طنز انتقادی و ژانر وحشت اغلب با هم ترکیب می‌شوند. ترکیبی که معمولاً در فیلم‌هایی دیده می‌شود که تکلیف‌شان با خودشان معلوم است. بسیاری از فیلم‌های ترسناک به مسائل زندگی واقعی مثل بی‌عدالتی اجتماعی و تبعیض می‌پردازند. با وجود اینکه امروزه این امر رایج‌تر هم شده است، فیلم‌هایی از این‌دست دهه‌هاست که تولید می‌شوند. اغلب معتقدند ژانر وحشت به اندازه‌ی سایر ژانرها هنری نیست. اما یک فیلم ترسناک می‌تواند راه بسیار خوبی برای بررسی مسائل پیچیده و جدی باشد. بعضی از فیلم‌های ترسناک دست روی موضوعات مهم گذاشته و آن‌ها را بزرگنمایی می‌کنند؛ شاید این تنها راهی باشد که به مخاطب بفهماند واقعاً در دنیای مدرن چه خبر است. ده فیلم ترسناک این فهرست هر کدام به طریقی جامعه را شماتت می‌کنند.
فیلم «تاکر و دیل در برابر شیطان»
«تاکر و دیل در برابر شیطان» یک فیلم کمدی ترسناک با بازی تایلر لابین و آلن تودیک است. تاکر و دیل، دو مرد روستایی کاملاً بی‌آزار، با قاتل اشتباه گرفته می‌شوند. وقتی چند دانشجوی پولدار کالج به اردو می‌روند و تاکر و دیل را می‌بینند، فرض را بر این می‌گذارند که آن‌ها قاتل هستند.
در حالی که این دو مرد روستایی تنها می‌خواهند به آن‌ها کمک کنند؛ آن‌ها یکی‌یکی و به طور تصادفی خود را به کشتن می‌دهند. این دانشجویان کالج که اکثراً از طبقه‌ی بالای جامعه هستند تاکر و دیل را صرفاً بر مبنای کلیشه‌ها و به این خاطر که متفاوت به نظر می‌آیند و رفتار می‌کنند، قضاوت می‌کنند که در نهایت منجر به یک‌سری وقایع ناگوار می‌شود.
فیلم ترسناک «کری»
«کری» بر اساس یک داستان ماوراء الطبیعه از استفن کینگ ساخته شده است. این فیلم با وجود اینکه سال ۱۹۷۶ اکران شد اما موضوعاتی را مطرح می‌کند که همچنان قابل‌ درک‌اند. کری دختر جوانی‌ست که هنوز در دبیرستان جا نیفتاده و پذیرفته نشده است. بچه‌های محبوب مدرسه هم اوضاع را برای او سخت‌تر می‌کنند. با اینکه این فیلم قلدری را در بالاترین حد آن به تصویر می‌کشد اما بچه‌ها هنوز هم بیشتر از آنچه مردم تصور می‌کنند مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند و سن شروع این قبیل آزارها هم مدام پایین و پایین‌تر می‌آید.
وقتی بچه‌ها در مراسم جشن سال آخر به شوخی کری را غرق در خون می‌کنند، طاقت کری طاق می‌شود و نیروهای ماوراءالطبیعه‌ی خود را به شکل وحشیانه‌ای به کار می‌گیرد. با وجود اینکه کری کارهای ویرانگری می‌کند اما تماشاگران همچنان می‌توانند او را درک کنند. حرف‌ها و رفتارهای آدم‌ها می‌تواند به‌شدت آسیب‌زا باشد و این فیلم تلاش می‌کند توجه مخاطب را به این مسئله جلب کند. شاید وقایع فیلم اغراق‌آمیز است، اما نشان می‌دهد که عواقب این رفتارها چقدر می‌تواند وحشتناک باشد.
«پلتفرم»
«پلتفرم» فیلمی اسپانیایی است که بر مشکلاتی که بشریت ایجاد کرده است تمرکز دارد. داستان در زندانی به نام «حفره» اتفاق می‌افتد که بیشتر از دویست طبقه داشته و دو نفر در هر طبقه‌ی آن زندگی می‌کنند. روزی یک‌بار یک سکوی پر از غذا پایین می‌آید. سکو تنها دو دقیقه در هر طبقه متوقف می‌شود و زندانیان فرصت دارند قبل از اینکه دوباره به راه بیفتد تا آنجا که می‌توانند غذا بخورند.
