در آمریکا که نظام سرمایه‌داری بر آن حاکم است و آن را با قلدری‌مآبای به همه جای جهان تزریق می‌کند و هیچ‌وقت با کارگران خوب تا نکرده است، تعجب‌آور است که یک روز تعطیل به دستاوردهای جنبش کارگری و اتحادیه‌های کارگری اختصاص داده شده باشد؛ هر چند این موضوع جای بحث دارد که آیا روز کارگر واقعاً برای طبقه‌ی کارگر تعطیلات به حساب می‌آید؟
فیلم‌های زیادی در شرح معضلات ناشی از سرمایه‌داری و صحبت درباره‌ی مشکلات کارگران امریکایی خوب عمل کرده‌اند. جالب اینجاست که بعضی از مهم‌ترین و محبوب‌ترین فیلم‌های حول محور کارگران مثل فیلم‌های «نورما ری» (Norma Rae)، «سیلک‌وود» (Silkwood)، «نان و گل‌های سرخ» (Bread and Roses)، «میت‌وان» (Matewan) و غیره هیچ کجا برای پخش در دسترس نیستند (البته به جز فیلم اسکاربرده‌ی «انگل» که یکی به نعل می‌زند یکی به میخ)؛ حالا تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل! چهاردهم شهریور مصادف با روز کارگر در امریکا بود. به این بهانه، بیست فیلم برتر مستند و داستانی را که به  جنبش کارگری و نقد نظام سرمایه‌داری می‌پردازند معرفی می‌کنیم.
مستند ضد سرمایه‌داری «هارلن کانتی، آمریکا»
موضوع: کار معدن و بر هم‌ زدن اعتصاب در دل جنوب
صحبت زیاد درباره‌ی «طبقه‌ی کارگر سفیدپوست» در بحث انتخابات معمولاً فقط وسیله‌ای برای مقابل هم قراردادن رأی‌دهندگان سفیدپوست و سیاهپوست است. در این فیلم، باربارا کوپل تمام باورهای ما را درباره‌ی کار یک کارگر معدن در دل جنوب، که عمدتاً اما نه منحصراً سفیدپوست‌اند، برهم می‌زند. اتفاقات این فیلم که در حین وقوع، فیلمبرداری شدند، آنچه را که به‌عنوان «اعتصاب بروکساید» علیه صاحبان معدن و کارخانه‌ی تولید ذغال بروکساید در هارلن کانتی ایالت کنتاکی شناخته می‌شود، مستند کرده است.
هدف اولیه‌ی کوپل ساخت فیلمی بود که تلاش دیگران برای سرنگونی رئیس فاسد اتحادیه‌ی کارگران معدن وقت امریکا، ویلیام آنتونی بویل، را ثبت کند. او که ازدیدگاه بسیاری با صاحبان معدن هم‌سفره بود، بعدها به جرم توطئه در قتل تمام اعضای خانواده‌ی یک مخالف اصلاح‌طلب محکوم شد. با این حال، آن داستان جنجالی صرفاً گوشه‌ای از برخورد وحشیانه، خونین و خشونت‌آمیز آن‌ها با کارگران معدنی که اعتصاب کرده بودند و با خانواده‌هایشان بود. البته وقتی پای حق‌ و حقوق و ایمنی این کارگران در حین کار به میان می‌آمد، چندان مطیع و بله‌قربان‌گو نبودند. نه آن‌ها و نه همسران و مادرانشان. سیاستمداران مدرن به آن‌ها برچسب سوسیالیست بر آن‌ها می‌دهند، اما احتمالاً نتوانند این کار را حتی در فاصله‌ی قابل توجهی از آن‌ها انجام دهند.
