه‌های قیمتی قبلی برخوردار هستند، در رده‌ی پرچم‌داران ما قرار دارند. البته، پرچم‌داران برنزی!
ظرفیت ۲۵۶ گیگابایت و رم ۸ گیگابایت | از ۱۳,۰۰۰,۰۰۰ تومان
راهنمای خرید گوشی پرچمدار
گوشی جدید سامسونگ گلکسی A73 را می‌توان یک میان‌رده شبه پرچمدار تلقی کرد که به خاطر مشخصات ظاهری و داخلی بسیار بارز و باکیفیتش، ارزش خرید فوق‌العاده بالایی دارد.
صفحه‌نمایشی با ابعاد ۶.۷ اینچ و رزولوشن ۱۰۸۰×۲۴۰۰ پیکسل از نوع سوپرامولد که توانایی نمایش ۳۹۳ پیکسل در هر اینچ را دارد. بهره بردن از پنل سوپر امولد در کنار مشخصات فنی، سبب شده تا عملکرد بسیار با‌کیفیتی را از این صفحه‌نمایش شاهد باشید. نرخ بروزرسانی ۱۲۰ هرتز هم سبب شده تا با صفحه‌نمایش روان و بدون لگ رو‌به‌رو باشید و از طرفی در اجرای بازی‌هایی با گرافیک بالا مثل کال‌آف‌دیوتی موبایل، کیفیت بهتری به نسبت صفحات‌نمایش با نرخ بروزرسانی ۹۰ هرتز شاهد باشید. Corning Gorilla Glass 5 هم از صفحه‌نمایش در برابر افتادن و ضربات احتمالی محافظت می‌کند.
سامسونگ Galaxy A73 5G به یکی از بهترین پردازنده‌های میان‌رده موجود در بازار، یعنی پردازنده اسنپدراگون ۷۷۸G 5G شرکت کوالکام مجهز شده است. در این مورد باید بگوییم که Galaxy A73 5G به‌خوبی از پس اجرای بازی‌های حتی سنگین مثل کال‌آف‌دیوتی موبایل و آسفالت ۹ برمی‌آید و با حضور صفحه‌نمایش قدرتمند ۱۲۰ هرتز، تجربه گیم‌پلی بسیار جذابی را برای شما به‌همراه دارد.
در بخش سنسور‌های دوربین هم سامسونگ چیزی برای این گوشی هوشمند کم نگذاشته است. سنسور دوربین اصلی با رزولوشن ۱۰۸ مگاپیکسل سبب شده تا در نور روز خروجی تصاویر بسیار با‌کیفیتی را شاهد باشید که جزئیات با دقت بسیار بالایی نمایش داده می‌شود. این سنسور دوربین اصلی به قابلیت بسیار جذاب لرزشگیر اپتیکال یا همان OIS مجهز شده است که لرزش‌های ناخواسته هنگام ثبت تصویر و فیلمبرداری را به‌خوبی حذف می‌کند و در نهایت خروجی بهتری را شاهد خواهید بود. لازم به ذکر است که لرزشگیر‌های فیزیکی اپتیکال به نسبت لرزشگیر‌های دیجیتال یا همان EIS عملکرد بهتری دارند.
یکی دیگر از نقاط قوت Galaxy A73 5G بهره بردن از سنسور دوربین فوق عریض (ultrawide) ۱۲ مگاپیکسل است که باید گفت چیزی کم از یک گوشی پرچمدار ندارد. سنسور دوربینی که با زاویه دید گسترده امکان ثبت تصاویر بسیار جذابی را برای مثال در طبیعت را به شما می‌دهد. باید بدانید که Galaxy A73 5G به یکی از قدرتمند‌ترین سنسور‌های دوربین فوق عریض در بین گوشی‌های هوشمند میان‌رده مجهز شده است.
دو سنسور دوربین ۵ مگاپیکسل از نوع ماکرو و سنجش عمق به ترتیب برای ثبت تصاویر از فاصله نزدیک و کمک به ثبت هرچه بهتر تصاویر پرتره توسط سنسور دوربین اصلی در نظر گرفته شده‌اند. حضور سنسور دوربین سلفی ۳۲ مگاپیکسل هم سبب شده تا در نور روز عملکرد بسیار خوبی را شاهد باشید و البته در نور شب هم عملکرد قابل قبولی دارد ولی نباید توقع حذف بالای نویز‌های موجود در نور شب را داشته باشید. اما نکته جالب توجه این سنسور دوربین سلفی همانند سنسور دوربین اصلی، توانایی ضبط ویدیو با حداکثر کیفیت ۴K و سرعت ۳۰ فریم در ثانیه است.
باتری با میزان ظرفیت ۵۰۰۰ میلی‌آمپر‌ساعت هم انتخاب مناسبی بود که به ازای هر بار شارژ صد درصدی، توانایی ارائه طول عمر مفید (زمان آماده به‌کار) دو روز را در شرایط استفاده معمولی دارد. البته باید بدانید که متاسفانه این گوشی از داشتن آداپتور شارژر محروم شده است و باید آداپتور شارژر را به‌عنوان وسیله جانبی جداگانه خریداری کنید. اما توانایی پشتیبانی از فناوری شارژ سریع با توان ۲۵ وات را دارد.
ظرفیت ۱۲۸ گیگابایت و رم ۳ گیگابایت | از ۱۴,۲۰۰,۰۰۰ تومان
بهترین گوشی پرچم‌دار
هدف اپل از عرضه‌ی این محصول کوچک و جمع و جور، ترغیب افرادی با بودجه‌های محدود‌تر به ورودشان به اکوسیستم اپل و البته iOS بوده است. بالاخره به اولین عضو از خانواده‌ی اپل در راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ رسیدیم. آیفون SE 2020، یکی از محصولات نسبتا مقرون‌به‌صرفه و جمع‌و‌جور اما قدرتمند کمپانی اپل است. اگر بخواهیم در یک جمله  از این گوشی تعریف کنیم، باید بگوییم که هر آنچه که شما از سخت‌افزار آیفون ۱۱ دیده‌اید را می‌توانید به صورت فشرده در SE 2020 مشاهده کنید.
صفحه‌نمایش ۴.۷ اینچی در ظاهری قرار گرفته که ما را به یاد دوران قدیمی‌تر آیفون می‌اندازد و به هیچ وجه حس یک گوشی هوشمند مدرن را القا نمی‌کند. حاشیه‌های بالا و پایین زیاد هستند و احتمالا برای کسانی که می‌خواهند از گوشی‌های امروزی که حاشیه‌های کمی دارند به آیفون SE مهاجرت کنند، کار راحتی نخواهد بود.
با در دست گرفتن آیفون SE 2020 اولین چیزی که حس می‌کنید وزن ۱۴۸ گرمی و بسیار سبک آن است. اپل جک ۳.۵ میلی‌متری هدفون را هم از این گوشی حذف کرده و فقط یک پورت لایتنینگ را روی این گوشی مشاهده می‌کنیم. با این حال اپل یک جفت ایرپاد سیمی با کانکتور لایتنیگ در جعبه قرار داده که از کیفیت خوبی هم برخوردار است.
وقتی آیفون X به بازار آمد، طراحی جدید اپل جایی برای دکمه هوم همیشگی آیفون نداشت اما حالا بعد از مدت‌ها در آیفون SE 2020 به همان دکمه هوم برگشتیم که نقش تاچ آیدی را هم ایفا می‌کند. سرعت و دقت این دکمه فوق‌العاده است و کارایی عالی در عملکردهای مختلف به خصوص بازکردن قفل گوشی دارد.
صفحه‌نمایش IPS آیفون SE 2020 وضوحی برابر با ۱۳۳۴ در ۷۲۰ دارد که تراکم ۳۲۶ پیکسل در هر اینچ آن، یک خروجی نسبتا مطلوب و قابل قبول را ارائه می‌دهد. با توجه به این نکته که چنین وضوحی در یک صفحه ۴.۷ اینچی به کار گرفته شده است، احتمالا اپل می‌تواند تا حد زیادی توجیح‌مان کند.
تغییر بزرگ آیفون SE 2020 سخت‌افزار تغییر یافته‌ آیفون ۸ است. اپل هر آنچه که در دل آیفون SE 2020 قرار دارد را تغییر داده تا عملا با یک گوشی مدرن و پر قدرت روبه‌رو باشیم. این تغییرات بر پایه آیفون ۱۱ است و در دل هر دوی این آیفون‌ها، ما تراشه A13 Bionic را می‌بینیم که بر پایه لیتوگرافی ۷ نانومتری پیاده‌سازی شده است. در تست‌های انجام شده، آیفون SE 2020 ار لحاظ کارکرد پابه‌پای آیفون ۱۱ حرکت می‌کند و از پس هر عملکردی مانند برنامه‌ها و اجرای بازی‌های سنگین درست مانند آیفون ۱۱ بر می‌آید. حتی آیفون ۱۲ نیز که از تراشه A14 Bionic استفاده می‌کند، فقط کمی از آیفون SE 2020 قوی‌تر است.
اما نکته‌ای که وجود دارد این است که اپل حتی کمی هم از قدرت بازدهی آیفون SE 2020 کاسته است و دلیل اصلی آن، باتری ۱۸۲۱ میلی‌آمپر ساعتی درون این گوشی است. ظرفیت بسیار پایین این باتری در صورتی که سخت‌افزار آیفون ۲۰۲۰ بخواهد از تمام توانایی خود استفاده کند، به سرعت خالی می‌شود و اپل مجبور بوده برای حفظ تعادل میان قدرت و شارژ باتری، دست به چنین کاری بزند.
اپل در آیفون SE 2020 مقدار ۳ گیگابایت حافظه رم لحاظ کرده که یک گیگابایت نسبت به آیفون ۱۱ کمتر است. این کار هم قطعا به خاطر پایین‌تر آوردن هزینه و البته عمر بیشتر باتری بوده است. با این حال این ۳ گیگابایت رم کار خود را به خوبی انجام می‌دهند.
سخت‌افزار دوربین همان چیزی است که در آیفون ۸ دیده‌ایم. دوربین ۱۲ مگاپیکسلی با دیافراگم f/1.8، لنز شش عنصری و پوشش شیشه‌ای یاقوت کبود برای استحکام آن. اپل اطلاعاتی در مورد سنسور به طور دقیق نداده است اما فکر می‌کنیم که سنسور تغییرات نامحسوسی به خود دیده است. آیفون SE 2020 در تست‌های خود مقابل آیفون ۱۱ پرو مکس، آیفون XS مکس و آیفون ۸ پلاس قرار گرفت و توانست به خوبی با آنها رقابت کند.
کیفیت تصاویر در آیفون SE 2020 به لطف پردازنده پر قدرتش بسیار خوب است. دوربین آیفون SE 2020 تمایل زیادی به نوردهی دارد و از لحاظ کیفیت و جزئیات پابه‌پای آیفون ۱۱ و حتی نزدیک به آیفون XS 2018 عمل می‌کند. اما از آنجایی که فقط یک لنز عریض در پشت آیفون SE 2020 داریم و خبری از لنز تشخیص عمق نیست، عمق میدان در تصاویر این گوشی قوی خیلی جالب نیست.
در جلوی گوشی ما یک دوربین سلفی ۷ مگاپیکسلی را داریم که کار خود را به خوبی انجام می‌دهد و می‌تواند به مانند هر آیفون دیگری، تصاویر سلفی خوبی را ثبت کند. با این حال استفاده از گزینه پرتره خیلی جالب نیست و شاید این دوربین برای ثبت تصاویر سلفی معمولی مفید‌تر باشد.
آیفون SE 2020 در بخش ضبط ویدیو فوق‌العاده کار می‌کند. این گوشی می‌تواند در تمامی رزولوشن‌ها و نرخ فریم‌های محبوب مانند ۴K@60fps، ۳۰fps, 24fps و ۱۰۸۰p@30/60/120/240fps ویدیوهای باکیفیتی را ثبت کند. لرزشگیر اپتیکال روی همه حالت‌ها کار می‌کند و در همه ویدیوهای ۳۰ فریم بر ثانیه تثبیت‌کننده سینمایی در کنار گستردگی دامنه پویا کار خود را به بهترین شکل انجام می‌دهند.
دوربین بیشترین کارایی خود را در رزولوشن ۱۰۸۰p و هر دو نرخ ۳۰ و ۶۰ فریم نشان می‌دهد. جزئیات زیاد است و محدوده دینامیکی عالی است. ویدیوهای ۱۰۸۰p ضبط شده با این گوشی را می‌توان یکی از بهترین نمونه‌ها در تمام گوشی‌های هوشمند بازار دانست. لرزشگیر اپتیکال و سینمایی در تمام وضوح و نرخ فریم، هم در دوربین اصلی و هم دوربین سلفی بهترین عملکرد ممکن را دارند.
در آخر هم به باتری ۱۸۲۱ میلی‌آمپر ساعتی آیفون SE 2020 می‌رسیم. شما می‌توانید آیفون SE را با شارژر قدیمی ۵ واتی، شارژر ۱۸ واتی Pro یا هر شارژر USB-PD شارژ کنید. آیفون SE همچنین از شارژ بی‌سیم پشتیبانی می‌کند که یک مزیت برای آن محسوب می‌شود.
آیفون SE با یک دوشاخه شارژر معمولی ۵ ولت ۱ آمپر عرضه می‌شود که در ۳۰ دقیقه، یک باتری کاملا خالی را ۲۷ درصد شارژ می‌کند و برای شارژ کامل به ۲ ساعت و ۳۰ دقیقه زمان نیاز دارد. ما همچنین آیفون SE را با شارژر ۱۸ واتی آیفون ۱۱ پرو آزمایش کردیم که در نتیجه، باتری خالی SE 2020 در ۳۰ دقیقه حدود ۵۷ درصد پر شد و برای شارژ کامل حدود ۱۰۰ دقیقه زمان برد. حجم پایین باتری آیفون SE 2020 به خاطر سایز کلی آن قابل توجیح است. با یک بار شارژ کامل می‌توانید ۱۳ ساعت وب‌گردی کنید یا ۹ ساعت ویدیو ممتد تماشا کنید. در حالت آماده به کار هم می‌تواند ۵۹ ساعت دوام بیاورد.
ظرفیت ۲۵۶ گیگابایت و رم ۱۲ گیگابایت | از ۱۳,۷۰۰,۰۰۰ تومان

نسخه‌ Pro گوشی شیائومی ۱۱T یکی از گزینه‌های پرقدرتی است که در بازه قیمتی ۱۲ میلیون تومان راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ قرار دارد. گوشی هوشمندی که از یکی از قوی‌ترین پردا‌زنده‌های حال حاضر اسنپدراگون بهره می‌برد، صفحه‌نمایش خارق‌العاده‌ای دارد، دوربین‌های پرقدرتی در اختیار دارد و یکی از ویژگی‌های منحصر به فردش، شارژر ۱۲۰ واتی آن است.
گوشی ۶.۶۷ اینچی شیائومی ۱۱T Pro با ضخامت ۸.۸ میلی‌متر، ابعاد بزرگی دارد و شاید برای کسانی که دست‌های کوچکی دارند، خیلی مناسب نباشد. اسکنر اثر انگشت همچنان در لبه گوشی و روی دکمه پاور کار شده که بسیار هم سریع عمل می‌کند در حدی که تنها به یک میلی‌ثانیه برای باز شدن قفل گوشی پس از لمس انگشت، زمان نیاز دارد. دکمه تنظیم صدا در بالای دکمه پاور کار شده و پورت USB-C را هم می‌توان در قسمت پایین گوشی مشاهده کرد. البته خبری از جک ۳.۵ میلی‌متری هدفون نیست و طرفداران هدفون‌های سیمی باید از دانگل استفاده کنند.
برآمدگی دوربین که ما در مدل‌های Mi 10T Pro می‌دیدیم، این بار در شیائومی ۱۱T به حداقل رسیده و آزاردهنده نیست. با این حال قاب پلاستیکی پشت تا حد زیادی مستعد به جا ماندن اثر انگشت و لک است و نمی‌توان همیشه آن را تمیز نگه داشت.
صفحه‌نمایش شیائومی ۱۱T Pro پنلی AMOLED در سایز ۶.۶۷ اینچی است که مقداری از صفحه‌نمایش ۶.۸۱ اینچی Mi 11 کوچکتر است. وضوح صفحه‌نمایش ۲۴۰۰ در ۱۰۸۰ پیکسل است که در نوع خود استاندارد و خوب کار می‌کند و وضوح بالایی دارد. شاید اگر آن را در کنار Mi 11 که رزولوشن QHD دارد قرار دهیم، تفاوت‌هایی را احساس کنید اما مشهود نیست.
نرخ نوسازی تصویر در شیائومی ۱۱T Pro به ۱۲۰ هرتز می‌رسد که باعث می‌شود تصاویر نمایشگر صاف و شفاف به نظر برسند. این نرخ همچنین بیشتر در شبکه‌های اجتماعی و هنگام بازی می‌تواند خودنمایی کند.
شیائومی ۱۱T Pro از چیپ‌ست اسنپدراگون ۸۸۸ استفاده می‌کند که یکی از بهترین چیپ‌ست‌های اندرویدی محسوب می‌شود و در گوشی‌های پرچم‌دار مورد استفاده قرار می‌گیرد. با اینکه این چیپ‌ست از هر لحاظی می‌تواند نیازهای کاربر را تامین کند، هر برنامه‌ای را اجرا کند و در بازی‌های سنگین بهترین کیفیت ممکن را ارائه دهد، اما کمی از سایر گوشی‌هایی که از این پردازنده استفاده کرده‌اند‌، ضعیف‌تر است. برای مثال امتیاز Mi 11 و Mi 11 Ultra با چیپ‌ست مشابه از شیائومی ۱۱T Pro بهتر است. حتی گوشی‌های گلکسی S20 FE و وان‌پلاس ۸ پرو با چیپ‌ست اسنپدراگون ۸۶۵ عملکرد بهتری داشتند.
به نظر می‌آید یکی از دلایلی که باعث افت عملکرد چیپ‌ست می‌شود، داغ‌ کردن آن است. هنگام انجام کارهای فشرده یا اجرای بازی‌های سنگین، گوشی خیلی زود داغ می‌کند که خیلی زودتر از سایر دستگاه‌ها با چیپ‌ست مشابه است. با تمام این‌ها، شیائومی ۱۱T پرو یک گوشی پرسرعت است. بازی‌ها روان اجرا می‌شوند و می‌توان با حداکثر گرافیک و تنظیمات ممکن، از آنها لذت برد. داغ کردن گوشی آزاردهنده نیست و در طولانی مدت هم مشکلی برای گوشی پیش نمی‌آورند، اما همیشه آن را باید در نظر داشته باشید.
شیائومی ۱۱T Pro از همان دوربین ۱۰۸ مگاپیکسلی اولیه و دوربین تله ماکرو ۵ مگاپیکسلی مشابه Mi 11 معمولی استفاده می‌کند. دوربین‌های فوق عریض و سلفی به ترتیب ۸ و ۱۶ مگاپیکسلی هستند که اندکی وضوح‌شان پایین است.
دوربین اصلی ۱۰۸ مگاپیکسلی در موقعیت‌هایی که نور کافی وجود داشته باشد، تصاویری مناسب با کنتراست خوب، رنگ‌های روشن و جزئیات زیاد را می‌تواند ثبت کند. تصاویر در حالت استاندارد با رزولوشن ۲۷ مگاپیکسل ثبت می‌شوند که از طریق قابلیت Pixel Binning، چهار پیکسل در یک پیکسل ترکیب می‌شوند.
با فعال کردن حالت ۱۰۸ مگاپیکسلی، عکس‌های ثبت شده جزئیات‌شان فوق‌العاده زیاد می‌شود که برای انجام ویرایش بسیار مناسب هستند. با این حال مقداری رنگ‌ها و روشنایی می‌تواند کمتر باشد به خصوص اگر شرایط نوری خیلی استاندارد نباشد. در شرایط نور کم، شیائومی T11 Pro کار سختی در پیش دارد به طوری که نویز در تصاویر بیشتر دیده می‌شود.
دوربین فوق‌عریض ۸ مگاپیکسلی می‌تواند تصاویری با رنگ‌های خیلی نزدیک به دوربین اصلی ثبت کند. به خاطر رزولوشن کمتر، برخی تصاویر دارای مناطقی دانه دانه هستند که البته از فاصله نزدیک مشهود می‌شوند. تماشای تصاویر فوق‌عریض در صفحه‌نمایش گوشی مناسب است اما در صفحه‌های بزرگ می‌توان ایراداتش را متوجه شد.
دوربین ماکرو ۵ مگاپیکسلی در شیائومی ۱۱T Pro خوش می‌درخشد. با این سنسور می‌توان تصاویر ماکرو و کلوزآپ زیبایی ثبت کرد. تعداد کمی از گوشی‌های هوشمند هستند که چنین سنسور ماکرو خوبی در اختیار دارند و می‌توانند به دوربین تله شیائومی نزدیک شوند.
دوربین ۱۶ مگاپیکسلی سلفی هم از کیفیت خوبی برخوردار است و می‌تواند تصاویر سلفی با کیفیتی را ثبت کند که برای شبکه‌‌های اجتماعی بسیار مناسب است.
دوربین اصلی شیائومی ۱۱T Pro می‌تواند تا وضوح ۸K و نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه ویدیو ضبط کند. هر دو وضوح ۴K و ۱۰۸۰p را هم می‌توان با نرخ ‌های ۳۰ و ۶۰ فریم استفاده کرد. لرزشگیر دیجیتال برای همه رزولوشن‌ها و نرخ فریم‌ها به جز ۸K و ماکرو در دسترس است.
برای دوربین اصلی، حالت Steady Mode وجود دارد که می‌توان از آن برای فیلم‌برداری از یک سوژه ثابت استفاده کرد. با این حالت، می‌توان تمام تمرکز دوربین را روی سوژه قرار داد و بیشتر روی کیفیت تمرکز کرد تا ثبات حرکت. حالت فوکوس صدا نیز وجود دارد که به وسیله آن، می‌توان صدای بیشتری را از سوژه دریافت کرد.
نرخ بیت ویدیو برای رزولوشن ۸K به مقدار ۱۲۸ مگابیت در ثانیه، ۴K به مقدار ۵۰ مگابیت بر ثانیه و برای ۱۰۸۰p به مقدار ۲۰ مگابیت در ثانیه است. در حالی که صدا همیشه به صورت استریو با نرخ بیت بالا ۳۲۰ کیلوبیت در ثانیه ضبط می‌شود.
ضبط ویدیو در رزولوشن ۸K مناسب است، اما محدودیت ۶ دقیقه‌ای دارد. رنگ‌ها ستودنی هستند و کنتراست، محدوده دینامیکی و وضوح فوق‌العاده است. با این حال یک مقدار جزئیات در سطح متوسط قرار دارد. اما وقتی روی ۴K سوییچ می‌کنیم، شرایط حتی بهتر از قبل می‌شود. وضوح در این حالت زیاد است و کیفیت از هر لحاظ خوب است.
شیائومی ۱۱T پرو از یک باتری با ظرفیت ۵۰۰۰ میلی‌آمپر ساعت استفاده می‌کند. وقتی این باتری را در کنار نمایشگر بزرگ، نرخ نوسازی تصویر بالا، چیپ‌ست پرانرژی و مودم ۵G قرار می‌دهیم،‌ متوجه می‌شویم که نباید از باتری انتظار نتایج خارق‌العاده داشت.
در استفاده‌های محدود، می‌توان یک روز کامل را با گوشی سر کرد. اما اگر از آن دسته کاربرانی هستید که همیشه گوشی دست‌تان است، مدام در شبکه‌های اجتماعی هستید، ساعت‌هایی را بازی می‌کنید و در کل، استفاده‌های زیادی از گوشی می‌کنید، امکان دارد برای آخر روز مجبور باشید هر چه سریع‌تر گوشی را به شارژ بزنید.
البته نکته جالب شیائومی ۱۱T پرو در شارژر آن است. این گوشی به یک شارژر ۱۲۰ وات مجهز است که تنها در ۱۷ دقیقه می‌تواند گوشی شما را از صفر به صد برساند. عددی شگفت‌انگیز و خیره‌کننده که این روزها بسیار کم دیده می‌شود.