افرادی که در طبقات بالاتر هستند می‌توانند دهان خود را از غذا پر کنند اما افراد نزدیک به طبقات پایین‌تر چیزی گیرشان نمی‌آید. در چنین سیستمی، غذا خوردن همیشه تضمین نمی‌شود. با این حال، اگر هر فرد فقط آن مقدار که نیاز دارد بردارد، به تمام زندانیان دویست و پنجاه طبقه غذا خواهد رسید. «پلتفرم» پیامی در رابطه با طمع، خودخواهی و شرافت می‌دهد.
فیلم «انگل»
بونگ جون هو فیلم تکان‌دهنده‌ی «انگل» را درباره‌ی طبقه‌گرایی ساخت که مسیر کنونی جامعه را نشان بدهد. داستان درباره‌ی خانواده‌ی کیم است که در فقر زندگی می‌کنند و در تلاشند به هر وسیله‌ای که شده شغل دومی پیدا کنند تا فقط بتوانند سرپا بمانند. خانواده‌های طبقه‌ی کارگر و خانواده‌هایی از این دست گاهی مجبور می‌شوند برای بقای خود در نظام سرمایه‌داری قانون را زیر پا بگذارند.
پسر خانواده، کی وو، معلم خصوصی بچه‌های خانواده‌ای بسیار ثروتمند می‌شود. خانواده‌ی کیم هم نقشه‌ای می‌ریزند تا همگی بتوانند در آن خانه کار کنند و زندگی خوبی داشته باشند. فیلم محکم و مستقیم پیام خود را به مخاطب می‌رساند و در ادامه‌ی آن این سؤال مطرح می‌شود که انگل واقعی کیست؟
پاکسازی: سال انتخابات
داستان مجموعه‌فیلم «پاکسازی» در آینده اتفاق می‌افتد. زمانی که در امریکا افزایش بیکاری منجر به افزایش شدید جرم و جنایت شده است. گروهی به نام پدران بنیان‌گذار جدید امریکا، کنترل کشور را به دست گرفته و قانونی تحت عنوان «پاکسازی» تصویب می‌کنند. در روز «پاکسازی» به مدت بیست‌ و چهار ساعت تمام جرایم قانونی و مجاز می‌شوند. سومین قسمت این مجموعه، «پاکسازی: سال انتخابات» (The Purge: Election Year) خاطرنشان می‌کند که واقعاً هیچ‌کس در امان نیست. چرا که آن شب نامزدهای ریاست‌جمهوری هدف اصلی خشونت می‌شوند.
فیلم «پاکسازی: سال انتخابات» که سال ۲۰۱۶ اکران شد، دو نامزد ریاست‌جمهوری دارد که یکی موافق قانون پاکسازی و دیگری کاملاً مخالف آن است. مردم به سرعت به خاطر اختلاف‌نظرهای سیاسی به جان یکدیگر می‌افتند. فیلم آینده‌ای را پیش‌بینی می‌کند که در آن مردم حتی بیش از قبل مطابق اعتقادات سیاسی خود عمل خواهند کرد.
برو بیرون
«برو بیرون» اولین فیلم به کارگردانی جردن پیل است. این فیلم قطعاً یک فیلم ترسناک تأثیرگذار است چرا که بر مبنای واقعیت ساخته شده است. «برو بیرون» پر از نماد و سمبل‌های بسیار هوشمندانه است که مسئله‌ی نژادپرستی را به شیوه‌ای فوق‌العاده پیچیده و ظریف مورد بررسی قرار می‌دهد.
داستان درباره‌ی مرد سیاهپوستی است که برای اولین‌بار به خانه‌ی دوست‌دختر سفیدپوستش می‌رود تا خانواده‌ی او را ملاقات کند. او کم‌کم متوجه می‌شود که اوضاع آن‌طور که به نظر می‌رسد نیست و احتمالاً خانواده‌ی این دختر نقشه‌ای پنهان برای او دارند. «برو بیرون» زنگ خطری برای تمام امریکایی‌هاست؛ چرا که این یک مشکل واقعی است و وظیفه‌ی همه است که به حل آن کمک کنند.
کندی‌من
 
در هر دو نسخه‌ی کلایو بارکر و جردن پیل، «کندی‌من» داستان نژادپرستی، اعیان‌نشینی و آسیب روحی است. با این حال، نویسندگی پیل و کارگردانی نیا داکوستا در نسخه‌ی ۲۰۲۱ این فیلم قطعاً بیشتر از نسخه‌ی ۱۹۹۲ آن بر نژادپرستی تمرکز دارد چرا که در آن قهرمان سفیدپوست داستان در جست‌وجوی یک مرد بلندقد سیاهپوست، کندی‌من، است. در تمام قسمت‌های این مجموعه فیلم، «کندی‌من» یک فیلم اسلشر ماوراءالطبیعه‌ای است که یکی از افسانه‌های شهری رایج بین مردم را به تصویر می‌کشد.