فیلم «5 تا 9»
موضوع: زنان به‌عنوان نیروی کار اداری
در فیلم کمدی «نه تا پنج» به موضوعاتی اشاره می‌شود که برای هر آنکه تا به حال در یک اداره یا شرکت کار کرده قابل درک است، اما این فیلم به طور خاص درباره‌ی زنان در دنیای کار است. در دهه‌ی ۱۹۸۰، زنان کم‌کم داشتند در رسیدن به موقعیت‌های کاری بالاتر پیشرفت می‌کردند. اما با اینکه چهل سال از آن زمان گذشته، همچنان پیشرفت کمتری از آن چه انتظار دارید، به وقوع پیوسته است.
با وجود اینکه زنان اکثریت نیروی کار را تشکیل می‌دهند و در مجموع در مقایسه با همتایان مرد خود تحصیلکرده‌ترند، همچنان مهجورند. راه‌های زیادی برای اثبات این ادعا وجود دارد؛ یک نمونه‌اش اینکه شرکت‌های موجود در فهرست سالیانه‌ی «فرچون ۵۰۰» مجله‌ی Fortune (فهرستی از پانصد شرکت از بزرگ‌ترین شرکت‌های امریکایی از نظر درآمدزایی) که مدیر‌ عامل مرد ندارند، تنها حدود هشت درصد از کل است که همین رقم هم بالاترین میزان در طول تاریخ به حساب می‌آید.
در این فیلم مبارزه‌ی زنان باکفایت در محیط کار در قالب کمدی شوخ و شنگ فانتزی به تصویر کشیده شده است. سه کارمند زن (جین فوندا، دالی پارتون و لیلی تاملین) در شرکت‌های ادغام‌شده در تلاش‌اند تا همان احترام و عزتی را به دست آورند که همکاران مردشان به راحتی دریافت می‌کنند. رئیس آن‌ها مردی جنسیت‌زده، خودخواه، ریاکار و متعصب (با بازی دابنی کلمن) است. زمانی که یکی از آن سه زن فکر می‌کند تصادفاً رئیس را مسموم کرده است، او را پنهان می‌کنند تا بر این جنایت سرپوش بگذارند و بعد سه‌ نفری شرکت را به دست می‌گیرند و کارها را طوری اداره می‌کنند که انگار فقط در حال انتقال دستورها هستند. این فیلم همچنین به شیوه‌هایی می‌پردازد که رؤسای مرد غالباً زنان را در محیط کار علیه یکدیگر قرار می‌دهند. آلبوم دالی پارتون به نام «مشاغل اداری و عجیب و غریب» (۹ to 5 and Odd Jobs) با تمی مشابه فیلم ترانه‌هایی اعتراضی مربوط به تاریخ جنبش کارگری را شامل می‌شود.
چه سرسبز بود دره‌ی من
موضوع: کار معدن
اگرچه داستان در دهکده‌ای خیالی در ولز اتفاق می‌افتد، اما فیلم برنده‌ی اسکار جان فورد به اتفاقات واقعی استخراج زغال سنگ در منطقه‌ی رونتا ولی در جنوب ولز اشاره دارد. منطقه‌ای که سالیان سال منبع اصلی استخراج سوخت برای نیروی دریایی بریتانیا بود. با افزایش تقاضا برای زغال‌سنگ لاغر محلی در قرن نوزدهم، شرایط کار بدتر شده و منابع طبیعی ارزشمند آن منطقه تبدیل به دلیلی برای استثمار کارگران محلی می‌شوند. تخمین زده شده است که در سطح منطقه، تقریباً هر شش ساعت یک مرگ‌ومیر در معادن اتفاق می‌افتاد.
درام «چه سرسبز بود درّه‌ی من» داستان چند نسل از یک خانواده‌ی سخت‌کوش کارگر معدن بر اساس رمانی پرفروش است درباره‌ی مبارزات کارگران علیه مالکان بزرگ معدن که از کارگران کار بیشتر در ازای پول کم‌تر می‌خواستند؛ داستانی که در نهایت به اعتصابی بزرگ ختم شد. نسخه‌ی کوتاه‌شده اما زیبای هالیوود از این داستان بر جنبه‌های احساسی کتاب تمرکز کرده و با اینکه جنبه‌های مربوط به کارگران را کمرنگ کرده اما آن‌ها را به طور کامل کنار نگذاشته است. این فیلم به مشکلات کارگران معدن در آن زمان و همین حالا و همچنین به مشکلات هالیوود در قرن بیستم می‌پردازد.