در اینجا به یکی از وسوسه‌ برانگیزانه‌ترین گوشی‌های رده قیمتی ۱۲ میلیون تومان راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ رسیدیم. گوشی Edge 20 Pro موتورولا که با رم ۱۲ گیگابایتی، صفحه OLED و دوربین ۱۰۸ مگاپیکسلی خود، مانند الماسی می‌درخشد.
موتورولا Edge 20 پرو یک گوشی بزرگ است و احتمالا برای کسانی که دستان کوچکی دارند خیلی مناسب نباشد. عرض نسبتا زیاد و نحوه قرارگیری دکمه‌های روی لبه طوری است که کمی بیشتر از گوشی‌های بزرگ دیگر باید به زحمت بیوفتید. در مقام مقایسه، این گوشی بلند‌تر و عریض‌تر از گوشی شیائومی Mi 11 Ultra است که آن هم گوشی بزرگی محسوب می‌شود.
سنسور اثر انگشت که روی لبه سمت راست گوشی قرار دارد، آنقدر بالا است که به زحمت می‌توانید انگشت خود را به آن برسانید. در بالای اسکنر اثر انگشت دکمه تنظیم صدا قرار دارد که عملا دسترسی به آن با یک دست و به صورت عادی غیرممکن است.
موتورولا Edge 20 پرو بر خلاف بسیاری از گوشی‌های سری Moto، جک هدفون ۳.۵ میلی‌متری ندارد و فقط پورت USB-C را می‌توانیم در قسمت پایینی گوشی ببینیم.
ماژول دوربین در قسمت پشت گوشی یک برجستگی مستطیل‌ شکل است که شامل سه لنز، فلش و میکروفون زوم صدا است. طراحی این بخش تمیز و خوب کار شده و آنقدر ضخیم نیست که به چشم بیاید یا در هنگام گذاشتن گوشی در جیب کاربر را دچار مشکل کند.
این گوشی در دو مدل عرضه شده که یکی پشت آن کاملا از شیشه گوریلا گلس ۵ است و مدل دیگر از چرم وگان گیاهی استفاده شده که ظاهر زیبایی به گوشی داده است. متاسفانه موتورولا Edge 20 پرو فاقد هرگونه استاندارد IP است اما خود موتورولا ادعا کرده که گوشی ضد آب است. با این حال، جدی نگیرید.
گوشی هوشمند موتورولا Edge 20 پرو صفحه‌ نمایشی ۶.۷ اینچی از نوع OLED دارد که از وضوح Full-HD+ با پشتیبانی از HDR+ برخوردار است. یکی از نقاط قوت این گوشی، نرخ نوسازی تصویر ۱۴۴ هرتزی آن است که در تعداد انگشت‌شماری گوشی به کار رفته است. حرکت روی صفحه‌نمایش Edge 20 پرو بسیار نرم و روان به نظر می‌رسد و این قضیه در کنار کیفیت فوق‌العاده نمایشگر چه از لحاظ رنگ، روشنایی و وضوح، تجربه خوبی را برای کاربر رقم می‌زند.
گوشی موتورولا Edge 20 پرو در دل خود به یک چیپ‌ست اسنپدراگون ۸۷۶ مجهز است که در مدل مد نظر ما، ۱۲ گیگابایت حافظه رم و ۲۵۶ گیگابایت حافظه ذخیره‌‌سازی این چیپ را همراهی می‌کنند. تفاوت بین این چیپ و چیپ‌ست ۸۸۸ بسیار ناچیز است و می‌توانیم انتظارات بالایی از Edge 20 پرو داشته باشیم.
موتورولا Edge 20 پرو می‌تواند همه بازی‌های گرافیکی و سنگین را با بهترین تنظیمات ممکن اجرا کند و از طرفی به خاطر صفحه‌نمایش بزرگ OLED و ۱۴۴ هرتز، می‌تواند تجربه فوق‌العاده‌ای را ارائه دهد. در کارکرد روزانه هم این گوشی از سمتی به خاطر تراشه پرقدرت و مقدار رم بالا و از سمت دیگر، نرم‌افزار و اندروید بسیار سبک و خامی که دارد، بسیار پرسرعت است و از پس اجرای چندین و چند برنامه و سوییچ کردن بین آن‌ها به راحتی بر می‌آید.
موتورولا Edge 20 پرو مجموعه‌ای قوی از دوربین‌ها را دارد که این امر آن را از بسیاری از هم‌خانواده‌های خود در سری Moto جدا می‌کند. معمولا دوربین در گوشی‌های موتورولا فراتر از انتظار و فوق استاندارد نیستند، اما Edge 20 پرو توانسته قدم مثبتی در این زمینه بردارد.
برخلاف همیشه با دوربین سلفی شروع می‌کنیم که در اینجا ما یک سنسور ۳۲ مگاپیکسلی را مشاهده می‌کنیم. این دوربین می‌تواند عکس‌های روشن و رنگارنگی را ثبت کند که از کیفیت خوبی هم برخوردار هستند. با این حال متوجه شدیم که این دوربین خیلی با حالت پرتره میانه خوبی ندارد و افکت تاری که در پس‌زمینه سوژه قرار می‌دهد آنچنان دقیق نیست. همچنین دوربین به صورت اتوماتیک سعی می‌کند تا صورت را در سوژه بهبود ببخشد که بعضی وقت‌ها خوب از آب در نمی‌آید. اما در کل، ما با دوربین سلفی خوبی طرف هستیم که می‌تواند تصاویر جالبی را ثبت کند. عکس‌هایی که می‌تواند در شبکه‌های اجتماعی کاربرد زیادی داشته باشد.
اما در دوربین‌های پشتی، ما یک سنسور دوربین ۱۰۸ مگاپیکسلی داریم که در کنار آن، سنسور فوق‌عریض ۱۶ مگاپیکسلی و یک دوربین پریسکوپ ۸ مگاپیکسلی با زوم اپتیکال ۵ برابری مشاهده می‌شود.
تصاویر گرفته شده با دوربین اصلی پر از جزئیات بودند، به خصوص اگر از حالت ۱۰۸ مگاپیکسلی استفاده کنیم. تصاویر معمولی فقط ۱۲ مگاپیکسل ثبت می‌شوند مگر اینکه حالت وضوح بالا را فعال کنید. به نظر می‌رسد که تصاویر جزئیات طبیعی و خوبی دارند و بیشتر به تصاویر یک گوشی هوآوی شبیه هستند تا عکس‌های اشباع شده که گوشی‌های گلکسی سامسونگ معمولا ثبت می‌کنند.
از آنجایی که دوربین اصلی سعی می‌کند تا تصاویر را تا جای ممکن طبیعی ثبت کند، نه از رنگ‌های اشباع شده خبری است و نه نورگیری بیش از حد که همین قضیه شاید برای برخی جذاب نباشد. با این حال این عکس‌ها را می‌توان به راحتی در برنامه‌های ویرایش عکس به شکل و فرمی که می‌خواهیم در بیاوریم. دوربین در نور کم هم می‌تواند تصاویر خوبی را ثبت کند و تعادل خوبی را در نوردهی و روشن کردن سایه‌ها ایجاد کند.
عکس‌های گرفته شده با دوربین فوق‌عریض همان مشخصات رنگی عکس‌های دوربین اصلی را حفظ می‌کند و این خیلی خوشحال‌کننده است. معمولا رنگ در دوربین‌های فوق‌عریض نسبت به اصلی متفاوت است. با این حال با توجه به وضوح کمتر سنسور، تصاویر ثبت شده جزئیات کمتری نسبت به دوربین اصلی خواهند داشت.
دوربین پریسکوپ به شما امکان بزرگنمایی اپتیکال تا ۵ برابر یا ۵۰ برابر به صورت دیجیتال را فراهم می‌سازد، اگر چه هر چقدر به حداکثر زوم دیجیتال نزدیک‌تر می‌شوید، عکس‌ها غیرقابل استفاده و تار می‌شوند. تصاویر با زوم ۵ برابر اپتیکال خوب هستند و مشکل خاصی ندارند. با این حال وضوح کمتر از انتظار است و رنگ‌ها به اندازه دوربین اصلی و فوق‌عریض پررنگ به نظر نمی‌رسد.
در بخش فیلم‌برداری، دوربین اصلی موتورولا Edge 20 پرو می‌تواند تا رزولوشن ۸K با نرخ ۲۴ فریم بر ثانیه و ۴K با نرخ ۳۰ و ۶۰ فریم بر ثانیه فیلم‌برداری کند. همچنین تثبیت‌کننده دیجیتالی تا وضوح ۴K و نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه کار می‌کند. دوربین‌های اولترا واید و تله‌فوتو هم فقط تا وضوح ۱۰۸۰p و ۳۰ فریم بر ثانیه می‌توانند ویدیو ضبط کنند.
خبر خوب این است که فیلم‌برداری در حالت ۸K عالی است. کیفیت ویدیو شما را متعجب می‌کند. جزئیات فقط کمی از عکس‌های ۱۰۸ مگاپیکسلی کم‌تر است، اما نسبت به ویدیوهای ۴K جزئیات بیشتری ثبت می‌شود. محدوده دینامیکی عالی است و رنگ‌ها زنده و دلپذیر ضبط می‌شوند.
در انتها به باتری می‌رسیم، جایی که Edge 20 پرو به یک باتری ۴۵۰۰ میلی‌آمپر ساعتی مجهز است و در بهترین حالت می‌تواند تا یک روز دوام بیاورد. البته اگر جزو کسانی هستید که به صورت ممتد و سنگین از گوشی استفاده می‌کنید، شاید مجبور شوید گوشی خود را یک بار در روز به شارژ بزنید که این امر به خاطر صفحه بزرگ و نرخ نوسازی تصویر بالا، طبیعی است.
ما با یک شارژر ۳۰ واتی برای موتورولا Edge 20 پرو طرف هستیم که نسبت به گوشی‌های برتر سامسونگ و اپل سریع‌تر است، اما در مقابل گوشی‌های دیگر به خصوص شیائومی که به ۶۵، ۹۰ و حتی ۱۲۰ وات رسیده‌اند، حرفی برای گفتن ندارد. معمولا حدود یک ساعت طول می‌کشد تا باتری Edge 20 پرو از صفر به صد درصد برسد. متاسفانه امکان شارژ بی‌سیم هم در این گوشی وجود ندارد که احتمالا به خاطر متعادل‌سازی قیمت تمام شده است.
ظرفیت ۲۵۶ گیگابایت و رم ۸ گیگابایت | از ۱۴,۹۰۰,۰۰۰ تومان
راهنمای خرید گوشی
کوچک‌ترین عضو گوشی‌های پرچمدار شیائومی ۱۲ در راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ که با نام شیائومی ۱۲X شناخته‌ می‌شود، جدا از پردازنده نسبتا قدیمی خود که البته از قدرت و بازدهی خوبی هم برخوردار است، شباهت بسیار زیادی به شیائومی ۱۲ که برادر بزرگ‌ترش دارد.
شیائومی ۱۲X یک پرچمدار نسبتا قدرتمند است که با وجود اندازه نسبتا کوچک، طراحی زیبا و شارژ سریع، به خوبی از پس عملکردهای مختلف بر می‌آید و خود را در لیگ پرچمداران قرار می‌دهد. دوربین‌ها، نمایشگر و تجربه نرم‌افزاری در شیائومی ۱۲X صرفا «خوب» است و با توجه به اینکه با یک گوشی پرچمدار طرف هستیم، انتظارات بهتری از آن می‌رفت.
شیائومی ۱۲ را می‌توان یک گوشی کامپکت در قیاس با سایر پرچمداران رقیب دانست. اندازه این گوشی ۱۵۲.۷ در ۶۹.۹ میلی‌متر و ضخامت آن ۸.۱ میلی‌متر است و با وزن ۱۷۶ گرمی، به راحتی در کف دست جای می‌گیرد و هیچ حس کششی در انگشتان مخاطب هنگام کار به وجود نمی‌آید. لبه‌های شیائومی ۱۲X کمی خمیده است که حس خوبی به دستان می‌دهد و از طرفی، بافت پشتی گوشی از جنس شیشه صاف است که آن هم حس راحتی جالبی را به دستان القا می‌کند.
ماژول دوربین در پشت گوشی با اینکه طراحی شیک و منظمی دارد، اما برجستگی آن زیاد است و هنگامی که گوشی را روی سطحی صاف قرار می‌دهید، متوجه لرزش گوشی به خاطر سطح ناصاف پشت می‌شوید.
متاسفانه این گوشی «پرچمدار» هیچ‌گونه گواهی IP برای مقاومت در برابر آب یا گرد و غبار ندارد که باعث تعجب است. ما در گوشی‌هایی به مراتب ارزان‌تر در خانواده میان‌رده‌ها گواهی IP را به وفور می‌بینیم، اما شیائومی تصمیم گرفته در این گوشی پرچمدار بیخیال این قضیه شود.
در شیائومی ۱۲X خبری از جک ۳.۵ میلی‌متری هدفون نیست و پورت‌های گوشی محدود به USB-C نسل دوم می‌شود.
صفحه‌نمایش ۶.۲۸ اینچی شیائومی ۱۲X قطعا کوچک‌تر از چیزی است که در طی چند سال اخیر تجربه کرده‌اید. نمایشگر شیائومی ۱۲X وضوحی برابر با ۱۰۸۰ در ۲۴۰۰ پیکسل دارد که رزولوشنی مرسوم در گوشی‌های اندرویدی است. پنل نمایشگر از نوع AMOLED است که رنگ‌ها را زنده به نمایش می‌گذارد و کنتراست قابل توجهی دارد. حداکثر روشنایی نمایشگر به ۱۱۰۰ نیت می‌رسد که حتی برای فضای باز و زیر نور خورشید کاملا کارایی دارد.
نرخ به‌روزرسانی ۱۲۰ هرتزی نمایشگر گوشی پرچمدار شیائومی ۱۲ به خوبی کار می‌کند و در زمان انجام بازی، گشت‌و‌گذار در وب و شبکه‌های اجتماعی، کاملا متوجه نرمی و روان‌بودن نمایشگر می‌شوید.
قطعا وجود نمایشگری با لبه‌ خمیده باب میل برخی از مخاطبان نیست و شیائومی در اعمال این ویژگی ریسک کرده است. البته شیائومی با پیاده‌سازی بسیار خوب ویژگی‌های مناسب در این نمایشگر، حتی از لمس‌های تصادفی معمول هم جلوگیری کرده و ما با یک صفحه‌نمایش بسیار با کیفیت و به‌روز طرف هستیم.
شیائومی ۱۲X برخلاف برادران بزرگ‌ترش از چیپ‌ست کوالکام اسنپدراگون ۸۷۰ ۵G استفاده می‌کند. اگر از ندیدن تراشه اسنپدراگون ۸ نسل ۱ در این گوشی ناامید شده‌اید، باید بگوییم که جای هیچ نگرانی نیست. اسنپدراگون ۸۷۰ در رده تراشه‌های پرچمدار حال حاضر قرار دارد و چه از لحاظ قدرت پردازشی و بازدهی و چه امکانات و تکنولوژی‌های مدرن همچنان پیشتاز است. حتی نکته مثبت در مورد این چیپ‌ست، دمای پایین‌تر آن نسبت به اسنپدراگون ۸ در عملکردهای سنگین است. جایی که هر دو گوشی شیائومی ۱۲ و ۱۲ پرو در آن با مشکل مواجه شده‌اند.
انجام بازی‌های سنگین در شیائومی ۱۲X یک تجربه چشمگیر و شگفت‌انگیز است. بارگذاری بازی‌ها با سرعت بالا و انجام آن‌ها بدون لگ صورت می‌گیرد. فرقی ندارد به سراغ کدام بازی می‌روید، از Call of Duty Mobile تا PUBG: New State، همگی روی بهترین حالت گرافیکی و وضوح با نرخ فریم بالا اجرا می‌شوند.
گوشی شیائومی ۱۲X در سه نسخه ۸ گیگابایت رم / ۱۲۸ یا ۲۵۶ گیگابایت فضای ذخیره‌سازی و ۱۲ گیگابایت رم / ۲۵۶ گیگابایت فضای ذخیره‌سازی عرضه شده که بسته به سلیقه و نوع کاری که با گوشی انجام می‌دهید، گزینه‌های مناسبی را شاهد هستیم. همچنین این گوشی به فناوری ۵G هم مجهز است که اگر در محدوده پشتیبانی از این فناوری ارتباطی باشیم، عملکرد ارتباطی گوشی درخشان است.
یکی از نکات قابل توجه شیائومی ۱۲X بلندگوهای آن است. این گوشی به بلندگوهایی که توسط برند هارمن کاردون تنظیم شده، مجهز است. صدای بلندگوها علاوه بر بلند بودن، شفاف و واضح هستند و می‌توان این قضیه را هم یک نکته مثبت برای شیائومی ۱۲X دانست.
شیائومی ۱۲X دارای سه دوربین در قسمت پشتی خود است: دوربین اصلی ۵۰ مگاپیکسلی، دوربین فوق‌عریض ۱۳ مگاپیکسلی و یک دوربین ۵ مگاپیکسلی تله ماکرو. در مقام مقایسه، ما تقریبا با همان لنزهای Mi 11 طرف هستیم، با این تفاوت که به جای لنز ۱۰۸ مگاپیکسلی، شیائومی به یک دوربین ۵۰ مگاپیکسلی بسنده کرده که البته، ما این قضیه را یک ارتقا نام می‌بریم.
رزولوشن همه چیز برای عکاسی نیست و به همین دلیل است که استفاده از لنز ۵۰ مگاپیکسلی مزیت‌ بهتری هم دارد. حالا اندازه سنسور بزرگتر است و این به معنی ثبت تصاویر روشن‌تر است.
تصاویر گرفته شده با دوربین اصلی با رنگ‌های زنده، کنتراست چشمگیر و جزئیات زیاد، خوب به نظر می‌رسند. با این حال ما متوجه یک مشکل عجیب در بهینه‌سازی صحنه توسط هوش مصنوعی برنامه دوربین شدیم. این هوش مصنوعی کمی بیش از حد حساس است و برخی عکس‌ها بیش از حد اشباع شده به نظر می‌رسند یا در برخی دیگر، به ویژه تصاویر پرتره، مشکلاتی در مناطق تیره دیده می‌شود.
لنز ماکرو خوشبختانه در این گوشی کار خود را به خوبی انجام می‌دهد. بر خلاف بسیاری از گوشی‌های اقتصادی و میان‌رده و حتی بالارده که گذاشتن لنز ماکرو فقط برای بالاتر بردن تعداد لنز‌هاست و نه یک تجربه کاربری درست، لنز ۵ مگاپیکسلی تله ماکرو شیائومی ۱۲X می‌تواند تصاویر جالبی را از سوژه‌های خود از فاصله نزدیک ثبت کند. شاید شما یک تجربه عالی از تصویربرداری از گیاهان، غذا و بافت‌های مختلف با لنز ماکرو شیائومی ۱۲X داشته باشید.
اما در سوی دیگر، دوربین فوق‌عریض صرفا «خوب» است. عکس‌های گرفته شده با این لنز گاها کم‌رنگ هستند، اما روشن بوده و بیش از حد تحریف یا اشباع نشده‌اند.
برخی از گوشی‌های میان‌رده گران‌قیمت یا پرچمداران از دوربین تله‌فوتو برای زوم اپتیکال استفاده می‌کنند، اما چنین چیزی در شیائومی ۱۲X وجود ندارد. ما در شیائومی ۱۲ می‌توانیم دلمان را به زوم دیجیتالی حداکثر ۱۰ برابری خوش کنیم که کیفیت آن صرفا در زوم ۲ یا نهایتا ۵ برابری قابل تحمل است.
ما در جلوی شیائومی ۱۲X یک لنز ۳۲ مگاپیکسلی عریض می‌بینیم که می‌تواند تصاویر سلفی زیبا و روشنی را ثبت کند. عکاسی پرتره و بعد متعادل کردن سوژه و پس‌زمینه و افزودن تاری پس‌زمینه با ظاهری واقعی عالی است و در کل با یکی از بهترین دوربین‌های سلفی بازار در گوشی شیائومی ۱۲ طرف هستیم.
شیائومی ۱۲X می‌تواند ویدیوهایی با وضوح نهایتا ۸K و نرخ ۲۴ فریم بر ثانیه و همچنین ۴K یا ۱۰۸۰p را با نرخ ۳۰ یا ۶۰ فریم بر ثانیه ضبط کند. ضبط ویدیو روی دوربین التراواید به وضوح ۴K و نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه محدود شده است. خوشبختانه در همه حالات و دوربین‌ها می‌توانید از لرزشگیر دیجیتال استفاده کنیم، اما با این حال شیائومی ۱۲X دو گزینه Steady و Steady Pro را با تمرکز ویژه روی لرزشگیر دیجیتال تعبیه کرده که فقط روی وضوح ۱۰۸۰p و نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه در دسترس قرار دارد.
در فیلم‌برداری ۸K با اینکه جزئیات تصویر خوب است و رنگ‌ها هم به واقعیت نزدیک هستند، کنتراست مناسب است و نویزی دیده نمی‌شود، اما باز هم ما از یک فیلم‌برداری ۸K خارق‌العاده و واقعی کمی دور هستیم. البته این به معنای بلااستفاده بودن فیلم‌برداری ۸K نیست و حتی می‌توانیم آن را یکی از معدود نمونه‌های واقعی بدانیم که صرفا جهت قدرتنمایی ظاهری و تبلیغاتی در گوشی قرار داده نشده است.
فیلم‌برداری ۴K به مراتب نرم‌تر و حتی باکیفیت‌تر است. محدوده دینامیکی عالی، رنگ‌ها دقیق و جزئیات فوق‌العاده به نظر می‌رسند. در سوی دیگر اگر چه دوربین اولتراواید می‌تواند ویدیوهای ۴K ضبط کند، اما با کیفیت معمول ۴K فاصله زیادی دارد. ویدیوهای ثبت شده نرم هستند، اما فاقد جزئیات دقیق، دارای کمی نویز و محدوده دینامیکی محدود هستند.
شیائومی ۱۲X از یک باتری ۴۵۰۰ میلی‌آمپر ساعتی استفاده می‌کند که در قیاس با اندازه ۶.۲۸ اینچی، بزرگ به نظر می‌رسد. با این حال استفامت کلی باتری چندان چشمگیر نیست.
یکی از مشکلات اساسی سری گوشی‌های شیائومی ۱۲ میزان بازدهی باتری آن‌ها است. مشکلی که خود را بیشتر در دو گوشی قوی‌تر شیائومی ۱۲ و ۱۲ پرو نشان می‌دهد. با این حال قضیه در مورد شیائومی ۱۲X به مراتب بهتر است.
شیائومی ۱۲X دارای یک باتری ۴۵۰۰ میلی‌آمپر ساعتی است. در تست پخش ویدیو، شیائومی ۱۲X نمره ۱۹ ساعت را ثبت کرده و در گشت و گذار وب، ۱۶ ساعت دوام آورده است. در تست مکالمه ۳G هم این گوشی ۲۷ ساعت دوام آورد. همه تست‌ها از دو گوشی گران‌تر و قوی‌تر، بهتر هستند و حتی شیائومی ۱۲X نمره قبولی بهتری را نسبت به گلکسی S22 پلاس به دست آورده است.
شارژر ۶۷ واتی شیائومی ۱۲X به خوبی کار می‌کند و می‌تواند تنها در نیم ساعت، ۷۸ درصد باتری را از صفر شارژ کند. برای شارژ کامل از صفر مهم فقط به ۴۸ دقیقه زمان نیاز دارید که این هم عدد فوق‌العاده‌ای محسوب می‌شود.
ظرفیت ۲۵۶ گیگابایت و رم ۸ گیگابایت | از ۱۶,۰۰۰,۰۰۰ تومان
بهترین گوشی میان‌رده
نسخه‌ ۵G گوشی گلکسی S20 FE یکی از گزینه‌های محبوب و قدرتمند راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ است که شما می‌توانید در بازه‌ قیمتی ۱۴ میلیون تومان پیدا کنید. گزینه‌ای که تفاوت زیادی با نسخه‌ ۴G دارد و به مراتب بازدهی بهتری را ارائه می‌دهد.
با اینکه سامسونگ در طراحی و ساخت S20 FE، به خاطر ارائه نسخه‌ای ارزان از پرچمدار قدیمی خود یعنی S20، هزینه‌ها را کاهش داده و مثلا به جای شیشه در قاب پشتی، از پلاستیک استفاده کرده، اما همین جنس هم بسیار مرغوب بوده و سامسونگ با اعمال انحنا در اطراف باعث شده تا یکپارچگی و البته زیبایی خاصی به گلکسی S20 FE بدهد.
گلکسی S20 FE وزنی معادل ۱۹۰ گرم دارد و ضخامت آن به ۸.۴ میلی‌متر می‌رسد که کمی ضخیم‌تر و سنگین‌تر از گلکسی S20 معمولی است. اما با توجه به اینکه گلکسی S20 FE صفحه‌نمایش ۶.۵ اینچی دارد و بزرگتر از ۵.۲ اینچی S20 است، این قضیه منطقی به نظر می‌رسد. ارگونومی گوشی بسیار خوب است و در دست گرفتن راحت و کاربردی است. بدنه S20 FE هم به دارای استاندارد IP68 است که آن را در مقابل آب و گرد و غبار کاملا مقاوم می‌کند.
حسگر اثرانگشت به مانند سایر پرچمداران و سایر گوشی‌های گران‌تر سامسونگ در زیر صفحه‌نمایش کار شده اما نکته قابل توجه این است که از سنسور اولتراسونیک برای این سنسور استفاده نشده و به جای آن از سنسور نوری بهره گرفته شده است. به همین دلیل، شما بعضی‌ وقت‌ها مجبور می‌شوید انگشت خود را برای باز شدن صفحه بیشتر فشار دهید.
در بخش صفحه‌نمایش ما با یک پنل سوپر آمولد که وضوحی برابر با ۲۴۰۰ در ۱۰۸۰ پیکسل دارد مواجه هستیم. این صفحه Full-HD+ نرخ نوسازی‌ تصویری معادل ۱۲۰ هرتز دارد که در محیط کاربری، اجرای ویدیوها و بازی‌ها خود را نشان می‌دهد. پنل سوپر آمولد بسیار با کیفیت بوده، رنگ‌ها را فوق‌العاده به نمایش می‌گذارد و جزئیات خیره‌کننده است. روشنایی تصویر حداکثر به ۶۷۹ نیت می‌رسد که بسیار خوب است، اما در قیاس با ۸۵۷ نیت گلکسی اس ۲۰ مقداری کم‌تر است که مشکل خاصی را ایجاد نمی‌کند.
گلکسی S20 FE سامسونگ در دل خود به یک چیپ‌ست اسنپدراگون ۸۶۵ مجهز است که در مدل پیش‌رو، آن را یک حافظه رم ۸ گیگابایتی و ۱۲۸ گیگابایت حافظه ذخیره‌سازی همراهی می‌کند. البته مدل ۶ گیگابایتی این گوشی نیز با قیمتی پایین‌تر موجود است. خوشبختانه گلکسی S20 FE دارای درگاه کارت حافظه است و می‌توان از اس‌دی کارت‌هایی تا حجم یک ترابایت در این گوشی استفاده کرد.
در استفاده‌های روزانه مانند وب‌گردی، گشت و گذار در شبکه‌های اجتماعی و اجرای برنامه‌های مختلف، هیچ کمی و کاستی در سرعت و قدرت گوشی نمی‌بینید. اجرای بازی در گلکسی S20 FE مثل آب خوردن است و بازی‌هایی مانند آسفالت ۹، Call of Duty Mobile، PUBG و Fortnite در بهترین حالت خود اجرا می‌شوند. در بنچ‌مارک Geekbench این گوشی که نسخه‌ای محدود شده از S20 پرچمدار است، توانست به امتیاز ۲۹۲۸ دست پیدا کند که کمی کمتر از امتیاز ۳۱۴۷ گلکسی S20 است. آیفون ۱۱ را که می‌توان گوشی هم‌رده S20 دانست امتیازی معادل ۳۲۵۱ کسب کرده است.
گلکسی S20 FE سامسونگ یکی از بهترین مجموعه دوربین‌ها را در بازه قیمتی ۱۳ میلیون تومانی در اختیار دارد که ارزش خرید آن را به شدت بالا می‌برد. دوربین‌های پشتی شامل یک دوربین اصلی ۱۲ مگاپیکسلی، دوربین فوق‌عریض ۱۲ مگاپیکسلی و یک لنز تله‌فوتو ۸ مگاپیکسلی با زوم اپتیکال ۳ برابر و زوم دیجیتال ۳۰ برابر است.
زوم ۳۰ برابری دیجیتال در گلکسی S20 FE خیلی خوب کار می‌کند و می‌توانید از فاصله‌ای دور، سوژه‌هایی را با گوشی ببینید که با چشم غیر مسلح به سختی تشخیص داده می‌شوند. در عکاسی پرتره، گلکسی S20 FE کاری به مراتب بهتر از گوشی آیفون ۱۱ پرو مکس که گران‌تر هم هست انجام می‌دهد و چهره را روشن‌تر و طبیعی‌تر به نمایش می‌گذارد. با این حال مناظر، آب و درختان در آیفون غنی‌تر به نظر می‌رسند و نمای تار کمی ظریف‌تر کار شده است.
وضوح تصاویری که دوربین اصلی به ثبت می‌رساند عالی است. جزئیاتی مانند برگ و شاخه درختان واضح هستند و آسمان آفتابی عکس را از بین نمی‌برد که این نکته مثبتی محسوب می‌شود. نوردهی در تصاویری مانند ردیفی از درختان یا در میان فضایی که پر از سایه‌ است، به خوبی انجام می‌شود و می‌توان از هر منظره‌ای، تصاویر با کیفیت و مناسبی تهیه کرد.
عکاسی در شب یا در محیط کم‌نور با گلکسی S20 FE قابل قبول است. می‌توان جزئیات را در عکس‌ها یافت و دوربین سعی می‌کند نور طبیعی را در تصویر ثبت کند.
دوربین سلفی ۳۲ مگاپیکسلی گلکسی S20 FE دارای دو گزینه معمولی و فوق‌عریض است که انعطاف‌پذیری دوربین را برای موقعیت‌های مختلف نشان می‌دهد. کیفیت تصاویر ثبت شده در این دوربین هم مناسب است و می‌توان از آن به عنوان یکی از بهترین گزینه‌ها برای ثبت تصاویر سلفی نام برد.
گلکسی S20 FE سامسونگ می‌تواند تا وضوح ۴K و نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه فیلم ضبط کند. در حالت فوق‌عریض می‌توان ویدیوهای ۴K و ۱۰۸۰p را با نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه ثبت کرد. کیفیت ویدیوهای ثبت شده با دوربین اصلی خوب است. البته شاید در حالت ۴K مقداری شاهد افت کیفیت نسبت به گلکسی S20 پرچمدار باشیم، اما باز هم از وضوح، محدوده دینامیک و رنگ‌پردازی خوبی برخوردار است. در حالت ۱۰۸۰p هم می‌توان کیفیت را هم‌رده گلکسی S20s دانست. همین وضعیت را هم می‌توان در قبال دوربین فوق‌عریض مشترک دانست.
تثبیت‌کننده الکترونیکی در همه حالت‌ها و در همه دوربین‌های گلکسی S20 FE سامسونگ وجود دارد. در دوربین اصلی، عالی عمل می‌کند و راه رفتن عادی را بسیار نرم و بدون لرزش ثبت می‌کند. در دوربین فوق‌عریض، این تثبیت‌کننده عالی کار نمی‌کند و هر از چند گاهی شاهد تکان خواهیم بود. اما در کل می‌توان از این لرزشگیر نتایج خوبی را ثبت کرد.
گلکسی S20 FE دارای باتری به حجم ۴۵۰۰ میلی‌آمپر ساعت است که از باتری ۴۰۰۰ میلی‌آمپر ساعتی گلکسی S20 بیشتر و هم‌اندازه گلکسی S20s پلاس است. در تست‌های انجام شده، این باتری می‌تواند در شرایط کاری فشرده و عملکردهای زیاد، یک روز کامل را دوام بیاورد اما باز هم باید مقداری روی آن کنترل داشت. فکر نکنیم که بشود روی این باتری برای دو روز حساب کرد اما اگر جزو کسانی هستید که خیلی با گوشی کار نمی‌کنند، این احتمال هم وجود دارد. در یکی از تست‌ها، از ساعت ۷ صبح و استفاده منظم و معمول از گلکسی S20 FE برای چندین ساعت، هنوز ۵۵ درصد از شارژ در ساعت ۱۶ بعد از ظهر باقی مانده بود.
با اینکه گلکسی S20 FE از شارژر ۲۵ واتی پشتیبانی می‌کند، اما سامسونگ یک شارژر ۱۵ واتی را در جعبه گوشی قرار داده که سرعت خیلی بالایی ندارد. ۱۵ دقیقه شارژ تنها ۱۶ درصد و ۳۰ دقیقه شارژ، ۳۵ درصد را به باتری اضافه می‌کند. اگر قصد خرید گلکسی S20 FE دارید، حتما خرید یک شارژر ۲۵ واتی فراموش نشود.
ظرفیت ۱۲۸ گیگابایت و رم ۸ گیگابایت | از ۱۳,۸۰۰,۰۰۰ تومان
راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار
شیائومی POCO F4 GT یکی از گوشی‌های هوشمند پرچمدار با‌کیفیت این شرکت در راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ است که به لطف بهره بردن از مشخصات فنی مناسب، توانایی ارائه عملکرد بسیار خوب و قابل قبولی را دارد. این گوشی به صفحه‌نمایش با ابعاد ۶.۶۷ اینچ و رزولوشن ۱۰۸۰×۲۴۰۰ پیکسل از نوع آمولد مجهز شده که توانایی نمایش ۳۹۵ پیکسل در هر اینچ را دارد. از جمله مشخصات قدرتمند این صفحه‌نمایش، می‌توانیم به توانایی ارائه نرخ بروزرسانی ۱۲۰ هرتز و حداکثر روشنایی ۸۰۰ نیت (شمع در متر مربع) اشاره کنیم.
برای طراحی صفحه‌نمایش هم از ناچ اینفینیتی O استفاده شده که بریدگی دایره‌ای شکل ناچ در قسمت بالایی و مرکزی صفحه‌نمایش، سنسور دوربین سلفی با رزولوشن ۲۰ مگاپیکسل را در خود جای داده است. در قسمت پشتی هم یک سنسور دوربین اصلی با رزولوشن ۶۴ مگاپیکسل از نوع عریض (wide) به‌همراه سنسور ۸ مگاپیکسل از نوع فوق عریض (ultrawide) با زاویه دید ۱۲۰ درجه و سنسور ۲ مگاپیکسل از نوع ماکرو، سنسور‌های دوربین سه‌گانه این گوشی را تشکیل می‌دهند. لازم به ذکر است که سنسور دوربین اصلی این گوشی در بخش فیلمبرداری، توانایی ضبط ویدیو با حداکثر کیفیت ۴K و سرعت ۶۰ فریم در ثانیه را دارد.
یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد گوشی پوکو F4 GT که به نوعی می‌توان به آن لقب «گوشی گیمینگ» داد، وجود دو تریگر در لبه سمت راست است که با دو دکمه مغناطیسی بیرون می‌آیند و می‌توان از آنها در بازی‌های مختلف استفاده کرد. همچنین این تریگرها قابل شخصی‌سازی هستند و می‌توان انواع و اقسام دستورها را روی آنها تنظیم کرد.
حضور پردازنده قدرتمند اسنپدراگون ۸ نسل یک شرکت کوالکام سبب شده تا شیائومی POCO F4 GT توانایی ارائه عملکرد بسیار خوبی در اجرای بازی‌های سنگین و با‌ گرافیک بالا را داشته باشد. باتری با میزان ظرفیت ۴۷۰۰ میلی‌آمپر‌ساعت در کنار شارژر فوق قدرتمند ۱۲۰ وات با توانایی شارژ صفر تا صد درصدی در مدت زمان ۱۷ دقیقه، از دیگر مشخصات در نظر گرفته شده برای این گوشی هوشمند قدرتمند هستند.
در رده‌ی پرچم‌داران نقره‌ای که البته خیلی هم نقره‌ای نیستند و جزء بهترین‌ها محسوب می‌شوند، به سراغ محصولاتی می‌رویم که انتخاب هر کدام از آنها، دنیایی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد، خارق‌العاده و جذاب را برای شما به ارمغان می‌آورند. از شیائومی تا اپل و سامسونگ، همگی در این بازه‌ی قیمتی بهترین و خاص‌ترین گوشی‌های پرچم‌دار را در اختیارتان قرار می‌دهند.
ظرفیت ۲۵۶ گیگابایت و رم ۱۲ گیگابایت | از ۱۹,۶۰۰,۰۰۰ تومان
راهنمای خرید گوشی
جدیدترین پرچمدار شیائومی که با نام شیائومی ۱۲ شناخته می‌شود، مدتی است که در قالب سه نسخه و مشخصات متنوع سخت‌افزاری و بازه‌های قیمتی متنوع وارد بازار شده و توانسته عملکرد رضایت‌بخشی داشته باشد. در بازه قیمتی ۱۷ تا ۲۰ میلیون تومان راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ، ما شیائومی ۱۲ را به عنوان گزینه میانی در خانواده سه‌گانه شیائومی ۱۲ می‌بینیم.
شیائومی ۱۲ یک گوشی پرچمدار جذاب است که با وجود اندازه نسبتا کوچک، طراحی زیبا و شارژ سریع، به خوبی از پس عملکردهای مختلف بر می‌آید و خود را در لیگ پرچمداران بزرگ قرار می‌دهد. دوربین‌ها، نمایشگر و تجربه نرم‌افزاری در شیائومی ۱۲ صرفا «خوب» است و با توجه به اینکه با یک گوشی پرچمدار طرف هستیم، انتظارات بهتری از آن می‌رفت.
شیائومی ۱۲ را می‌توان یک گوشی کامپکت در قیاس با سایر پرچمداران رقیب دانست. اندازه این گوشی ۱۵۲.۷ در ۶۹.۹ میلی‌متر و ضخامت آن ۸.۱ میلی‌متر است و با وزن ۱۸۰ گرمی، به راحتی در کف دست جای می‌گیرد و هیچ حس کششی در انگشتان مخاطب هنگام کار به وجود نمی‌آید. لبه‌های شیائومی ۱۲ کمی خمیده است که حس خوبی به دستان می‌دهد و از طرفی، بافت پشتی گوشی از جنس شیشه صاف است که آن هم حس راحتی جالبی را به دستان القا می‌کند.
ماژول دوربین در پشت گوشی با اینکه طراحی شیک و منظمی دارد، اما برجستگی آن زیاد است و هنگامی که گوشی را روی سطحی صاف قرار می‌دهید، متوجه لرزش گوشی به خاطر سطح ناصاف پشت می‌شوید.
متاسفانه این گوشی «پرچمدار» هیچ‌گونه گواهی IP برای مقاومت در برابر آب یا گرد و غبار ندارد که باعث تعجب است. ما در گوشی‌هایی به مراتب ارزان‌تر در خانواده میان‌رده‌ها گواهی IP را به وفور می‌بینیم، اما شیائومی تصمیم گرفته در این گوشی پرچمدار بیخیال این قضیه شود.
در شیائومی ۱۲ خبری از جک ۳.۵ میلی‌متری هدفون نیست و پورت‌های گوشی محدود به USB-C نسل دوم می‌شود.
صفحه‌نمایش ۶.۲۸ اینچی شیائومی ۱۲ قطعا کوچک‌تر از چیزی است که در طی چند سال اخیر تجربه کرده‌اید. نمایشگر شیائومی ۱۲ وضوحی برابر با ۱۰۸۰ در ۲۴۰۰ پیکسل دارد که رزولوشنی مرسوم در گوشی‌های اندرویدی است. پنل نمایشگر از نوع AMOLED است که رنگ‌ها را زنده به نمایش می‌گذارد و کنتراست قابل توجهی دارد. حداکثر روشنایی نمایشگر به ۱۱۰۰ نیت می‌رسد که حتی برای فضای باز و زیر نور خورشید کاملا کارایی دارد.
نرخ به‌روزرسانی ۱۲۰ هرتزی نمایشگر گوشی پرچمدار شیائومی ۱۲ به خوبی کار می‌کند و در زمان انجام بازی، گشت‌و‌گذار در وب و شبکه‌های اجتماعی، کاملا متوجه نرمی و روان‌بودن نمایشگر می‌شوید.
قطعا وجود نمایشگری با لبه‌ خمیده باب میل برخی از مخاطبان نیست و شیائومی در اعمال این ویژگی ریسک کرده است. البته شیائومی با پیاده‌سازی بسیار خوب ویژگی‌های مناسب در این نمایشگر، حتی از لمس‌های تصادفی معمول هم جلوگیری کرده و ما با یک صفحه‌نمایش بسیار با کیفیت و به‌روز طرف هستیم.
شیائومی در جدیدترین پرچمدار خود از آخرین و قوی‌ترین تراشه کوالکام به نام اسنپدراگون ۸ نسل ۱ استفاده کرده است که به قوی‌ترین تراشه اندرویدی دنیا هم معروف است. وجود چنین قدرتی در کنار ۸ یا ۱۲ گیگابایت حافظه رم، تضمین‌کننده اجرای سنگین‌ترین بازی‌ها، پیچیده‌ترین محاسبات و عملکرد‌های فشرده است. گشت و گذار در رابط کاربری بی‌هیچ لگی امکان‌پذیر است و اجرای چندین اپلیکیشن به مانند آب خوردن است.
با این حال موضوعی که وجود دارد این است که وقتی ما اسنپدراگون ۸ نسل ۱ را با سری‌های قبلی و گوشی‌های قدیمی‌تر مانند شیائومی Mi 11 یا OnePlus 9 مقایسه می‌کنیم، متوجه هیچ تفاوت محسوسی نمی‌شویم. آن گوشی‌ها هم در حال حاضر در دسته قوی‌ترین‌ها قرار دارند و از پس هر پردازشی بر می‌آیند، اما این در حالیست که نسل جدید پردازنده‌های کوالکام هم حداقل در گوشی‌هایی مانند شیائومی ۱۲ یا حتی گلکسی S22 اولترا و Oppo Find X5 Pro، ارتقا عجیبی پیدا نکرده‌اند.
شیائومی ۱۲ در تست گیک‌بنچ ۵ چند هسته‌ای، امتیازی معادل ۳۴۰۱ را به دست آورده که وقتی آن را در کنار شیائومی Mi 11 با امتیاز ۳۵۶۹ قرار می‌دهیم، با چشم‌پوشی از امتیاز کمتر، فرقی را مشاهده نمی‌‌کنیم.
با این حال این آخر دنیا نیست. شیائومی ۱۲ به جدیدترین پردازنده‌ و نو‌ترین فناوری روز دنیا مجهز است و این می‌تواند تا سال‌ها خیال خریدار این گوشی را از بابت توان پردازشی و سرعت راحت کند (البته اگر شیائومی پشتیبانی طولانی مدت نرم‌افزار بهتری در نظر داشته باشد)
انجام بازی‌های سنگین در شیائومی ۱۲ یک تجربه چشمگیر و شگفت‌انگیز است. بارگذاری بازی‌ها با سرعت بالا و انجام آن‌ها بدون لگ صورت می‌گیرد. فرقی ندارد به سراغ کدام بازی می‌روید، از Call of Duty Mobile تا PUBG: New State، همگی روی بهترین حالت گرافیکی و وضوح با نرخ فریم بالا اجرا می‌شوند.
تنها مشکل واضح اسنپدراگون ۸ به خصوص در بازی‌های سنگین، داغ شدن آن و به طبع، داغ شدن گوشی است. در تست بازی‌های سنگین کاملا متوجه داغ شدن گوشی می‌شوید و این قضیه به حدی هست که ترجیح می‌دهید کمی به گوشی در بین هر راند بازی استراحت بدهید.
گوشی شیائومی ۱۲ در سه نسخه ۸ گیگابایت رم / ۱۲۸ یا ۲۵۶ گیگابایت فضای ذخیره‌سازی و ۱۲ گیگابایت رم / ۲۵۶ گیگابایت فضای ذخیره‌سازی عرضه شده که بسته به سلیقه و نوع کاری که با گوشی انجام می‌دهید، گزینه‌های مناسبی را شاهد هستیم. همچنین این گوشی به فناوری ۵G هم مجهز است که اگر در محدوده پشتیبانی از این فناوری ارتباطی باشیم، عملکرد ارتباطی گوشی درخشان است.
یکی از نکات قابل توجه شیائومی ۱۲ بلندگوهای آن است. این گوشی به بلندگوهایی که توسط برند هارمن کاردون تنظیم شده، مجهز است. صدای بلندگوها علاوه بر بلند بودن، شفاف و واضح هستند و می‌توان این قضیه را هم یک نکته مثبت برای شیائومی ۱۲ دانست.
شیائومی ۱۲ دارای سه دوربین در قسمت پشتی خود است: دوربین اصلی ۵۰ مگاپیکسلی، دوربین فوق‌عریض ۱۳ مگاپیکسلی و یک دوربین ۵ مگاپیکسلی تله ماکرو. در مقام مقایسه، ما تقریبا با همان لنزهای Mi 11 طرف هستیم، با این تفاوت که به جای لنز ۱۰۸ مگاپیکسلی، شیائومی به یک دوربین ۵۰ مگاپیکسلی بسنده کرده که البته، ما این قضیه را یک ارتقا نام می‌بریم.
رزولوشن همه چیز برای عکاسی نیست و به همین دلیل است که استفاده از لنز ۵۰ مگاپیکسلی مزیت‌ بهتری هم دارد. حالا اندازه سنسور بزرگتر است و این به معنی ثبت تصاویر روشن‌تر است.
تصاویر گرفته شده با دوربین اصلی با رنگ‌های زنده، کنتراست چشمگیر و جزئیات زیاد، خوب به نظر می‌رسند. با این حال ما متوجه یک مشکل عجیب در بهینه‌سازی صحنه توسط هوش مصنوعی برنامه دوربین شدیم. این هوش مصنوعی کمی بیش از حد حساس است و برخی عکس‌ها بیش از حد اشباع شده به نظر می‌رسند یا در برخی دیگر، به ویژه تصاویر پرتره، مشکلاتی در مناطق تیره دیده می‌شود.
لنز ماکرو خوشبختانه در این گوشی کار خود را به خوبی انجام می‌دهد. بر خلاف بسیاری از گوشی‌های اقتصادی و میان‌رده و حتی بالارده که گذاشتن لنز ماکرو فقط برای بالاتر بردن تعداد لنز‌هاست و نه یک تجربه کاربری درست، لنز ۵ مگاپیکسلی تله ماکرو شیائومی ۱۲ می‌تواند تصاویر جالبی را از سوژه‌های خود از فاصله نزدیک ثبت کند. شاید شما یک تجربه عالی از تصویربرداری از گیاهان، غذا و بافت‌های مختلف با لنز ماکرو شیائومی ۱۲ داشته باشید.
اما در سوی دیگر، دوربین فوق‌عریض صرفا «خوب» است. عکس‌های گرفته شده با این لنز گاها کم‌رنگ هستند، اما روشن بوده و بیش از حد تحریف یا اشباع نشده‌اند.
برخی از گوشی‌های میان‌رده گران‌قیمت یا پرچمداران از دوربین تله‌فوتو برای زوم اپتیکال استفاده می‌کنند، اما چنین چیزی در شیائومی ۱۲ وجود ندارد. ما در شیائومی ۱۲ می‌توانیم دلمان را به زوم دیجیتالی حداکثر ۱۰ برابری خوش کنیم که کیفیت آن صرفا در زوم ۲ یا نهایتا ۵ برابری قابل تحمل است.
ما در جلوی شیائومی ۱۲ یک لنز ۳۲ مگاپیکسلی عریض می‌بینیم که می‌تواند تصاویر سلفی زیبا و روشنی را ثبت کند. عکاسی پرتره و بعد متعادل کردن سوژه و پس‌زمینه و افزودن تاری پس‌زمینه با ظاهری واقعی عالی است و در کل با یکی از بهترین دوربین‌های سلفی بازار در گوشی شیائومی ۱۲ طرف هستیم.
شیائومی ۱۲ می‌تواند ویدیوهایی با وضوح نهایتا ۸K و نرخ ۲۴ فریم بر ثانیه و همچنین ۴K یا ۱۰۸۰p را با نرخ ۳۰ یا ۶۰ فریم بر ثانیه ضبط کند. ضبط ویدیو روی دوربین التراواید به وضوح ۴K و نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه محدود شده است. خوشبختانه در همه حالات و دوربین‌ها می‌توانید از لرزشگیر دیجیتال استفاده کنیم، اما با این حال شیائومی ۱۲ دو گزینه Steady و Steady Pro را با تمرکز ویژه روی لرزشگیر دیجیتال تعبیه کرده که فقط روی وضوح ۱۰۸۰p و نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه در دسترس قرار دارد.
در فیلم‌برداری ۸K با اینکه جزئیات تصویر خوب است و رنگ‌ها هم به واقعیت نزدیک هستند، کنتراست مناسب است و نویزی دیده نمی‌شود، اما باز هم ما از یک فیلم‌برداری ۸K خارق‌العاده و واقعی کمی دور هستیم. البته این به معنای بلااستفاده بودن فیلم‌برداری ۸K نیست و حتی می‌توانیم آن را یکی از معدود نمونه‌های واقعی بدانیم که صرفا جهت قدرتنمایی ظاهری و تبلیغاتی در گوشی قرار داده نشده است.
فیلم‌برداری ۴K به مراتب نرم‌تر و حتی باکیفیت‌تر است. محدوده دینامیکی عالی، رنگ‌ها دقیق و جزئیات فوق‌العاده به نظر می‌رسند. در سوی دیگر اگر چه دوربین اولتراواید می‌تواند ویدیوهای ۴K ضبط کند، اما با کیفیت معمول ۴K فاصله زیادی دارد. ویدیوهای ثبت شده نرم هستند، اما فاقد جزئیات دقیق، دارای کمی نویز و محدوده دینامیکی محدود هستند.
شیائومی ۱۲ از یک باتری ۴۵۰۰ میلی‌آمپر ساعتی استفاده می‌کند که در قیاس با اندازه ۶.۲۸ اینچی، بزرگ به نظر می‌رسد. با این حال استفامت کلی باتری چندان چشمگیر نیست.
برخلاف انتظار همیشگی که از گوشی‌های شیائومی داشتیم، عمر باتری شیائومی ۱۲ در عملکردهای مختلف تعریفی ندارد. متاسفانه شیائومی ظاهرا نتوانسته آنطور که باید و شاید، باتری را با سخت‌افزار و صفحه‌نمایش تطبیق دهد. ما در گلکسی S22 پلاس که آن هم باتری ۴۵۰۰ میلی‌آمپر ساعتی دارد و صفحه‌نمایشش به میزان قابل‌توجهی از شیائومی ۱۲ بزرگتر است، طول عمر باتری بیشتری را مشاهده می‌کنیم.
در تست پخش ویدیو، شیائومی ۱۲ نمره ۱۶ ساعت را ثبت کرده و در گشت و گذار وب، تنها ۱۲ ساعت دوام آورده است. ثبت ۱۹ ساعت مکامله ۳G هم نمونه دیگری از ضعف بازدهی باتری شیائومی ۱۲ است که عده عقیده دارند مشکل از نرم‌افزار گوشی است و شیائومی می‌تواند طی آپدیت‌های بعدی، مشکل بازدهی باتری را برطرف کند.
شارژر ۶۷ واتی شیائومی ۱۲ به خوبی کار می‌کند و می‌تواند تنها در نیم ساعت، ۸۷ درصد باتری را از صفر شارژ کند. برای شارژ کامل از صفر مهم فقط به ۴۵ دقیقه زمان نیاز دارید که این هم عدد فوق‌العاده‌ای محسوب می‌شود.