در تاریخ امریکا این تصور نهادینه شده است که سفیدپوست‌ها باید از مردان سیاهپوست بترسند. به‌رغم تعدادی ایراد در داستان و شخصیت‌های آن، سومین قسمت «کندی‌من» بسیار عالی ساخته شده است و به خوبی نشان می‌دهد که چگونه نمی‌توان خشونت و آسیب روحی روانی را نادیده گرفت. این‌ها مسائلی هستند که هنوز وجود دارند و فراموش کردن آن‌ها تنها اوضاع را بدتر خواهد کرد.
آدم‌های زیر پله
«آدم‌های زیر پله» اثر وس کریون در بخش‌هایی طنز انتقادی و در بخش‌هایی هم ترسناک است. داستان درباره‌ی دو سارق است که از پسری به نام فول (به معنای احمق) برای دزدی از یک خانه استفاده می‌کنند. آن‌ها متوجه می‌شوند که زن و شوهری که در آنجا زندگی می‌کنند، چند بچه‌ی آدمخوار در زیرزمین خود نگه می‌دارند. کریون گفت که او این داستان را ساخته است تا توجه را به مسائلی مثل سرمایه‌داری، اعیان‌نشینی و اقتصاد دهه‌ی ۱۹۸۰ جلب کند.
این زوج که خود را مامان و بابا می‌خوانند، در واقع کاریکاتورهای حزب محافظه‌کارند. صاحب‌خانه‌های ثروتمندی که قساوتشان خاستگاه افسانه‌های شهری است. بسیاری این خانواده را با شخصیت‌های مشهور سیاسی مقایسه می‌کنند. «آدم‌های زیر پله» تقریباً بر اساس یک داستان واقعی است؛ داستان سارقانی در لس‌آنجلس که چند کودک را که در یک زیرزمین محبوس شده بودند، کشف کرده و کارگردانی کریون آن را به یک فیلم ترسناک و یک استعاره‌ی اجتماعی تأثیرگذار تبدیل کرد.
بچه‌ی رزماری
«بچه‌ی رزماری» یک فیلم ترسناک روان‌شناختی به کارگردانی رومن پولانسکی است که به عنوان یکی از بهترین‌های این ژانر شناخته می‌شود. داستان درباره‌ی یک زن باردار جوان است که کم‌کم شک می‌کند که همسایه‌هایش اعضای یک فرقه هستند.
داستان این فیلم در این روزها بسیار به‌جاست، چرا که به آزادی زنان می‌پردازد. در طول فیلم، هر شخصیتی سعی می‌کند به نوعی در بارداری رزماری دخالت کند و او را دچار پارانویا کند که آدم‌های فرقه ممکن است بخواهند بچه‌ی او را بدزدند. بی‌تفاوتی شوهر، اطلاعات غلطی که پزشکش می‌دهد و اشتیاق او برای داشتن فرزند، این وضعیت را سخت‌تر می‌کند. این فیلم پیامی بسیار واقعی درباره‌ی حقوق زنان و سلامت روان می‌دهد.
جامعه
«جامعه» یک کمدی ترسناک است که طبقه‌ی اعیانی و نخبه‌گرا را به باد تمسخر می‌گیرد. این فیلم در یک داستان ترسناک احمقانه و مرتبط با بدن انسان، عبارت «ثروتمندان از فقرا تغذیه می‌کنند» را به معنای واقعی کلمه در یک طنز رادیکال اجرا کرده و مستقیماً توی صورت این جامعه می‌خندد. داستان درباره‌ی یک نوجوان در بورلی هیلز است که نسبت به والدین و خواهرش احساس بیگانگی می‌کند.
در نهایت، به این فکر می‌افتد که خانواده‌اش اعضای یک فرقه‌ی نخبگان هستند. «جامعه» به طور هدفمند در همه‌چیز اغراق می‌کند. ثروتمندان را طوری به تصویر می‌کشد که انگار یک گونه‌ی کاملاً متفاوت‌اند که فقرا را به بازی می‌گیرند. این فیلم خنده دار، پرمدعا، منزجرکننده و یک طنز انتقادی ترسناک موفق است.
منبع: cbr


source

توسط techkhabari