هیچ‌چیز مگر یک مرد
موضوع: مسائل طبقاتی و نژادی کارگران راه‌آهن
درام مستقل «هیچ‌چیز مگر یک مرد» درباره‌ی نژادپرستی و تبعیض طبقاتی است. فیلمی تحسین‌شده که تقریباً تمام گروه بازیگرانش سیاهپوست‌اند؛ تصمیمی که آن زمان قطعاً می‌توانست منجر به این شود که توزیع‌کنندگان فیلم را به‌کل نادیده بگیرند.
ایوان دیکسون در نقش داف اندرسون، یک کارگر راه‌آهن سیاهپوست را بازی می‌کند که با یک معلم مدرسه (و همین‌طور دختر کشیش برجسته)، در حالی که در شهر کوچکی در نزدیکی بیرمنگام آلاباما مشغول به کار است، رابطه‌ی عاشقانه برقرار می‌کند. همکاران داف و همین‌طور پدر دختر جوان، به دلیل شکاف گسترده‌ی طبقاتی، تلاش می‌کنند او را از این رابطه دلسرد کنند. کارفرمایان سفیدپوست داف که در ابتدا او را به‌خاطر کار ماهرانه و عزم راسخش یکی از آن «خوب‌ها» می‌دانستند، حالا به‌خاطر پافشاری‌اش بر حفظ سطح پایه‌ای از شأن و منزلت در زندگی، او را دردسرساز می‌دانند. فرصت‌های شغلی محدود برای داف از قبل هم کمتر می‌شود و شانس تشکیل یک خانواده‌ی پایدار را محدودتر می‌کند.
این داستان بیشتر راجع به مشکلات سیاهپوستان امریکایی در بازار کار کارگری است، اما مسئله‌ی ایجاد تعادل بین ضرورت‌های مالی و کرامت اولیه‌ی انسانی ، مشکلی است که همه‌ی انسان‌ها را درگیر می‌کند.
مستند ضد سرمایه‌داری «رقص زباله»
موضوع: زیبایی در خدمات تمیزکاری
یکی از بزرگ‌ترین مسائلی که کارگران امریکایی با آن روبه‌رو هستند، احترام نگذاشتن به اشکال مختلف کارگری است. حقیقت این است که ما احترام زیادی برای کسانی که کار جمع‌آوری زباله انجام می‌دهند قائل نیستیم. «رقص زباله»، در نوع خود، جشنی نسبتاً باشکوه از مهارت‌ها و خصوصیات پاکبان‌ها در تگزاس است. آلیسون اور، فیلمساز و طراح رقص، ترتیب یک نمایش رقص بزرگ با کامیون زباله را می‌دهد و تلاش می‌کند در سطل‌های زباله و کارگرانی که کمک می‌کنند دنیای اطرافمان را پاکیزه نگه داریم زیبایی بیابد.
فیلم ضد سرمایه‌داری «بازی پیژامه‌ای»
 
موضوع: زنان و سازماندهی کارگران در صنعت نساجی
شاید نتوانید دوریس دی را در نقش یک کارگر اغتشاش‌گر تصور کنید، خب احتمالاً پس از تماشای این فیلم هم چنین تصوری نخواهید داشت! با این حال، این بازیگر محبوب، نقش یک رهبر اتحادیه، به نام بیب ویلیامز را بازی می‌کند که برای افزایش حقوق، سرکرده‌ی همکارانش در کارخانه‌ی تولید لباس‌ خواب شهر سدار راپیدز می‌شود. مشکل واقعی زمانی پیش می‌آید که سرپرست کارخانه و او به یکدیگر دل می‌بندند و کار هر دو گره می‌خورد.