سامسونگ برای اینکه بتواند ویژگی‌های بارز گوشی‌های پرچمدار خود را در اختیار افرادی با بودجه‌های محدود‌تر بگذارد، سری FE را چند سالی است که به بازار عرضه می‌کند و حالا نوبت به گوشی با کیفیت گلکسی S21 FE 5G رسیده است. محصولی در قامت S21 پرچمدار سامسونگ، اما با قیمتی پایین‌تر و قابلیت‌هایی کمی محدود، ولی جذاب و پر قدرت که در راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ به خوبی می‌درخشد.
گوشی گلکسی S21 FE 5G محصولی زیبا است و این زیبایی را از مدل معمولی S21 به ارث برده است. سامسونگ طراحی دوربین عقب را برش کانتور می‌نامد که محفظه آن به طور یک‌پارچه در قاب گوشی ترکیب می‌شود. این یک طراحی مینیمالیستی و جالب است که بر خلاف بسیاری از گوشی‌های همرده، محفظه دوربین هیچ برند یا چیز اضافه‌ای ندارد. فقط سه دوربین که با حلقه‌های بزرگ پوشانده شده‌اند.
این دستگاه نسبت به مدل قبلی باریک‌تر و سبک‌تر شده است. ضخامت تنها ۷.۹ میلی‌متر است و وزنی معادل ۱۷۷ گرم دارد. عرض گوشی ۷۴.۵ میلی‌متر است که باعث می‌شود گوشی در یک دست هم راحت باشد. نکته مثبت در طراحی این گوشی، مات بودن پشت گوشی است که لکه نمی‌گیرد و ظاهر گوشی را لوکس کرده است. می‌توان گفت S21 FE 5G از لحاظ سهولت کار یکی از بهترین گوشی‌های بازار است.
با اینکه محفظه گوشی مقداری از بدنه بیرون زده است، اما گوشی در هنگام کار روی سطح صاف لق نمی‌زند. دکمه‌های پاور و صدا در سمت راست و درگاه سیم‌کارت در پایین کنار درگاه شارژ UBS-C دیده می‌شوند. با این حال به مانند مدل‌های S21، خبری از جک هدفون و درگاه حافظه جانبی نیست.
حسگر اثرانگشت گلکسی S21 FE در زیر نمایشگر و به صورت اپتیکال است که عملکرد خوب و سریعی دارد و حتی از نمونه‌های التراسونیک سری S21 معمولی هم بهتر کار می‌کند. همچنین گلگسی S21 FE دارای گواهی IP68 است که آن را در مقابل گرد و غبار و آب مقاوم می‌کند. شما با خیال راحت می‌توانید گوشی را به مدت سی دقیقه در داخل یک و نیم متر آب ببرید و مقاومت آن را آزمایش کنید.
با صفحه‌نمایش ۶.۴ اینچی، گوشی S21 FE بین ۶.۲ اینچ S21 و ۶.۷ اینچ +S21 قرار می‌گیرد. پنل آمولد تا نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز را پشتیبانی می‌کند و دارای رزولوشن FHD+ است. همچنین یک لایه محافظ گوریلا گلس ویکتوس روی صفحه‌نمایش وجود دارد.
پنل AMOLED فوق‌العاده است. زوایای دید عالی هستند و رنگ‌ها بسیار زنده به نظر می‌رسند. حالت ۱۲۰ هرتز در استفاده‌های روزانه چه در بازی و چه حالت پخش ویدیو یا در میان‌ متن‌ها عالی احساس می‌شود.
گوشی گلکسی S21 FE 5G که ما در حال معرفی‌اش هستیم از چیپ‌ست اگزینوس ۲۱۰۰ ۵G استفاده کرده است. سامسونگ این گوشی را در دو مدل کوالکام و اگزینوس به بازار عرضه کرده است.
اگزینوس ۲۱۰۰ از لیتوگرافی ۵ نانومتری استفاده می‌کند که توانایی و بازدهی فوق‌العاده بالایی دارد و می‌تواند به مانند چیپ‌ست‌های  اسنپدراگون ۸۸۸، پرسرعت و عالی باشد. سامسونگ اینبار در اگزینوس ۲۱۰۰ از هسته‌های نیمه‌سفارشی استفاده نکرده و جای آن را به پردازنده‌های ARM داده است که سبب شده ما مشکلاتی که قبلا تراشه‌هایی مانند اگزینوس ۹۹۰ دیده بودیم را در این مدل شاهد نباشیم. دیگر خبری از کم آوردن گوشی در عملکردهای سنگین به خصوص بازی‌های گرافیکی نیست و S21 FE به خوبی از پس آن‌ها برمی‌آید.
گلکسی S21 FE که ما در حال معرفی‌اش هستیم دارای ۸ گیگابایت حافظه رم و ۲۵۶ گیگابایت فضای ذخیره‌سازی است که می‌تواند نیاز کسانی را که قصد تهیه اس‌دی کارت دارند را برطرف کند. این گوشی در مدل ۱۲۸ گیگابایتی هم عرضه شده است.
در مورد دوربین‌ها، سامسونگ تغییر خاصی در گلکسی S21 FE اعمال نکرده است. یک دوربین اصلی ۱۲ مگاپیکسلی، یک سنسور ۱۲ مگاپیکسلی فوق‌عریض و یک سنسور زوم ۸ مگاپیکسلی با زوم اپتیکال ۳ برابری همراه شده است. لنزهای اصلی و زوم دارای OIS هستند و در جلو، یک دوربین ۳۲ مگاپیکسلی وجود دارد که عکس‌های با کیفیت ۸ مگاپیکسلی هم ذخیره می‌کند.
عکس‌های گرفته‌ شده در شرایط نور روز فوق‌العاده هستند. HDR جزئیات زیادی را تضمین می‌کند و رنگ‌های اشباع شده‌ای را مشاهده می‌کنید که در گوشی عالی به نظر می‌رسند. لنز فوق‌عریض هم کار فوق‌العاده‌ای انجام می‌دهد و عکس‌هایی با کالیبر لنز اصلی ارائه می‌دهد.
گلکسی S21 FE در شرایط نور کم هم خوب عمل می‌کند و در عین حال که سطح نویز را به حداقل می رساند، رنگ‌ها به شدت زنده هستند و جزئیات فراوانی را می‌توان مشاهده کرد. حالت شب سایه‌ها را روشن می‌کند و جزئیات بیشتری را در موقعیت‌های کم‌نور به نمایش می‌گذارد.
گلکسی S21 FE 5G در دوربین اصلی و سلفی می‌تواند تا وضوح ۴K و نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه ویدیو ضبط کند. با این حال از همه دوربین‌ها می‌توان تا وضوح ۴K و نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه استفاده کرد. دوربین‌های اصلی و تله‌فوتو از لرزشگیر اپتیکال پشتیبانی می‌کنند. تثبیت‌کننده دیجیتالی اختیاری برای همه دوربین‌ها در دسترس است و روی تمام وضوح‌ها و نرخ‌های فریم کار می‌کند. نرخ بیت ویدیو در حالت ۴K به ۴۸ مگابیت در ثانیه می‌رسد که زیاد است. صدا هم با نرخ بیت ۲۵۲ کیلوبیت بر ثانیه به صورت استریو ضبط می‌شود.
ویدیوهای ۴K با دوربین اصلی از کیفیت خیلی خوبی برخوردار هستند. جزئیات ثبت شده بالاتر از حد متوسط است و محدوده دینامیکی و رنگ‌ها عالی هستند. نویز بسیار کمی را هم در ویدیوها شاهد هستیم. با این حال می‌شد وضوح تصاویر مقداری بیشتر باشد اما در هر صورت، قابلیت ضبط ۴K دوربین اصلی تحسین برانگیز است.
عملکرد باتری ۴۵۰۰ میلی‌آمپر ساعتی گلکسی S21 FE استاندارد است. این باتری تفاوتی با مدل سال گذشته ندارد و می‌تواند یک روز شلوغ و پرکار را با حداقل ۲۰ درصد شارژ باقی مانده به شب برساند. شارژر ۲۵ واتی این گوشی می‌تواند در عرض ۳۰ دقیقه، ۵۰ درصد گوشی را از صفر شارژ کند اما باید یک آداپتور تهیه کنید چون در داخل جعبه خبری از شارژر نیست. شارژ کامل گوشی به ۸۰ دقیقه زمان نیاز دارد. با توجه به اینکه حالا شیائومی در گوشی ۱۱T Pro شارژر ۱۲۰ واتی قرار داده، شارژر ۲۵ واتی سامسونگ قدیمی به نظر می‌رسد.

گوگل که در واقع می‌توان آن را در مرکز اکوسیستم اندروید دانست، سال‌هاست که سعی دارد با گوشی‌های «پیکسل» بهترین تلفن‌های هوشمند اندرویدی را به بازار عرضه کند که البته رقابت سختی را با امثال سامسونگ، شیائومی و ده‌ها کمپانی دیگر در این زمینه دارد. گوگل این بار با گوشی گوگل پیکسل ۶ وارد عرصه رقابت شده که تفاوت‌ها و بهبود‌های اساسی نسبت به نسخه‌های قبلی خود دارد، به خصوص که این بار گوگل از پردازنده اختصاصی خود به نام Tensor برای قدرت‌دهی به گوشی پرچم‌دارش استفاده کرده است. در ادامه راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ به ابعاد مختلف این گوشی پرداخته‌ایم.
اگر قرار بود گوگل تمام ویژگی‌های گوشی‌های قبلی خود را جمع‌آوری کند و چیزهای جدیدی را به آن‌ها اضافه کند، پیکسل ۶ از پس این قضیه طوری برآمده که انگار تا قبل از آن گوگل هیچ پرچمداری را به بازار عرضه نکرده است.
گوگل در پیکسل ۶ از ظاهری متمایز از نسل‌های قبلی استفاده کرده است که شاید واضح‌ترین آن، ماژول دوربین‌های پشت است. متفاوت از هر گوشی اندرویدی دیگر، گوگل طراحی افقی را برای ماژول دوربین‌های خود انتخاب کرده و همه را در یک خط افقی و قالبی منظم که کمی هم بیرون زده‌ است جای داده. چون این برجستگی صرفا مایل به یک طرف نیست، وقتی گوشی را روی یک سطح صاف قرار می‌دهید هیچ لرزش یا لقی ندارد.
جنس بدنه در پشت و جلو از شیشه مجهز به گوریلا گس ۶ و ویکتوس است و فریم از فلز آلومینیوم ساخته شده که جلوه بسیار خوب و مستحکمی به پرچمدار گوگل داده است. در جلوی گوشی می‌توان بریدگی دوربین سلفی را در مرکز بالا مشاهده کرد و اسکنر اثر انگشت هم در زیر صفحه‌نمایش قرار گرفته است. این حسگر آنقدرها هم حساس نیست و باید انگشت را روی آن فشار داد تا پاسخگو باشد. در مقام مقایسه، این اسکنر از حسگر اثرانگشت گلکسی S21 اولترا کندتر است. البته که گوگل باید برای بهبود هر چه بهتر این حسگر اقدامات لازم را انجام دهد.
گوگل پیکسل ۶ دارای استاندارد IP68 مقاوم در برابر آب و گرد و غبار است که می‌تواند تا نیم ساعت در عمق ۱.۵ متری آب دوام بیاورد. از لحاظ ابعاد و ضخامت، با وجود اینکه صفحه‌نمایش ۶.۴ اینچ است، اما بدنه ضخیم‌تر و بزرگ‌تر از آیفون ۱۳ و سامسونگ گلکسی اس ۲۱ به نظر می‌آید. همچنین پیکسل ۶ حدود ۲۰۷ گرم وزن دارد که آن را در رده گوشی‌های سنگین‌ وزن قرار می‌دهد.
همان‌طور که گفتیم، گوگل پیکسل ۶ صفحه‌نمایش ۶.۴ اینچ از نوع AMOLED دارد. بسیاری این سایز صفحه‌نمایش را ایده‌آل‌ترین و بهترین می‌دانند چون نه کوچک است و نه بزرگ. وضوح تصویر در این نمایشگر ۲۴۰۰ در ۱۰۸۰ پیکسل است و حاشیه‌های جلوی گوشی آنقدر نازک هستند که بیشترین فضا به نمایشگر اختصاص داده شده است. رنگ‌ها در این نمایشگر خوب و طبیعی هستند، اما طیف رنگی sRGB در این گوشی کمی کمتر از آیفون ۱۳ و گلکسی S21 و وان‌پلاس ۹ است.
در تست‌های انجام شده و در بالاترین حد روشنایی که ۸۴۳ نیت بود، نمایشگر عملکرد خوبی به جا گذاشت با اینکه کمی حس می‌شود روشنایی آنقدر که باید بالا نیست. با این حال این شدت روشنایی از برخی گوشی‌های اپل، سامسونگ و وان‌پلاس بیشتر است.
کلیدی‌ترین بخش گوشی گوگل پیکسل ۶، تراشه Tensor و عملکرد سخت‌افزاری گوشی است. گوگل با طراحی و پیاده‌سازی این چیپ‌ست اختصاصی در گوشی‌های پیکسل ۶، سعی دارد تا با کوالکام و حتی اپل رقابت کند و این قدم را به خوبی برداشته است. Tensor چیپ‌ستی بسیار بهینه و خوب است که قابلیت‌های زیادی به خصوص برای افزایش کیفیت دوربین‌ها دارد.
چیپ‌ست Tensor را در مقام مقایسه می‌توان تقریبا در رده چیپ‌ست اسنپدراگون ۸۸۸ قرار داد که البته در چند بخش عقب‌تر می‌ایستد، اما کارایی و عملکردی که ارائه می‌دهد برای هر کاربری مناسب است. در بنچمارک Geekbench 5، پیکسل ۶ امتیاز تک هسته‌ای و چند هسته‌ای را به ترتیب ۱۰۲۹ و ۲۶۹۶ کسب کرد. هر دو عدد پشت سر گوشی‌های گلکسی S21 و وان پلاس ۹ است که از اسنپدراگون ۸۸۸ استفاده می‌کنند. یا توجه به اینکه تراشه A15 آیفون ۱۳ هم قوی‌تر از اسپندراگون ۸۸۸ است، پس گوگل پیکسل ۶ از آیفون ۱۳ نیز در بخش چیپ‌ست شکست می‌خورد.
در بحث پردازش گرافیکی، چیپ‌ست تنسور به خوبی با سایر پرچمداران رقابت می‌کند و نتایج ثبت شده در بنچ‌مارک Wild Life Unlimited 3DMark، برابر با وان‌پلاس ۹ و گلکسی S21 است. در این میان فقط آیفون ۱۳ است که می‌تواند تا ۱.۵ برابر پرسرعت‌تر از گوشی‌های نام‌برده شده راندمان گرافیکی داشته باشد.
اجرای بازی‌های سنگین مانند Call of Duty Mobile و PUBG Mobile در پیکسل ۶ راحت و با کیفیت بسیار بالایی انجام می‌شود. چیپ‌ست تنسور به مانند اسنپدراگون برای انجام بازی‌ها کاملا بهینه است و مشکل خاصی در پردازش گرافیکی و فنی نخواهید داشت. حتی گوگل برای اجرای بازی‌ها، داشبوردی مخصوص طراحی کرده که به وسیله آن می‌توان تعادل خوبی بین کیفیت و بازدهی و میزان مصرف باتری لحاظ کرد.
گوگل پیکسل ۶ در بخش دوربین نسبت به نسل قبلی بهبودها و پیشرفت‌های زیادی داشته است. این بار به جای سنسور ۱۲.۲ مگاپیکسلی، با یک سنسور دوربین ۵۰ مگاپیکسلی مواجه هستیم که از کیفیت خوبی برخوردار است. دوربین دوم هم یک سنسور ۱۲ مگاپیکسلی فوق‌عریض است که آن هم کار خود را به خوبی انجام می‌دهد.
دوربین‌های پیکسل ۶ به مجموعه‌ای از ترفند‌ها و عملکردهای نرم‌افزاری طراحی شده توسط گوگل مجهز است که توسط «عکاسی محاسباتی» ارائه می‌شود. مجموعه ابزارهای امسال شامل توانایی پاک‌ کردن آسان افراد و اشیایی است که پس‌زمینه عکس‌های‌تا را شلوغ کرده تا تبدیل عکس‌های ثابت به تصاویر اکشن با اعمال تاری هنری تا متدی برای حذف تاری از چهره‌ افراد یا بهبود نحوه ثبت رنگ پوست توسط دوربین‌ها، کارهایی است که گوگل در اختیار کاربرانش قرار می‌دهد.
دوربین اصلی پیکسل ۶ در روشنایی روز تصاویر فوق‌العاده‌ای را ثبت می‌کند. ما شاهد کنتراست بالا در کنار محدوده دینامیکی گسترده و خوبی هستیم. رنگ‌ها زنده هستند و سنسور آن‌ها را اشباع نمی‌کند که این خیلی خوب است. وضوح تصاویر عالی است و نویزی را در این نتایج مشاهده نمی‌کنید.
پیکسل ۶ دوربین تله‌فوتو ندارد، اما دارای دکمه زوم ۲ برابری در نرم‌افزار است. با اینکه وضوح در این زوم عالی نیست، اما نتیجه به شکلی است که می‌توان از تصاویر راضی بود و از آن‌ها استفاده کرد.
دوربین فوق‌عریض پیکسل ۶ آنقدر‌ها هم عریض نیست، یعنی در مقایسه با دوربین‌های عریض گوشی‌های رقیب، مقداری زاویه دید محدودتر است. با این حال این سنسور عکس‌های خوبی را ثبت می‌کند. با اینکه جزئیات در تصاویر زیاد است، اما نویز هم مشاهده می‌شود. گوشه‌های تصویر کمتر کشیده یا تار می‌شوند و این نشانه خوبی برای دوربین فوق‌عریض پیکسل ۶ است.
عکاسی در شب با پیکسل ۶ بسیار خوب و پرکاربرد است. میزان نوردهی مناسب و متعادل است و رنگ‌ها دقیق و زنده ثبت می‌شود. با اینکه سایه‌ها کمی مات می‌شوند، اما با این کار نویزها مشخص نمی‌شوند و در کل نتیجه، تصویری با کیفیت و کاربردی از آب در می‌آید.
دوربین سلفی ۸ مگاپیکسلی در گوگل پیکسل ۶ از کیفیت و وضوح بالایی برخوردار است و تصاویر را با کمترین نویز ممکن ثبت می‌کند. محدوده دینامیکی عالی است و حتی صحنه‌هایی با نور پس‌زمینه قوی هم به خوبی رندر می‌شوند. رنگ‌ها باز هم طبیعی و خوب ثبت شده و در کل می‌توان از دوربین سلفی این دوربین برای ثبت تصاویر به یادماندنی استفاده کرد.
گوگل پیکسل ۶ در بخش فیلم‌برداری پر از قابلیت‌ها و حالت‌های متنوع است که می‌تواند سرگرم‌کننده و کاربردی باشند. دوربین اصلی می‌تواند تا وضوح ۴K و نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه ویدیو ضبط کند. دوربین فوق‌عریض هم با وضوح ۴K می‌تواند تا نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه ویدیو ضبط کند. یک ویژگی خوب، امکان ضبط ویدیو ۴K@60fps با زوم دو برابری است که از کیفیت مطلوبی هم برخوردار است.
نوردهی و محدوده دینامیکی در حالت فیلم‌برداری دقیق و عالی است. رنگ‌ها زنده هستند و از لحاظ وضوح و جزئیات با رقبای اپلی و سامسونگ برابری می‌کند، اما همه آن‌ها کمی پایین‌تر از شیائومی Mi 11 Ultra هستند.
فیلم‌برداری ۴K با سنسور فوق‌عریض قابل قبول است و تطابق عالی در رنگ‌ها و محدوده دینامیکی با دوربین اصلی، تحسین‌برانگیز است. پیکسل ۶ دارای گزینه تثبیت‌کننده دیجیتال و انتخاب‌گر حالت تثبیت‌کننده دقیق‌تر در منظره‌یاب است. پیش‌فرض استاندارد است و کار خود را به خوبی انجام می‌دهد. ویدیوهایی که در حالت پیاده‌روی یا حرکت ثبت می‌کنید به واسطه این تثبیت‌کننده صاف و تقریبا ثابت در می‌آیند و نتایج خوبی را حتی در سنسور فوق‌عریض به ثبت می‌رسانند.
در آخر به باتری می‌رسیم، جایی که پیکسل ۶ از یک باتری ۴۶۱۴ میلی‌آمپر ساعتی استفاده کرده که کمی کوچک‌تر از باتری ۵۰۰۳ میلی‌آمپر ساعتی مدل پرو است. اما این باتری برای نمایشگر و چیپ‌ست کاملا مناسب است. این باتری می‌تواند یک روز کامل و شلوغ را اکثرا پشتیبانی کند، اما شاید بعضی روزها مجبور شوید گوشی را در آخر شب به شارژ بزنید.
در آزمایش‌های انجام شده، پیکسل ۶ توانست ۲۰ ساعت در حالت آفلاین و تنظیمات ۶۰ هرتز ویدیو بخش کند. وب‌گردی با استفاده از وای‌فای ۱۲.۵ ساعت می‌تواند باشد. اگر به دنبال افزایش عمر باتری هستید، صفحه‌نمایش را از ۹۰ هرتز به ۶۰ هرتز تغییر دهید تا نتایج ملموسی را مشاهده کنید.
متاسفانه گوگل پیکسل ۶ بدون شارژر عرضه شده است. گوگل با استفاده از آداپتور ۳۰ واتی جدید خود می‌تواند در عرض ۳۰ دقیقه، ۵۰ درصد باتری را از صفر شارژ کند. اگر قبلا گوشی پیکسل داشته‌اید و شارژر آن ۱۸ واتی است، نتیجه فقط کمی کم‌تر از آزمایش انجام شده خواهد بود.
پرچم‌داران طلایی، جایی که نهایت قدرت بهترین برند‌های حال حاضر گوشی‌های هوشمند را خواهیم دید. اگر دغدغه‌ی هزینه کردن ندارید و دوست دارید بهترین گوشی هوشمند این روزها را دست بگیرید، سه گزینه‌ای که در ادامه برای شما معرفی کردیم، از لحاظ منطقی و کارکرد می‌توانند بهترین انتخاب‌های شما باشند.
راهنمای خرید گوشی
جدیدترین پرچمدار شیائومی که با نام شیائومی ۱۲ شناخته می‌شود، مدتی است که در قالب سه نسخه و مشخصات متنوع سخت‌افزاری و بازه‌های قیمتی متنوع وارد بازار شده و توانسته عملکرد رضایت‌بخشی داشته باشد. در بازه قیمتی ۲۵ میلیون تومان راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ، ما شیائومی ۱۲ پرو را به عنوان گزینه‌ برتر در خانواده سه‌گانه شیائومی ۱۲ می‌بینیم.
شیائومی ۱۲ پرو همانطور که از اسم‌اش پیداست، نسخه‌ای تقریبا ارتقا یافته شیائومی ۱۲ است که البته انتظار داشتیم این ارتقا دندان‌گیرتر باشد. این گوشی با وجود سایز بزرگتر و رزولوشن بیشتر نمایشگر، شارژر ۱۲۰ واتی و دوربین تله‌فوتو با زوم اپتیکال ۲ برابری به علاوه ارتقا وضوح دوربین اولتراواید، برتری چشم‌گیری نسبت به برادر کوچک‌تر خود ندارد. با این حال ما با پرچمداری «خوب» مواجه هستیم که دوربین‌ها، نمایشگر، تجربه نرم‌افزاری و بازدهی سخت‌افزاری آن راضی‌کننده است.
اندازه این گوشی ۱۶۳.۶ در ۷۴.۶ میلی‌متر و ضخامت آن ۸.۲ میلی‌متر است و با وزن ۲۰۴ گرمی، تجربه‌ای شبیه به سایر گوشی‌های پرچمدار هم‌سایز خود را ارائه می‌دهد. لبه‌های شیائومی ۱۲ پرو کمی خمیده است که حس خوبی به دستان می‌دهد و از طرفی، بافت پشتی گوشی از جنس شیشه صاف است که آن هم حس راحتی جالبی را به دستان القا می‌کند.
ماژول دوربین در پشت گوشی با اینکه طراحی شیک و منظمی دارد، اما برجستگی آن زیاد است و هنگامی که گوشی را روی سطحی صاف قرار می‌دهید، متوجه لرزش گوشی به خاطر سطح ناصاف پشت می‌شوید.
متاسفانه این گوشی «پرچمدار» هیچ‌گونه گواهی IP برای مقاومت در برابر آب یا گرد و غبار ندارد که باعث تعجب است. ما در گوشی‌هایی به مراتب ارزان‌تر در خانواده میان‌رده‌ها گواهی IP را به وفور می‌بینیم، اما شیائومی تصمیم گرفته در این گوشی پرچمدار بیخیال این قضیه شود.
در شیائومی ۱۲ پرو خبری از جک ۳.۵ میلی‌متری هدفون نیست و پورت‌های گوشی محدود به USB-C نسل دوم می‌شود.
صفحه‌نمایش ۶.۷۳ اینچی شیائومی ۱۲ پرو از کیفیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. نمایشگر شیائومی ۱۲ پرو وضوحی برابر با ۱۴۴۰ در ۳۲۰۰ پیکسل دارد که این گوشی را در زمره پرچمداران خاص با وضوح فوق‌العاده‌ بالا قرار می‌دهد. پنل نمایشگر از نوع AMOLED است که رنگ‌ها را زنده به نمایش می‌گذارد و کنتراست قابل توجهی دارد. حداکثر روشنایی نمایشگر به ۱۵۰۰ نیت می‌رسد که حتی برای فضای باز و زیر نور خورشید کاملا کارایی دارد.
نرخ به‌روزرسانی ۱۲۰ هرتزی نمایشگر گوشی پرچمدار شیائومی ۱۲ پرو به خوبی کار می‌کند و در زمان انجام بازی، گشت‌و‌گذار در وب و شبکه‌های اجتماعی، کاملا متوجه نرمی و روان‌بودن نمایشگر می‌شوید.
قطعا وجود نمایشگری با لبه‌ خمیده باب میل برخی از مخاطبان نیست و شیائومی در اعمال این ویژگی ریسک کرده است. البته شیائومی با پیاده‌سازی بسیار خوب ویژگی‌های مناسب در این نمایشگر، حتی از لمس‌های تصادفی معمول هم جلوگیری کرده و ما با یک صفحه‌نمایش بسیار با کیفیت و به‌روز طرف هستیم.
شیائومی در جدیدترین پرچمدار خود از آخرین و قوی‌ترین تراشه کوالکام به نام اسنپدراگون ۸ نسل ۱ استفاده کرده است که به قوی‌ترین تراشه اندرویدی دنیا هم معروف است. وجود چنین قدرتی در کنار ۸ یا ۱۲ گیگابایت حافظه رم، تضمین‌کننده اجرای سنگین‌ترین بازی‌ها، پیچیده‌ترین محاسبات و عملکرد‌های فشرده است. گشت و گذار در رابط کاربری بی‌هیچ لگی امکان‌پذیر است و اجرای چندین اپلیکیشن به مانند آب خوردن است.
با این حال موضوعی که وجود دارد این است که وقتی ما اسنپدراگون ۸ نسل ۱ را با سری‌های قبلی و گوشی‌های قدیمی‌تر مانند شیائومی Mi 11 یا OnePlus 9 مقایسه می‌کنیم، متوجه هیچ تفاوت محسوسی نمی‌شویم. آن گوشی‌ها هم در حال حاضر در دسته قوی‌ترین‌ها قرار دارند و از پس هر پردازشی بر می‌آیند، اما این در حالیست که نسل جدید پردازنده‌های کوالکام هم حداقل در گوشی‌هایی مانند شیائومی ۱۲ یا حتی گلکسی S22 اولترا و Oppo Find X5 Pro، ارتقا عجیبی پیدا نکرده‌اند.
با این حال این آخر دنیا نیست. شیائومی ۱۲ به جدیدترین پردازنده‌ و نو‌ترین فناوری روز دنیا مجهز است و این می‌تواند تا سال‌ها خیال خریدار این گوشی را از بابت توان پردازشی و سرعت راحت کند (البته اگر شیائومی پشتیبانی طولانی مدت نرم‌افزار بهتری در نظر داشته باشد)
انجام بازی‌های سنگین در شیائومی ۱۲ پرو یک تجربه چشمگیر و شگفت‌انگیز است. بارگذاری بازی‌ها با سرعت بالا و انجام آن‌ها بدون لگ صورت می‌گیرد. فرقی ندارد به سراغ کدام بازی می‌روید، از Call of Duty Mobile تا PUBG: New State، همگی روی بهترین حالت گرافیکی و وضوح با نرخ فریم بالا اجرا می‌شوند.
تنها مشکل واضح اسنپدراگون ۸ به خصوص در بازی‌های سنگین، داغ شدن آن و به طبع، داغ شدن گوشی است. در تست بازی‌های سنگین کاملا متوجه داغ شدن گوشی می‌شوید و این قضیه به حدی هست که ترجیح می‌دهید کمی به گوشی در بین هر راند بازی استراحت بدهید.
گوشی شیائومی ۱۲ پرو در سه نسخه ۸ گیگابایت رم / ۱۲۸ یا ۲۵۶ گیگابایت فضای ذخیره‌سازی و ۱۲ گیگابایت رم / ۲۵۶ گیگابایت فضای ذخیره‌سازی عرضه شده که بسته به سلیقه و نوع کاری که با گوشی انجام می‌دهید، گزینه‌های مناسبی را شاهد هستیم. همچنین این گوشی به فناوری ۵G هم مجهز است که اگر در محدوده پشتیبانی از این فناوری ارتباطی باشیم، عملکرد ارتباطی گوشی درخشان است.
یکی از نکات قابل توجه شیائومی ۱۲ پرو بلندگوهای آن است. این گوشی به بلندگوهایی که توسط برند هارمن کاردون تنظیم شده، مجهز است. صدای اسپیکرها علاوه بر بلند بودن، شفاف و واضح هستند و می‌توان این قضیه را هم یک نکته مثبت برای شیائومی ۱۲ پرو دانست.
شیائومی ۱۲ پرو دارای سه دوربین در قسمت پشتی خود است: دوربین اصلی ۵۰ مگاپیکسلی، دوربین فوق‌عریض ۵۰ مگاپیکسلی و یک دوربین ۵۰ مگاپیکسلی تله‌فوتو با زوم اپتیکال ۲ برابری. در مقام مقایسه، ما تقریبا با همان لنزهای Mi 11 طرف هستیم، با این تفاوت که به جای لنز ۱۰۸ مگاپیکسلی، شیائومی به یک دوربین ۵۰ مگاپیکسلی بسنده کرده که البته، ما این قضیه را یک ارتقا نام می‌بریم.
رزولوشن همه چیز برای عکاسی نیست و به همین دلیل است که استفاده از لنز ۵۰ مگاپیکسلی مزیت‌ بهتری هم دارد. حالا اندازه سنسور بزرگتر است و این به معنی ثبت تصاویر روشن‌تر است.
تصاویر گرفته شده با دوربین اصلی با رنگ‌های زنده، کنتراست چشمگیر و جزئیات زیاد، خوب به نظر می‌رسند. با این حال ما متوجه یک مشکل عجیب در بهینه‌سازی صحنه توسط هوش مصنوعی برنامه دوربین شدیم. این هوش مصنوعی کمی بیش از حد حساس است و برخی عکس‌ها بیش از حد اشباع شده به نظر می‌رسند یا در برخی دیگر، به ویژه تصاویر پرتره، مشکلاتی در مناطق تیره دیده می‌شود.
شیائومی ۱۲ پرو بر خلاف برادر کوچک‌ترش، میزبان لنز تله‌فوتو ۵۰ مگاپیکسلی است و برای گنجاندن آن، لنز ماکرو ۵ مگاپیکسلی را حذف کرده است. عملکرد این لنز بسیار خوب است و زوم اپتیکال ۲ برابری از کیفیت خوبی برخوردار است. با این حال، وقتی در گوشی‌هایی نظیر گلکسی S22 ما شاهد زوم اپتیکال ۳ تا ۱۰ برابری هستیم، این ویژگی شیائومی ۱۲ پرو تا حدودی رنگ می‌بازد.
اما در سوی دیگر، دوربین فوق‌عریض صرفا «خوب» است. عکس‌های گرفته شده با این لنز گاها کم‌رنگ هستند، اما روشن بوده و بیش از حد تحریف یا اشباع نشده‌اند. ارتقا این لنز به ۵۰ مگاپیکسل در شیائومی ۱۲ پرو عملکردی جدی و رضایت‌بخش بوده و کاربر می‌تواند تصاویر فوق‌عریض با جزئیات و وضوح بالاتری نسبت به قبل ثبت کند.
ما در جلوی شیائومی ۱۲ پرو یک لنز ۳۲ مگاپیکسلی عریض می‌بینیم که می‌تواند تصاویر سلفی زیبا و روشنی را ثبت کند. عکاسی پرتره و بعد متعادل کردن سوژه و پس‌زمینه و افزودن تاری پس‌زمینه با ظاهری واقعی عالی است و در کل با یکی از بهترین دوربین‌های سلفی بازار در گوشی شیائومی ۱۲ طرف هستیم.
شیائومی ۱۲ پرو می‌تواند ویدیوهایی با وضوح نهایتا ۸K و نرخ ۲۴ فریم بر ثانیه و همچنین ۴K یا ۱۰۸۰p را با نرخ ۳۰ یا ۶۰ فریم بر ثانیه ضبط کند. ضبط ویدیو روی دوربین التراواید به وضوح ۴K و نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه محدود شده است. خوشبختانه در همه حالات و دوربین‌ها می‌توانید از لرزشگیر دیجیتال و اپتیکال استفاده کنیم، اما با این حال شیائومی ۱۲ دو گزینه Steady و Steady Pro را با تمرکز ویژه روی لرزشگیر دیجیتال تعبیه کرده که فقط روی وضوح ۱۰۸۰p و نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه در دسترس قرار دارد.
در فیلم‌برداری ۸K با اینکه جزئیات تصویر خوب است و رنگ‌ها هم به واقعیت نزدیک هستند، کنتراست مناسب است و نویزی دیده نمی‌شود، اما باز هم ما از یک فیلم‌برداری ۸K خارق‌العاده و واقعی کمی دور هستیم. البته این به معنای بلااستفاده بودن فیلم‌برداری ۸K نیست و حتی می‌توانیم آن را یکی از معدود نمونه‌های واقعی بدانیم که صرفا جهت قدرتنمایی ظاهری و تبلیغاتی در گوشی قرار داده نشده است.
فیلم‌برداری ۴K به مراتب نرم‌تر و حتی باکیفیت‌تر است. محدوده دینامیکی عالی، رنگ‌ها دقیق و جزئیات فوق‌العاده به نظر می‌رسند. در سوی دیگر اگر چه دوربین اولتراواید می‌تواند ویدیوهای ۴K ضبط کند، اما با کیفیت معمول ۴K فاصله زیادی دارد. ویدیوهای ثبت شده نرم هستند، اما فاقد جزئیات دقیق، دارای کمی نویز و محدوده دینامیکی محدود هستند.
شیائومی ۱۲ پرو از یک باتری ۴۶۰۰ میلی‌آمپر ساعتی استفاده می‌کند که نسبت به شیائومی ۱۲ فقط ۱۰۰ میلی‌آمپر ساعت ارتقا داشته و عملکرد آن نه تنها فرقی نکرده که حتی ضعیف‌تر هم شده است.
برخلاف انتظار همیشگی که از گوشی‌های شیائومی داشتیم، عمر باتری شیائومی ۱۲ پرو در عملکردهای مختلف تعریفی ندارد. متاسفانه شیائومی ظاهرا نتوانسته آنطور که باید و شاید، باتری را با سخت‌افزار و صفحه‌نمایش تطبیق دهد. ما در گلکسی S22 پلاس که آن هم باتری ۴۵۰۰ میلی‌آمپر ساعتی دارد، طول عمر باتری بیشتری را مشاهده می‌کنیم.
در تست پخش ویدیو، شیائومی ۱۲ پرو نمره ۱۲ ساعت را ثبت کرده و در گشت و گذار وب، تنها ۱۱ ساعت دوام آورده است. ثبت ۱۹ ساعت مکامله ۳G هم نمونه دیگری از ضعف بازدهی باتری شیائومی ۱۲ پرو است که عده‌ای عقیده دارند مشکل از نرم‌افزار گوشی است و شیائومی می‌تواند طی آپدیت‌های بعدی، مشکل بازدهی باتری را برطرف کند.
شارژر ۱۲۰ واتی شیائومی ۱۲ پرو به خوبی کار می‌کند و می‌تواند تنها در ۲۱ دقیقه باتری را از صفر به صد درصد برساند. وجود شارژر ۱۲۰ وات عملا نگرانی از بابت نبود شارژ را برطرف می‌کند و اگر شیائومی بتواند مشکلات بازدهی باتری را هم در این گوشی‌های پرچمدارش حل کند، مطمئنا شارژ و شارژدهی به نقطه مثبت عظیمی برای سری شیائومی ۱۲ تبدیل می‌شود.

