گشتی در سینمای دهه‌ی سی تا پنجاه شمسی با نگاهی ویژه به موج نو
شکی نیست که قریب به اتفاق تولیدات سینمای قبل از انقلاب را فیلم‌فارسی‌هایی پوچ و مبتذل تشکیل می‌دادند. اما باید دانست که در همین فضا هم، آثار متفاوتی خلق شدند. آثاری که بر خلاف ابتذال غالب، قد علم کردند و توانستند نوع دیگری از سینما را به نمایش بگذارند. هرچند این حرکت‌های کوچک، مستقل و فرعی هرگز نتوانستند مخاطب را به سمت خود بکشانند یا پرچم‌دار دوره‌ی خاصی از سینما باشند. چرا که در همه جای دنیا سینمای جریان اصلی انباشته از فیلم‌های بی‌ارزش است. ما در ویجیاتو قصد داریم، فیلم‌هایی از سینمای پیش از انقلاب را بررسی کنیم که ارزش تماشا دارند. لطفاً تا پایان با من همراه باشید.
موج نوی سینمای ایران بیش از هر چیز در پاسخ و برای دهن‌کجی به فیلم‌فارسی‌ها شکل گرفت. در آن زمان فیلم ساختن برای کارگردانانی که می‌خواستند چیزی جز فیلم‌های کاباره‌ای بسازند آسان نبود. این فیلمسازان برای یافتن تهیه‌کننده به زحمت می‌افتادند و مجبور بودند با فقر امکانات دست و پنجه نرم کنند. نکته‌ی دیگر آن که، از شاخصه‌های سینمای هنری، نزدیکی به ادبیات است. پس بی‌راه نیست که بسیاری از این فیلم‌ها از ادبیات داستانی تغذیه می‌کنند.
تهیه‌کنندگان سینمای ایران، در دهه‌ی سی، تاب تحمل افکارِ پیشروی دکتر هوشنگ کاووسی را نداشتند. فیلم‌های او ساخته نمی‌شدند تا آن‌ که در سال ۱۳۳۵، فیلم‌نامه‌ای بر اساس یک رمان پلیسی به او پیشنهاد شد. کاووسی با ایجاد تغییراتی در رمان، داستان را ایرانیزه کرد اما فرم کار بسیار جلوتر از سینمای ایران در آن عصر بود. دکوپاژهای اصولی فیلم آن‌قدر با مفصل‌بندی‌های رایج آن روزها متفاوت بود که تهیه‌کننده به صلاح‌دید خود بخش‌هایی را به فیلم اضافه کرد تا شاید در جذب مخاطب عام موفق‌تر باشد. کاری که واکنش کارگردان اثر را برانگیخت. هوشنگ کاووسی در جراید اکیداً از آن صحنه‌ها برائت جست.
کاووسی که بیش از هرچیز، به عنوان یک منتقد و تحلیل‌گر سینمایی شناخته می‌شود، علاقه و دانش خود در جامعه‌شناسی و روان‌شناسی را در این فیلم به رخ کشید. شخصیت اول فیلم یک قاتل مبتلا به توهم اروتومانیا است که خود را معشوق دیگری تصور می‌کند. ماجرای فیلم از این قرار است که با مرگ زنی، همسرش به قتل عمد متهم می‌شود اما عده‌ای حاضرند به نفع او شهادت دهند؛ شاهدانی که یکی پس از دیگری به قتل می‌رسند. با این همه، در روز اعدام مرد، قاتل اصلی دستگیر می‌شود.
هرچند «هفده روز به اعدام»، علی‌رغم حضور ناصر ملک‌مطیعی نتوانست رضایت عوام را جلب کند اما بیش‌ترین مخالفان فیلم کسانی بودند که پیش‌تر فیلم‌هایشان با نقد‌های آتشین دکتر کاووسی مواجه شده‌ بود.
دهه‌ی چهل شمسی، آغاز نخستین بارقه‌های سینمای هنری ایران بود. فرخ غفاری در اولین سال‌های این دهه، با الهام از افسانه‎‌های هزار و یک شب، دست به ساخت یک فیلم جشنواره‌پسند زد. داستان فیلم درباره‌ی جسدی است که مدام دست‌به‌دست می‌شود و رازهای مگویی را برملا می‌کند.
