ایفای نقش شخصیت‌های شروری که جذاب هم باشند و شخصیت‌هایی که از ذات پیچیده‌ای برخوردارند کار آسانی نیست، اما مدس میکلسن دانمارکی هر زمانی که بر روی صفحه نمایش ظاهر شده، توانسته این نقش‌ها را به سادگی ایفا کند.
از بازی در فرنچایزهای بزرگی مانند «جانوران شگفت انگیز» و «جیمز باند» گرفته تا ایفای نقش در فیلم‌هایی که به شدت مورد تحسین منتقدان قرار گرفته‌اند، میکلسن همواره ثابت کرده که شایسته ستایش است و باید مورد توجه قرار گیرد.
به هر حال تجسم نقش نمادینی مانند هانیبال لکتور یا پر کردن جای خالی جانی دپ در سومین قسمت از اسپین آف «هری پاتر» کارهای چالش برانگیزی هستند که هر بازیگری نمی‌تواند با موفقیت از عهده‌ی آن‌ها بربیاید. با این حال، این بازیگر در استفاده از حالات مختلف چهره‌ی خود تبحر بی‌نظیری دارد که سبب شده بتواند در بسیاری از نقش‌ها خوش بدرخشد. حتی در یکی از مقاله‌های نیویورک تایمز از او به عنوان ستاره‌ی نوظهور سینمای دانمارک نام برده شد که به حق شایسته این عنوان است. گرچه امروز بیشتر از هر زمان دیگری، مخاطبان در انتظار فیلم‌های جدیدی هستند که مدس میکلسن در آن‌ها حضور داشته باشد اما گشت و گذار در فیلم‌هایی که او تا به امروز در آن‌ها ظاهر شده خالی از لطف نخواهد بود. بنابراین بهتر است با ما همراه باشید.
مدس میکلسن
میکلسن با نقش آفرینی در دو فیلمی که توسط نیکلاس ویندینگ رفن تولید شده بودند توانست نظر مثبت منتقدین را دریافت نماید. در آن زمان، این بازیگر در خارج از سینمای دانمارک، بازیگر شناخته شده‌ای نبود چراکه فقط در چند فیلم کم هزینه به ایفای نقش پرداخته بود. او که چهره‌ای تازه در دنیای هالیوود به شمار می‌آمد، نقش مکمل دوست صمیمی فرانک (با بازی کیم بودنیا) یعنی تونی را که یک فروشنده مواد مخدر است بر عهده داشت.
این کاراکتر که دارای شخصیتی مهیج و تکان دهنده بود، در کنار فرانک به گشت و گذار در دنیای جنایتکاران کپنهاگ می‌پرداخت و سعی می‌کرد برای امرار معاشش پول دربیاورد. محبوبیت بی‌حد و حصر فیلم «مواد فروش» و «مواد فروش ۲» باعث تحول عظیمی در زندگی میکلسن شد و او برای بازی در فیلم دوم توانست جایزه بهترین بازیگر مرد را در جشنواره‌ی بودیل، زولو و فستیوال رابرت از آن خود کند.
مدس میکلسن
میکلسن که به تدریج از پروژه‌های مستقل وارد فرنچایزهای پرفروش شده بود، توانست در فیلم پرفروش «کازینو رویال» به ایفای نقش بپردازد. حقیقتا نمی‌توان عملکرد درخشان میکلسن در کازینو رویال را نادیده گرفت. به احتمال زیاد او یکی از بهترین دشمنان دنیل کریگ که در این فیلم نقش جیمز باند را بر عهده داشت محسوب می‌شود.
کاراکتری که میکلسن به ایفای نقشش می‌پرداخت له چیفره نام داشت، یک تروریست خونسرد که ورق‌باز ماهری نیز بود. فقط خیره شدن به چشم زخمی او می‌توانست لرزه بر تن بینندگان بیندازد. میکلسن به واسطه‌ی ایفای این نقش توانست نام خود را در هالیوود به ‌عنوان بازیگری قابل توجه تثبیت کند و یکی از نمادین‌ترین شخصیت‌های شرور باند را در خاطر مردم زنده نماید.
مدس میکلسن
میکلسن علیرغم تثبیت حرفه‌ی خود در خارج از کشور، همچنان در فیلم‌های دانمارکی موفق نیز به ایفای نقش می‌پرداخت. در فیلم «یک رابطه سلطنتی»، میکلسن، در نقش پزشک سلطنتی پادشاه کریستین هفتم، یعنی یوهان فردریش استرونزی ظاهر شده است. یوهان در حالی که از حاکم روانی و بیمار خود مراقبت می‌کند، با همسر پادشاه، کارولین ماتیلدا که زنی بریتانیایی است (با بازی آلیسیا ویکاندر) رابطه عاشقانه‌ای را برقرار می‌نماید.