کمپانی هواوی را می‌توان یکی از بزرگ‌ترین خطرهایی دانست که دامن‌گیر کمپانی‌هایی مانند اپل و سامسونگ شده است. با اینکه طی چند سال گذشته تحریم‌ها و حتی حذف شدن خدمات گوگل برای محصولات هواوی، دردسرهایی برای این شرکت درست کرده اما هواوی دست از عرضه محصولات قدرتمند و پیشرو بر نداشته و یکی از این محصولات در رده پرچم‌دار راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ، هواوی پی ۵۰ پرو است.
هواوی پی ۵۰ پرو یک گوشی شیک و فوق‌العاده است که با ۶.۶ اینچ صفحه‌نمایش و وزن ۱۹۵ گرمی، ارگونومی خوب و راحتی دارد و نه خیلی سبک به نظر می‌رسد و نه سنگین! مانند اکثر گوشی‌های پرچمدار هواوی طی سال‌های اخیر، دکمه‌های تنظیم صدا و پاور در سمت راست و درگاه USB-C و درگاه سیم‌کارت در بخش پایینی قرار دارند. اسپیکرها در بالا و پایین قرار دارند، در حالی که حسگر اثر انگشت به پشت یا همان داخل صفحه‌نمایش منتقل شده است.
قسمت پشتی گوشی دارای یک سطح فلزی صیقلی با ظاهر ظریف طلایی است. این سطح تا حدی لطیف و نرم حس می‌شود اما به شدت مستعد جذب اثر انگشت و لک است. چیزی که در پشت گوشی خودنمایی می‌کند، دو حلقه دوربین نسبتا بزرگ است که در داخل یک برآمدگی شبیه قرص قرار گرفته‌اند. به راحتی می‌توان گفت که با یکی از بزرگ‌ترین ماژو‌ل‌های دوربین در گوشی‌های هوشمند طرف هستیم.
صفحه‌نمایش OLED هواوی پی ۵۰ پرو ۶.۶ اینچ اندازه دارد و وضوح آن به ۱۲۲۸ در ۲۷۰۰ پیکسل با تراکم ۴۵۰ پیکسل در هر اینچ می‌رسد. برای مقایسه، گوشی گلکسی S21 اولترا با رزولوشن ۳۲۰۰ در ۱۴۴۰ پیکسل دارای تراکم ۵۱۵ppi و آیفون ۱۳ پرو مکس با وضوح ۲۷۷۸ در ۱۲۸۴ پیکسل دارای تراکم ۴۵۸ppi است. با این حال خیلی درگیر این اعداد نشوید چرا که همه این گوشی‌ها و هواوی پی ۵۰ پرو در زمینه صفحه‌نمایش عالی کار کرده‌اند.
رنگ‌ها در صفحه‌نمایش OLED هواوی پی ۵۰ پرو عالی است و تماشای فیلم و ویدیو در آن بی‌نظیر به نظر می‌رسد. هواوی همچنین نرخ به‌روزرسانی تصویر را از ۹۰ هرتز در پی ۵۰ پرو به ۱۲۰ هرتز در گوشی جدید افزایش داده که باعث می‌شود گشت‌وگذار در رابط کاربری و در میان برنامه‌ها بسیار نرم و لذت‌بخش باشد. همچنین می‌توانید نرخ نوسازی را روی حالت داینامیک قرار دهید تا بسته به کاری که با گوشی انجام می‌دهید، نرخ‌ تازه‌سازی هم تنظیم شود و حتی به این وسیله، در مصرف باتری هم صرفه‌جویی شود.
هواوی پی ۵۰ پرو از چیپ‌ست کوالکام اسنپدراگون ۸۸۸ که در اکثر گوشی‌های پرچمدار سال گذشته دیده شده استفاده کرده اما فناوری ارتباطی ۵G را حذف کرده است.
این چیپ‌ست در مدل مد نظر ما (که در ایران بیشتر همین مدل موجود است) دارای ۸ گیگابایت حافظه رم و ۲۵۶ گیگابایت فضای ذخیره‌سازی است. همچنین برخلاف بیشتر گوشی‌های پرچمدار، هواوی پی ۵۰ پرو دارای اسلات حافظه اما از نوع نانو (NM) است که می‌توان به وسیله آن، حافظه ذخیره‌سازی گوشی را تا ۱ ترابایت افزایش داد.
مانند بسیاری از گوشی‌های پرچمدار دیگر، هواوی پی۵۰ پرو در استفاده روزمره بسیار روان و راحت است. این گوشی در بنچ‌مارک Geekbench 5 امتیاز ۳۰۱۸ را به دست آورده که تقریبا با امتیاز سایر گوشی‌های مجهز به چیپ‌ست اسنپدراگون ۸۸۸ برابری می‌کند.
بخش دوربین‌های هواوی پی۵۰ پرو، ظاهری عجیب و البته بزرگ و شاید ترسناکی داشته باشد. چهار دوربین لایکا با هوش مصنوعی در این ماژول بزرگ به کار گرفته شده است. دوربین اصلی عریض با سنسور ۵۰ مگاپیکسلی، یک دوربین تله‌فوتو پریسکوپ ۶۴ مگاپیکسلی با قابلیت زوم ۳.۵ برابری اپتیکال، یک لنز فوق‌عریض ۱۳ مگاپیکسلی و یک سنسور تک رنگ ۴۰ مگاپیکسلی را می‌توان در قسمت پشت هواوی پی۵۰ پرو مشاهده کرد.
با توجه به این سخت‌افزار، جای تعجب نیست که پی۵۰ پرو می‌تواند تصاویر خیره‌کننده‌ای را بگیرد. دوربین‌ها به ندرت ما را ناامید کردند و به خصوص در طول روز می‌توانید تصاویر واضح، دقیق و با دامنه دینامیکی گسترده ثبت کنید. پی۵۰ پرو در بخش پردازش تصویر به گونه‌ای است که رنگ‌ها، از جمله رنگ‌های پوستی بسیار مهم، واقعی‌تر به نظر می‌رسند. علاوه بر این، حالت اختصاصی هوش مصنوعی به گونه‌ای تنظیم شده که به جای افزایش غلظت رنگ، سعی می‌کند تنظیمات دقیق‌تر و هدفمند‌تری را در تصاویر انجام دهد تا نتیجه، تصویری طبیعی، با کیفیت و واقعی به دست بیاید.
زوم اپتیکال ۳.۵ برابر بسیار سطح بالا و باکیفیت است و جزئیات ثبت شده بسیار واقعی و خوب به نظر می‌رسند. با پی۵۰ پرو می‌توانید تا ۱۰۰ برابر زوم کنید که در بیشتر عکس‌ها تا زوم ۳۰ و نهایت ۵۰ برابری می‌توان حساب کرد و تصاویر نسبتا قابل استفاده‌ای گرفت.
با اینکه عکاسی در طول روز یا محیط‌های پرنور با پی۵۰ پرو لذت‌بخش است، اما متوجه شدیم که سرعت شاتر مقداری از حد استاندارد و مطلوب پایین‌تر است. این قضیه شاید در مورد سوژه‌های ثابت خیلی دردسرساز نباشد، اما اگر قصد عکس‌برداری از سوژه‌های متحرک و حتی پر سرعت را با پی۵۰ پرو داشته باشید، احتمالا این گوشی شما را ناامید می‌کند.
هوش‌ مصنوعی در هواوی پی۵۰ پرو بعضی‌ وقت‌ها بیش از حد هوشمند کار می‌کند که هم می‌تواند راضی‌کننده باشد و هم گیج‌کننده! منظره‌یاب دوربین شاید به شما تصویری نشان دهد که نوردهی در آن بسیار زیاد است، اما پس از ثبت تصویر، هوش مصنوعی شروع به پردازش و ویرایش عکس می‌کند. تصویری که در نتیجه می‌بینیم، نوردهی مناسب و خوبی دارد. اما این قضیه می‌تواند در هنگام تصویربرداری و کسب اطمینان از ثبت چیزی که با چشم دیده شده، دردسرساز باشد.
متاسفانه هواوی پی۵۰ پرو هر چقدر در زمینه عکاسی روزانه و با نور کافی، خیره‌کننده و عالی است، در عکاسی شبانه چنگی به دل نمی‌زند. وقتی دوربین‌های این گوشی را در حالت شب یا نور کم، در کنار دیگر پرچمداران قرار می‌دهیم متوجه می‌شویم که تصاویر از وضوح کم‌تری برخوردارند، نور کمتر جذب شده و جزئیات جای خود را به له شدگی و نرم‌شدگی داده است. روشن کردن حالت شب هم نمی‌تواند کمک خاصی به این قضیه بکند و حتی نوردهی طولانی‌تر سبب شد تا تصاویر تار شوند.
نتایج عکاسی در نور کم با دوربین فوق‌عریض نسبتا ناامید‌کننده است. پرچمداران امروزی از مجموعه‌ای استفاده می‌کنند که در آن لنز اصلی و فوق‌عریض دارای کالیبر رنگ مشابه هستند. اما در مورد پی۵۰ پرو، تصویری که با سنسور دوربین فوق‌عریض ثبت شده دارای شدت رنگ متفاوتی نسبت به دوربین اصلی است و ناهماهنگی‌های زیادی را می‌توان تشخیص داد.
دوربین سلفی هواوی پی پرو یک سنسور ۱۳ مگاپیکسلی عریض است که می‌تواند تصاویری با کیفیت و مناسب را در موقعیت‌های مختلف ثبت کند. کارایی این دوربین بی‌شباهت به دوربین اصلی گوشی نیست و تقریبا همان نقاط قوت و ضعف را در اختیار دارد. تجربه عکاسی حالت پرتره با این دوربین هم مناسب است، اگر چه در تشخیص لبه‌ها برای جلوه‌های تاری پس‌زمینه به خوبی کار می‌کند، اما هوش مصنوعی تمایل زیادی به زیباسازی صورت و در کل تصویر دارد. نکته جالب اینجاست که حتی با خاموش کردن این حالت،‌ باز هم تغییراتی را روی عکس می‌توان تشخیص داد.
دوربین‌‌های اصلی،  تک‌رنگ و تله‌ فوتو هواوی پی۵۰ پرو می‌توانند تا وضوح ۴K و نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه فیلم‌برداری کنند و دوربین‌های فوق‌عریض و سلفی می‌توانند تا وضوح ۴K و نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه ویدیو ضبط کنند.
لرزش‌گیر اپتیکال در دوربین‌های اصلی و زوم در دسترس است در حالی که لرزش‌گیر دیجیتال روی هر پنج دوربین همیشه روشن است و کار می‌کند. هواوی پی پرو از فیلم‌برداری تایم‌لپس، ۲۴۰ فریم بر ثانیه و فیلم‌برداری دوگانه با دو دوربین به طور همزمان پشتیبانی می‌کند. همچنین قابلیت زوم صوتی نیز در این گوشی وجود دارد که قابلیت جالبی است.
دوربین اصلی ویدیوهای ۴K بسیار خوبی را با جزئیات کافی و ظاهری متعادل و زیبا ضبط می‌کند. کنتراست ویدیوها بالا است و رنگ‌ها آنقدر دقیق و درست هستند که از تماشای ویدیو لذت ببرید. محدوده دینامیکی هم معمولا در سطح خوبی قرار دارد. با این حال ویدیوها می‌توانستند از وضوح بیشتری بهره‌مند باشند.
گوشی هواوی پی۵۰ پرو از یک باتری ۴۳۶۰ میلی‌آمپر ساعتی استفاده می‌کند که با توجه به ضخامت ۸.۵ میلی‌متری گوشی، تا حدودی با باتری کوچکی مواجه هستیم. این باتری برای کسانی که مدام با گوشی خود کار می‌کنند، GPS را روشن نگه می‌دارند، همیشه آنلاین هستند و عکس و فیلم تهیه می‌کنند، احتمالا روزی یک بار شارژ را احتیاج خواهند داشت.
با اینکه عمر باتری حتی برای یک روز هم کلی اما و اگر دارد، اما هواوی راه‌ها و قابلیت‌های خوبی را برای مقابله با عمر کم باتری پیش‌روی مخاطب قرار داده است. سرعت شارژ ۶۶ واتی هواوی پی ۵۰ پرو می‌تواند گوشی را در عرض نیم ساعت، ۷۰ درصد شارژ کند و در کمتر از یک ساعت یک باتری ۱۰۰ درصدی را دریافت کنید.
اگر طرفدار شارژ بی‌سیم باشید، احتمالا پی۵۰ پرو گوشی پرطرفدار شما خواهد شد. این گوشی از شارژ بی‌سیم ۵۰ واتی پشتیبانی می‌کند و اگر عادت داشته باشید که هنگام کار، گوشی را روی پد بی‌سیم قرار دهید، بعید است دیگر دغدغه شارژ را داشته باشید.
راهنمای خرید گوشی پرچمدار
برند وان‌پلاس تا به امروز توانسته است عملکرد بسیار خوبی را در زمینه گوشی‌های هوشمند به‌نمایش بگذارد. یکی از گوشی‌های پرچمدار و قدرتمند این شرکت، مدل ۱۰ PRO  است.
در نمای رو‌به‌رویی این گوشی به صفحه‌نمایش با ابعاد ۶.۷ اینچ و رزولوشن ۱۴۴۰×۳۲۱۶ پیکسل از نوع LTPO2 Fluid AMOLED مجهز شده است که با توجه به مشخصات در نظر گرفته شده و توانایی ارائه حداکثر نرخ بروزرسامی ۱۲۰ هرتز، یکی از قدرتمند‌ترین و با‌کیفیت‌ترین صفحات‌نمایش در بین گوشی‌های هوشمند پرچمدار است.
در قسمت پشتی هم شاهد قرار‌گیری سه سنسور دوربین هستیم که یک سنسور دوربین اصلی با رزولوشن ۴۸ مگاپیکسل و گشودگی دریچه دیافراگم f/1.8 در کنار سنسور ۸ مگاپیکسل از نوع تله‌فوتو با قابلیت زوم ۳ برابر اپتیکال و سنسور قدرتمند ۵۰ مگاپیکسل از نوع فوق عریض (ultrawide) با زاویه دید ۱۵۰ درجه، سنسور‌های دوربین سه‌گانه وان‌پلاس ۱۰ PRO WHITE EDITION را تشکیل می‌دهند.
حضور پردازنده قدرتمند اسنپدراگون ۸ نسل یک شرکت کوالکام هم سبب شده تا این گوشی به‌راحتی از پس بازی‌های سنگین و به‌روز بر‌بیاید و تجربه گیم‌پلی بسیار جذابی را برای شما به ارمغان می‌آورد.
بریدگی دایره‌ای شکل ناچ در قسمت بالایی و گوشه سمت چپ صفحه‌نمایش هم سنسور دوربین سلفی با رزولوشن ۳۲ مگاپیکسل را در خود جای داده است. باتری با میزان ظرفیت ۵۰۰۰ میلی‌آمپر‌ساعت در کنار شارژر ۸۰ وات مجهز به تکنولوژی شارژ سریع هم از دیگر مشخصات در نظر گرفته شده هستند که باید بدانید شارژر ۸۰ واتی این گوشی توانایی شارژ صد درصدی باتری را در مدت زمان ۳۲ دقیقه دارد.

گوشی لنوو Legion Duel 2 چیزی نیست که برای همه مناسب باشد، اما اگر به دنبال یک گوشی گیمینگ رده بالا هستید که بتوانید بهترین تجربه را هنگام بازی‌ها، به خصوص بازی‌های چند نفره یا سنگین داشته باشید، شاید محصول جدید لنوو در راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ بتواند برای‌تان جذاب باشد.
اگر هدف‌تان چیزی غیر از بازی‌ کردن است، سمت این گوشی نیایید. Lenovo Legion Duel 2 دارای یک طراحی ضخیم است که نازکترین نقطه آن ۹.۹ میلی‌متر و ضخیم‌ترین قسمت ۱۲.۵۶ میلی‌متر است. وزن ۲۵۹ گرمی آن هم به وضوح نشان می‌دهد که این گوشی برای استفاده در حالت افقی و دو دستی طراحی شده است.
طراحی گوشی به شکلی است که وقتی آن را به صورت افقی به دست می‌گیرید، حس می‌کنید که انگشتان و دست در جای مناسبی قرار گرفته‌اند. البته که استفاده از گوشی به راحتی گیم‌پد نیست، اما لنوو تلاش کرده تا بهترین طراحی ممکن برای رضایت گیمرها را پیاده‌سازی کند.
لنوو در طراحی گوشی گیمینگ خود از بهترین متریال‌های ممکن استفاده کرده است. قاب دور تا دور گوشی از جنس آلومینیوم است و بدنه پشتی عمدتا از جنس شیشه ساخته شده است. شما در بخش پشتی گوشی حتی نورپردازی RGB را مشاهده می‌کنید که جلوه زیبایی را به گوشی در زمان انجام بازی‌ها می‌دهد.
یکی از مزیت‌های کلیدی گوشی گیمینگ لنوو بلندگوهای آن است. شما یک جفت اسپیکر را می‌توانید در قسمت روبه‌رویی پایین و بالای گوشی مشاهده کنید که از کیفیت عالی برخوردار هستند و جای‌گیری آن‌ها به شکلی است که در هنگام استفاده به صورت افقی، دستان روی اسپیکرها قرار نمی‌گیرند تا صدا خفه شود.
صفحه‌نمایش آمولد لنوو Legion Duel 2 به بزرگی ۶.۹۲ اینچ با وضوح ۲۴۶۰ در ۱۰۸۰ پیکسل است و نرخ نوسازی ۱۴۴ هرتز در آن مشاهده می‌شود. اندازه صفحه بسیار بزرگ است که هدف از آن هم ارائه تجربه گسترده‌تر از بازی‌هاست. استفاده از نرخ ۱۴۴ هرتز هم کمک کرده تا همه چیز در روان‌ترین و بهترین حالت ممکن به تصویر کشیده شود.
یکی از مزیت‌های این صفحه‌نمایش، یکپارچگی آن است. لنوو دوربین سلفی را نه در روی صفحه‌نمایش و به شکل سوراخ، بلکه به صورت ماژول پاپ‌آپ در لبه سمت راست گوشی (یا بالا وقتی به صورت افقی گوشی در دست است) قرار داده که هر زمان قصد تهیه تصویر سلفی داشتید، این دوربین از جای خود بیرون می‌آید.
لنوو Legion Duel 2 در قلب خود به یک چیپ‌ست اسنپدراگون ۸۸۸ مجهز است که تا قبل از عرضه چیپ‌ست Gen 1، به عنوان قدرتمندترین چیپ‌ست اندرویدی شناخته می‌شد. البته که این چیپ‌ست هنوز هم در رده بهترین‌ها قرار دارد و قدرت پردازشی آن از پس هر بازی یا برنامه سنگینی بر می‌آید.
از نظر عملکرد گرافیکی می‌توان لنوو را با گوشی ایسوس ROG Phone 5 مطابقت داد. البته نکته‌ای که وجود دارد این است که وقتی شما به سراغ خرید گوشی گیمینگ به‌روز می‌روید، خیلی عملکرد سخت‌افزاری را نباید ملاک انتخاب قرار دهید چون همه آنها، از همین گوشی گیمینگ لنوو گرفته تا ایسوس و نوبیا Redmagic 6S Pro یا مدل‌های مختلف شیائومی، حداکثر توانایی را برای اجرای بازی‌های سنگین در اختیار دارند.
در تست بازی Call of Duty Mobile ما یک تجربه بی‌نقص از بازی را داشتیم و مهم‌تر از همه، دکمه‌های سخت‌افزاری روی شانه گوشی، تجربه گیم‌پلی را دستخوش تغییرات خوبی کرد.
یکی از ویژگی‌های گوشی گیمینگ لنوو، استفاده از یک سیستم خنک‌کننده دوقلو توربو است که به شکل خاصی درون دستگاه تعبیه شده تا در هنگام بازی، از گرمای زیاد جلوگیری کند.
در نسخه مد نظرمان، گوشی به ۱۶ گیگابایت حافظه رم و ۵۱۲ گیگابایت فضای ذخیره‌سازی مجهز است که البته مدل ۱۲ گیگابایت رم هم موجود است. هر دو مدل از رم‌های زیادی برخوردارند که قطعا با هیچ‌کدام از آنها به مشکل نخواهید خورد.
شما نباید انتظار دوربین‌های خارق‌العاده‌ای از گوشی گیمینگ لنوو Legion Duel 2 داشته باشید چون تمرکز این گوشی روی سخت‌افزار داخلی و مزیت‌های دیگری است که می‌تواند تجربه گیمینگ را بهبود ببخشد.
ما در قسمت پشت این گوشی یک دوریبن ۶۴ مگاپیکسلی عریض اصلی و یک دوربین فوق‌عریض ۱۶ مگاپیکسل می‌بینیم و ممنونیم از لنوو که هیچ لنز اضافه‌ای مانند ماکرو‌ برای این گوشی تعبیه نکرده است. دوربین سلفی هم که به صورت پاپ‌آپ در گوشی قرار گرفته، سنسوری ۴۴ مگاپیکسلی عریض در اختیار دارد.
کیفیت عکاسی با دوربین‌ اصلی و فوق‌عریض بد نیست، اما برای مثال قابل قیاس با گوشی‌های پرچمداری مانند گلکسی S21 یا S22 سامسونگ نیست. عکس‌هایی که با دوربین اصلی ثبت می‌کنید عمدتا نرمال هستند، اما متاسفانه نمی‌توان آن‌ها را به خاطر مبلغی که برای خرید گوشی پرداخت می‌کنید، توجیح کرد. همه این‌ها به کنار، دوربین اصلی مشکلاتی برای فوکوس روی سوژه‌ها دارد که در همه حالت‌‌های نوری دیده می‌شود.
دوربین‌ها در نور کم خوب نیستند و حتی اگر حالت شب را هم فعال کنید، باز هم تغییر خاصی از لحاظ کیفی مشاهده نمی‌کنید. دوربین ۱۶ مگاپیکسلی فوق‌عریض هم تعریفی ندارد و وضوح و طیف‌های رنگی با دوربین اصلی هیچ تطابقی ندارد. حتی برخی عکس‌ها با ظاهری مه‌آلود گرفته شده که نشان می‌دهد نباید روی این دوربین حساب خاصی باز کنیم.
اما همه این‌ها یک طرف، دوربین سلفی ۴۴ مگاپیکسلی طرف دیگر. جدا از مزیت پاپ‌آپ بودن دوربین که عملا هیچ فضایی را از ما اشغال نمی‌کند، کیفیت تصاویر در آن مناسب است. با اینکه جزئیات خیلی زیاد نیست یا دقت رنگ در آن به نسبت گوشی‌های پرچمدار قابل مقایسه نیست، اما عملکرد عمومی آن رضایت‌بخش است.
در بخش فیلم‌برداری، ما می‌توانیم در هر دو دوربین اصلی و سلفی با وضوح ۴K و نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه فیلم‌برداری داشته باشیم. البته دوربین اصلی می‌تواند تا رزولوشن ۸K و نرخ ۲۴ فریم بر ثانیه هم فیلم‌برداری کند که آن را توصیه نمی‌کنیم. کیفیت ویدیوهای ۴K وضعیت بهتری از عکاسی با دوربین‌ها دارد و می‌توان از این ویژگی استفاده‌های مفید داشت.
با توجه به پاپ‌آپ بودن دوربین در مرکز گوشی و البته پشتیبانی از وضوح ۴K تا نرخ ۶۰ فریم و وضوح پایین‌تر با نرخ فریم بالاتر، می‌توان از این دوربین برای پخش استریم زنده و اجرای بازی استفاده کرد که در این مرحله، کاملا رضایت‌بخش خواهد بود.
گوشی گیمینگ لنوو Legion Duel 2 دارای یک باتری بزرگ ۵۵۰۰ میلی‌آمپر ساعتی است. این باتری می‌تواند در یک روز نسبتا فشرده ۱۴ ساعته که ۴ ساعت و ۴۰ دقیقه آن صفحه نمایش روشن بوده، ۴۷ درصد شارژ را باقی بگذارد که این عالی است. با این حال در تست ویدیو، عملکرد لنوو پشت سر گوشی‌های گیمینگ دیگر مانند نوبیا ردمجیک ۶اس پرو و ایسوس ROG قرار می‌گیرد.
شارژ سریع در گوشی گیمینگ لنوو یک مزیت بزرگ دارد و آن هم امکان استفاده همزمان از دو پورت USB-C آن است. با زدن شارژر به یک درگاه، می‌توانید از شارژ ۶۵ وات استفاده کنید و با زدن دومین پورت، میژان توان شارژ به ۹۰ وات می‌رسد. از آنجایی که گوشی لنوو لژیون فون ۲ دارای دو سلول باتری در خود است، دو پورت هم برای آن‌ها تعبیه شده تا بتوان به صورت همزمان آنها را شارژ کرد. با زدن هر دو پورت به برق، می‌توانید در عرض ۳۰ دقیقه شارژ گوشی را از صفر به ۱۰۰ برسانید. به خاطر تعبیه دو پورت که یکی از آنها در بخش افقی قرار دارد، حتی زمانی که مشغول بازی کردن به صورت افقی هستید و گوشی نیاز به شارژ دارد، هیچ چیزی دست و پا گیر نیست.
ظرفیت ۲۵۶ گیگابایت و رم ۱۲ گیگابایت | از ۳۶,۰۰۰,۰۰۰ تومان