گرچه «شب قوزی» از نظر فنی کاستی‌هایی داشت اما به اولین اثر شاخص در جریان سینمای صاحب اندیشه‌ی ایران تبدیل شد. جریانی که با فیلم‌های کوتاه و مستند آغاز شده‌بود و حالا با یک فیلم بلند میخش را محکم‌تر می‌کوبید. پری صابری و محمدعلی کشاورز از مهم‌ترین ستارگان این فیلم بودند.
ابراهیم گلستان که داستان‌نویس بود، در مقام‌ فیلم‌ساز هم تلاش کرد سینما را به ادبیات نزدیک کند. در «خشت و آینه»، گلستان از کلیشه‌های مربوط به فیلم‌فارسی‌های رایج در سینمای قبل از انقلاب، یعنی کافه و کلانتری و دوست‌دختر و… شروع می‌کند اما خیلی زود قصه به راهی کاملاً متفاوت هدایت می‌شود.
داستان فیلم درباره راننده‌ی تاکسی جوانی به نام هاشم است که زن مسافری بچه‌اش را در ماشین او جا می‌گذارد. تاجی، دوست‌دختر او به بچه دلبسته می‌شود و پیشنهاد تشکیل یک خانواده سه نفره را می‌دهد. تمام فیلم به درگیری هاشم بر سر این دوراهی می‌گذرد و نقدی نمادپردازانه است بر اوضاع جامعه‌ی ایران بر سر دوراهی سنت و مدرنیته.
داستان گاو نوشته‌‌ی غلامحسین ساعدی که در مجموعه داستان عزاداران بَیَل به چاپ رسیده‌ بود، توجه داریوش مهرجویی را برای ساخت یک فیلم بلند جلب کرد. بعد از ایجاد تغییراتی در داستان، فیلمنامه برای مدیوم جدید مهیا شد. توجه ساعدی به عنوان یک روان‌پزشک، به بیماری‌های روانی، آثار او را در بعد شخصیت‌پردازی بسیار غنی کرده‌است. نکته‌ای که در «گاو» هم قابل مشاهده است.
«گاو»، ماجرای مردی به نام مش حسن است که مرگ گاوش را تاب نمی‌آورد و دچار توهم می‌شود؛ او خود را گاو مرده‌اش می‌پندارد. «گاو»، یکی از آثار ماندگار سینمای ایران و از بهترین نقش‌آفرینی‌های دو استاد مسلم بازیگری، یعنی عزت‌الله انتظامی و علی نصیریان است‌.
یک فیلم سینمایی دیگر، باز هم بر اساس داستانی از غلامحسین ساعدی. گرچه ناصر تقوایی، آرامش در حضور دیگران را در سال ۱۳۴۹ ساخت اما این فیلم بعد از چند سال توقیف در ۱۳۵۲ به نمایش درآمد. هرچند علی‌رغم توجه و تحسینی که فیلم برانگیخته بود، با اعتراض جامعه پرستاران خیلی زود بساط اکرانش برچیده‌ شد.
داستان «آرامش در حضور دیگران»، درباره سرهنگ بازنشسته‌ای است که بعد از فوت همسرش، با زن خجالتی جوانی ازدواج می‌کند و به تهران می‌آید تا در نزدیکی دخترهایش زندگی کند. دخترهایی که هرکدام به نحوی زندگی بی‌بند و باری را برای خود ساخته‌اند.
علی‌رغم تلاش‌های معدودی که در دو دهه‌ی سی و چهل صورت گرفت، دهه‌ی پنجاه اوج هنرنمایی فیلمسازان شاخص سینمای ایران بود. جریانی که در آستانه‌‌ی انقلاب به اوج خود رسیده‌ بود. در نخستین سال این دهه، نصرت کریمی دست به ساخت یک کمدی انتقادی درباره‌ی زوج عاشقی زد که چه در پیری و چه در جوانی، به خاطر وجود موانعی نمی‌توانند طعم شیرین وصال را بچشند.
با وجود آن‌ که «درشکه‌چی» از نظر تکنیکی فیلمی اُس‌وقُس‌دار بود اما اهمیت اصلی »درشکه‌چی» در نقد جامعه‌ی مردسالار آن زمان ایران بود که موضوع آن را پیشروتر از هم‌قطارانش نشان می‌داد.