از اینجا به بعد خطر لو رفتن داستان وجود دارد؛ در نهایت بیب خودش را جمع و جور و فساد مدیران کارخانه را برملا می‌کند. احتمالاً خارج از دنیای فیلم‌های موزیکال، با آواز خواندن نمی‌توان همچون بیب کارگران را رهبر کرد اما «بازی پیژامه‌ای» فیلم سرگرم‌کننده‌ای است که تلاش دارد بگوید کارگران کارخانه، به‌ویژه آن‌ها که استعداد آواز خواندن در حین کار دارند، شایسته‌ آنند که حقوقی را که سزاوار آن هستند دریافت کنند.
فیلم «روزنامه‌فروش‌ها»
موضوع: اعتصاب پسران روزنامه‌فروش از منطقه‌ها فراتر می‌رود
از آنجا که والت دیزنی از اتحادیه‌های کارگری متنفر بود، احتمالاً وقتی کمپانی‌اش فیلم «روزنامه‌فروش‌ها» را تولید کرد، در گور غلتی زد! فیلمی بر اساس اعتصاب پسران روزنامه‌فروش نیویورک در ۱۸۹۹، اتفاقی بسیار بعید در تاریخ جنبش کارگری امریکا.
آن زمان بچه‌های روزنامه‌فروش در مرکز توزیع روزنامه قرار داشتند. آن‌ها برای به‌دست‌ آوردن منطقه‌ها و کنج خیابان‌ها برای فروش روزنامه‌های خود می‌جنگیدند. در نهایت به نحوی، روزنامه‌فروشان فقیر و عمدتاً بی‌سواد از سراسر شهر و با پیشینه‌های قومی مختلف گرد هم آمدند تا یک اعتصاب دو هفته‌ای که اغلب منجر به خشونت می‌شد، علیه روزنامه‌های جوزف پولیتزر و ویلیام راندولف هرست به راه بیندازند. تیراژ این روزنامه‌های بزرگ به نصف رسید و در نهایت صاحبان آن به خواسته‌های اصلی روزنامه‌فروشان تن دادند. هم فیلم اصلی و هم نسخه‌ی فیلمبرداری شده‌ی تئاتر موزیکال آن، که بسیار عالی از آب درآمده است، در استریمر دیزنی در دسترس‌اند.
ببخشید مزاحم شما شدم
موضوع: اختلاف طبقاتی بین بازاریاب‌های تلفنی
در کمدی سیاه بوتس رایلی، کیت استنفیلد نقش یک بازاریاب تلفنی سیاهپوست را بازی می‌کند که متوجه می‌شود می‌تواند فروش خود را با تقلید لهجه‌ی یک سفیدپوست به طرز چشمگیری افزایش دهد. کم‌کم به‌ خاطر مهارت خود در فروش ترفیع و پاداش گرفته و ترغیب می‌شود که به همتایان سابق خود پشت کند. حتی زمانی که در کارش به سمت‌های بالاتر می‌رسد و تعدادی از تاریک‌ترین اسرار شرکت را کشف می‌کند، همچنان تمایلی به کنار گذاشتن استانداردهای جدید زندگی خود ندارد. زمانی که دوستان قدیمی‌اش تلاش می‌کنند یک اتحادیه راه بیندازند، به او گفته می‌شود که اعتصاب را بر هم بزند. و اینجاست که دیگر او باید انتخاب کند.