گوگل که در واقع می‌توان آن را در مرکز اکوسیستم اندروید دانست، سال‌هاست که سعی دارد با گوشی‌های «پیکسل»، بهترین تلفن‌های هوشمند اندرویدی را به بازار عرضه کند که البته رقابت سختی را با امثال سامسونگ، شیائومی و ده‌ها کمپانی دیگر در این زمینه دارد. گوگل این بار با گوشی گوگل پیکسل ۶ و پیکسل ۶ پرو وارد عرصه رقابت شده که تفاوت‌ها و بهبود‌های اساسی نسبت به نسخه‌های قبلی خود دارد، به خصوص که این بار گوگل از پردازنده اختصاصی خود به نام Tensor برای قدرت‌دهی به گوشی پرچم‌دارش استفاده کرده است. در ادامه راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ به ابعاد مختلف این گوشی پرداخته‌ایم.
اگر قرار بود گوگل تمام ویژگی‌های گوشی‌های قبلی خود را جمع‌آوری کند و چیزهای جدیدی را به آن‌ها اضافه کند، پیکسل ۶ و پیکسل ۶ پرو از پس این قضیه طوری برآمده که انگار تا قبل از آن گوگل هیچ پرچمداری را به بازار عرضه نکرده است.
گوگل در گوشی‌های پیکسل ۶ پرو از ظاهری متمایز از نسل‌های قبلی استفاده کرده است که شاید واضح‌ترین آن، ماژول دوربین‌های پشت است. متفاوت از هر گوشی اندرویدی دیگر، گوگل طراحی افقی را برای ماژول دوربین‌های خود انتخاب کرده و همه را در یک خط افقی و قالبی منظم که کمی هم بیرون زده‌ است جای داده. چون این برجستگی صرفا مایل به یک طرف نیست، وقتی گوشی را روی یک سطح صاف قرار می‌دهید هیچ لرزش یا لقی ندارد.
جنس بدنه در پشت و جلو از شیشه مجهز به گوریلا گس ۶ و ویکتوس است و فریم از فلز آلومینیوم ساخته شده که جلوه بسیار خوب و مستحکمی به پرچمدار گوگل داده است. در جلوی گوشی می‌توان بریدگی دوربین سلفی را در مرکز بالا مشاهده کرد و اسکنر اثر انگشت هم در زیر صفحه‌نمایش قرار گرفته است. این حسگر آنقدرها هم حساس نیست و باید انگشت را روی آن فشار داد تا پاسخگو باشد. در مقام مقایسه، این اسکنر از حسگر اثرانگشت گلکسی S21 اولترا کندتر است. البته که گوگل باید برای بهبود هر چه بهتر این حسگر اقدامات لازم را انجام دهد.
گوگل پیکسل ۶ پرو دارای استاندارد IP68 مقاوم در برابر آب و گرد و غبار است که می‌تواند تا نیم ساعت در عمق ۱.۵ متری آب دوام بیاورد. از لحاظ ابعاد و ضخامت، ما با صفحه‌نمایش ۶.۷۱ اینچی روبه‌رو هستیم و بدنه گوشی ضخیم‌تر و بزرگ‌تر از آیفون ۱۳ و سامسونگ گلکسی اس ۲۱ به نظر می‌آید. همچنین پیکسل ۶ پرو حدود ۲۱۰ گرم وزن دارد که آن را در رده گوشی‌های سنگین‌ وزن قرار می‌دهد.
همان‌طور که گفتیم، گوگل پیکسل ۶ پرو صفحه‌نمایش ۶.۷۱ اینچ از نوع AMOLED دارد. وضوح تصویر در این نمایشگر ۳۱۲۰ در ۱۴۴۰ پیکسل است و حاشیه‌های جلوی گوشی نسبتا نازک هستند و فضای بیشتری به نمایشگر اختصاص داده شده است. رنگ‌ها در این نمایشگر خوب و طبیعی هستند، اما طیف رنگی sRGB در این گوشی کمی کمتر از آیفون ۱۳ و گلکسی S21 و وان‌پلاس ۹ است.
مزیت بزرگ پیکسل ۶ پرو نسبت به پیکسل ۶، نرخ نوسازی بالاتر و البته راضی‌کننده آن است. ما در پیکسل ۶ نرخ نوسازی ۶۰ هرتز را شاهد هستیم که برای یک گوشی در رده پرچم‌دار خیلی مناسب نیست. اما گوگل در مدل پرو این قضیه را جبران کرده و نه تنها نرخ نوسازی به ۱۲۰ هرتز رسیده، بلکه رزولوشن هم ارتقا یافته و QHD شده است.
در تست‌های انجام شده و در بالاترین حد روشنایی که ۸۴۳ نیت بود، نمایشگر عملکرد خوبی به جا گذاشت با اینکه کمی حس می‌شود روشنایی آنقدر که باید بالا نیست. با این حال این شدت روشنایی از برخی گوشی‌های اپل، سامسونگ و وان‌پلاس بیشتر است.
کلیدی‌ترین بخش گوشی گوگل پیکسل ۶ پرو، تراشه Tensor و عملکرد سخت‌افزاری گوشی است. گوگل با طراحی و پیاده‌سازی این چیپ‌ست اختصاصی در گوشی‌های پیکسل ۶، سعی دارد تا با کوالکام و حتی اپل رقابت کند و این قدم را به خوبی برداشته است. Tensor چیپ‌ستی بسیار بهینه و خوب است که قابلیت‌های زیادی به خصوص برای افزایش کیفیت دوربین‌ها دارد.
چیپ‌ست Tensor را در مقام مقایسه می‌توان تقریبا در رده چیپ‌ست اسنپدراگون ۸۸۸ قرار داد که البته در چند بخش عقب‌تر می‌ایستد، اما کارایی و عملکردی که ارائه می‌دهد برای هر کاربری مناسب است. در بنچمارک Geekbench 5، پیکسل ۶ پرو امتیاز تک هسته‌ای و چند هسته‌ای را به ترتیب ۱۰۲۹ و ۲۶۹۶ کسب کرد. هر دو عدد پشت سر گوشی‌های گلکسی S21 و وان پلاس ۹ است که از اسنپدراگون ۸۸۸ استفاده می‌کنند. یا توجه به اینکه تراشه A15 آیفون ۱۳ هم قوی‌تر از اسپندراگون ۸۸۸ است، پس گوگل پیکسل ۶ از آیفون ۱۳ نیز در بخش چیپ‌ست شکست می‌خورد.
در بحث پردازش گرافیکی، چیپ‌ست تنسور به خوبی با سایر پرچمداران رقابت می‌کند و نتایج ثبت شده در بنچ‌مارک Wild Life Unlimited 3DMark، برابر با وان‌پلاس ۹ و گلکسی S21 است. در این میان فقط آیفون ۱۳ است که می‌تواند تا ۱.۵ برابر پرسرعت‌تر از گوشی‌های نام‌برده شده راندمان گرافیکی داشته باشد.
اجرای بازی‌های سنگین مانند Call of Duty Mobile و PUBG Mobile در پیکسل ۶ پرو راحت و با کیفیت بسیار بالایی انجام می‌شود. چیپ‌ست تنسور به مانند اسنپدراگون برای انجام بازی‌ها کاملا بهینه است و مشکل خاصی در پردازش گرافیکی و فنی نخواهید داشت. حتی گوگل برای اجرای بازی‌ها، داشبوردی مخصوص طراحی کرده که به وسیله آن می‌توان تعادل خوبی بین کیفیت و بازدهی و میزان مصرف باتری لحاظ کرد.
گوگل پیکسل ۶ پرو در بخش دوربین نسبت به نسل قبلی بهبودها و پیشرفت‌های زیادی داشته است. این بار به جای سنسور ۱۲.۲ مگاپیکسلی، با یک سنسور دوربین ۵۰ مگاپیکسلی مواجه هستیم که از کیفیت خوبی برخوردار است. دوربین دوم هم یک سنسور ۱۲ مگاپیکسلی فوق‌عریض است که آن هم کار خود را به خوبی انجام می‌دهد. گوگل پیکسل ۶ پرو یک دوربین اضافه نسبت به مدل معمولی دارد و آن هم سنسور تله‌فوتو ۴۸ مگاپیکسلی با زوم اپتیکال ۴ برابری است که نه تنها از کیفیت خروجی قابل قبولی برخوردار است، بلکه تجربه عکاسی را حتی نسبت به مدل معمولی پیکسل ۶ به طور قابل توجهی دستخوش تغییر می‌کند.
دوربین‌های پیکسل ۶ پرو به مجموعه‌ای از ترفند‌ها و عملکردهای نرم‌افزاری طراحی شده توسط گوگل مجهز است که توسط «عکاسی محاسباتی» ارائه می‌شود. مجموعه ابزارهای امسال شامل توانایی پاک‌ کردن آسان افراد و اشیایی است که پس‌زمینه عکس‌های‌تا را شلوغ کرده تا تبدیل عکس‌های ثابت به تصاویر اکشن با اعمال تاری هنری تا متدی برای حذف تاری از چهره‌ افراد یا بهبود نحوه ثبت رنگ پوست توسط دوربین‌ها، کارهایی است که گوگل در اختیار کاربرانش قرار می‌دهد.
دوربین اصلی پیکسل ۶ پرو در روشنایی روز تصاویر فوق‌العاده‌ای را ثبت می‌کند. ما شاهد کنتراست بالا در کنار محدوده دینامیکی گسترده و خوبی هستیم. رنگ‌ها زنده هستند و سنسور آن‌ها را اشباع نمی‌کند که این خیلی خوب است. وضوح تصاویر عالی است و نویزی را در این نتایج مشاهده نمی‌کنید.
دوربین فوق‌عریض پیکسل ۶ پرو آنقدر‌ها هم عریض نیست، یعنی در مقایسه با دوربین‌های عریض گوشی‌های رقیب، مقداری زاویه دید محدودتر است. با این حال این سنسور عکس‌های خوبی را ثبت می‌کند. با اینکه جزئیات در تصاویر زیاد است، اما نویز هم مشاهده می‌شود. گوشه‌های تصویر کمتر کشیده یا تار می‌شوند و این نشانه خوبی برای دوربین فوق‌عریض پیکسل ۶ پرو است.
عکاسی در شب با پیکسل ۶ پرو بسیار خوب و پرکاربرد است. میزان نوردهی مناسب و متعادل است و رنگ‌ها دقیق و زنده ثبت می‌شود. با اینکه سایه‌ها کمی مات می‌شوند، اما با این کار نویزها مشخص نمی‌شوند و در کل نتیجه، تصویری با کیفیت و کاربردی از آب در می‌آید.
دوربین سلفی ۱۱ مگاپیکسلی در گوگل پیکسل ۶ پرو از کیفیت و وضوح بالایی برخوردار است و تصاویر را با کمترین نویز ممکن ثبت می‌کند. محدوده دینامیکی عالی است و حتی صحنه‌هایی با نور پس‌زمینه قوی هم به خوبی رندر می‌شوند. رنگ‌ها باز هم طبیعی و خوب ثبت شده و در کل می‌توان از دوربین سلفی این دوربین برای ثبت تصاویر به یادماندنی استفاده کرد. این دوربین همچنین بر خلاف دوربین سلفی ۸ مگاپیکسلی پیکسل ۶، می‌تواند ویدیوهایی با وضوح ۴K و نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه ضبط کند.
گوگل پیکسل ۶ پرو در بخش فیلم‌برداری پر از قابلیت‌ها و حالت‌های متنوع است که می‌تواند سرگرم‌کننده و کاربردی باشند. دوربین اصلی می‌تواند تا وضوح ۴K و نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه ویدیو ضبط کند. دوربین فوق‌عریض هم با وضوح ۴K می‌تواند تا نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه ویدیو ضبط کند. یک ویژگی خوب، امکان ضبط ویدیو ۴K@60fps با زوم دو برابری است که از کیفیت مطلوبی هم برخوردار است. البته بهتر از آن، فیلم‌برداری ۴K@30fps با استفاده از زوم اپتیکال ۴ برابری است که کیفیت بسیار خوبی دارد.
نوردهی و محدوده دینامیکی در حالت فیلم‌برداری دقیق و عالی است. رنگ‌ها زنده هستند و از لحاظ وضوح و جزئیات با رقبای اپلی و سامسونگ برابری می‌کند، اما همه آن‌ها کمی پایین‌تر از شیائومی Mi 11 Ultra هستند.
فیلم‌برداری ۴K با سنسور فوق‌عریض قابل قبول است و تطابق عالی در رنگ‌ها و محدوده دینامیکی با دوربین اصلی، تحسین‌برانگیز است. پیکسل ۶ پرو دارای گزینه تثبیت‌کننده دیجیتال و انتخاب‌گر حالت تثبیت‌کننده دقیق‌تر در منظره‌یاب است. پیش‌فرض استاندارد است و کار خود را به خوبی انجام می‌دهد. ویدیوهایی که در حالت پیاده‌روی یا حرکت ثبت می‌کنید به واسطه این تثبیت‌کننده صاف و تقریبا ثابت در می‌آیند و نتایج خوبی را حتی در سنسور فوق‌عریض به ثبت می‌رسانند.
در آخر به باتری می‌رسیم، جایی که پیکسل ۶ از یک باتری ۵۰۰۰ میلی‌آمپر ساعتی استفاده کرده که کمی بیشتر از باتری ۴۶۱۴ میلی‌آمپر ساعتی مدل معمولی است. اما این باتری برای نمایشگر و چیپ‌ست کاملا مناسب است. این باتری می‌تواند یک روز کامل و شلوغ را اکثرا پشتیبانی کند، اما شاید بعضی روزها مجبور شوید گوشی را در آخر شب به شارژ بزنید.
در آزمایش‌های انجام شده، پیکسل ۶ پرو توانست ۱۵ ساعت در حالت آفلاین و تنظیمات ۶۰ هرتز ویدیو بخش کند. وب‌گردی با استفاده از وای‌فای ۱۲.۵ ساعت می‌تواند باشد. اگر به دنبال افزایش عمر باتری هستید، صفحه‌نمایش را از ۱۲۰ هرتز به ۶۰ هرتز تغییر دهید تا نتایج ملموسی را مشاهده کنید.
متاسفانه گوگل پیکسل ۶ پرو بدون شارژر عرضه شده است. گوگل پیکسل ۶ پرو با استفاده از آداپتور ۳۰ واتی جدید خود می‌تواند در عرض ۳۰ دقیقه، ۵۰ درصد باتری را از صفر شارژ کند. اگر قبلا گوشی پیکسل داشته‌اید و شارژر آن ۱۸ واتی است، نتیجه فقط کمی کم‌تر از آزمایش انجام شده خواهد بود.
ظرفیت ۲۵۶ گیگابایت و رم ۸ گیگابایت | از ۳۲,۰۰۰,۰۰۰ تومان

سامسونگ امسال با پرچمداران گلکسی S22، S22 پلاس و S22 اولترا به بازار وارد شده که همگی گوشی‌های قدرتمند و مجهز به آخرین فناوری‌های روز دنیا هستند. گوشی‌هایی که علاقه‌مندان به برند سامسونگ قطعا از خریدشان پشیمان نمی‌شوند و حسابی در راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ می‌درخشند.
وقتی به سامسونگ گلکسی S22 نگاه می‌کنیم، از لحاظ ظاهری تفاوت خاصی را بین آن و پرچمدار سال پیش نمی‌بینیم. اما سامسونگ سعی کرده تا بهبود‌هایی را در این زبان طراحی لحاظ کند تا بتواند یک گوشی درخور و باارزش عرضه کند.
گلکسی S22 دارای صفحه‌نمایش ۶.۱ اینچی است که آن را ۰.۱ اینچ کوچک‌تر از مدل قبلی خود می‌کند، اما این چیزی نیست که متوجه آن شوید. نکته قابل توجه، استفاده از گوریلا گلس جدید ویکتوس پلاس برای بخش پشتی گوشی است، جایی که سال گذشته پلاستیکی بود. این تغییر باعث شده که حس یک کالای برتر و اصطلاحا پریمیوم به S22 داده شود و گلکسی S22 به مانند آیفون ۱۳ کاملا محکم و زیبا به نظر برسد. همچنین در زیر نمایشگر یک حسگر اثر انگشت اولتراسونیک قرار دارد که بسیار پرسرعت و حساس است.
این گوشی به اندازه‌ای کوچک است که می‌توان آن را طوری در جیب یا کیف فرو کرد که اصلا متوجه حضورش نشد. وزن ۱۶۸ گرمی و ضخامت ۷.۸ میلی‌متری، این گوشی را در رده اندازه آیفون ۱۳ مینی قرار داده که البته، آیفون ۱۳ مینی تاج پرچمداران کوچک را بر سر دارد.
دور تا دور گوشی گلکسی S22 را قاب آلومینیومی مرغوب، منحنی و راحت احاطه کرده که حس خوبی را در هنگام به دست گرفتن گوشی منتقل می‌کند. همچنین این گوشی دارای استاندارد IP68 است که آن را در برابر آب و گرد و غبار مقاوم می‌کند.
ماژول دوربین‌های پشتی گلکسی S22 همان‌ طراحی اصطلاحا کانتور سال گذشته را دارد و خوشحالیم که سامسونگ آن را دست نخورده نگه داشته است. بدنه پشتی برس خورده است و هیچ اثر انگشت یا لکی روی آن به جا نمی‌ماند که این یک نکته مثبت برای کسانی است که دوست دارند گوشی را بدون قاب اضافه استفاده کنند.
تنها دکمه‌های روی گوشی، پاور و تنظیم صدا است که در لبه تلفن قرار گرفته‌اند. در لبه بالایی یک سوراخ میکروفون وجود دارد و در قسمت پایینی یک بلندگو قرار گرفته است. با این حال نیمی دیگر از سیستم بلندگوی استریو با صدایی کاملا مناسب و رسا در لبه بالایی نمایشگر پنهان شده است. همچنین پورت USB-C هم در این گوشی دیده می‌شود.
صفحه‌نمایش گلکسی S22 از نوع داینامیک آمولد با رزولوشن ۲۳۴۰ در ۱۰۸۰ پیکسل است که نسبتا مناسب است، اما در مقام مقایسه مقداری از صفحه‌نمایش سوپر رتینا XDR آیفون ۱۳ کمتر است. با این حال سامسونگ سعی کرده این کمبود را با اعمال حاشیه‌های بسیار نازک و عدم وجود بریدگی مزاحم در گوشی خود جبران کند.
صفحه‌نمایش روشن و جذاب است. نرخ تطبیقی از ۱۰ هرتز تا ۱۲۰ هرتز به صورت هوشمندانه‌ای متغیر است و باعث می‌شود هر حرکتی در رابط کاربری، ویدیوها و بازی‌ها صاف و نرم به نظر برسد. نرخ تازه‌سازی بالا می‌تواند به خالی شدن سریع‌تر باتری منتهی شود، بنابر این اگر می‌خواهید عمر باتری را افزایش دهید، می‌توانید نرخ به‌روزرسانی را روی ۶۰ هرتز قفل کنید. با این حال اگر این موضوع برایتان مهم نیست، صفحه را روی ۱۲۰ هرتز قفل کنید و از نهایت نرمی و روان بودن صفحه‌نمایش در همه چیز لذت ببرید.
سامسونگ تمامی خط تولید پرچمدار جدیدش را به بهترین و مدرن‌ترین پردازنده‌های دنیا مجهز کرده است. ما در بازار دو نوع گوشی S22 داریم که یکی به تراشه اسنپدراگون ۸ GEN 1 مجهز است و دیگری به اگزینوس ۲۲۰۰ که از لحاظ کارایی، بسیار نزدیک هستند با این حال نسخه‌ای که ما در حال معرفی‌اش هستیم با چیپ‌ست اسنپدراگون است. هر دو پردازنده دارای ۸ گیگابایت رم و ۱۲۸ یا ۲۵۶ گیگابایت حافظه داخلی برای مدل گلکسی S22 است.
وقتی گلکسی S22 را در مقابل گلکسی S22 اولترا قرار می‌دهیم، متوجه می‌شویم که امتیازات بنچمارک GeekBench در هر دو برابر است. با این حال امتیازات هر دو گوشی هنوز هم به طور کلی کمتر از تراشه A15 اپل است.
هیچ‌کدام از این‌ها به این معنی نیست که گلکسی S22 کند احساس شود. استفاده از تراشه ۴ نانومتری اسنپ‌دراگون ۸ باعث شده تا نه تنها کارکردهای روزانه و استفاده از اپلیکیشن‌های کاربردی بسیار روان و بدون لگ باشند، بلکه انجام بازی‌های سنگین و گرافیکی در نهایت تنظیمات گرافیکی لذت‌بخش و راحت به نظر برسند.
کل خانواده گوشی‌های گلکسی S22 سامسونگ دارای رابط کاربری One UI 4.1 نصب شده روی اندروید ۱۲ است که جزو رابط کاربری‌های زیبا و محبوب دنیای اندروید محسوب می‌شود.
سامسونگ گلکسی S22 تا حد زیادی در بخش دوربین به S21 شباهت دارد، اما سامسونگ تا حدودی توانسته تغییراتی را اعمال کند. دوربین ۱۲ مگاپیکسلی فوق‌عریض تقریبا بدون تغییر است، اما اکنون با دوربین اصلی ۵۰ مگاپیکسلی و تله‌فوتو ۱۰ مگاپیکسلی همراه شده است. دوربین تله‌فوتو دارای پیکسل‌های بسیار کمتری نسبت به سنسور ۶۴ مگاپیکسلی S21 است. اما زوم اپتیکال ۳ برابری مزیت آن در برابر زوم هیبریدی سال گذشته است. همچنین می‌توانید از زوم دیجیتال تا ۳۰ برابر لذت ببرید که سرگرم‌کننده و جالب است، اما به اندازه زوم ۱۰۰ برابری گلکسی S22 اولترا خوب و هیجان‌انگیز نیست. با این حال وجود زوم ۳ برابری اپتیکال در S22 بیست و پنج میلیون تومانی خوب است.
در جلو هم دوربین سلفی ۱۰ مگاپیکسلی قرار دارد که نسبت به گلکسی S21 تغییری نکرده است.
عکاسی در همه حالت‌های عریض، فوق‌ عریض، پرتره و شب در همه لنزهای موجود خوب هستند. رنگ‌های بیش از حد روشن سامسونگ هنوز مشهود است. هنوز آسمان آبی بیش از حد آبی است و نتایج تقریبا هرگز با آنچه که با چشم غیر مسلح می‌بینیم، مطابقت ندارد. با اینکه کیفیت و وضوح و شادابی تصاویر می‌تواند شما را خوشحال کند، اما اگر جزو افرادی هستید که به رنگ‌های طبیعی وفادارید، امکان دارد گلکسی S22 برای‌تان ساخته نشده باشد!
عکاسی پرتره که به شما امکان می‌دهد افکت بوکه را قبل یا بعد از گرفتن عکس تنظیم کنید، یک نقطه قوت بزرگ است. این نرم‌افزار در جداکردن سوژه‌ها از پس‌زمینه بسیار خوب عمل می‌کند و نتایج می‌تواند بسیار حرفه‌ای و تاثیرگذار باشند.
زوم اپتیکال ۱۰ مگاپیکسلی و ۳ برابری عملکرد خوبی دارد، اگر چه قابلیت‌های آن در ۱۰ برابر و ۳۰ برابر کاهش پیدا می‌کند که این روزها طبیعی است.
گلکسی S22 سامسونگ اگر چه حالت سینمایی مانند آیفون ۱۳ اپل ندارد، اما اگر از تنظیمات حالت Pro Video را انتخاب کنید، می‌توانید عمق فوکوس را هنگام فیلم‌برداری تنظیم کنید. با روشن بودن آن، می‌توانید روی هر سوژه‌ای ضربه بزنید و دوربین دوباره روی آن فوکوس می‌کند.
گلکسی S22 می‌تواند تا وضوح ۴K و نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه را در تمامی دوربین‌های خود فیلمبرداری کند. این قضیه شامل دوربین فوق‌عریض هم می‌شود که موردی نادر و البته خصوصیتی مثبت برای این گوشی محسوب می‌شود. در اینجا فقط دوربین اصلی می‌تواند فراتر باشد و با وضوح ۸K و نرخ ۲۴ فریم در ثانیه فیلم‌برداری کند.
با اینکه گلکسی S22 می‌تواند با وضوح ۸K ویدیو ضبط کند، اما این گزینه چیزی نیست که شما را به وجد بیاورد. کیفیت خروجی ویدیوهای ضبط شده با این وضوح، تفاوت‌های ناچیزی با ویدیوهای ۴K دارد و تنها تفاوت اصلی‌شان در حجم نزدیک به دو برابری نسبت به ۴K است. به علاوه اینکه شما برخلاف وضوح ۴K، نمی‌توانید در ویدیوهای ۸K از نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه استفاده کنید. پس اگر نظر ما را می‌خواهید، گزینه فیلم‌برداری ۴K بهترین چیزی است که در S22 پیدا می‌کنید.
فیلم‌برداری ۴K از دوربین اصلی S22 در همه جا چشم‌گیر است. جزئیات بسیار زیبا و با دقت ثبت می‌شوند. رنگ‌ها به طور کلی طبیعی هستند، اما قرمز و آبی شاید مقداری پررنگ‌تر و روشن‌تر به نظر برسند. محدوده دینامیکی هم خوب و گسترده است.
یکی از عجیب‌ترین اتفاقاتی که برای پرچمداران جدید سامسونگ افتاده، کاهش حجم باتری نسبت به سال گذشته است که دلیل منطقی برای آن پیدا نمی‌شود. گلکسی S22 دارای یک باتری ۳۷۰۰ میلی‌آمپر ساعتی است که حتی دیدن این عدد هم نگران‌کننده است. در آزمایشات صورت گرفته، گلکسی S22 احتمالا برای کسانی که مدام گوشی به دست هستند و ممتد در حال استفاده از آن برای امور مختلف هستند، اسباب زحمت خواهد بود و باید در عصر و نزدیک شب، خود را به یک شارژر برسانند.
خالی کردن شارژ وقتی خیلی بیشتر می‌شود که شما حالت ۱۲۰ هرتز را کاملا فعال کرده باشید. در این صورت باید مطمئن باشید که همیشه در نزدیکی یک شارژر حضور دارید. اما با تمام این‌ها، باتری به نسبت سایز و اندازه‌ای که گلکسی S22 دارد تقریبا (و تقریبا!) مناسب است و می‌توان در صورت کنترل و مدیریت نحوه استفاده از گوشی، یک روز کامل را روی آن حساب کرد.
گلکسی S22 از شارژ پرسرعت ۲۵ واتی پشتیبانی می‌کند که آن را در مقابل شارژرهای شیائومی که تا ۱۲۰ وات هم می‌رسند، عقب‌تر نشان دهد اما با این حال این مقدار برای حجم ۳۷۰۰ میلی‌آمپر ساعتی تقریبا مناسب است و گوشی در زمان نیم ساعت می‌تواند ۶۳ درصد شارژ شود. برای شارژ صفر تا صد هم حدود یک ساعت زمان نیاز است.
بهترین گوشی پرچم‌دار
حالا شاید بهترین زمان ممکن باشد که از کلیشه‌های سال‌های گذشته‌ی گوشی‌های هوشمند خارج شویم و به یک ایده‌ که البته، در زمان‌های دور یک جور رسم بین گوشی‌های همراه بود، روی بیاوریم. نسل جدید گوشی‌های تاشو Flip سامسونگ در راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ، نه تنها به خاطر شکل ظاهری جالب‌اش، بلکه به‌عنوان یک پرچم‌دار خاص محصولی جذاب برای کسانی است که می‌خواهند از هر لحاظی منحصربه‌فرد جلوه کنند.
سامسونگ گلکسی Z Flip 3 5G یک گوشی متفاوت از هر چیزی است که این روزها مشاهده می‌کنید. هنگامی که این گوشی را تا می‌کنید، در کف دست جا می‌شود. در حالت باز شده، گوشی بسیار باریک به نظر می‌رسد و دقیقا مانند یک گوشی هوشمند معمولی دیده می‌شود. بنابر این شما محصولی را به دست گرفتید که دو شکل خاص به خود می‌گیرد.
وقتی گوشی را تا می‌کنید، مطمئنا ضخیم‌تر از هر گوشی دیگری می‌شود. این ضخامت ۱۵.۹ میلی‌متر است. اما با این حال باز اندازه کوچکی دارد و به راحتی در جیب جا می‌شود. وزن ۱۸۳ گرمی گلکسی Z Flip 3 5G هم نشان‌دهنده سبک بودن آن و مهم‌تر، راحتی آن در دست است.
سامسونگ در این گوشی اسکنر اثر انگشت را به دکمه پاور انتقال داده تا دسترسی به آن راحت‌تر باشد. همچنین مثل همیشه می‌توان از الگو، پین و رمز عبور معمولی یا امکان تشخیص چهره برای باز کردن قفل گوشی استفاده کرد. البته در تجربه بعضی افراد، دسترسی به دکمه اسکنر اثر انگشت خیلی راحت نبوده که این قضیه با استفاده ممتد و گذشت زمان تا حدودی برطرف می‌شود.
یکی از بزرگترین تغییرات در ساخت گلکسی Z Flip 3 5G سامسونگ، کیفیت متریال آن است. مانند گلکسی Z Fold 3 5G، با یکی از محکم‌ترین و سخت‌ترین گوشی‌های سامسونگ رو‌به‌رو هستیم. این گوشی از آلومینیوم Armor با دوام و شیشه گوریلا گلاس ویکتوس استفاده کرده و دارای بالاترین گواهی IPX8 است که گوشی را حتی در مقابل غرق شدن در آب هم محافظت می‌کند. لولاهای باز و بسته شونده گوشی محکم هستند و وقتی گوشی را تا می‌کنید، صدای کلیک می‌شنوید. در کل کیفیت ساخت این گوشی مثال‌زدنی و بی‌نظیر است.
گلکسی Z Flip 3 5G دارای دو صفحه‌نمایش است. صفحه‌نمایش بیرونی تنها ۱.۹ اینچ اندازه دارد و از پنل سوپر آمولد ساخته شده است که وضوحی برابر با ۲۶۰ در ۵۱۲ پیکسل در اختیار دارد. این صفحه برای نمایش نوتیفیکیشن‌ها و افزودن انواع و اقسام ویجت‌ها مانند موسیقی، آب‌و‌هوا، تنظیم هشدارها و هر چیز دیگری کاربرد دارد. استفاده از این صفحه‌نمایش به طرز شگفت‌آوری طبیعی و راحت به نظر می‌رسد و خیلی زود برای چک‌ کردن پیام‌ها و کارهای دیگر، به آن عادت می‌کنید و نیازی به بازکردن گوشی نمی‌بینید.
اما صفحه‌نمایش اصلی و بزرگ این گوشی ۶.۷ اینچ اندازه دارد و از نوع داینامیک AMOLED 2X با وضوح Full-HD+ است و نرخ تازه‌سازی آن ۱۲۰ هرتز از نوع تطبیقی است که باعث می‌شود اسکرول و کشیدن انگشت روی صفحه بسیار نرم به نظر برسد. انجام بازی و وب‌گردی با چنین صفحه‌نمایشی بی‌دردسر، سریع و باکیفیت است.
صفحه‌نمایش رنگ‌ها را دقیق و البته روشن نشان می‌دهد. البته بلند بودن گوشی سبب می‌شود وقتی ویدیویی را به صورت افقی تماشا می‌کنید، در دو طرف نوار سیاه‌رنگ مشاهده کنید، اما در بعضی بازی‌ها یا هنگام خواندن مطلب، وب‌گردی یا هر چیز دیگری، این صفحه بلند کارایی خوبی دارد.
یکی از مسائلی که در این گوشی به چشم می‌آید،‌ چین‌خوردگی وسط گوشی به خاطر قابلیت تاشوندگی آن است. سامسونگ در این گوشی سعی کرده تا چین‌خوردگی را نسبت به نسل‌های قبلی تا حد زیادی بهبود ببخشد و در این زمینه بسیار موفق بوده است. در هنگام کار با گوشی کمتر متوجه این چین‌خوردگی می‌شوید. با این حال، چین‌خوردگی مشکلاتی را هم به همراه می‌آورد. برای مثال بعضی وقت‌ها صفحه در قسمت چین‌خوردگی پاسخگوی ضربات انگشت نیست، اما این قضیه مشکل‌ساز نخواهد بود.
گلکسی Z Flip 3 5G از پردازنده پرقدرت اسنپدراگون ۸۸۸ استفاده می‌کند که تا قبل از ورود پردازنده GEN 1 اسنپدراگون، به عنوان قوی‌ترین چیپ‌ست اندرویدی شناخته می‌شد. با وجود این چیپ‌ست در کنار ۸ گیگابایت حافظه رم و ۱۲۸ گیگابایت فضای ذخیره‌سازی، دیگر هیچ مشکلی برای اجرای بازی‌های سنگین یا عملکردهای روزانه نخواهید داشت. بازی‌ها به بهترین شکل ممکن در این گوشی اجرا می‌شوند و می‌توانید تنظیمات گرافیکی را تا بالاترین حد ممکن قرار دهید. ویژگی ۱۲۰ هرتز بودن تصویر هم می‌تواند تجربه انجام بازی‌ها و هر برنامه دیگری را بهبود ببخشد و لذت‌بخش‌تر کند.
در مقام مقایسه و با توجه به تست‌هایی که از طریق GeekBench 5 به دست آمده، می‌توانیم گلکسی Z Flip 3 5G را در رده گوشی خوب گلکسی S21 پلاس قرار دهیم.
گوشی گلکسی Z Flip 3 5G را نمی‌توان محصولی بر پایه دوربین‌های آن دانست و اساسا نباید از دوربین‌های این گوشی انتظارات عجیبی داشته باشید، اما اصلا هم با چیز بدی رو‌به‌رو نیستیم و دوربین‌ها کار خود را به خوبی انجام می‌دهند.
ماژول دوربین‌های پشت از یک سنسور دوربین اصلی ۱۲ مگاپیکسلی و یک دوربین فوق‌عریض ۱۲ مگاپیکسلی تشکیل شده‌اند. دوربین اصلی تصاویر خوبی را در نور روز یا محیطی پر نور ثبت می‌کند. رنگ‌ها زنده با کنتراست بالا و محدوده دینامیکی خوب هستند اما تفاوت‌هایی از لحاظ کیفی با گوشی‌های هزار دلاری دیگر دارند.
بافت‌های شلوغ در سوژه‌های مختلف مانند چمن یا درختان به خاطر وجود HDR و قابلیت شفاف‌سازی بعضی وقت‌ها ظاهری آشفته و درهمی می‌گیرند که نتیجه پردازش بیش از حد آن‌ها است. اما ثبت تصویر از سوژه‌هایی که جزئیات زیاد ندارند خیلی بهتر است.
عکس‌های فوق‌عریض هم قابل قبول هستند اما نه به اندازه پولی که برای گوشی پرداخت کرده‌اید. به مانند بسیاری از دوربین‌های فوق‌عریض، به خصوص در گوشی‌های میان‌رده، لبه‌ها و گوشه‌های تصویر کشیده می‌شوند اما تصویر در مرکز وضوح خوبی دارد. رنگ‌ها خوشایند هستند و خوشبختانه به دوربین اصلی بسیار نزدیک است، ولی محدوده دینامیکی به اندازه رقبا گسترده نیست.
در نور کم گلکسی Z Flip3 5G حالت شب خودکار خود را اعمال می‌کند. نوردهی خوب است و دامنه دینامیک در کنار رنگ‌ها عالی به نظر می‌رسد. پیکسل‌ها جزئیات خوبی دارند اما عالی نیستند. با این حال نتایج عکس‌هایی واضح و خوب است که می‌تواند از آنها استفاده کرد.
دوربین سلفی ۱۰ مگاپیکسلی که در داخل و بالای صفحه‌نمایش اصلی قرار دارد، ۱۰ مگاپیکسل است و کیفیت خوبی را در ثبت تصاویر سلفی دارد. با این حال یکی از مزیت‌های بزرگ گوشی Z Flip3 5G، امکان استفاده از دوربین اصلی برای تصویربرداری سلفی است.
به لطف وجود نمایشگر دوم، می‌توان اپلیکیشن دوربین را روی این صفحه‌نمایش آورد و از دوربین اصلی برای ثبت تصویر سلفی استفاده کرد. در اینجا می‌توان ادعا کرد که تصاویر سلفی ثبت شده به این روش از بسیاری از دوربین‌های سلفی گوشی‌های دیگر با کیفیت‌تر و بهتر انداخته شده است.
وجود همین صفحه‌نمایش دوم و استفاده از دوربین اصلی در ژست سلفی، باعث می‌شود تا بتوان از این گوشی برای فیلم‌برداری Vlog هم استفاده کرد. گلکسی Z Flip3 5G با هر سه دوربین خود تا وضوح ۴K ویدیو ضبط می‌کند. دوربین پشتی اصلی و دوربین سلفی قادر به ضبط ویدیو با وضوح و نرخ فریم ۴K@60fps هستند در حالی که دوربین فوق‌عریض نمی‌تواند روی نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه ضبط کند.
کیفیت ویدیوهای ضبط شده با دوربین اصلی خوب است اما اشکالاتی هم دارد. جزئیات زیاد است که در نتیجه نویز هم در آن دیده می‌شود. رنگ‌ها مشخص هستند و محدوده دینامیکی خوب و گسترده است. دوربین فوق‌عریض در کمال تعجب، کمتر از مشکلات نویز یا پردازش دوربین رنج می‌برد و رنگ‌ها خوب و دقیق و محدوده دینامیکی گسترده است.
تثبیت‌کننده دیجیتالی برای دوربین‌های اصلی و فوق‌عریض خوب کار می‌کند و می‌توان به وسیله آن، لرزش دوربین ناشی از راه رفتن را به خوبی گرفت.
گلکسی Z Flip3 5G دارای باتری با ظرفیت ۳۳۰۰ میلی‌آمپر ساعت است که از بسیاری از باتری‌های سایر گوشی‌های همرده و قیمت کمتر و ضعیف‌تر است. با این حال می‌تواند اکثرا تا یک روز را دوام بیاورد. نمایش یک ویدیو دو ساعته با روشنایی کامل می‌تواند ۱۴ درصد از شارژ را کم کند.
شارژ مجدد گوشی از صفر حدود یک ساعت طول می‌کشد. هیچ شارژری در داخل جعبه وجود ندارد و شما می‌توانید حداکثر یک شارژر ۱۵ وات برای گوشی تهیه کنید. این هم جزو مواردی است که نسبت به سایر گوشی‌های دیگر کمی عقب‌افتاده‌تر به نظر می‌رسد.
ظرفیت ۱۲۸ گیگابایت و رم ۸ گیگابایت | از ۲۹,۵۰۰,۰۰۰ تومان

