پرتنش‌ترین جر و بحث‌های سینمایی همیشه در فرهنگ عامه نقل قول می‌شوند و حتی از جذاب‌ترین بخش‌های یک فیلم‌اند. چه با فیلم‌های کلاسیکی مثل «دوازده مرد خشمگین» روبرو باشیم یا آثار تازه‌ای چون «همه‌چیز همه‌جا به یک‌باره»، جدال‌های کلامی در فیلم‌ها تکیه‌گاهی اساسی برای داستان به حساب می‌آیند. نه تنها این صحنه‌ها برای خط روایی داستان ضروری‌اند، بلکه فرصت هیجان‌انگیزی برای بازیگران فراهم می‌آورند که به بهترین شکل ممکن نوع عملکرد و واکنش شخصیت‌هایشان در موقعیت‌های حساس را به نمایش بگذارند. با در نظر گرفتن احتمالات متنوع برای جدال‌های کلامی در فیلم‌ها، جای تعجب نیست که برخلاف زندگی روزمره از تماشای آن‌ها روی پرده سینما لذت می‌بریم.
فیلم داستان ازدواج
«داستان ازدواج» از مورداقبال‌ترین فیلم‌ها در ۵ سال گذشته است که ۶ نامزدی اسکار را هم به خود اختصاص داد. نقش دو شخصیت اصلی فیلم را آدام درایور و اسکارلت جوهانسون بازی کرده‌اند. «داستان ازدواج» به رابطه پرتنش میان یک کارگردان تئاتر و یک بازیگر می‌پردازد. در یکی از صحنه‌ها، شخصیت‌های درایور و جوهانسون پس از اینکه تصمیم می‌گیرند در خلال دادگاه به صورت خصوصی با یکدیگر ملاقات کنند، یک مشاجره پرتنش را از سر می‌گذرانند.
این سکانس یکی از هیجان‌انگیزترین و در عین حال محبوب‌ترین جدال‌های کلامی سینمایی در قرن ۲۱ است، به طوری که شخصیت درایور به گریه می‌افتد و به دیوار مشت می‌کوبد! لحظه‌ای که هر بازیگر تازه‌کاری را برای ستاره شدن مشتاق‌تر از قبل می‌کند.
فیلم استیو جابز
در این فیلم زندگی‌نامه‌ای درباره بنیان‌گذار و خالق یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های فناوری در جهان، اپل، استیو جابز (مایکل فسبندر) در موقعیتی حساس واقع می‌شود به طوری که شرکت خودش او را مجبور به خروج می‌کند.
در یک کشمکش با جان اسکالی (با بازی جف دنیلز بی‌همتا)، مدیرعامل وقت شرکت، استیو جابز مجبور به ترک آنجا می‌شود و عهد می‌کند که انتقام خواهد گرفت. این سکانس از فیلم به شدت تماشایی است؛ جابز روی میز می‌کوبد و دنیلز با یک اجرای خیره‌کننده و مقتدر حد و مرز را تعیین می‌کند.
فیلم شبکه اجتماعی
«شبکه اجتماعی» روایتی است از آغاز شبکه اجتماعی فیسبوک که جسی آیزنبرگ در آن نقش مارگ زاکربرگ را ایفا می‌کند. با موفقیت فیسبوک، ساوارین (اندرو گارفیلد) پس از اینکه متوجه می‌شود سهامش در شرکت از ۳۴ درصد به زیر ۱ درصد رسیده، از زاکربرگ شکایت می‌کند.
در یک صحنه فلاش‌بک، ساوارین به شرکت فراخوانده می‌شود و درمی‌یابد که مورد کلاه‌برداری قرار گرفته است. او با عصبانیت کامپیوتری را می‌شکند و تهدید می‌کند که از پس آن‌ها برخواهد آمد. او حتی برای قدرت‌نمایی شروع به مشت زدن می‌کند. در مجموع این یک اجرای بی‌نقص بود که حتی در شبکه‌های اجتماعی مورد استقبال بسیاری قرار گرفت!
فیلم ویل هانتینگ نابغه
نقل قول مشهور «رفیق من یه بدجنس باهوشه» از جایی جز «ویل هانتینگ نابغه» نیست. وقتی یک دانشجوی خودشیفته هاروارد تلاش می‌کند تا در راه جذب یک دختر، دوستان ویل (مت دیمون) را تحقیر کند، او وارد می‌شود و ورق را عوض می‌کند. در این جدال تقریبا خنده‌دار است که ویل در مواجهه با یک پسر پولدار از هاروارد چقدر خوش‌بیان‌تر و با‌ اعتمادبه‌نفس است.
این صحنه نه تنها به شکل درخشانی نوشته شده است، بلکه نمایشی شگفت‌انگیز از شخصیت ویل است که به اصالت و عزت نفس اعتقاد دارد.