میتوان
موضوع: نبردی تمام عیار برای حقوق معدن‌چیان
تاریخ نیروی کار امریکا پر از داستان‌های گروه‌های خصوصی است که برای شکستن اعتصاب‌ها و ارعاب کارگران استخدام می‌شدند. نام آژانس کارآگاه ملی پینکرتون‌ها هم به همین شکل بر سر زبان‌ها افتاد. فیلم «میت‌وان» به کارگردانی جان سیلس، بر اساس داستان واقعی نبرد میت‌وان است که در یکی از مراکز زغال سنگ ویرجینیای غربی در ۱۹۲۰ اتفاق افتاد. بخشی از درگیری‌های نادیده‌گرفته‌شده بین معدن‌چیان و رؤسایشان که تقریباً تا یک دهه ادامه داشت.
این فیلم یادآور آن است که چطور صاحبان معدن برای پایین نگه‌ داشتن دستمزدها و تمهیدات ایمنی کار از هیچ برخورد خونینی فروگذار نکردند. فیلم «میت‌وان» از موضوعی تاریک‌تر و اجتناب‌ناپذیر در تاریخ کارگری امریکا هم صحبت می‌کند؛ اینکه چطور کارگران و مالکان سفیدپوست با روش‌های مختلف از نژادپرستی برای پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کردند.
فیلم ضد سرمایه‌داری «عصر جدید»
موضوع: خودکارسازی و مشکلات آن
تناقض فرایند خودکارسازی یا همان اتوماسیون همیشه این بوده است که نوآوری‌های مرتبط با «صرفه‌جویی در نیروی کار» تقریباً هرگز به درد کسانی که خود آن کار را انجام می‌دادند نمی‌خورد. اتفاقی که شاید در ناراحت‌کننده‌ترین شکل در رابطه با دستگاه پنبه‌زنی رخ داد، اختراعی که شرایط را برای برده‌های امریکایی قرن نوزدهم بسیار سخت‌تر کرد.
در این کمدی سیاه انتقادی، چارلی چاپلین، ستاره‌ای که همدردی‌هایش با جنبش کارگری سرانجام او را از کشور اخراج کرد، نقش همان شخصیت کوچک آس‌وپاس را بازی می‌کند که فرایند مکانیزه‌سازی را همچون یک صحنه‌ی خیالات (فانتاسماگوریا؛ گونه‌ای نمایش تئاتری که در آن از وسیله‌ای به نام فانوس جادو برای نشان دادن تصاویر ترسناک و درهم نظیر اسکلت، ارواح، و اشباح روی دیوار، پرده‌ی دود، یا پرده‌های نیمه‌شفاف استفاده می‌شد) تصور می‌کند. کلیپ‌های به‌یاد‌ماندنی فیلم نمی‌توانند پیچ‌وتاب‌های آن را به خوبی نشان دهند؛ خود فیلم را باید ببینید. از تظاهرات کمونیستی و فرار از زندان تحت‌تأثیر کوکائین گرفته تا پرتاب آجر به سمت پلیس‌های ضد اعتصاب‌ و موارد دیگر. در نهایت، چاپلین به روشنی نشان می‌دهد که یک کارخانه‌ی مدرن‌شده برای کارگرانش کابوس است.
مستند ضد سرمایه‌داری «راجر و من»
موضوع: کارگران اتومبیل به دنبال پاسخ‌اند
شهرت مایکل مور به‌عنوان یک شورشی در طول سال‌ها بسیار کمرنگ شده است، اما فیلم «راجر و من» همچنان اثر برجسته‌ای از او و لحظه‌ای مهم در تاریخ کارگری امریکاست. به طور خاص، این فیلم یکی از آن موارد نادری را به تصویر می‌کشد که در آن کسی توانست شرکتی چند میلیارد دلاری را کنار بزند و نشان دهد که صاحبان قدرت چقدر می‌توانند ظالم و مضحک باشند. این شرکت در «راجر و من» شرکت جنرال موتورز واقع در شهر فلینت ایالت میشیگان، زادگاه مور، بود.