سامسونگ امسال با پرچمداران گلکسی S22، S22 پلاس و S22 اولترا به بازار وارد شده که همگی گوشی‌های قدرتمند و مجهز به آخرین فناوری‌های روز دنیا هستند. گوشی‌هایی که علاقه‌مندان به برند سامسونگ قطعا از خریدشان پشیمان نمی‌شوند و حسابی در راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ می‌درخشند.
اگر گوشی گلکسی S22 از لحاظ صفحه‌نمایش ۶.۱ اینچی و باتری ۳۷۰۰ میلی‌آمپری، گزینه‌ای کوچک و محدود برایتان به حساب می‌آید، سامسونگ گوشی گلکسی S22 پلاس را با صفحه‌نمایش ۶.۷ اینچ و باتری ۴۵۰۰ میلی‌آمپر ساعتی عرضه کرده که به جز این دو مورد و البته، ۳۴ درصد روشنایی بیشتر صفحه‌نمایش، تفاوتی از لحاظ سخت‌افزار داخلی و دوربین‌ها ندارند.
گلکسی S22 دارای صفحه‌نمایش ۶.۶ اینچی است که آن را ۰.۵ اینچ بزرگ‌تر از مدل معمولی گلکسی S22 کرده است. نکته قابل توجه، استفاده از گوریلا گلس جدید ویکتوس پلاس برای بخش پشتی گوشی است، جایی که سال گذشته پلاستیکی بود. این تغییر باعث شده که حس یک کالای برتر و اصطلاحا پریمیوم به S22 پلاس داده شود و گلکسی S22 پلاس به مانند آیفون ۱۳ کاملا محکم و زیبا به نظر برسد. همچنین در زیر نمایشگر یک حسگر اثر انگشت اولتراسونیک قرار دارد که بسیار پرسرعت و حساس است.
این گوشی به اندازه‌ای کوچک است که می‌توان آن را طوری در جیب یا کیف فرو کرد که اصلا متوجه حضورش نشد. وزن ۱۶۸ گرمی و ضخامت ۷.۸ میلی‌متری، این گوشی را در رده اندازه آیفون ۱۳ مینی قرار داده که البته، آیفون ۱۳ مینی تاج پرچمداران کوچک را بر سر دارد.
گلکسی S22 پلاس نسبت به مدل معمولی ۲۸ گرم سنگین‌تر و همانطور که گفتیم، ۰.۵ اینچ بزرگ‌تر است. همین بزرگی سبب می‌شود تا آن راحتی استفاده و حمل و نقلی که با گلکسی S22 داشتید را با گلکسی S22 پلاس نداشته باشید، اما چنین چیزی معنای بدی ندارد. گلکسی S22 پلاس به مانند تمامی اعضای خانواده S22 از ارگونومی مطلوب و راحتی برخوردار است که کار با آن را لذت‌بخش می‌کند.
دور تا دور گوشی گلکسی S22 پلاس را قاب آلومینیومی مرغوب، منحنی و راحت احاطه کرده که حس خوبی را در هنگام به دست گرفتن گوشی منتقل می‌کند. همچنین این گوشی دارای استاندارد IP68 است که آن را در برابر آب و گرد و غبار مقاوم می‌کند.
ماژول دوربین‌های پشتی گلکسی S22 پلاس همان‌ طراحی اصطلاحا کانتور سال گذشته را دارد و خوشحالیم که سامسونگ آن را دست نخورده نگه داشته است. بدنه پشتی برس خورده است و هیچ اثر انگشت یا لکی روی آن به جا نمی‌ماند که این یک نکته مثبت برای کسانی است که دوست دارند گوشی را بدون قاب اضافه استفاده کنند.
تنها دکمه‌های روی گوشی، پاور و تنظیم صدا است که در لبه تلفن قرار گرفته‌اند. در لبه بالایی یک سوراخ میکروفون وجود دارد و در قسمت پایینی یک بلندگو قرار گرفته است. با این حال نیمی دیگر از سیستم بلندگوی استریو با صدایی کاملا مناسب و رسا در لبه بالایی نمایشگر پنهان شده است. همچنین پورت USB-C هم در این گوشی دیده می‌شود.
صفحه‌نمایش گلکسی S22 پلاس از نوع داینامیک آمولد با رزولوشن ۲۳۴۰ در ۱۰۸۰ پیکسل است که نسبتا مناسب است، اما در مقام مقایسه مقداری از صفحه‌نمایش سوپر رتینا XDR آیفون ۱۳ کمتر است. با این حال سامسونگ سعی کرده این کمبود را با اعمال حاشیه‌های بسیار نازک و عدم وجود بریدگی مزاحم در گوشی خود جبران کند.
صفحه‌نمایش روشن و جذاب است. نرخ تطبیقی از ۱۰ هرتز تا ۱۲۰ هرتز به صورت هوشمندانه‌ای متغیر است و باعث می‌شود هر حرکتی در رابط کاربری، ویدیوها و بازی‌ها صاف و نرم به نظر برسد. نرخ تازه‌سازی بالا می‌تواند به خالی شدن سریع‌تر باتری منتهی شود، بنابر این اگر می‌خواهید عمر باتری را افزایش دهید، می‌توانید نرخ به‌روزرسانی را روی ۶۰ هرتز قفل کنید. با این حال اگر این موضوع برایتان مهم نیست، صفحه را روی ۱۲۰ هرتز قفل کنید و از نهایت نرمی و روان بودن صفحه‌نمایش در همه چیز لذت ببرید.
نیم اینچ بزرگ‌تر شدن صفحه‌نمایش گلکسی S22 پلاس نسبت به مدل معمولی باعث شده تا تراکم پیکسلی کمتر شود. ما در گلکسی S22 پلاس تراکم ۳۹۳ پیکسل در هر اینچ را مشاهده می‌کنیم در حالی که گلکسی S22 دارای تراکم ۴۲۵ پیکسل در هر اینچ است که از این لحاظ، صفحه‌نمایش گلکسی S22 را می‌توان واضح‌تر و با کیفیت بهتری نسبت به گلکسی S22 پلاس دانست.
سامسونگ تمامی خط تولید پرچمدار جدیدش را به بهترین و مدرن‌ترین پردازنده‌های دنیا مجهز کرده است. ما در بازار دو نوع گوشی S22 پلاس داریم که یکی به تراشه اسنپدراگون ۸ GEN 1 مجهز است و دیگری به اگزینوس ۲۲۰۰ که از لحاظ کارایی، بسیار نزدیک هستند با این حال نسخه‌ای که ما در حال معرفی‌اش هستیم با چیپ‌ست اسنپدراگون است. هر دو پردازنده دارای ۸ گیگابایت رم و ۱۲۸ یا ۲۵۶ گیگابایت حافظه داخلی برای مدل گلکسی S22 است.
وقتی گلکسی S22 پلاس را در مقابل گلکسی S22 اولترا قرار می‌دهیم، متوجه می‌شویم که امتیازات بنچمارک GeekBench در هر دو برابر است. با این حال امتیازات هر دو گوشی هنوز هم به طور کلی کمتر از تراشه A15 اپل است.
هیچ‌کدام از این‌ها به این معنی نیست که گلکسی S22 پلاس کند احساس شود. استفاده از تراشه ۴ نانومتری اسنپ‌دراگون ۸ باعث شده تا نه تنها کارکردهای روزانه و استفاده از اپلیکیشن‌های کاربردی بسیار روان و بدون لگ باشند، بلکه انجام بازی‌های سنگین و گرافیکی در نهایت تنظیمات گرافیکی لذت‌بخش و راحت به نظر برسند.
کل خانواده گوشی‌های گلکسی S22 سامسونگ دارای رابط کاربری One UI 4.1 نصب شده روی اندروید ۱۲ است که جزو رابط کاربری‌های زیبا و محبوب دنیای اندروید محسوب می‌شود.
سامسونگ گلکسی S22 پلاس تا حد زیادی در بخش دوربین به S21 شباهت دارد، اما سامسونگ تا حدودی توانسته تغییراتی را اعمال کند. دوربین ۱۲ مگاپیکسلی فوق‌عریض تقریبا بدون تغییر است، اما اکنون با دوربین اصلی ۵۰ مگاپیکسلی و تله‌فوتو ۱۰ مگاپیکسلی همراه شده است. دوربین تله‌فوتو دارای پیکسل‌های بسیار کمتری نسبت به سنسور ۶۴ مگاپیکسلی S21 است. اما زوم اپتیکال ۳ برابری مزیت آن در برابر زوم هیبریدی سال گذشته است. همچنین می‌توانید از زوم دیجیتال تا ۳۰ برابر لذت ببرید که سرگرم‌کننده و جالب است، اما به اندازه زوم ۱۰۰ برابری گلکسی S22 اولترا خوب و هیجان‌انگیز نیست. با این حال وجود زوم ۳ برابری اپتیکال در S22 بیست و پنج میلیون تومانی خوب است.
در جلو هم دوربین سلفی ۱۰ مگاپیکسلی قرار دارد که نسبت به گلکسی S21 تغییری نکرده است.
عکاسی در همه حالت‌های عریض، فوق‌ عریض، پرتره و شب در همه لنزهای موجود خوب هستند. رنگ‌های بیش از حد روشن سامسونگ هنوز مشهود است. هنوز آسمان آبی بیش از حد آبی است و نتایج تقریبا هرگز با آنچه که با چشم غیر مسلح می‌بینیم، مطابقت ندارد. با اینکه کیفیت و وضوح و شادابی تصاویر می‌تواند شما را خوشحال کند، اما اگر جزو افرادی هستید که به رنگ‌های طبیعی وفادارید، امکان دارد گلکسی S22 برای‌تان ساخته نشده باشد!
عکاسی پرتره که به شما امکان می‌دهد افکت بوکه را قبل یا بعد از گرفتن عکس تنظیم کنید، یک نقطه قوت بزرگ است. این نرم‌افزار در جداکردن سوژه‌ها از پس‌زمینه بسیار خوب عمل می‌کند و نتایج می‌تواند بسیار حرفه‌ای و تاثیرگذار باشند.
زوم اپتیکال ۱۰ مگاپیکسلی و ۳ برابری عملکرد خوبی دارد، اگر چه قابلیت‌های آن در ۱۰ برابر و ۳۰ برابر کاهش پیدا می‌کند که این روزها طبیعی است.
گلکسی S22 پلاس سامسونگ اگر چه حالت سینمایی مانند آیفون ۱۳ اپل ندارد، اما اگر از تنظیمات حالت Pro Video را انتخاب کنید، می‌توانید عمق فوکوس را هنگام فیلم‌برداری تنظیم کنید. با روشن بودن آن، می‌توانید روی هر سوژه‌ای ضربه بزنید و دوربین دوباره روی آن فوکوس می‌کند.
گلکسی S22 پلاس می‌تواند تا وضوح ۴K و نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه را در تمامی دوربین‌های خود فیلمبرداری کند. این قضیه شامل دوربین فوق‌عریض هم می‌شود که موردی نادر و البته خصوصیتی مثبت برای این گوشی محسوب می‌شود. در اینجا فقط دوربین اصلی می‌تواند فراتر باشد و با وضوح ۸K و نرخ ۲۴ فریم در ثانیه فیلم‌برداری کند.
با اینکه گلکسی S22 پلاس می‌تواند با وضوح ۸K ویدیو ضبط کند، اما این گزینه چیزی نیست که شما را به وجد بیاورد. کیفیت خروجی ویدیوهای ضبط شده با این وضوح، تفاوت‌های ناچیزی با ویدیوهای ۴K دارد و تنها تفاوت اصلی‌شان در حجم نزدیک به دو برابری نسبت به ۴K است. به علاوه اینکه شما برخلاف وضوح ۴K، نمی‌توانید در ویدیوهای ۸K از نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه استفاده کنید. پس اگر نظر ما را می‌خواهید، گزینه فیلم‌برداری ۴K بهترین چیزی است که در S22 پلاس پیدا می‌کنید.
فیلم‌برداری ۴K از دوربین اصلی S22 پلاس در همه جا چشم‌گیر است. جزئیات بسیار زیبا و با دقت ثبت می‌شوند. رنگ‌ها به طور کلی طبیعی هستند، اما قرمز و آبی شاید مقداری پررنگ‌تر و روشن‌تر به نظر برسند. محدوده دینامیکی هم خوب و گسترده است.
یکی از عجیب‌ترین اتفاقاتی که برای پرچمداران جدید سامسونگ افتاده، کاهش حجم باتری نسبت به سال گذشته است که دلیل منطقی برای آن پیدا نمی‌شود. گلکسی S22 پلاس دارای یک باتری ۴۵۰۰ میلی‌آمپر ساعتی است. خوشبختانه این مقدار نسبت به گلکسی S22 که ۳۷۰۰ میلی‌آمپر ساعت است، امیدوارکننده به نظر می‌رسد. گلکسی S22 پلاس می‌تواند یک روز شلوغ و پرکار را به شب برساند و اگر مدیریت صحیحی روی کارکرد گوشی داشته باشید، حتی می‌توانید روی دو روز حساب باز کنید.
سامسونگ ادعا کرده که می‌توان از شارژر ۴۵ واتی برای شارژ گلکسی S22 پلاس استفاده کرد، موردی که آزمایش آن به خاطر نبود هیچ‌گونه شارژری در جعبه گوشی دشوار است. اما طبق بازبینی‌های انجام شده، گوشی گلکسی S22 پلاس نهایتا تا شارژر ۲۰ وات را می‌تواند تمام و کمال پشتیبانی کند که این عدد و توان برای گوشی پرچمدار سال ۲۰۲۲ سامسونگ اصلا جالب نیست. وجود این عدد یعنی چیزی حدود دو ساعت زمان برای شارژ صفر تا صد گوشی!
ظرفیت ۲۵۶ گیگابایت و رم ۴ گیگابایت | از ۳۵,۵۰۰,۰۰۰ تومان
                            ظرفیت ۵۱۲ گیگابایت و رم ۴ گیگابایت | از ۴۴,۵۰۰,۰۰۰ تومان                             

با اینکه شاید تا چند وقت پیش و اوایل معرفی آیفون ۱۳، خرید این گوشی با توجه به شباهت‌های بسیار زیادش به نسخه‌ی ۱۲ و قیمت بالاترش خیلی منطقی نبود، اما در حال حاضر شاهد نزدیک شدن قیمت این گوشی به نسخه‌‌های قبلی هستیم و خرید یک گوشی به‌روز آیفون، برای علاقه‌مندان اپل کمی توجیه‌پذیرتر شده است. سری آیفون ۱۳ قطعا جزو بهترین گزینه‌های راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ محسوب می‌شوند.
اگر قبلا آیفون ۱۲ داشتید، بعید است که تفاوت زیادی بین آن گوشی و آیفون ۱۳ مشاهده کنید. با این حال، اگر یک آیفون قدیمی یا یک دستگاه اندرویدی دارید، مطمئنا تفاوت‌های چشم‌گیری را خواهید دید.
گوشی به راحتی در دست قرار می‌گیرد و استفاده از آن فوق‌العاده آسان است. به راحتی می‌توانید یک دستی روی گوشی تایپ کنید و با انگشت شست خود به تمام قسمت‌های صفحه‌کلید دسترسی داشته باشید.
دکمه پاور در لبه سمت راست گوشی قرار دارد، در حالی که لبه سمت چپ سوییچ سایلنت، دکمه‌های تنظیم صدا و درگاه سیم‌کارت قرار دارد. یک پورت لایتنینگ هم بین بلندگوهای گوشی در پایین دستگاه مشاهده می‌شود.
قسمت پشتی گوشی از شیشه ساخته شده که با فناوری سپر سرامیکی اختصاصی اپل عرضه می‌شود. استفاده از این فناوری باعث شده تا آیفون ۱۳ تا ۴ برابر بیشتر از مدل‌های قبلی آیفون مقاوم باشد. همچنین ماژول دوربین‌های گوشی را می‌توانید در قسمت پشت ببینید که به شکل قابل توجهی برجسته و بیرون زده هستند. اپل برای اینکه این گوشی شباهتی با مدل قبلی نداشته باشد، دوربین‌ها را به شکل مورب در آورده و از حالت خطی آیفون ۱۲ مینی خارج کرده است.
در بخش صفحه‌نمایش، اولین چیزی که به وضوح مشاهده می‌شود بریدگی بالای و قسمت قرار گیری دوربین سلفی است. با اینکه این بریدگی نسبت به آیفون ۱۲ بیست درصد اندازه‌اش کوچک شده، اما باز هم کاملا مشخص و بزرگ به نظر می‌رسد.
رزولوشن صفحه‌نمایش ۶.۱ اینچی Super Retina XRDR OLED آیفون ۱۳ معادل ۲۵۳۲ در ۱۱۷۰ پیکسل است که با توجه به اندازه، وضوح بسیار خوب و باکیفیتی را ارائه می‌دهد. اندازه ۶.۱ اینچی نمایشگر نه بزرگ است و نه خیلی کوچک و احتمالا یک سایز ایده‌آل برای هر کسی می‌تواند باشد. سطح روشنایی در آیفون ۱۳ است و وقتی بیشتر پی به آن می‌برید که می‌بینید در زیر نور خورشید هم به خوبی خود را نشان می‌دهد و مشکلی از بابت تماشای محتویات صفحه‌نمایش نخواهید داشت.
متاسفانه اپل در آیفون ۱۳ از نرخ تازه‌سازی استاندارد ۶۰ هرتز استفاده کرده است. نرخی که ما در آیفون ۱۳ پرو و آیفون ۱۳ پرو مکس به مقدار ۱۲۰ هرتز می‌بینید. اگر از یک گوشی ۱۲۰ هرتز به آیفون ۱۳ مهاجرت کنید، احتمالا متوجه نرخ نوسازی پایین‌تر می‌شوید ولی قرار نیست این قضیه، تجربه شما را در استفاده از این گوشی مدرن و باکیفیت خراب کند.
آیفون ۱۳ از چیپ‌ست A15 Bionic اختصاصی اپل استفاده می‌کند. این همان پردازنده آیفون‌های ۲۰۲۱ است که بسیار قدرتمند است و برای اجرای هر برنامه‌ای و هر بازی‌ سنگین و گرافیکی کارایی لازم را دارد. A15 جدید دارای یک موتور عصبی ۱۶ هسته‌ای جدید هم هست که ویژگی‌هایی مانند تشخیص صدا و تصویر روی دستگاه و سایر وظایف پیشرفته یادگیری ماشینی را تقویت می‌کند. علاوه بر این، یک ISP جدید روی برد، دو برابر مقدار کش و همچنین یک موتور نمایشگر جدید و انکودهای ویدیویی جدید هم به این تراشه اضافه شده است.
آیفون ۱۳ چهار گیگابایت حافظه رم دارد که در مقایسه با برادران Pro که ۶ گیگابایت دارند، قدرتمند نیست اما مشکلی هم از لحاظ اجرایی پیدا نمی‌کند و در همه آزمایشات سربلند بیرون می‌آید. در بنچ‌مارک‌های انجام شده، تفاوتی بین آیفون ۱۳ مینی و آیفون ۱۳ معمولی نیست و نسبت به آیفون ۱۲  بهبود‌هایی پیدا کرده است.
اپل در آیفون ۱۳ از پردازنده ۴ هسته‌ای بهبود یافته اختصاصی خود استفاده کرده که این مقدار در آیفون‌های ۱۳ پرو و مکس به ۵ عدد می‌رسد. پردازنده‌های گرافیکی اپل بسیار قوی هستند و هیچ بازی سنگین و گرافیکی در اپل استور پیدا نمی‌کنید که بتواند برای آیفون‌های ۱۳ چالش‌برانگیز باشد.
اپل دو دوربین را در آیفون ۱۳ شامل یک دوربین ۱۲ مکاپیکسلی عریض و اصلی و یک دوربین ۱۲ مگاپیکسلی فوق عریض استفاده کرده است. این دوربین‌ها تا حد زیادی همان چیزی است که در آیفون ۱۲ دیده بودیم، اما اندازه بزرگ‌تر پیکسل‌ها، تفاوتی است که در آیفون امسال ایجاد شد.
عملکرد آیفون ۱۳ در نور کم به طور قابل‌توجهی خوب است، اما محصولات آیفون در چند سال اخیر سعی کرده‌اند عملکرد خود را در این بخش بهتر و بهتر کنند. تقریبا می‌توان گفت عکس‌هایی که در نور کم با آیفون ۱۳ (و سایر آیفون‌های ۱۳) تهیه می‌کنید، با اختلاف بهترین عکس‌ها در بین گوشی‌های هوشمند است.
در جاهای دیگر هم دوربین آیفون ۱۳ خوب کار می‌کند و عکس‌های واضحی را ثبت می‌کند که رنگ‌های واقعی، وضوح عالی و کنتراست بالایی دارند. ما نتایج مشابهی از آیفون ۱۳ نسبت به ۱۲ داشتیم که همچنان برای یک گوشی هوشمند با این برچسب قیمتی مناسب و خوب است.
در جلوی گوشی یک دوربین سلفی ۱۲ مگاپیکسلی وجود دارد که مثل همیشه عملکرد فوق‌العاده‌ای دارد. این دوربین دارای دو حالت میدان دید است که یکی برش ۷ مگاپیکسلی با زوم کم که معادل میدان دید ۳۰ میلی‌متری است و برای تهیه عکس‌های سلفی تک‌نفره بسیار مناسب است و دیگری حالت کامل ۱۲ مگاپیکسلی که برای تهیه عکس‌هایی با میدان دید بزرگ‌تر و گروهی بسیار مناسب است. همچنین با چرخاندن گوشی به حالت‌های عمودی یا افقی، آیفون ۱۳ به طور اتوماتیک بین حالت ۷ و ۱۲ مگاپیکسل برای ایجاد کادربندی‌های مناسب سوییچ می‌کند، اگر چه که می‌توانید بین این دو حالت به صورت دستی انتخاب داشته باشید.
دوربین جلو پردازش خوبی برای از بین بردن نویز در تصاویر دارد و حتی اگر در داخل خانه و شرایط نوری نامناسب هم عکس بگیرید، خبری از نویزهای آزاردهنده نیست. موردی که بسیاری از گوشی‌ها در آن مشکل دارند.
آیفون ۱۳ از فیلم‌برداری ۴K با نرخ ۶۰ فریم قر ثانیه در هر سه دوربین خود پشتیبانی می‌کند و در صورت داشتن اپلیکیشن مناسب (برای مثال Filmic Pro) می‌توانید به صورت همزمان از هر سه دوربین استفاده کنید.
اپل در آیفون ۱۳ از تثبیت‌کننده‌ای دیجیتالی اختصاصی به نام «تثبیت‌کننده سینمایی» استفاده می‌کند و کار خود را عالی انجام می‌دهد. همه حالت‌ها از جمله ۴K@60fps هم به لطف Smart HDR دارای محدوده دینامیکی گسترده شده هستند. همچنین می‌توانید ویدیوهای HDR را مستقیما با فرمت دالبی ویژن با حداکثر وضوح ۴K و نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه ضبط کنید که در آیفون ۱۲ به ۳۰ فریم محدود بود. نکته‌ جالب این است که اطلاعات دالبی ویژن خارج از جریان ویدیو ذخیره می‌شود و به این معناست که اگر ویدیو را در دستگاهی که از HDR پشتیبانی نمی‌کند پخش کنید، نمایش ویدیو به صورت عادی و بدون HDR خواهد بود و اگر پخش‌کننده و صفحه‌نمایش سازگار باشند، HDR و دالبی ویژن به نمایش در می‌آیند.
اما «حالت سینمایی»، جایی که اپل مانور زیادی روی آن داده و قابلیتی که قدرت دوربین‌ آیفون را در بخش ضبط ویدیو به رخ رقیبان می‌کشد. حالت سینمایی می‌تواند فوکوس را به طور خودکار شبیه‌سازی کند و با وضوح ۱۰۸۰p با نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه فیلم‌برداری انجام دهد. این حالت در دوربین اصلی و سلفی وجود دارد.
مانند حالت پیشرفته پرتره با شبیه‌سازی تاری برای هر چیزی که باید خارج از فوکوس باشد، حالت سینمایی عملکردی مشابه برای ویدیو دارد. تاری خودکار در کنار فوکوس خودکار به صورت همزمان و هوشمند کار می‌کند و آیفون به خوبی تشخیص می‌دهد که در لحظه باید کدام را روی چه سوژه‌ای و چه عمقی از تصویر اعمال کند.
نکته جالب در مورد حالت سینمایی این است که نقشه عمق (Depth Map) خارج از کلیپ گرفته می‌شود و می‌توان پس از تهیه ویدیو، به وسیله برنامه‌های iMovie یا Clips آن را ویرایش کرد. می‌توانید دیافراگم، سوژه‌ای که فوکوس می‌کند و موارد دیگر را تغییر دهید. بنابراین، اگر حالت خودکار نتواند موارد گفته شده را درست انجام دهد جای نگرانی نیست و چیزی از بین نمی‌رود. شما می‌توانید در محیط نرم‌افزار هر چیزی را تغییر دهید تا به شرایط ایده‌آل برسد. در کل کیفیت ویدیوهای گرفته شده خوب است، اما هنوز جای کار دارد تا لبه‌ها بهتر تشخیص داده شوند و جلوه‌ تار بهتر عمل کند.
گوشی‌های اپل هیچ‌وقت به عمر طولانی و قدرت باتری‌هایشان معروف نبوده‌اند، در حالی که آیفون ۱۳ پیشرفت قابل ملاحظه‌ای را نسبت به نسل‌های قبلی آیفون داشته است.
باتری ۳۲۴۰ میلی‌آمپر ساعتی آیفون ۱۳ می‌تواند یک روز کامل را با کاربر به شب برساند و اگر عملکردی معمولی با گوشی داشته باشیم، حتی ۲۰ درصد از شارژ باقی می‌ماند. آیفون ۱۳ با شارژرهای ۲۰ واتی سازگار است که به نظر ما شارژ سریع خوبی را ارائه می‌دهد. گوشی در ۱۵ دقیقه از صفر به ۲۶ درصد می‌رسد و در ۳۰ دقیقه ۵۰ درصد را پر می‌کند. همچنین شارژ بی‌سیم در آیفون ۱۳ می‌تواند تا حداکثر با شارژر ۱۵ واتی باشد.
متاسفانه آیفون ۱۳ هم مانند آیفون ۱۲ هیچ شارژری در جعبه ندارد و باید اقدام به خرید یک شارژر کنید.
ظرفیت ۲۵۶ گیگابایت و رم ۱۲ گیگابایت | از ۳۲,۶۰۰,۰۰۰ تومان