«صبح روز چهارم» فیلمی به کارگردانی کامران شیردل بود که فیلمنامه‌اش را شیردل و محمدرضا اصلانی با یک‌دیگر نوشته‌ بودند. و خروجی این همکاری جز شاعرانگی چه می‌تواند باشد؟ شخصیت اول فیلم، با بازی سعید راد، یکی از آن روشن‌فکرهای ولگرد است که مشابهش را در سینمای موج نوی فرانسه بسیار دیده‌ایم. او خیلی اتفاقی شخصی را می‌کشد و بی‌خیال به زندگی‌اش ادامه می‌دهد.
گرچه شاید داستان و سبک روایت و فیلم‌سازی در «صبح روز چهارم» زیادی غربی شده، با این‌ حال فیلم به خاطر تفاوتی که با فیلم‌های سینمای قبل از انقلاب دارد، حایز اهمیت و قابل تماشاست.
«رگبار» اولین فیلم بلند بهرام بیضایی و یکی از ماندگارترین آثار سینمای ماست. دو ستاره‌ی اصلی فیلم، پرویز فنی‌زاده و پروانه معصومی هستند. داستان «رگبار»، دو مثلث عشقی تو در تو را روایت می‌کند که در مناطقی فقیرنشین اتفاق می‌افتند. آموزگار مدرسه‌ای به خواهر یکی از شاگردهایش دل می‌بندد در حالی که دختر، خواستگار دیگری هم دارد. از طرفی مدیر مدرسه هم علاقه‌مند است که دختر خود را به عقد این معلم درآورد.
سرسپردگی همیشگی بیضایی به تئاتر در این فیلم هم در جایی نمایان می‌شود که معلم مدرسه تلاش می‌کند تماشاخانه‌ای را ترمیم و افتتاح کند. در نهایت معلم جوان، ناکام می‌ماند و طرد می‌شود.
«تنگنا» یکی از فیلم‌های به نسبت حماسی در سینمای قبل از انقلاب ، با قهرمانی نارو خورده و بی‌گناه بود؛ فیلمی به کارگردانی امیر نادری. سعید راد به عنوان ستاره‌ی فیلم و ترانه‌ی به‌یادماندنی فریادرس، با صدای فریدون فروغی از جذابیت‌های فیلم هستد.
داستان «تنگنا» درباره‌ی قماربازانی است که از پرداخت باخت خود طفره می‌روند و علی خوش‌دست (سعید راد) باعث مرگ یکی از این قماربازان می‌شو‌د. بقیه فیلم به افت وخیزهای او، دوستان و نامزدش می‌گذرد.
هر کس اندک علاقه‌ای به سینمای هنری ایران داشته باشد، بدون شک نام «گوزنها» را شنیده‌. «گوزن‌ها» از مهم‌ترین آثار مسعود کیمیایی وفیلم‌های سینمای قبل از انقلاب است که باعث شد او در دل مخاطبان خاص سینمایی هم جا باز کند. گرچه مضمون فیلم، همچنان همان کلیدواژه‌های مورد علاقه کیمیایی یعنی غیرت و مردانگی ست اما «گوزنها» با اثری مثل «قیصر» تومنی هفت صنار توفیر دارد.
ستاره‌های فیلم، بهروز وثوقی، فرامرز قریبیان و پرویز فنی‌زاده هستند. قدرت (قریبیان)، از بانک سرقت می‌کند و تحت تعقیب پلیس قرار می‌گیرد. او برای پنهان شدن به سراغ رفیق قدیمی‌اش سید رسول (وثوقی) می‌رود. سید به هرویین اعتیاد پیدا کرده است و در وضع اسفناکی به سر می‌برد. با کمک قدرت، سید به یک قهرمان تبدیل می‌‎شود و حیثیت از دست رفته‌اش را دوباره به دست می‌آورد.
سید در گذشته جوانی سالم بوده است اما در منجلاب اعتیاد و بی‌غیرتی -که خط قرمز کیمیایی است- گرفتار شده. او بر خلاف قیصر نه برای شرافت دیگری بلکه برای شرف خودش می‌جنگد. تمثیل‌های اعتراضی فیلم سبب شد، «گوزن‌ها» شدیداً مورد سانسور واقع شود. در اثر فشارها، کیمیایی مجبور شد پایان فیلم را تغییر دهد. برخی معتقدند این امر لطمه بزرگی به «گوزنها» وارد کرده است.