فیلمساز با مردم محلی و کارگران کارخانه مصاحبه می‌کند و پس از ابراز بیزاری تعدادی از کارگران از رئیس کارخانه تلاش می‌کند با مدیر عامل جنرال موتورز راجر بی اسمیت ارتباط برقرار کند. در آن زمان انتقاداتی مطرح شد و سؤال‌هایی در این خصوص پیش آمد که آیا مایکل مور کاملاً صادقانه عمل کرد یا خیر. اما یک نکته همچنان باقی است؛ اینکه یک شرکت حاضر بود با چرخش یک قلم روی کاغذ، تنها برای صرفه‌جویی چند دلار جامعه‌ای را نابود کند. «راجر و من» اولین مستند بلند در تاریخ امریکا بود که اکران گسترده‌ای در سینماها داشت و ده‌ها فیلمساز آکادمی اسکار را به دلیل نامزد نکردن آن در بخش مستند، تحریم کردند. مور سرانجام برای مستند جنجالی محصول ۲۰۰۲ «بولینگ برای کلمباین» (Bowling for Columbine) که به فاجعه‌ی تیراندازی در کلمباین می‌پردازد، اسکار بهترین فیلم مستند را گرفت.
دختران را حمایت کنید
موضوع: اتحاد کارکنان رستوران
اندرو بوژالسکی، استاد ژانر مامبل‌کور (خرده‌ژانری که در دسته‌ی فیلم‌های مستقل و کم‌بودجه قرار می‌گیرد و بیشتر بر بازی‌های ناتورالیستی متمرکز و دیالوگ‌محور است)، نویسندگی و کارگردانی این فیلم پر سر و صدا را بر عهده داشت. داستان درباره‌ی گروهی از زنان است که در رستوران کار می‌کنند. رجینا هال در نقش لیزا کانروی، مدیر داخلی رستوران است که عادت کرده بین کارکنان رستوران، که به شدت از آن‌ها محافظت و رئیسی که همیشه او را تهدید به اخراج می‌کند، میانجی‌گری کند. با بدتر شدن شرایط، رفاقتی بین این زنان ایجاد می‌شود که الهام‌بخش است، حتی اگر فیلم در نهایت راه‌حل آسانی ارائه نکند.
قتلگاه
موضوع: اولین تلاش‌ها در یک اتحادیه‌ی چندنژادی بسته‌بندی گوشت
بیل دوک این فیلم را برای شبکه‌ی PBS ساخت که بعد به جشنواره‌ی مهم راه پیدا کرد. داستان فیلم میان کارگران بسته‌بندی گوشت شیکاگو و در آستانه‌ی خشونت ویرانگر برتری‌طلبان سفیدپوست در ۱۹۱۹ اتفاق می‌افتد. دو کشاورز سیاهپوست، به دنبال کار در دامداری‌هایی که سربازان سفیدپوست با رفتن به جنگ جهانی اول آن‌ها را خالی گذاشته‌اند، به شهر می‌آیند. همکاران کاستر (دیمین لیک) او را تشویق می‌کنند که به اتحادیه‌ی کارگران قصابی و برش‌ گوشت امریکای شمالی ملحق شود؛ که او را با داشتن گرایش‌های مختلف و متلاقی بر اساس نژاد، قومیت و طبقه، دچار تعارض می‌کند. این فیلم مبارزه برای به رسمیت شناختن این ایده را به نمایش می‌گذارد که کارگران با پیشینه‌های مختلف اشتراکات بیشتری با یکدیگر دارند تا با طبقه‌ی سرمایه‌دار.