سامسونگ با عرضه گلکسی S21 اولترا در سال ۲۰۲۱، در عمل توانست بهترین گوشی هوشمند اندرویدی را به بازار عرضه کند. صفحه‌نمایش بزرگ، پنج دوربین کاربردی و باکیفیت و بهترین زوم روی هر تلفن اندرویدی همه را شگفت‌زده کرد و یک گزینه عالی در راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ محسوب می‌شود.
قاب پشتی گلکسی S21 اولترا پوششی از گوریلا گلس کاملا صاف و یکپارچه دارد که آن را از گلکسی S21 معمولی که از پلی‌کربنات یا همان پلاستیک ساخته شده، جدا می‌کند. در عمل با یک گوشی بزرگ و کشیده طرف هستیم. نمایشگری ۶.۸ اینچی و صفحه‌نمایشی خمیده در لبه‌ها، باعث شده تا هر آنچه از نمای رو‌به‌روی گوشی می‌بینیم، صفحه‌نمایش مطلق باشد!
گلکسی S21 اولترا اولین گوشی سامسونگ با نرخ نوسازی تصویر ۱۲۰ هرتز بسیار نرم و روان بوده که با وضوح تصویر QHD کار می‌کند. با اکه شاید رزولوشن QHD برای خیلی‌ها جذاب باشد، اما تفاوت خیلی زیادی بین این وضوح و ۱۰۸۰p در این سایز و قواره نمایشگر مشاهده نمی‌شود و تنها تفاوت فاحشی که می‌توان یافت، مصرف باتری بیشتر وضوح QHD است.
در واقع نیاز به رزولوشن بالاتر از Full-HD در میان گوشی‌های هوشمند، به خاطر تطبیق بهتر و کیفیت بالاتر در هنگام استفاده از هدست‌های واقعیت مجازی پیش می‌آید. وقتی پیکسل‌ها به صورت و چشم‌ها نزدیک می‌شوند، می‌توانید کم‌کم پیکسل‌ها را ببینید. به خاطر همین هم سامسونگ در مدل‌های پرچم‌دار مانند گلکسی S21 اولترا از رزولوشن بالاتر استفاده کرده است.
صفحه‌نمایش آمولد گلکسی S21 اولترا از میزان روشنایی بسیار زیادی برخوردار است که کار با آن را در هر فضایی با هر مقدار نور راحت می‌کند. طبق آزمایشات، گلکسی S21 اولترا در صورت لزوم و به طور خودکار می‌توان میزان روشنایی را تا ۱۵۰۰ نیت بالا ببرد. در مقام مقایسه، گلکسی S21 و S21 پلاس تا نهایت ۱۲۰۰ نیت می‌توانند روشنایی داشته باشند.
اسکنر اثر انگشت درون صفحه‌نمایش سامسونگ که از فناوری اولتراسونیک کوالکام استفاده می‌کند، برای اولین بار در سری گلکسی S21 معرفی شد. این پد بیومتریک نامرئی ۱.۷ برابر مساحت بیشتری دارد که باعث می‌شود انگشت شست بهتر روی اسکنر بنشیند و عملیات باز شدن گوشی در کسری از ثانیه انجام شود.
گلکسی S21 اولترا اولین گوشی سامسونگ بدون نوت است که با قلم S Pen سازگاری کامل دارد. شاید این قضیه که قلم‌های S Pen گستردگی بیشتری بین موبایل‌های سامسونگ داشته باشد، آرزوی همه بوده است. اما نکته‌ای که وجود دارد این است که گلکسی S21 اولترا هیچ قلمی همراه خود ندارد و باید آن را جداگانه خریداری کرد و مهم‌تر از آن، عدم وجود جایگاهی برای قلم در گوشی برخلاف سری نوت است.
البته که مشکل نبود جا برای قلم را می‌توان با تهیه قاب‌ها و کیس‌های مخصوص گلکسی S21 اولترا که خیلی ظریف و به خصوص، جایی برای قلم هم تعبیه کرده‌اند به طور کامل برطرف کرد. قلم با گلکسی S21 اولترا همان سازگاری را دارد که با سری نوت هم دارد. تمام گزینه‌های Air Command که شامل ویژگی‌های مختلفی است و می‌توانید بدون لمس صفحه‌نمایش، آن‌ها را با قلم اعمال کنید به خوبی کار می‌کند. همچنین شما می‌توانید از هر قلمی در سری نوت برای گلکسی S21 اولترا استفاده کنید، اما قلم جدید S بزرگتر و راحت‌تر از قلم‌های سری نوت است.
سری گلکسی S21 به دو دلیل سریع‌ و پرقدرت هستند: استفاده از بهترین چیپ‌ست‌های بازار (۲۰۲۱) و بهبود نرم‌افزاری و رابط کاربری OneUI 3.0 که به اندروید ۱۱ گره خورده است.
در قلب هر سه گوشی S21 یکی از دو چیپ‌ست اسنپدراگون ۸۸۸ کوالکام یا اگزینوس ۲۱۰۰ سامسونگ قرار دارد که ما در مدل فروشگاه دیجی‌کالا، اگزینوس ۲۱۰۰ را مشاهده می‌کنیم. هر دو چیپ‌ست از لحاظ کارایی تقریبا با یکدیگر برابر هستند و سامسونگ در نسل جدید پردازنده‌های اگزینوس خود سعی کرده تا مشکلات نسخه‌های قبلی را تا جایی بهبود ببخشد که بتوانیم به آن‌ها اعتماد کامل داشته باشیم.
گلکسی S21 اولترا را می‌توان تا قبل از عرضه سری S22 به عنوان قدرتمندترین سخت‌افزار ارائه شده توسط سامسونگ و حتی یکی از بهترین گوشی‌های اندرویدی از حیث سخت‌افزار (و هر چیز دیگر!) دانست. بدون توجه به اینکه چه بازی نصب می‌کنید یا چه برنامه‌هایی اجرا می‌کنید، گلگسی S21 اولترا آنقدر قوی است که در بالاترین وضوح و نرخ فریم، کار کردن با این گوشی بی دردسر و لگ و کندی است.
متاسفانه سامسونگ در گلکسی S21 اولترا پشتیبانی از کارت حافظه را حذف کرده و شما دیگر نمی‌توانید از SD کارت‌ها برای افزایش حافظه ذخیره‌سازی استفاده کنید. گلکسی S21 اولترا در سه مدل با حافظه‌ها و رم‌های مختلف عرضه شده که مدل ۱۲۸ و ۲۵۶ گیگابایت فضای ذخیره‌سازی با ۱۲ گیگابایت حافظه رم همراه است و در مدل ۵۱۲ گیگابایت ما ۱۶ گیگابایت حافظه رم می‌بینیم. حتی ۱۲ گیگابایت رم هم برای بهترین گوشی اندرویدی کافی است و شما هیچ‌گاه به همه فضای رم احتیاج پیدا نمی‌کنید، حالا ببینید ۱۶ گیگابایت رم چگونه است!
به دوربین‌های گلگسی S21 اولترا رسیدیم، جایی که سامسونگ حسابی روی آن سرمایه‌گذاری کرده و از همه بیشتر، روی قابلیت‌های زوم باکیفیت مانورهای خاص داده است. ما در این گوشی، ۴ دوربین در قسمت پشت داریم. دوربین اصلی ۱۰۸ مگاپیکسلی عریض، ۱۰ مگاپیکسلی پریسکوپ تله‌فوتو، ۱۰ مگاپیکسلی تله‌فوتو و ۱۲ مگاپیکسلی فوق عریض، دوربین‌های ماژول پشتی گلکسی S21 اولترا را تشکیل می‌دهند. دوربین سلفی هم یک سنسور ۴۰ مگاپیکسلی پر قدرت و عریض است.
زوم‌های سه برابری، ۱۰ برابری و گاهی اوقات در شرایط نوری مناسب، زوم‌های ۳۰ برابری از کیفیت عالی برخوردار است و می‌توان تصاویر شفاف و با وضوح قابل قبولی را ثبت کرد. سامسونگ قابلیتی را در دوربین‌های خود و به خصوص بزرگ‌نمایی محدوده ۳۰ تا ۱۰۰ برابر اعمال کرده و آن هم قفل سه‌پایه است. این قابلیت باعث می‌شود تا دوربین در زمان زوم زیاد (که طبیعتا لرزش‌های بیشتری را هم به همراه دارد) روی سوژه قفل کند و لرزش را به طرز قابل توجهی کاهش دهد.
ما در گوشی گلکسی S21 اولترا دو دوربین تله‌فوتو می‌بینیم که شاید در نگاه اول متوجه اهمیت حضور دو دوربین تقریبا مشابه نشویم، اما داشتن ۱۰ و ۳ برابر زوم اپتیکال روی هر کدام از این دوربین‌ها، اهمیت قضیه را نشان می‌دهد. وجود زوم ۱۰ برابری اپتیکال یک اتفاق خارق‌العاده در گلکسی S21 اولترا است چرا که می‌توانید تصاویری با زوم بالا و کیفیت عالی ثبت کنید. همین جا است که اهمیت زوم ۳۰ تا ۱۰۰ برابری دیجیتال هم بیشتر می‌شود و نتایج به دست آمده، بهترین چیزهایی است که در یک گوشی هوشمند دیده‌ایم.
دوربین اصلی ۱۰۸ مگاپیکسلی این بار به لطف وجود فوکوس خودکار لیزری، هیچ یک از مشکلات فوکوسی که در گلگسی S21 اولترا وجود داشت را به همراه ندارد. همچنین دوربین گلکسی S21 اولترا در محیط‌های باز، محدوده دینامیکی بهبود‌یافته‌ای را ارائه می‌دهد که نتایج خوبی را به ثبت می‌رساند.
دوربین سلفی یکی از نقاط قوت گلکسی S21 اولترا است و می‌توان آن را به راحتی در رده بهترین گوشی‌های هوشمند با دوربین سلفی با کیفیت قرار داد. رنگ‌ها کاملا مشخص و خوب هستند، محدوده دینامیکی عالی است و جزئیات در سطح قابل قبولی قرار دارد.
گلکسی S21 اولترا در هر پنج دوربین خود می‌تواند فیلم‌برداری تا وضوح ۴K و نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه انجام دهد. علاوه بر این، می‌توانید با دوربین اصلی، ویدیوهای ۸K با نرخ ۲۴ فریم بر ثانیه ضبط کنید. وجود حالت «حرفه‌ای» باعث می‌شود تا کنترل بیشتری روی امکانات دوربین‌ها در بخش ضبط ویدیو داشته باشید. برای مثال، حالتی سینمایی را می‌توانید با وضوح ۴K و نرخ ۲۴ فریم بر ثانیه تجربه کنید، یا ویدیوهای ۱۰۸۰p با نرخ ۱۲۰ فریم بر ثانیه ضبط کنید.
متاسفانه فیلم‌برداری ۸K چنگی به دل نمی‌زند. نرخ بیت ویدیوها در این وضوح ۸۰ مگابیت است که اصلا خوب نیست. اگر بخواهیم صادق باشیم، این قابلیت صرفا حرکتی تبلیغاتی است تا کاربردی. وضوح آنچنان بالا نیست و به مشخصا می‌توان فشرده‌سازی‌های زیادی را در تصویر مشاهده کرد.
با این حال جزئیات در ویدیوهای ۴K خوب است. نرخ بیت ویدیوها به ۳۸ مگابیت بر ثانیه در حالت ۳۰ فریم می‌رسند که در همه دوربین‌ها خوب و راضی‌کننده است.
باتری ۵۰۰۰ میلی‌آمپر ساعتی گلکسی S21 اولترا برای یک روز کاری مناسب است، اما می‌توان با مدیریت صحیح، میزان مصرف بهینه‌تری را تجربه کنیم. اگر بخواهید رزولوشن را روی QHD تنظیم کنید (که تفاوت فوق‌العاده کمی را با ۱۰۸۰p حس می‌کنید)، مصرف برق گوشی بیشتر می‌شود. وجود نرخ نوسازی تطبیقی در گلکسی S21 اولترا هم باعث شده تا به صورت هوشمند و بسته به عملکرد، نرخ نوسازی تا ۱۲۰ هرتز متغیر باشد و این قضیه هم کمک شایانی به کاهش مصرف باتری می‌کند.
متاسفانه سامسونگ هیچ شارژری را همراه با گوشی‌های گلکسی S21 عرضه نکرده تا یا از شارژرهای قبلی خود استفاده کنید یا اقدام به خرید شارژر جدید کنید. سری S21 به هیچ‌وجه از شارژر ۴۵ واتی که قبلا در نوت ۱۰ پلاس و کل سری S21 دیده‌ بودیم پشتیبانی نمی‌کند و حداکثر می‌توانیم به ۲۵ وات برسیم. سامسونگ ادعا کرده که ۲۵ وات آنقدر بهینه و مناسب است که نیازی به ۴۵ وات نیست.
با شارژر ۲۵ وات، نیم ساعت طول می‌کشد که باتری از صفر به ۵۴ درصد برسد و یک ساعت هم زمان می‌برد تا گوشی به طور کامل شارژ شود. این اعداد و ارقام قابل اطمینان هستند، با این حال همه انتظار دارند سامسونگ به مانند شیائومی و رقبای دیگر، از شارژرهای پرسرعت‌تری استفاده کند.
ظرفیت ۲۵۶ گیگابایت و رم ۱۲ گیگابایت | از ۴۲,۰۰۰,۰۰۰ تومان
ظرفیت ۵۱۲ گیگابایت و رم ۱۲ گیگابایت | از ۵۵,۵۰۰,۰۰۰ تومان

جدیدترین محصول بالارده و پرچم‌دار سامسونگ در راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ، ادامه‌ای بر خانواده سری S به نام S22 است که در نسخه Ultra، نهایت قدرت و توانایی خود را به علاقه‌مندان نشان می‌دهد و برای همه پرچمداران بازار خط و نشان می‌کشد.
گلکسی S22 اولترا سامسونگ یک دستگاه بی‌نظیر و زیبا است که ما را به شدت یاد سری نوت می‌اندازد. این مدل از خانواده S22 سعی کرده تا چه از لحاظ ابعاد و امکانات و چه از نظر طراحی هویت مشخص‌ و بهبود‌یافته‌تری نسبت به گلکسی S22 پلاس داشته باشد.
دور تا دور گوشی S22 اولترا را قابی آلومینیومی و به شدت مرغوب و مقاوم احاطه کرده که نمای زیبا و فوق‌العاده‌ای به گوشی داده است. هر دو طرف گوشی هم با شیشه گوریلا ویکتوس پلاس پوشانده شده که آخرین و جدیدترین نسل گوریلا گلس است. شیشه جلویی براق‌ و قسمت پشتی آن از جنس ساتن گرم تشکیل شده. هر دوی این پوشش‌ها به به خوبی می‌توانند اثر انگشت و لک را دفع کنند. بدنه گوشی هم دارای استاندارد IP68 است که در برابر آب و گرد و غبار کاملا مقاوم است.
گلکسی S22 اولترا با داشتن ۶.۸ اینچ صفحه‌نمایش در بدنه‌ای بزرگ که ۸.۹ میلی‌متر ضخامت دارد، از آیفون ۱۳ پرو که ۶.۷ اینچ صفحه‌نمایش دارد بلند‌تر است. اما نکته جالب، وزن ۲۲۹ گرمی این گوشی گلکسی است که از بزرگترین گوشی اپل هم سبک‌تر است.
لبه‌های خمیده گلکسی S22 اولترا باعث می‌شود تا در دست‌گرفتن گوشی راحت و بی‌مشکل باشد، با این حال عدم وجود لبه در گوشه‌های موبایل سبب شده تا گوشی مقدار در دست لیز باشد. در قسمت پایین گوشی پورت USB-C و اسلات سیم‌کارت، اسپیکر و از همه مهم‌تر، جایگاه مخصوص S Pen را می‌بینیم. وجود این جایگاه باعث می‌شود تا ما رسما گوشی گلکسی S22 اولترا را میراث‌دار و ادامه‌ای بر سری نوت گلکسی دانست.
وجود قلم در گوشی گلکسی S22 اولترا نه تنها ضعیف‌تر از سری نوت نیست، بلکه به محض کار با آن روی صفحه‌نمایش فوق‌العاده S22 اولترا متوجه کیفیت، دقت و سرعت عالی و بالای عملکرد قلم در این گوشی می‌شوید.
گلکسی S22 اولترا یک صفحه‌نمایش ۶.۸ اینچی از نوع آمولد دارد که وضوح آن به ۳۰۸۸ در ۱۴۴۰ پیکسل و تراکم ۵۰۰ پیکسل در هر اینچ را می‌توانیم مشاهده کنیم. گلکسی S22 اولترا بزرگ‌ترین صفحه‌نمایش و بالاترین رزولوشن را در بین گوشی‌های سری S22 در اختیار دارد.
گلکسی S22 اولترا به صورت پیش‌فرض روی رزولوشن Full-HD تنظیم شده که مصرف باتری کمتری دارد، اما می‌توانید روی رزولوشن بالاتر تنظیم کنید.
همه چیز از بازی‌ها و پخش ویدیو گرفته تا اجرای برنامه‌ها روی این نمایشگر خارق‌العاده است. نرخ نوسازی تصویر در این گوشی بین ۱ تا ۱۲۰ هرتز به شکل هوشمندانه و بر اساس کارکردی که با گوشی دارید، متغیر است. این فناوری به خوبی روی گلکسی S22 اولترا نشسته و باعث می‌شود تا مصرف باتری بهینه و مناسب باشد.
صفحه‌نمایش گلکسی S22 اولترا یکی از بالاترین شدت روشنایی را بین تمام گوشی‌ها در اختیار دارد. حداکثر روشنایی در این گوشی به ۱۷۵۰ نیت می‌رسد و فناوری جدید ویژن بوستر سامسونگ می‌تواند عملکرد مناسبی را برای حفظ دید حتی در زیر نور خورشید فراهم سازد.
در زیر صفحه‌نمایش، تقریبا یک سوم لبه پایینی به حسگر اثر انگشت اولترا اختصاص داده شده است. حسگر بسیار حساس و پرسرعت است و کار با آن حتی با یک لمس ملایق، راحت و سریع است. با اینکه می‌توان از گزینه تشخیص چهره در این گوشی استفاده کرد، اما سامسونگ هشدار داده که این قابلیت به اندازه گزینه‌های دیگر مانند پین یا اثر انگشت، ایمن نیست.
وجود S Pen در این گوشی سری S سامسونگ را می‌توان بعد از قدرت سخت‌افزاری فوق‌العاده و دوربین‌های بی‌نظیر گلگسی S22 سامسونگ، پراهمیت‌ترین ویژگی آن دانست. قلم S22 اولترا نازک و کوچک است و کاملا خاطرات قلم‌ سری نوت را تداعی می‌کند. اما این کوچکی و سبکی می‌تواند به قیمت گم شدن آن هم بیانجامد. سامسونگ می‌توانست با تعبیه کردن یک آهنربا در لبه گوشی، جایگاهی هم برای مواقعی که موقتا از قلم استفاده نمی‌کنیم اختصاص می‌داد.
قلم سامسونگ ویژگی‌های زیادی دارد که همه آن‌ها در گلکسی S22 اولترا کاربردی است. می‌توانید روی صفحه قفل گوشی یادداشت برداری کنید، یا با باز کردن منوی کشویی اختصاصی، به هشت گزینه مختلف مانند یادداشت برداری، طراحی روی عکس، پیام، واقعیت افزوده و دیگر ویژگی‌ها دسترسی داشته باشید.
با اینکه ما یک قلم خیلی کوچک در اختیار داریم، اما این قلم از دقت و ظرافت زیادی برخوردار است. با بازکردن اسکچ‌بوک می‌توانید به راحتی طراحی کنید و از ظرافت کار خود لذت ببرید. یا برای مثال قابلیت تبدیل نوشته‌های قلم به متن در Samsung Notes با دقت ۱۰۰ درصدی اتفاق می‌افتد. در کل S Pen را می‌توان یکی از کاربردی‌ترین ابزارهای گلکسی S22 اولترا دانست.
سامسونگ تمامی خط تولید پرچمدار جدیدش را به بهترین و مدرن‌ترین پردازنده‌های دنیا مجهز کرده است. ما در بازار دو نوع گوشی S22 پلاس داریم که یکی به تراشه اسنپدراگون ۸ GEN 1 مجهز است و دیگری به اگزینوس ۲۲۰۰ که از لحاظ کارایی، بسیار نزدیک هستند با این حال نسخه‌ای که ما در حال معرفی‌اش هستیم با چیپ‌ست اسنپدراگون است. هر دو پردازنده دارای ۸ گیگابایت رم و ۱۲۸ یا ۲۵۶ گیگابایت حافظه داخلی برای مدل گلکسی S22 است.
وقتی گلکسی S22 اولترا را در مقابل گلکسی S22 پلاس قرار می‌دهیم، متوجه می‌شویم که امتیازات بنچمارک GeekBench در هر دو برابر است. با این حال امتیازات هر دو گوشی هنوز هم به طور کلی کمتر از تراشه A15 اپل است.
استفاده از تراشه ۴ نانومتری اسنپ‌دراگون ۸ در کنار ۱۲ تا ۱۶ گیگابایت حافظه رم باعث شده تا نه تنها کارکردهای روزانه و استفاده از اپلیکیشن‌های کاربردی بسیار روان و بدون لگ باشند، بلکه انجام بازی‌های سنگین و گرافیکی در نهایت تنظیمات گرافیکی لذت‌بخش و راحت به نظر برسند.
کل خانواده گوشی‌های گلکسی S22 سامسونگ دارای رابط کاربری One UI 4.1 نصب شده روی اندروید ۱۲ است که جزو رابط کاربری‌های زیبا و محبوب دنیای اندروید محسوب می‌شود.
سامسونگ گلکسی S22 اولترا تا حد زیادی در بخش دوربین به S21 اولترا شباهت دارد، اما سامسونگ تا حدودی توانسته تغییراتی را اعمال کند. دوربین ۱۲ مگاپیکسلی فوق‌عریض تقریبا بدون تغییر است، دوربین ۱۰۸ مگاپیکسلی، تله‌فوتو ۱۰ مگاپیکسلی و ۱۰ مگاپیکسلی پریسکوب تله‌فوتو با زوم اپتیکال ۱۰ برابری هم بدون تغییر باقی مانده است. قابلیت Space Zoom که سامسونگ از آن برای تبلیغ زوم ۱۰۰ برابری با کیفیت استفاده می‌کند، کار خود را به خوبی در این گوشی انجام می‌دهد. زوم اپتیکال و دیجیتال در این گوشی یکی از بهترین عملکردها را در بین سایر گوشی‌های هوشمند برتر بازار ارائه می‌دهد.
در جلو هم دوربین سلفی ۴۰ مگاپیکسلی قرار دارد که نسبت به گلکسی S22 اولترا تغییری نکرده است.
عکاسی در همه حالت‌های عریض، فوق‌ عریض، پرتره و شب در همه لنزهای موجود خوب هستند. رنگ‌های بیش از حد روشن سامسونگ هنوز مشهود است. هنوز آسمان آبی بیش از حد آبی است و نتایج تقریبا هرگز با آنچه که با چشم غیر مسلح می‌بینیم، مطابقت ندارد. با اینکه کیفیت و وضوح و شادابی تصاویر می‌تواند شما را خوشحال کند، اما اگر جزو افرادی هستید که به رنگ‌های طبیعی وفادارید، امکان دارد گلکسی S22 اولترا برای‌تان ساخته نشده باشد، اما بعید می دانیم از کیفیت کلی دوربین‌های گلکسی S22 اولترا بگذرید!
عکاسی پرتره که به شما امکان می‌دهد افکت بوکه را قبل یا بعد از گرفتن عکس تنظیم کنید، یک نقطه قوت بزرگ است. این نرم‌افزار در جداکردن سوژه‌ها از پس‌زمینه بسیار خوب عمل می‌کند و نتایج می‌تواند بسیار حرفه‌ای و تاثیرگذار باشند.
گلکسی S22 پلاس سامسونگ اگر چه حالت سینمایی مانند آیفون ۱۳ اپل ندارد، اما اگر از تنظیمات حالت Pro Video را انتخاب کنید، می‌توانید عمق فوکوس را هنگام فیلم‌برداری تنظیم کنید. با روشن بودن آن، می‌توانید روی هر سوژه‌ای ضربه بزنید و دوربین دوباره روی آن فوکوس می‌کند.
گلکسی S22 پلاس می‌تواند تا وضوح ۴K و نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه را در تمامی دوربین‌های خود فیلمبرداری کند. این قضیه شامل دوربین فوق‌عریض هم می‌شود که موردی نادر و البته خصوصیتی مثبت برای این گوشی محسوب می‌شود. در اینجا فقط دوربین اصلی می‌تواند فراتر باشد و با وضوح ۸K و نرخ ۲۴ فریم در ثانیه فیلم‌برداری کند.
با اینکه گلکسی S22 پلاس می‌تواند با وضوح ۸K ویدیو ضبط کند، اما این گزینه چیزی نیست که شما را به وجد بیاورد. کیفیت خروجی ویدیوهای ضبط شده با این وضوح، تفاوت‌های ناچیزی با ویدیوهای ۴K دارد و تنها تفاوت اصلی‌شان در حجم نزدیک به دو برابری نسبت به ۴K است. به علاوه اینکه شما برخلاف وضوح ۴K، نمی‌توانید در ویدیوهای ۸K از نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه استفاده کنید. پس اگر نظر ما را می‌خواهید، گزینه فیلم‌برداری ۴K بهترین چیزی است که در S22 پلاس پیدا می‌کنید.
فیلم‌برداری ۴K از دوربین اصلی S22 پلاس در همه جا چشم‌گیر است. جزئیات بسیار زیبا و با دقت ثبت می‌شوند. رنگ‌ها به طور کلی طبیعی هستند، اما قرمز و آبی شاید مقداری پررنگ‌تر و روشن‌تر به نظر برسند. محدوده دینامیکی هم خوب و گسترده است.
مانند گلکسی S21 اوترا، اس ۲۲ اولترا هم دارای باتری ۵۰۰۰ میلی‌آمپر ساعتی و شارژ بی‌سیم است. در آزمایش‌های ما، باتری برای یک روز کامل از فعالیت‌های متنوع (تقریبا از ساعت ۷ صبح تا ۱۱ شب) خوب بود اما نه بیشتر! باعث تعجب است که چنین باتری بزرگی نمی‌تواند یک روز و نیم عمر کند که البته اگر جزو کاربران کم‌مصرف باشید، می‌توانید طی دو روز از گوشی خود به راحتی استفاده کنید.
باتری گلکسی S22 اولترا کمی و فقط کمی در عملکردهایی مانند بازی‌های سنگین داغ می‌کند که شاید برای کسانی که سر و کارشان با گوشی‌های پرچمدار باشد عجیب به نظر برسد. با این حال امیدواریم سامسونگ بتواند مشکل گرما را به صورت نرم‌افزاری حل کند.
با اینکه سامسونگ هیچ‌گونه شارژری را در داخل جعبه قرار نداده، اما یک کابل USB-C به همراه گوشی وجود دارد. شما می‌تواندی حداکثر از یک شارزر ۲۵ وات استفاده کنید که می‌توان با آن در نیم ساعت، شارژ باتری را از صفر به ۶۰ درصد رساند. یک ساعت و چهار دقیقه هم زمان نیاز است تا گوشی از صفر، صد درصد شارژ شود. با اینکه سامسونگ این سرعت شارژ را منطقی و اصولی می‌داند، اما تا وقتی که گوشی‌های رقیب مانند شیائومی از شارژر هایی بالاتر حتی تا ۱۲۰ وات استفاده می‌کنند، انتظار است سامسونگ هم قدم‌های جدی‌تری در این‌باره بردارد.
ظرفیت ۲۵۶ گیگابایت و رم ۴ گیگابایت | از ۴۱,۵۰۰,۰۰۰ تومان
ظرفیت ۲۵۶ گیگابایت و رم ۴ گیگابایت | از ۴۴,۰۰۰,۰۰۰ تومان