بهمن فرمان‌آرا، از آن سینمابلدهای ایران است که برای ساختن یکی از نخستین آثارش به سراغ رمان معروف شازده احتجاب، نوشته‌ی هوشنگ گلشیری رفت. از آن‌جا که روایت در این رمان به شدت ذهنی است و قهرمان رمان به شدت منفعل، این تغییر مدیوم چالش بزرگی برای فرمان‌آرا بود.
جمشید مشایخی و فخری خوروش ستاره‌های اصلی شازده احتجاب به‌عنوان یکی از مهم‌ترین آثار سینمای قبل از انقلاب بودند. فیلم، روایت‌گر یک شازده مریض‌احوال و بازمانده‌ی قجری است که به زندگی و مرگ می‌اندیشد.
«مسافر» از خاطره‌انگیزترین و شیرین‌ترین فیلم‌های عباس کیارستمی در سینمای قبل از اتقلاب است که به تهیه‌کنندگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساخته شده‌. داستان «مسافر»، درباره‌ی پسربچه‌ای ملایری است که برای تماشای بازی تیم محبوبش به تهران می‌آید. او برای تامین مخارج سفرش همه کار می‌کند و چند ساعتی قبل از شروع بازی به استادیوم می‌رسد. او این فرصت را مغتنم می‌شمارد تا اندکی بخوابد و وقتی بیدار می‌شود که بازی تمام شده‌است و همه رفته‌اند.
«سازدهنی» فیلم دیگری از امیر نادری بود. فیلمی که شاید به اندازه‌ی تنگنا دراماتیک نباشد اما بسیار شاعراته‌تر و تمثیلی‌تر از آن شده. از مزیت‌های دیگر «سازدهنی»، ایرانی‌تر بودن آن است. این فیلم دیگر ادای دین به هیچ سنت فیلم‌سازی‌ نیست. به نظر می‎‌رسد امیر نادری در این فیلم راه خودش را پیدا کرده‌ و به کارگردانی صاحب‌سبک تبدیل شده‌ است.
«سازدهنی» که برای نادری سیلی از جوایز و تحسین‌ها را به همراه آورد، قصه‌ی پسربچه‌ای است که از عشق به سازدهنی یکی از دوستانش دیوانه می‌شود. تا جایی که به بنده او و سازش تبدیل می‌شود و حاضر است هر تحقیری را به جان بخرد تا بتواند برای لحظاتی اجازه‌ی نواختن سازدهنی را پیدا کند.
سهراب شهید ثالث در میانه‌ی دهه‌ی پنجاه فیلمی سرد و ساکت به نام «طبیعت بی‌جان» ساخت. «طبیعت بی‌جان»، زندگی یک سوزن‌بان پیر را روایت می‎‌کند که بازنشسته می‌شود و باید جای خود را به شخص جوان‌تری بدهد. این تغییر برای او و همسرش، که در خانه‌ای سازمانی زندگی می‌کنند، شوک‌آور و ترسناک است. سوزن‌بان برای یافتن دلیل این طرد شدگی به شهر می‌رود اما پاسخی نمی‌یابد. سرانجام نزد همسرش برمی‎‌گردد تا زندگی محقرشان را سوار بر الاغی کنند و سفری به سوی نیستی را در پیش بگیرند.
بهروز وثوقی و داوود رشیدی، ستاره‌های یکی دیگر از فیلم‌های موج نوی سینمای ایران بودند. «کندو»، به کارگردانی فریدون گله فیلمی بود با مضمون رفاقت، آدم‌فروشی، قمار و اعتیاد.
آق حسینی در قماری بر سر ابی شرط‌بندی می‌کند، غافل از آن‌ که گاوبندی آقا مصطفی و دار و دسته‌اش نزدیک است ابی را به کشتن بدهد. در پایان فیلم، ابی که به تازگی از زندان آزاد شده‌ بود باز هم دستگیر می‌شود.
از بهترین ساخته‌های محمدرضا اصلانی و از بهترین تولیدات سینمای قبل از انقلاب ، «شطرنج باد» بود که به شدت مورد کم‌لطفی واقع شد. فیلمی درباره‌ی خانواده‌ای اشرافی است که وارثی جز یک دختر معلول ندارد. دعوا بر سر ماترک چنان پیچیده و دَرهم می‌شود که نتیجه‌ای جز هرج و مرج ندارد. در نهایت جان و آرامش اعضای خانواده فدای این ثروت خانوادگی می‌شود. فخری خوروش، محمدعلی کشاورز، شهره آغداشلو و اکبر زنجانپور، در «شطرنج باد» به ایفای نقش پرداختند.