فیلم ضد سرمایه‌داری «نورما ری»
موضوع: یک زن یک کارخانه‌ی نساجی را به تعطیلی می‌کشاند
سالی فیلد، برنده‌ی جایزه‌ی اسکار، در این فیلم نورما ری وبستر را بازی می‌کند که بر اساس داستان واقعی یک سرکرده‌ی اتحادیه به نام کریستال لی ساتون ساخته شده است. ماجرا از این قرار است که یک کارگر کارخانه در کارولینای شمالی به دلیل چاپ تابلوی اتحادیه با استفاده از پرینتر شرکت اخراج می‌شود. همین اتفاق منجر به لحظه‌ی اوج ماندگاری در فیلم می‌شود که نهایتاً کارخانه را به توقف کامل می‌رساند. بازی فیلد در این فیلم فوق‌العاده است. داستان میزان قدرتی را نشان می‌دهد که فردی معمولی وقتی دیگر طاقتش طاق شود، می‌تواند داشته باشد.
گلن‌گری گلن راس
موضوع: سرمایه‌داری، فروشندگان املاک را خرد می‌کند
در نگاهی تأثیرگذار و تاریک از سرمایه‌داری به سبک امریکایی، دیوید مامت نویسنده، فیلمی درباره‌ی یک شرکت املاک و مستغلات با ستاره‌هایی مثل جک لمون، آل پاچینو، آلن آرکین، اد هریس و … می‌سازد. برای ایجاد انگیزه در فروشندگان املاک، به آن‌ها اطلاع داده می‌شود که تنها فروشنده‌های برتر در پایان هفته، می‌توانند شغل خود را حفظ کنند. مهم نیست که چگونه خریداران خود را متقاعد می‌کنند که املاک و مستغلات بخرند و مطمئناً مهم نیست که آیا آن‌ها می‌توانند از پس هزینه‌های‌اش بربیایند یا خیر. این میان دوستی‌ها و روابط همکاران بی‌ارزش می‌شود.
این فیلم با ظرافت نشان می‌دهد که چگونه سرمایه‌داری، کارکنان را مجبور می‌کند که نه تنها زیرآب هم را بزنند، بلکه حتی مشتریان خود را سرکیسه کنند تا برای هر کسی که در آن بالا می‌نشیند، پول در آورند.
خارج از محدوده
موضوع: معدن‌چیان استثمارشده در ماه
شان کانری در این وسترن فضایی که درباره‌ی معدن‌های روی ماه به طور دقیق‌تر قمر مشتری است، بازی می‌کند. او در نقش یک مارشال فدرال برای حفظ نظم و کمک به فرو نشاندن هر گونه اعتراضات کارگری گماشته شده است. شمار روزافزون اعتراض‌ها باعث می‌شود کانری نگاهی عمیق‌تر به شرایط موجود در معادن و ابزارهایی بیندازد که برای به کار گرفتن کارگران استفاده می‌شود. «خارج از محدوده» به‌عنوان یک فیلم علمی تخیلی کمی مضحک، خود را جدی می‌گیرد و نسبت به مضامین اصلی خود که شامل استثمار کارگران می‌شود، به اندازه اشتیاق نشان می‌دهد.
سزار چاوز
موضوع: کار کشاورزی و تولد اتحادیه‌ی کارگری «کارگران مزرعه‌ی متحد»
سزار چاوز (با بازی مایکل پنیا) یکی از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ کارگری امریکا و به تبع آن، تاریخ امریکاست که تنها اشاره‌هایی سطحی به او در کتاب‌های درسی تاریخ امریکا شده است. این فیلم زندگی‌نامه‌ای به کارگردانی دیه‌گو لونا حول محور تلاش‌های چاوز برای سازماندهی کارگران مزرعه‌ی کالیفرنیا، که بسیاری از آن‌ها کارگران موقت مکزیکی هستند، می‌چرخد. تلاش‌های او در نهایت و طی چندین دهه به تأسیس اتحادیه‌ی کارگران زراعی منجر می‌شود. این فیلم بیش از حد به مضامین تکراری ژانر بیوگرافی متوسل می‌شود اما به‌عنوان مقدمه‌ای گاه هیجان‌انگیز بر زندگی یک امریکایی که شایسته‌ی شناخته شدن و درک بیشتر است، خوب عمل می‌کند.