فیلم لا لا لند
«لا لا لند» یک درام موزیکال حول رابطه عاطفی میان پیانیست جازی به نام سب (رایان گاسلینگ) و بازیگری به نام میا (اما استون) است. در یک قرار شام زیبا، سب به میا می‌گوید که او برای برگزاری یک تور به بویزی می‌رود. وقتی میا از مدت دوری سب به شوک فرو می‌رود، سب ناراحت می‌شود و احساس می‌کند که میا اعتقادی به او ندارد.
بازی‌ها در این صحنه بسیار عالی و صادقانه است. هیچ چیزی بهتر از تقابل دو شخصیتی که فقط بهترین‌ها را برای هم می‌خواهند و در عین حال عقاید متفاوتی دارند، منجر به یک بحث و جدل احساسی و تاثیرگذار نمی‌شود.
فیلم آستانه هفده سالگی
«آستانه هفده سالگی» یک فیلم دوران بلوغ درباره دختر جوانی به نام نادین (هیلی استاینفلد) است که وقتی بهترین دوستش با برادر بزرگ‌‌ترش وارد رابطه می‌شود، دردسرهایش فزونی می‌یابد. این فیلم یکی از آثار دوران بلوغ کلاسیک دهه اخیر است و‌ تماشایش به شدت توصیه می‌شود.
در یک جر و بحث اساسی با برادرش، نادین با ابراز احساسش در قبال او و تفاوت برخورد خانواده با این دو خودش را حسابی خالی می‌کند. برادرش هم در مقابل او کم نمی‌آورد و می‌گوید که هیچ موقع برای نادین اهمیتی قائل نشده و تنها زندگی خودش را دوست دارد، به همین خاطر به رابطه با بهترین دوست نادین ادامه خواهد داد و از فروپاشی خواهرش لذت خواهد برد.
انیمیشن داستان اسباب بازی ۳
در این انیمیشن که احتمالا بهترین اثر پیکسار است، وودی (که همچنان به اندی وفادار است) از بقیه اسباب‌بازی‌ها می‌خواهد تا به خانه برگردند. اسباب‌بازی‌های دیگر برخلاف او احساس طردشدگی می‌کنند و فکر می‌کنند که حتما دلیلی داشته که اندی آن‌ها را رها کرده است. این صحنه به جر و بحثی اساسی میان آن‌ها تبدیل می‌شود.
این لحظه کمی احساسی هم هست، جایی که طرفداران این جهان شخصیت‌هایی را که می‌شناسند و دوست دارند دور از صاحب همیشگی‌شان می‌بینند، آن هم در حالی که احساس بی‌ارزش بودن می‌کنند.
فیلم شبی در موزه ۲: نبرد اسمیتسونین
لری دیلی (بن استیلر) به عنوان نگهبان شب موزه بازمی‌گردد، ولی این بار در موزه مشهور اسمیتسونین. زمانی که حاکم شرور مصری کهمونرا بیدار می‌شود و دو تن از دوستان لری در موزه را در یک ساعت شنی به دام می‌اندازد.
در یک مشاجره خنده‌دار، کهمونرا تهدید می‌کند که اگر لری حد و مرز را رد کند (که چندین بار این کار را انجام می‌دهد) او را می‌کشد. دیدن یک شخصیت شرور که از فرط ناتوانی به شدت ناامید و عصبی شده است بسیار بامزه خواهد بود.
فیلم شبی در موزه ۲: نبرد اسمیتسونین
قسمت دوم «شبی در موزه» بار دیگر در این فهرست حاضر می‌شود. علاوه بر درگیری مذکور میان کهمونرا و لری، فیلم شامل سکانسی با حضور جونا هیل و استیلر است که به شدت شما را می‌خنداند.
در اوایل فیلم، لری تونل‌های زیرزمینی اسمیتسونین را برای یافتن دوستانش می‌کاود. او در این میان با نگهبان دیگری به نام براندون (جونا هیل) روبرو می‌شود و این دو شروع به جر و بحثی بامزه می‌کنند که در نهایت به گلاویز شدنشان می‌انجامد.
فیلم شوالیه تاریکی
سه‌گانه «شوالیه تاریکی»، یکی از سیاه‌ترین‌ها در میان فیلم‌های بتمن، فیلم اکشن‌هایی خشن و بی‌رحمانه هستند. در «شوالیه تاریکی» بتمن (کریستین بیل) از جوکر (هیث لجر) بازجویی می‌کند. هنگامی که جوکر با روح و روان بتمن بازی می‌کند و تلاش می‌کند تا ادعا خود را علیه سیستم بیان کند، اوضاع وخیم می‌شود.
نه تنها این صحنه بی‌نقص طراحی شده است. بلکه بازی‌ها در قالب این شخصیت‌ها جزو بهترین نمونه‌ها در دو دهه اخیر است، به طوری که بازیگران به خوبی می‌دانند با چه شخصیتی طرف هستند و چگونه باید آن را به نمایش بگذارند.
منبع: collider


source

توسط techkhabari