خسرو هریتاش، با کمک ستارگانی چون علی نصیریان و سعید کنگرانی، دست به ساخت فیلمی با درونمایه‌ی عشق و حسادت زد. در سینمای قبل از انقلاب ، رقابت در فیلم‌های هنری بر سر هرچه بدبخت‌تر نشان دادن کاراکترها و بازتاب زندگی سیاه مردم جنوب شهر بود. تلاشی که گاه به دلیل نداشتن عمق و اطلاعات کافی، الکن می‌ماند.
داستان «سرایدار»، درباره‌ی زندگی و رقابت دو کارگر دون‌پایه‌‌ی یک شرکت است. بعد از ترقی یکی از این کارگرها، دیگری از سر خشم به گاوصندوق رییس شرکت حمله می‌برد اما بر اثر اتفاقاتی این دزدی لو می‌رود و او رسوا می‌شود. اما این پایان بدبختی‌های او نیست.
«در امتداد شب»، فیلمی بود به ظاهر بسیار شبیه به فیلم‌فارسی‌‌های سینمای قبل از انقلاب اما در باطن بسیار متفاوت. فیلمی خویشتاب که به زندگی پروانه، یک ستاره‌ی سینما و پیچیدگی‌های زندگی شخصی و حرفه‌ای‌ او می‌پردازد. کم‌کم علاقه‌ای میان پروانه و یکی از طرفدارانش که پسری نوجوان است شکل می‌گیرد. علاقه‌ای که با پی بردن به بیماری پسر، بر سختی‌هایش افزوده می‌شود.
«در امتداد شب» با زبانی تند به ابتذال حاکم بر سینمای قبل از انقلاب می‌تازد. پیشه‌ی پروانه به بعد ملودراماتیک اثر می‌افزاید و در امتداد شب را به آخرین یادگاری ارزشمند سینمای قبل انقلاب بدل می‌کند. فیلمی ساخته‌ی پرویز صیاد و به تهیه‌کنندگی بهمن فرمان‌آرا.
مثل تمام فیلم‌های علی حاتمی، «سوته‌دلان» هم از آثار ماندگار سینمای ایران است. فیلم، ملغمه‌ای از شعر و تصویر است و شخصیت‌ها هر کدام قشری از جامعه ایرانی را نمایندگی می‌کنند. بسیاری از دیالوگ‌های آن، به خصوص گفته‌هایی که بر زبان الکن مجید، پسر عقب‌افتاده خانواده، جاری می‌شوند در حافظه‌ژ سینمادوستان ایرانی مانند ضرب‌المثل حک شده‌اند.
حبیب آقا ظروفچی، برادر بزرگ خانواده که تارک دنیا و صوفی مسلک است، بی‌توجه به خود و نگران وضعیت پسر کوچک‌تر خانواده‌ است. علت نگرانی او رفتارهای اخیر مجیدِ روان‌نژند است. او یک بار، دلباخته‌ی عکسی در گوشه‌ی یک عکاسخانه می‌شود و بار دیگر به بلیط‌فروش سینما دل می‌بندد. برای فرونشاندن غلیانات مجید، دختری بدکاره را به خانه دعوت می‌کنند. میان آن دو علاقه‌ای شکل می‌گیرد، آن‌ها ازدواج می‌کنند و زندگی کوچکی با هم می‌سازند.
موج نوی سینمای ایران بیش از هر چیز در پاسخ و برای دهن‌کجی به فیلم‌فارسی‌ها شکل گرفت
از بهترین ساخته‌های محمدرضا اصلانی و از بهترین تولیدات سینمای قبل از انقلاب ، «شطرنج باد» بود که به شدت مورد کم‌لطفی واقع شد.
به گفته‌ی مسعود کیمیایی، ساواک به سر صحنه‌ی فیلم آمد و با داشتن دکوپاژ سکانس‌ پایانی فیلم کیمیایی به کل تغییر کرد.
گوزنها توی مغزم تا ابد جاودانه💖🔥
گشتی در سینمای دهه‌ی سی تا پنجاه شمسی با نگاهی ویژه به موج نو
دشمنان و همراهان ما در رگناروک چه کسانی هستند؟

source

توسط techkhabari