اگر دلتان یک گوشی آیفون ۱۳ می‌خواهد، اما سعی می‌کنید تا کمترین هزینه ممکن را برای داشتن این گوشی انجام دهید، آیفون ۱۳ مینی یک گزینه ایده‌آل برای شما خواهد بود. گوشی که اگر چه قد و قواره کوچکتری نسبت به برادران بزرگتر خود دارد، اما مشخصات فنی قدرتمند آن، توانایی رقابت بی‌دغدغه با پرچمداران اندرویدی را به خوبی دارد. سری آیفون ۱۳ قطعا جزو بهترین گزینه‌های راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ محسوب می‌شوند.
آیفون ۱۳ مینی به مانند برادران بزرگترش از کیفیت ساخت ایده‌آل و خارق‌العاده‌ای برخوردار است، اما بدنه‌ای کوچک‌تر نسبت به اکثر گوشی‌های هوشمند رده بالا دارد. این گوشی برای کسانی طراحی شده که می‌خواهند در عین حال که یک گوشی قدرتمند و مدرن داشته باشند، از اندازه‌ای کوچک و جمع و جور هم برخوردار باشد.
آیفون ۱۳ مینی یک صفحه ۵.۴ اینچی دارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. در حال حاضر می‌توانیم بگوییم که این گوشی، کوچک‌ترین صفحه‌نمایش را بین گوشی‌های هوشمند پرچمدار بازار در اختیار دارد.
گوشی به راحتی در دست قرار می‌گیرد و استفاده از آن فوق‌العاده آسان است. به راحتی می‌توانید یک دستی روی گوشی تایپ کنید و با انگشت شست خود به تمام قسمت‌های صفحه‌کلید دسترسی داشته باشید.
دکمه پاور در لبه سمت راست گوشی قرار دارد، در حالی که لبه سمت چپ سوییچ سایلنت، دکمه‌های تنظیم صدا و درگاه سیم‌کارت قرار دارد. یک پورت لایتنینگ هم بین بلندگوهای گوشی در پایین دستگاه مشاهده می‌شود.
قسمت پشتی گوشی از شیشه ساخته شده که با فناوری سپر سرامیکی اختصاصی اپل عرضه می‌شود. استفاده از این فناوری باعث شده تا آیفون ۱۳ مینی تا ۴ برابر بیشتر از مدل‌های قبلی آیفون مقاوم باشد. همچنین ماژول دوربین‌های گوشی را می‌توانید در قسمت پشت ببینید که به شکل قابل توجهی برجسته و بیرون زده هستند. اپل برای اینکه این گوشی شباهتی با مدل قبلی نداشته باشد، دوربین‌ها را به شکل مورب در آورده و از حالت خطی آیفون ۱۲ مینی خارج کرده است.
در بخش صفحه‌نمایش، اولین چیزی که به وضوح مشاهده می‌شود بریدگی بالای و قسمت قرار گیری دوربین سلفی است. با اینکه این بریدگی نسبت به آیفون ۱۲ مینی ۲۰ درصد اندازه‌اش کوچک شده، اما باز هم کاملا مشخص و بزرگ به نظر می‌رسد.
رزولوشن صفحه‌نمایش Super Retina XRDR OLED آیفون ۱۳ مینی ۲۳۴۰ در ۱۰۸۰ پیکسل است که با توجه به اندازه، وضوح بسیار خوب و باکیفیتی را ارائه می‌دهد. اندازه کوچک‌تر صفحه‌نمایش نسبت به اکثر گوشی‌های امروزی شاید تماشای ویدیو را در آن دشوارتر کند. سطح روشنایی در آیفون ۱۳ مینی بالا است و وقتی بیشتر پی به آن می‌برید که می‌بینید در زیر نور خورشید هم به خوبی خود را نشان می‌دهد و مشکلی از بابت تماشای محتویات صفحه‌نمایش نخواهید داشت.
متاسفانه اپل در آیفون ۱۳ مینی از نرخ تازه‌سازی استاندارد ۶۰ هرتز استفاده کرده است. نرخی که ما در آیفون ۱۳ پرو و آیفون ۱۳ پرو مکس به مقدار ۱۲۰ هرتز می‌بینید. اگر از یک گوشی ۱۲۰ هرتز به آیفون ۱۳ مینی مهاجرت کنید، احتمالا متوجه نرخ نوسازی پایین‌تر می‌شوید ولی قرار نیست این قضیه، تجربه شما را در استفاده از این گوشی مدرن و باکیفیت خراب کند.
آیفون ۱۳ مینی از چیپ‌ست A15 Bionic اختصاصی اپل استفاده می‌کند. این همان پردازنده آیفون‌های ۲۰۲۱ است که بسیار قدرتمند است و برای اجرای هر برنامه‌ای و هر بازی‌ سنگین و گرافیکی کارایی لازم را دارد. A15 جدید دارای یک موتور عصبی ۱۶ هسته‌ای جدید هم هست که ویژگی‌هایی مانند تشخیص صدا و تصویر روی دستگاه و سایر وظایف پیشرفته یادگیری ماشینی را تقویت می‌کند. علاوه بر این، یک ISP جدید روی برد، دو برابر مقدار کش و همچنین یک موتور نمایشگر جدید و انکودهای ویدیویی جدید هم به این تراشه اضافه شده است.
آیفون ۱۳ مینی ۴ گیگابایت حافظه رم دارد که در مقایسه با برادران Pro که ۶ گیگابایت دارند، قدرتمند نیست اما مشکلی هم از لحاظ اجرایی پیدا نمی‌کند و در همه آزمایشات سربلند بیرون می‌آید. در بنچ‌مارک‌های انجام شده، تفاوتی بین آیفون ۱۳ مینی و آیفون ۱۳ معمولی نیست و نسبت به آیفون ۱۲ مینی بهبود‌هایی پیدا کرده است.
اپل در آیفون ۱۳ مینی از پردازنده ۴ هسته‌ای بهبود یافته اختصاصی خود استفاده کرده که این مقدار در آیفون‌های ۱۳ پرو و مکس به ۵ عدد می‌رسد. پردازنده‌های گرافیکی اپل بسیار قوی هستند و هیچ بازی سنگین و گرافیکی در اپل استور پیدا نمی‌کنید که بتواند برای آیفون‌های ۱۳ چالش‌برانگیز باشد.
اپل دو دوربین را در آیفون ۱۳ مینی شامل یک دوربین ۱۲ مگاپیکسلی عریض و اصلی و یک دوربین ۱۲ مگاپیکسلی فوق عریض استفاده کرده است. این دوربین‌ها تا حد زیادی همان چیزی است که در آیفون ۱۲ مینی دیده بودیم، اما اندازه بزرگ‌تر پیکسل‌ها، تفاوتی است که در آیفون امسال ایجاد شد.
عملکرد آیفون ۱۳ مینی در نور کم به طور قابل‌توجهی خوب است، اما محصولات آیفون در چند سال اخیر سعی کرده‌اند عملکرد خود را در این بخش بهتر و بهتر کنند. تقریبا می‌توان گفت عکس‌هایی که در نور کم با آیفون ۱۳ مینی (و سایر آیفون‌های ۱۳) تهیه می‌کنید، با اختلاف بهترین عکس‌ها در بین گوشی‌های هوشمند است.
در جاهای دیگر هم دوربین آیفون ۱۳ مینی خوب کار می‌کند و عکس‌های واضحی را ثبت می‌کند که رنگ‌های واقعی، وضوح عالی و کنتراست بالایی دارند. ما نتایج مشابهی از آیفون ۱۳ مینی نسبت به ۱۲ مینی داشتیم که همچنان برای یک گوشی هوشمند با این برچسب قیمتی مناسب و خوب است.
در جلوی گوشی یک دوربین سلفی ۱۲ مگاپیکسلی وجود دارد که مثل همیشه عملکرد فوق‌العاده‌ای دارد. این دوربین دارای دو حالت میدان دید است که یکی برش ۷ مگاپیکسلی با زوم کم که معادل میدان دید ۳۰ میلی‌متری است و برای تهیه عکس‌های سلفی تک‌نفره بسیار مناسب است و دیگری حالت کامل ۱۲ مگاپیکسلی که برای تهیه عکس‌هایی با میدان دید بزرگ‌تر و گروهی بسیار مناسب است. همچنین با چرخاندن گوشی به حالت‌های عمودی یا افقی، آیفون ۱۳ مینی به طور اتوماتیک بین حالت ۷ و ۱۲ مگاپیکسل برای ایجاد کادربندی‌های مناسب سوییچ می‌کند، اگر چه که می‌توانید بین این دو حالت به صورت دستی انتخاب داشته باشید.
دوربین جلو پردازش خوبی برای از بین بردن نویز در تصاویر دارد و حتی اگر در داخل خانه و شرایط نوری نامناسب هم عکس بگیرید، خبری از نویزهای آزاردهنده نیست. موردی که بسیاری از گوشی‌ها در آن مشکل دارند.
آیفون ۱۳ مینی از فیلم‌برداری ۴K با نرخ ۶۰ فریم قر ثانیه در هر سه دوربین خود پشتیبانی می‌کند و در صورت داشتن اپلیکیشن مناسب (برای مثال Filmic Pro) می‌توانید به صورت همزمان از هر سه دوربین استفاده کنید.
اپل در آیفون ۱۳ مینی از تثبیت‌کننده‌ای دیجیتالی اختصاصی به نام «تثبیت‌کننده سینمایی» استفاده می‌کند و کار خود را عالی انجام می‌دهد. همه حالت‌ها از جمله ۴K@60fps هم به لطف Smart HDR دارای محدوده دینامیکی گسترده شده هستند. همچنین می‌توانید ویدیوهای HDR را مستقیما با فرمت دالبی ویژن با حداکثر وضوح ۴K و نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه ضبط کنید که در آیفون ۱۲ مینی به ۳۰ فریم محدود بود. نکته‌ جالب این است که اطلاعات دالبی ویژن خارج از جریان ویدیو ذخیره می‌شود و به این معناست که اگر ویدیو را در دستگاهی که از HDR پشتیبانی نمی‌کند پخش کنید، نمایش ویدیو به صورت عادی و بدون HDR خواهد بود و اگر پخش‌کننده و صفحه‌نمایش سازگار باشند، HDR و دالبی ویژن به نمایش در می‌آیند.
اما «حالت سینمایی»، جایی که اپل مانور زیادی روی آن داده و قابلیتی که قدرت دوربین‌ آیفون را در بخش ضبط ویدیو به رخ رقیبان می‌کشد. حالت سینمایی می‌تواند فوکوس را به طور خودکار شبیه‌سازی کند و با وضوح ۱۰۸۰p با نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه فیلم‌برداری انجام دهد. این حالت در دوربین اصلی و سلفی وجود دارد.
مانند حالت پیشرفته پرتره با شبیه‌سازی تاری برای هر چیزی که باید خارج از فوکوس باشد، حالت سینمایی عملکردی مشابه برای ویدیو دارد. تاری خودکار در کنار فوکوس خودکار به صورت همزمان و هوشمند کار می‌کند و آیفون به خوبی تشخیص می‌دهد که در لحظه باید کدام را روی چه سوژه‌ای و چه عمقی از تصویر اعمال کند.
نکته جالب در مورد حالت سینمایی این است که نقشه عمق (Depth Map) خارج از کلیپ گرفته می‌شود و می‌توان پس از تهیه ویدیو، به وسیله برنامه‌های iMovie یا Clips آن را ویرایش کرد. می‌توانید دیافراگم، سوژه‌ای که فوکوس می‌کند و موارد دیگر را تغییر دهید. بنابراین، اگر حالت خودکار نتواند موارد گفته شده را درست انجام دهد جای نگرانی نیست و چیزی از بین نمی‌رود. شما می‌توانید در محیط نرم‌افزار هر چیزی را تغییر دهید تا به شرایط ایده‌آل برسد. در کل کیفیت ویدیوهای گرفته شده خوب است، اما هنوز جای کار دارد تا لبه‌ها بهتر تشخیص داده شوند و جلوه‌ تار بهتر عمل کند.
آیفون ۱۳ مینی دارای باتری با ظرفیت ۲۴۳۸ میلی‌آمپر ساعتی است که در مقایسه با آیفون ۱۲ مینی حدود ۱۰ درصد افزایش ظرفیت داشته و یک ارتقای خوشایند است. یک چنین گوشی کوچکی قطعا نمی‌تواند باتری بزرگ‌تری داشته باشد. به نظر می‌رسد نباید نگرانی خاصی از بابت باتری آیفون ۱۳ مینی داشته باشیم چون در بحث عملکرد هم بهتر از آیفون ۱۲ مینی کار می‌کند. در تست‌های انجام شده، می‌توان با شارژ ۱۰۰ درصدی به مدت ۱۳ ساعت و نیم ویدیو تماشا کرد یا به همین مقدار، وب‌گردی کرد. در مجموع می‌توان به آیفون ۱۳ مینی برای یک روز کاری مناسب اعتماد کرد.
شارژ در آیفون ۱۳ مینی نسبت به ۱۲ تفاوتی نداشته است. در آزمایشات انجام شده، حداکثر شارژ سریع آیفون ۱۳ مینی ۱۸ وات است. اپل شارژرهای ۲۰ واتی USB-PC را به عنوان گزینه مناسب پیشنهاد داده که خریداری کنید (چون آیفون ۱۳ بدون شارژر عرضه شده است).
همچنین آیفون ۱۳ مینی از شارژ بی‌سیم سریع تا ۱۵ وات پشتیبانی می‌کند که این مقدار در آیفون ۱۲ مینی ۱۲ وات بود. برای دریافت حداکثری ۱۵ وات باید از شارژر MagSafe اپل استفاده کنید. در غیر این صورت، هر شارژر سازگار با Qi بین ۵ تا ۷ وات را می‌تواند ارائه دهد.
سرعت شارژ در آیفون ۱۳ مینی با آداپتور ۲۰ واتی در نیم ساعت ۶۱ درصد است که رقم خوبی برای آن محسوب می‌شود.
ظرفیت ۲۵۶ گیگابایت و رم ۶ گیگابایت | –
ظرفیت ۵۱۲ گیگابایت و رم ۶ گیگابایت | از ۶۳,۰۰۰,۰۰۰ تومان
ظرفیت یک ترابایت و رم ۶ گیگابایت | از ۷۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان
راهنمای خرید گوشی
اگر به دنبال بهترین و قوی‌ترین آیفونی که اپل تا به امروز ساخته هستید و اگر می‌خواهید «یکی» از قوی‌ترین گوشی‌های هوشمند حال حاضر بازار را در اختیار داشته باشید، آیفون ۱۳ پرو مکس در انتظار شماست. تنها دلیلی که شما را می‌تواند مجاب کند تا به جای آیفون ۱۳ پرو، به سراغ مدل پرو مکس بروید، باتری قوی‌تر و دارای عمر طولانی‌تر آن است. اگر چه ۰.۶ اینچ ابعاد بزرگ‌تر صفحه‌نمایش، ۲۰ درصد رزولوشن بیشتر و یک درجه زوم بالاتر در دوربین آن، موارد دیگری هم هستند که در انتظار افراد کمال‌گرا نشسته‌اند. سری آیفون ۱۳ قطعا جزو بهترین گزینه‌های راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ محسوب می‌شوند.
قبل از هر چیزی به این نکته توجه کنید که با یک گوشی بزرگ طرف هستیم. گوشی عظیم ۶.۷ اینچی آیفون ۱۳ پرو مکس که نه تنها جای زیادی را در جیب‌های‌تان می‌گیرد، بلکه قیمت بسیار بالای آن همان جیب‌تان را هم خالی می‌کند.
گذشته از این‌ها، این توصیه ما را جدی بگیرید: اگر دستان کوچکی دارید و با گوشی خودتان در طول روز و شب زیاد کار می‌کنید، آیفون ۱۳ پرو مکس اصلا گزینه مناسبی برایتان نخواهد بود. شواهد نشان داده که کشیدگی انگشتان به مرور زمان باعث ایجاد دردهای خفیف می‌شود که می‌تواند کم‌کم به سلامتی‌تان آسیب بزند. شاید انتخاب آیفون ۱۳ پرو که تفاوت محسوسی با مدل پرو مکس ندارد، گزینه بهتری برایتان باشد.
اپل در طراحی این گوشی هم مانند سال گذشته از فولاد ضد زنگ در دور تا دور آیفون‌های ۱۳ استفاده کرده است. متریالی فوق‌العاده مستحکم و فوق‌العاده که آیفون‌های ۱۳ را به محصولاتی خاص تبدیل کرده است. انحنای دور گوشی هم چیزی است که ما در آیپد پرو دیده‌ایم. همچنین ما در دو طرف گوشی شاهد شیشه محافظ گوریلا هستیم که استحکام دو جانبه آیفون ۱۳ پرو مکس را نشان می‌دهد.
اپل هنوز بیخیال استفاده از پورت لایتنینگ نشده و در آیفون‌های ۱۳ هم شاهد حضور این پورت هستیم. با اینکه USB-C از امکانات بسیار بیشتری مانند سرعت بالای شارژ و حجم بالای انتقال داده برخوردار است، اما سیاست اپل همچنان تغییری نکرده است.
ما سه تغییرعمده را می‌توانیم در نمایشگر ۶.۷ اینچی آیفون پرو مکس ببینیم: بریدگی کوچک‌تر بالای صفحه، نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز و روشنایی بهبود یافته در فضای باز و نور آفتاب.
کاهش اندازه ناچ واضح‌ترین قضیه در بین این سه مورد است و با وجود استقبال از آن، از نظر طراحی و منطقی تغییر چندانی نداشته است. هنوز هم این شکاف در هنگام تماشای فیلم یا انجام بازی کاملا مشخص است. این در حالی است که سایر برندها از سوراخ‌های پانچ کوچک و حتی دوربین‌های نامرئی در این بخش استفاده می‌کنند. طبق شایعات و گمانه‌زنی‌ها، اپل هم به دنبال راهکار مناسبی برای نامرئی کردن دوربین و برداشتن ناچ بزرگ بالای صفحه است و به خاطر همین، تا زمانی که به این مهم دسترسی پیدا نکند، سراغ راه‌های جایگزین و مرسوم نمی‌رود.
فناوری صفحه‌نمایش ۱۲۰ هرتزی اپل که ProMotion نام دارد و سال‌هاست در آیپد پرو استفاده می‌شود، بالاخره به گوشی‌های هوشمند اپل آمد و آیفون ۱۳ پرو مکس (و پرو) میزبان آن هستند. یکی از دلایل اصلی اپل برای نیاوردن نرخ نوسازی بیشتر در گوشی‌های خود طی سال‌های گذشته، مبحث باتری بوده است. جایی که اپل دستان بسته‌ای داشته، اما امسال توانسته نه تنها این قابلیت را به گوشی جدیدش اضافه کند، بلکه حجم باتری را هم به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش دهد که جلوتر به آن می‌رسیم.
اپل در صفحه‌نمایش آیفون ۱۳ پرو و پرو مکس از نرخ نوسازی تطبیقی استفاده کرده است. به این معنی که اگر در صفحه‌ای ساکن و بدون حرکت باشید، نرخ نوسازی تصویر به پایین‌ترین حد خود می‌رسد تا مصرف باتری را هم به دنبال خود کاهش دهد. با استفاده از این قابلیت، نرخ نوسازی بسته به عملکرد کاربر، نوسان پیدا می‌کند که تاثیر مثبتی بر افزایش عمر باتری به دنبال دارد.
اپل سعی کرده تا نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز را در بازی‌ها بیشتر استفاده کند و با افزایش نرخ فریم بازی‌ها به واسطه سخت‌افزار قدرتمند آیفون ۱۳، نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز هم تجربه متفاوتی را رقم بزند، با این حال در تست‌های انجام شده در بازی‌هایی مانند Grid Autosport، تفاوتی با آیفون سال گذشته و حتی آیفون ۱۱ پیدا نکردیم. همه آنها توانستند بازی‌ها را با بهترین و بالاترین کیفیت ممکن اجرا کنند و حتی صفحه‌نمایش ۱۲۰ هرتز آیفون ۱۳ پرو مکس هم تفاوت محسوسی را در بازی‌ها لحاظ نکرد.
اپل روشنایی تصویر را در آیفون ۱۳ پرو مکس به حد اعلا رسانده و ما شاهد روشنایی ۱۲۰۰ نیت در نمایشگر این گوشی هستیم. این مقدار که بیشتر از بسیاری از گوشی‌های درجه یک دنیا است، باعث شده تا تماشای این صفحه در فضای باز و حتی زیر نور خورشید راحت و شفاف باشد و مشکلی از این بابت نداشته باشیم. این افزایش روشنایی بسیار بیشتر از آیفون‌های قبلی است و مطمئنا اگر قبلا آیفون داشته‌اید، از دیدن نمایشگر آیفون ۱۳ پرو خوشحال خواهید شد.
صفحه‌نمایش آیفون ۱۳ پرو مکس از نوع OLED سوپر رتینا XDR است که توان بازتولید رنگ‌‌های فوق‌العاده غنی را دارد و با استفاده از فناوری‌هایی مانند دالبی ویژن، تجربه متفاوتی از تماشای ویدیو را با جزئیات و وضوح بسیار بالا رقم می‌زند.
آیفون ۱۳ پرو مکس در بخش سخت‌افزار داخلی پادشاهی می‌کند. جدیدترین تراشه اپل یعنی A15 Bionic تمام قدرت آیفون‌های ۱۳ را تامین می‌کند. این دومین تراشه ۵ نانومتری اپل است و ۱۵ میلیارد ترانزیستور را درون خود جای داده که ۲۷ درصد بیشتر از تراشه A14 در گوشی‌های آیفون ۱۲ است.
تراشه جدید A15 همچنان به یک پردازنده شش هسته‌ای با دو هسته بزرگ Avalanche با حداکثر فرکانس ۳.۲۳ گیگاهرتز و چهار هسته کوچک بلیزارد که تا ۱.۸۲ گیگاهرتز کار می‌کنند، مجهز است. پردازنده ارتقا یافته حتی تا ۵۰ درصد عملکرد قوی‌تر و بهتر نسبت به همه رقبای خود در بازار دارد. پردازنده گرافیکی بهبود یافته در آیفون‌های ۱۳ پرو و پرو مکس دارای ۵ هسته است و در مدل‌های غیر پرو ۴ هسته را مشاهده می‌کنیم.
تراشه A15 همچنین دارای یک موتور عصبی ۱۶ هسته‌ای جدید است که ویژگی‌هایی مانند تشخیص صدا و تصویر روی دستگاه و سایر وظایف پیشرفته یادگیری ماشینی را تقویت می‌کد. علاوه بر این، یک ISP جدید روی بورد، دو برابر مقدار کش و همچنین یک موتور نمایشگر جدید و انکودرهای ویدیویی جدید دیده می‌شود.
آیفون‌های ۱۳ پرو دارای ۶ گیگابایت حافظه رم هستند که در مدل‌های غیر پرو این مقدار به ۴ گیگابایت کاهش پیدا می‌کند.
اپل ادعاهای جسورانه‌ای در مورد قدرت آیفون‌های ۱۳ و به خصوص پرو مکس دارد و آن را به عنوان یکی از قدرتمندترین گوشی‌های هوشمند موجود در بازار به فروش می‌رساند. این ادعاها بر اساس آزمایشات مختلف در دنیای واقعی کاملا موجه به نظر می‌رسند.
در حالی که اعدادی که در بنچمارک‌های خود دیدیم کاملا ادعاهای اپل را اثبات می‌کنند، عملکرد در دنیای واقعی مهم‌ترین چیز است. نکته بسیار مهم این است که گوشی‌های هوشمند و به خصوص گوشی‌های پرچم‌دار حال حاضر در هر برندی، به اندازه‌ای قدرتمند شده‌اند که گاهی حس می‌کنیم سخت‌افزار و قابلیت‌ها چیزی فراتر عملکردهای روزانه و حتی اجرای بازی‌های سنگین هستند. به خاطر همین هم دیدن روان بودن همیشگی آیفون ۱۳، جابه‌جایی پر سرعت بین برنامه‌ها و راحت بودن هر اپلیکیشن و بازی با آن، چیز عجیبی نیست.
دوربین در آیفون ۱۳ پرو مکس حرف اول را می‌زند. با اینکه پیشرفت‌های دوربین‌های آیفون جدید در واقع بهینه‌سازی‌های مثبت نسبت به آیفون ۱۲ پرو مکس است، اما اپل سعی کرده تا با اضافه کردن یک سری ویژگی‌ها و ترفند‌های جدید در دوربین‌های خود، آیفون‌های ۱۳ را به بهترین گوشی‌های هوشمند برای عکاسی و فیلم‌برداری تبدیل کند.
دوربین اصلی دارای یک سنسور ۱۲ مگاپیکسلی عریض است. این سنسور به خاطر پیکسل‌های بزرگی که اندازه آنها به ۱.۹ میکرومتر می‌رسد، می‌تواند نور بسیار بیشتری را جذب کند. در ترکیب این ویژگی با دیافراگم f/1.5 شما می‌توانید تصاویری بسیار خیره‌کننده و چشم‌گیر ثبت کنید.
سنسور فوق‌عریض با اینکه مانند سال گذشته ۱۲ مگاپیکسل است، اما در آیفون ۱۳ به حالت شب هم مجهز شده که می‌تواند عملکرد عالی با آن داشته باشد.
لنز تله‌فوتو، لنزی که می‌تواند روی اجسام دور زوم کند، به گونه‌ای ارتقا یافته که می‌تواند به صورت اپتیکال تا سه برابر بزرگنمایی کند.
کیفیت عکس‌ها در آیفون ۱۳ پرو مکس نسبت به سال گذشته پیشرفت‌های واضح و آشکاری داشته است. نکته جالب این است که در پردازش تصاویر، بهبودهایی صورت گرفته که خب نمی‌توان آن را بی‌ربط به تراشه قدرتمند و جدید آیفون ۱۳ دانست. آیفون ۱۳ می‌تواند به صورت هوشمندانه و برای حفظ جزئیات تصویر، نور را دست‌خوش تغییراتی کند که در بیشتر مواقع این کار مثبت و خوب است.
دوربین سلفی در آیفون ۱۳ مثل همیشه بهترین خود است. تصاویر از لحاظ نوردهی و محدوده دینامیکی بی‌نظیر هستند و رنگ پوست صورت به بهترین شکل ثبت می‌شود. جزئیات مثل همیشه مثال زدنی هستند و این بار هم اپل توانسته یکی از بهترین دوربین‌های سلفی دنیا را در گوشی هوشمند جدید خود لحاظ کند.
آیفون ۱۳ پرو مکس می‌تواند با هر چهار دوربین خود تا وضوح ۴K و نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه ویدیو ضبط کند. اپل در آیفون‌های ۱۳ از تثبیت‌کننده‌ای دیجیتالی اختصاصی به نام «تثبیت‌کننده سینمایی» استفاده می‌کند و کار خود را عالی انجام می‌دهد. همه حالت‌ها از جمله ۴K@60fps هم به لطف Smart HDR دارای محدوده دینامیکی گسترده شده هستند. همچنین می‌توانید ویدیوهای HDR را مستقیما با فرمت دالبی ویژن با حداکثر وضوح ۴K و نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه ضبط کنید که در آیفون ۱۲ مینی به ۳۰ فریم محدود بود. نکته‌ جالب این است که اطلاعات دالبی ویژن خارج از جریان ویدیو ذخیره می‌شود و به این معناست که اگر ویدیو را در دستگاهی که از HDR پشتیبانی نمی‌کند پخش کنید، نمایش ویدیو به صورت عادی و بدون HDR خواهد بود و اگر پخش‌کننده و صفحه‌نمایش سازگار باشند، HDR و دالبی ویژن به نمایش در می‌آیند.
اما «حالت سینمایی»، جایی که اپل مانور زیادی روی آن داده و قابلیتی که قدرت دوربین‌ آیفون را در بخش ضبط ویدیو به رخ رقیبان می‌کشد. حالت سینمایی می‌تواند فوکوس را به طور خودکار شبیه‌سازی کند و با وضوح ۱۰۸۰p با نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه فیلم‌برداری انجام دهد. این حالت در دوربین اصلی و سلفی وجود دارد.
مانند حالت پیشرفته پرتره با شبیه‌سازی تاری برای هر چیزی که باید خارج از فوکوس باشد، حالت سینمایی عملکردی مشابه برای ویدیو دارد. تاری خودکار در کنار فوکوس خودکار به صورت همزمان و هوشمند کار می‌کند و آیفون به خوبی تشخیص می‌دهد که در لحظه باید کدام را روی چه سوژه‌ای و چه عمقی از تصویر اعمال کند.
نکته جالب در مورد حالت سینمایی این است که نقشه عمق (Depth Map) خارج از کلیپ گرفته می‌شود و می‌توان پس از تهیه ویدیو، به وسیله برنامه‌های iMovie یا Clips آن را ویرایش کرد. می‌توانید دیافراگم، سوژه‌ای که فوکوس می‌کند و موارد دیگر را تغییر دهید. بنابراین، اگر حالت خودکار نتواند موارد گفته شده را درست انجام دهد جای نگرانی نیست و چیزی از بین نمی‌رود. شما می‌توانید در محیط نرم‌افزار هر چیزی را تغییر دهید تا به شرایط ایده‌آل برسد. در کل کیفیت ویدیوهای گرفته شده خوب است، اما هنوز جای کار دارد تا لبه‌ها بهتر تشخیص داده شوند و جلوه‌ تار بهتر عمل کند.
در آخر به باتری می‌رسیم، جایی که بالاخره می‌توانیم با اطمینان بگوییم که با باتری خوبی در گوشی‌های آیفون روبه‌رو شده‌ایم. آیفون ۱۳ پرو مکس از یک باتری با ظرفیت ۴۳۵۲ میلی‌آمپر ساعتی بهره می‌برد که ۱۸ درصد از مدل قبلی خود بیشتر است.
در تست‌های انجام شده، آیفون ۱۳ پرو می‌تواند ۲۴ ساعت در حالت آفلاین ویدیو بخش کند که این مقدار ۹ ساعت بیشتر از آیفون ۱۲ پرو مکس و ۶ ساعت بالاتر از گلکسی S21 اولترا است. در استفاده روزانه، می‌توان یک روز کامل را از آیفون ۱۳ پرو مکس انتظار داشت، با این حال اگر از کسانی هستید که حسابی با گوشی‌شان در طول روز کار می‌کنند، بازی می‌کنند، در شبکه‌های اجتماعی حضور فعال دارند و بازی‌های مختلف را اجرا می‌کنند، شاید در شب نیاز به شارژ مجدد خواهید داشت.
برای آیفون ۱۳ پرو مکس به یک شارژر ۲۵ واتی نیازمند هستید. نیم ساعت طول می‌کشد تا شارژ گوشی از صفر به ۴۲ درصد برسد و چیزی حدود یک ساعت و ۴۵ دقیقه هم برای شارژ صد درصدی زمان نیاز دارید.
ظرفیت ۵۱۲ گیگابایت و رم ۱۲ گیگابایت | از ۵۴,۰۰۰,۰۰۰ تومان
بهترین گوشی پرچم‌دار
سامسونگ نه تنها با گوشی ZFlip به سراغ گوشی‌های تاشو رفته، بلکه با سری Fold هم از زاویه‌ای دیگر، متد گوشی‌های تاشو را استفاده کرده است. نسل جدید گوشی‌های تاشو فولد تحت نام Z Fold3 5G، از قضا به یکی از پرچم‌داران بالارده‌ی سامسونگ بدل شده که نه تنها از لحاظ سخت‌افزاری و بازدهی، می‌تواند تمام نیازهای یک کاربر را تأمین کند، بلکه به خاطر استایل و نوعی که دارد، به یک گزینه‌ی شبه تبلت با کارایی‌های مافوق یک گوشی هوشمند تبدیل شود. این محصول یک گزینه منحصر به فرد در راهنمای خرید گوشی موبایل پرچمدار دیجی‌کالا مگ محسوب می‌شود.
سامسونگ گلکسی Z Fold 3 طراحی و عملکرد کتاب مانند دو مدل قبلی خود را حفظ کرده است. در حالت تا شده، ما یک صفحه‌نمایش ۶.۲ اینچی AMOLED 2X را می‌بینیم و وقتی گوشی را باز می‌کنیم، با صفحه‌نمایش بزرگ ۷.۶ اینچی رو‌به‌رو می‌شویم.
دو نمایشگر و مکانیزم لولا که به شما امکان می‌دهد تا این گوشی را تا کنید و باز کنید، در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند تا جذاب‌ترین طراحی گوشی هوشمند در سال ۲۰۲۱ را مشاهده کنید. موردی که مانند آن را با این سطح از کیفیت و اطمینان تا به حال ندیده‌اید.
سامسونگ نسبت به نسل قبل گوشی‌های فولد بهبودهایی در لولا ایجاد کرده که مهم‌ترین آن، استفاده از متریال‌ بادوام‌تر است. سامسونگ ادعا کرده که زد فولد ۳ تقریبا ۸۰ درصد قوی‌تر و مقاوم‌تر از مدل‌های قبلی است. این ادعا وقتی که گوشی‌های قبلی را در کنار این محصول قرار می‌دهید، کاملا مشخص و واضح است.
طراحی گوشی تاشو گلکسی Z Fold 3 قابل توجه است. اما باید این موضوع را قبول کنید که اگر چه سامسونگ تلاش کرده تا با استفاده از شیشه‌های فوق‌نازک، این گوشی را نسبت به قبل نازک‌تر کند، اما هنوز هم در حال حمل یکی از بزرگ‌ترین و ضخیم‌ترین گوشی‌های هوشمند پرچمدار در یک دهه اخیر هستید. وزن ۲۷۱ گرمی گوشی با این که نسبت به مدل قبلی ۱۱ گرم سبک‌تر شده، اما هنوز هم سنگین است.
گلکسی Z Fold 3 سامسونگ دارای گواهی IPX8 است و معنای آن این است که گوشی فقط در برابر آب و حتی زیر آب مقاوم است، اما خبری از مقاومت در برابر گرد و غبار نیست. پس اگر یکی از این گوشی‌ها را تهیه کردید، با آن به ساحل یا صحرا نروید!
صفحه‌نمایش اصلی و داخلی گلکسی Z Fold 3 سامسونگ که ۷.۶ اینچ اندازه دارد و نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز را هم در اختیار دارد، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌ها و نقاط قوت این گوشی محسوب می‌شود. نسبت تصویر گسترده ۲۴.۴:۹ برای کار کردن مناسب است. خواندن کتاب در آن راحت است و وبگردی با این صفحه‌نمایش بزرگ لذت‌بخش است.
اما یکی از نقاط ضعف این گوشی که سامسونگ هنوز موفق به حل کردن آن نشده، چین وسط صفحه‌نمایش داخلی است که اگر قصد تهیه این گوشی را دارید، باید آن را نادیده بگیرید. حتما قبل از تصمیم به تهیه این گوشی، آن را در فروشگاه‌های مختلف تجربه کنید.
گلکسی Z Fold 3 سامسونگ یک صفحه‌نمایش پوششی ۶.۲ اینچی را در حالت بسته شده دارد که از کیفیت خوبی هم برخوردار است و در ظاهر، ما را یاد دیگر پرچمداران سامسونگ می‌اندازد. این صفحه‌نمایش نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز هم دارد که همه چیز را در آن نرم و پرسرعت نشان می‌دهد.
گلکسی زد فولد ۳ با قلم S Pen سازگار است و سامسونگ نه تنها قابلیت پشتیبانی از قلم‌های پیشین را در این گوشی ممکن ساخته، بلکه قلمی مخصوص برای این گوشی به نام S Pen Fold Edition نیز عرضه کرده است. این قلم دارای قابلیت‌های Air Action و شارژ USB-C است.
در حالی که در سری نوت، قلم S موجود به مقداری کوچک بود و در داخل بدنه گوشی قرار می‌گرفت، قلم جدید بزرگتر و در سایز قلم‌های تبلت‌های سامسونگ است و البته باید آن را جداگانه خریداری کرد. هیچ جایگاهی در گوشی برای قرار گرفتن قلم وجود ندارد و برای حمل و نقل آن باید فکر دیگری کرد.
شاید بعضی نگران سوراخ شدن بخش چین خورده وسط صفحه‌نمایش با قلم باشند اما جای نگرانی نیست. نوک قلم در صورت فشار زیاد جمع می‌شود تا شما را از فشاری که به صفحه می‌آورید آگاه کند.
یک نکته منفی در مورد گلکسی زد فولد ۳، عدم پشتیبانی صفحه‌نمایش پوششی از S Pen است که شاید در نسل بعدی این گوشی‌ها اعمال شود.
سامسونگ در گلکسی زد فولد ۳ از چیپ‌ست اسنپدراگون ۸۸۸ در کنار ۱۲ گیگابایت حافظه رم استفاده کرده و برخلاف گوشی‌های پرچمدار دیگر مانند S22، خبری از مدل اگزینوس نیست. این تراشه نام آشنا به قدری سریع و پرقدرت است که می‌تواند چندین عملکرد همزمان را بدون افت کیفی اجرا کند یا از پس سنگین‌ترین بازی‌های موبایل مانند Call of Duty Mobile در بهترین سطح گرافیکی بر بیاید.
شما می‌توانید در گلکسی زد فولد ۳ دو تا سه برنامه به صورت همزمان و در قالب سه پنجره باز کنید و با آن‌ها کار کنید. چنین چیزی برای گوشی تاشویی که قرار است وظایف شبیه تبلت‌ها را هم داشته باشد بسیار مهم است. این قضیه یک پیشرفت بزرگ است و تقریبا آرزوی هر کسی را که دوست دارد اپلیکیشن‌های موبایلی مانند لپ‌تاپ‌ها عمل کنند را برآورده کرده است. عملکرد اندروید ۱۱ و مالتی تسکینگ در این گوشی به قدری خوب است که می‌توان آن را بهترین تبلت اندرویدی هم نام برد!
فضای ذخیره‌سازی اطلاعات در گلکسی زد فولد ۳ به دو مدل ۲۵۶ و ۵۱۲ گیگابایت تقسیم می‌شود. در اینجا هم خبری از پشتیبانی از کارت حافظه نیست و از آنجایی که بسیاری از تولیدکنندگان موبایل به سراغ گوشی‌هایی بدون اس‌دی کارت رفته‌اند، دیگر کم‌کم نباید فقدان این قابلیت را نکته منفی دانست.
دوربین‌های گلکسی زد فولد ۳ خوب هستند، اما نه فراتر از «خوب»! مشخصات دوربین همان چیزی است که یک سال پیش هم دیده‌ایم: دوربین اصلی ۱۲ مگاپیکسلی، دوربین فوق‌عریض ۱۲ مگاپیکسلی و دوربین تله‌فوتو ۱۲ مگاپیکسلی که قادر به زوم اپتیکال دو برابری است. لرزشگیر اپتیکال تصویر را در دوربین‌های تله‌فوتو و فوق‌عریض این دستگاه جدید خواهید دید اما چیز دیگری تغییر نکرده است.
گلکسی زد فولد ۳ عکس‌ها را واضح، روشن و با رنگ‌هایی کمی تند ثبت می‌کند، همانطور که تقریبا از هر گوشی سامسونگ در سال ۲۰۲۱ انتظار دارید. در مقام مقایسه، دوربین اصلی گوشی S21 اولترا که شش ماه قبل‌تر از زد فولد ۳ وارد بازار شده، جزئیات بیشتری را ثبت می‌کند و حتی آیفون ۱۲ پرو مکس که یک سال قدیمی‌تر از زد فولد ۳ است، کار خود را بهتر انجام می‌دهد.
زوم اپتیکال ۲ برابری در مقابل غوغای بی‌وقفه سامسونگ در دو سال اخیر پیرامون دوربین‌های Space Zoom (زوم تا صد برابر و کیفیت فوق‌العاده) در گوشی‌های سری S21 (و بعد‌ا S22) حرفی برای گفتن ندارد. قطعا زوم صد برابری نمی‌توانست کاربرد زیادی داشته باشد، اما سامسونگ توانسته بود در زوم ۱۰ تا ۳۰ برابری حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشد. موردی که زد فولد ۳ با وجود قیمت بالای خود، حتی نمی‌تواند به آن نزدیک شود.
سامسونگ یک دوربین سلفی ۴ مگاپیکسلی (!) برای نمایشگر داخلی خود تعبیه کرده که یک مزیت بزرگ دارد یک عیب بزرگ‌تر! سامسونگ توانسته این دوربین سلفی را تا حدودی در صفحه‌نمایش پنهان کند و برای این کار، از پیکسل‌هایی پنهان استفاده کرده است. این پیکسل‌ها باعث می‌شوند وقتی که در حال کار با گوشی هستید و مستقیما به محل دوربین سلفی نگاه نمی‌کنید، این دوربین اصلا به چشم نیاید و از نظر پنهان باشد. اما نقطه ضعف بزرگ این دوربین، ضعیف بودن قابل توجه آن نسبت به دوربین‌های دیگر گوشی است، طوری که از آن نمی‌شود برای عکاسی سلفی استفاده خاصی کرد و نهایتا در ویدیو کنفرانس‌ها یا تماس‌های تصویری از این دوربین استفاده کرد. تصور کنید گوشی شما به دوربین‌های پیشرفته و خوبی مجهز است، اما شما مجبور می‌شوید از یک دوربین ۴ مگاپیکسلی برای تماس‌های تصویری در حالت باز استفاده کنید!
گلکسی زد فولد ۳ به یک باتری با ظرفیت ۴۴۰۰ میلی‌آمپر ساعت مجهز است. این مقدار، ۱۰۰ میلی‌آمپر ساعت کمتر از مدل سال گذشته این گوشی است. متاسفانه این باتری در حالی که از قلم خود در صفحه بزرگ زد فولد ۳ استفاده می‌کنید، چند عکس و فیلم می‌گیرید یا از قابلیت ۵G (در صورت آنتن‌دهی) استفاده می‌کنید، نمی‌تواند خود را به شب برساند و باید آن را قبل از شب به شارژ بزنید.
سامسونگ در جعبه این گوشی هم هیچ شارژری قرار نداده است و ما برای رسیدن به حداکثر توان شارژ این گوشی، باید یک شارژر ۲۵ وات تهیه کنیم. نسبت به گوشی‌های دیگر با توان شارژ ۲۵ وات، گلکسی زد فولد ۳ مقداری کندتر است. ما به ۳۰ دقیقه زمان برای از صفر تا ۳۳ درصد شارژ نیاز داریم و تقریبا یک ساعت و چهل و شش دقیقه طول می‌کشد تا گوشی به شارژ ۱۰۰ درصد از صفر برسد. احتمالا دلیل اصلی این کندی، دو تکه بودن باتری در این گوشی است که هر کدام در اسلایدی از گوشی قرار گرفته است.



خرید گوشی پرچمدار راهنما نمیخاد ، پول میخاد

source

توسط techkhabari