 شیطان و خانم جونز
موضوع: کارمندان فروشگاه بزرگ یک‌صدا می‌شوند
سرمایه‌دار ثروتمند جان پی مریک (با بازی چارلز کابرن) به طور مخفیانه (به نظر آشنا نمی‌آید؟) به یکی از فروشگاه‌های بزرگ خود در نیویورک می‌رود تا کارگران اغتشاش‌گر را پیدا کرده و اخراج کند. این در حالی است که نمی‌تواند آزمون مهارت‌های اولیه مورد نیاز برای ابتدایی‌ترین سطح کار کارگران را پشت سر بگذارد. او به منشی فروشگاه مری جونز (با بازی جین آرتور) علاقه‌مند می‌شود. کسی که همراه با دوست‌پسر اخیراً اخراج شده‌اش، از جمله افرادی هستند که برای داشتن شرایط کاری بهتر در فروشگاه مبارزه کرده و به دنبال راه‌اندازی یک اعتصاب در آینده هستند. این فیلم بیشتر یک فیلم پر سر و صدای جذاب با نگرش‌های طرفدار کارگری است، حتی اگر پایان‌بندی‌اش تا حدی ایراد داشته باشد.
مستند ضد سرمایه‌داری «نمک زمین»
موضوع: زنان مکزیکی‌امریکایی که در اعتصاب معدن رهبری را به دست گرفتند
این فیلم بر اساس یک اعتصاب واقعی در ۱۹۵۱ علیه شرکت امپایر زینک در گرانت کانتی نیومکزیکو ساخته شده است. «نمک زمین» حتی قبل از اکران  در فهرسا سیاه قرار گرفت چرا که محصول فیلمسازان متعددی بود که در طول شکار کمونیست‌های آن دوره طرد شده بودند. اگر این کافی نبود، موضوعاتی که در آن مطرح می‌شود، تقریباً به طور قطع جلو اکران آن را ‌می‌گرفت. «نمک زمین» با بازی ترکیبی از بازیگران حرفه‌ای و مردم محلی نیومکزیکو، بر کارگران معدن مکزیکی‌امریکایی تمرکز دارد که برای داشتن شرایط مشابه با همتایان سفیدپوست خود اعتصاب کرده‌اند. نقش اصلی فیلم اسپرانزا کوینترو (با بازی روزارا روولتاس)، همسر یک کارگر معدن است که تابلویی با محتوای اعتراضی به جای شوهرش به دست می‌گیرد.
اینکه فیلمسازان هالیوود فیلمی در طرفداری از اتحادیه‌های کارگری درباره‌ی زنان خانواده‌های مکزیکی‌امریکایی ساخته‌اند، اتفاقی استثنایی و قابل‌توجه است. فیلم بعد از پخش به سرعت مورد تحسین منتقدان قرار گرفت، حتی با اینکه به طور گسترده دیده نشد.
فیلم «انگل»
موضوع: کارگران خانه تلافی می‌کنند
ارزش این را دارد که این کمدی سیاه محصول کره‌ی جنوبی را در فهرست فیلم‌های مربوط به جنبش کارگری امریکا بگنجانیم. فیلمسازان کره‌ای، از جمله بونگ جون هو، در ساخت فیلم‌هایی که سرمایه‌داری را نقد می‌کنند، تجربه دارند و بهترین فیلمساز آن‌ها در این کار بسیار بهتر از فیلمسازان امریکایی عمل می‌کند. داستان درباره‌ی خانواده‌ای فقیر است که نقشه می‌کشند به درون یک خانواده‌ی ثروتمند ساده‌لوح نفوذ کنند. این داستان بهترین نقدی است که می‌توانید بر سطوح آخر سرمایه‌داری پیدا کنید که از قضا به مذاق آکادمی اسکار هم خوش آمد و اسکار بهترین فیلم خارجی را دریافت کرد.
منبع: lifehacker


source

توسط techkhabari