این فیلم از معدود فیلم‌هایی است که در آن میکلسن در یک درام تاریخی به ایفای نقش پرداخته و البته یکی از فیلم‌های انگشت شماری است که در آن رابطه‌ی عاشقانه‌ای را برقرار کرده و همین امر نشان می‌دهد که او برای بازی در هر نقشی آماده است و می‌تواند هر کاراکتری را به زیبایی تجسمم نماید. این فیلم حتی در سال ۲۰۱۳ توانست اسکار بهترین فیلم خارجی زبان را نیز دریافت کند.
مدس میکلسن
در «شکار» که همزمان با فیلم «یک رابطه سلطنتی» اکران شد، میکلسن در یکی از بهترین نقش‌های اصلی فیلم به ایفای نقش پرداخت. او در این فیلم تصویری به شدت تکان دهنده از معلمی را به نمایش می‌گذارد که به ناحق به سوء استفاده از یک کودک متهم شده است. وقتی زندگی این معلم زیر و رو می‌شود، بینندگان نمی‌توانند با او احساس همدردی نکنند.
میکلسن که معمولا در نقش شخصیت‌های شرور بر روی پرده‌ی سینما ظاهر می‌شود، از طریق این فیلم به تماشاگران نشان داد که می‌تواند در نقش‌های مثبت نیز بازی بی‌نظیری را از خود به نمایش بگذارد و احساسات همگان را برانگیزد. از این گذشته، دیدن او که نقش فردی آسیب پذیر را ایفا می‌کند، نشان می‌دهد که او هر از گاهی می‌تواند نقش یک قربانی را نیز به خوبی بازی کند. میکلسن توانست برای ایفای نقش این معلم، نامزد دریافت چندین جایزه‌ی اسکار، از جمله جایزه‌ی بهترین بازیگر مرد در جشنواره فیلم کن سال ۲۰۱۲ شود.
مدس میکلسن
آنتونی هاپکینز تصویری نمادین از هانیبال لکتور، روان ‌پزشک آدم‌خوار را در سکوت بره‌ها ارائه کرد و کاراکتر بی‌نظیری را از خود به یادگار گذاشت که کمتر بازیگری دوست دارد خودش را با نقش آفرینی در قالب آن بیازماید. با اینکه میکلسن مجبور بود به خاطر ایفای نقش این کاراکتر، به شخصیت هاپکینز و تاثیر فرهنگی هانیبال بر فیلم‌های هیجانی روانی، نیم نگاهی بیندازد، چالش احیای این شخصیت شرور را در سریال هانیبال NBC پذیرفت و توانست در ایفای نقش او، خوش بدرخشد.
نسخه‌ی میکلسن از هانیبال، بیشتر زندگی شخصی این کاراکتر را به تصویر می‌کشد و او را در حالی نشان می‌دهد که فعالانه در تحقیقات قتلی که علیه خودش به راه افتاده مشارکت می‌کند در حالی که گوشت انسان هنوز هم برایش لذیذ است. حتی بینندگانی که پیش‌تر طرفدار بازی او در فیلم «کازینو رویال» نبودند هم پس از مشاهده‌ی توانایی میکلسن در ایفای نقش چنین شخصیت شروری، به طرفداران پر و پا قرص او تبدیل گردیدند.
مدس میکلسن
وقتی بازیگران به ایفای نقش اصلی فیلم‌هایی می‌پردازند که در آن‌ها باید برای بقا و زنده ماندن تلاش کنند، معمولا باید به عنوان تنها بازیگر فیلم بر روی صحنه ظاهر شوند و همین امر در مورد میکلسن در فیلم «شمالگان» محصول ۲۰۱۸ که به کارگردانی جو پیانا ساخته شده نیز صدق می‌کند. در این فیلم، میکلسن نقش اورگارد را بازی می‌کند، خلبانی که هواپیمایش در تاندرای که منطقه‌ای پوشیده از برف است سقوط می‌کند و حال او باید راهی برای زنده نگه داشتن خودش و یکی دیگر از مسافران پیدا کند.
اگرچه فیلم‌هایی که در این سبک ساخته می‌شوند به سختی می‌توانند بینندگان را تحت تاثیر قرار دهند، اما شخصیت میکلسن به واسطه‌ی اشتیاق خود به ادامه‌ی زندگی با وجود شرایط نامساعدی که با آن مواجه، می‌تواند مخاطب را مجذوب فیلم کند. اجرای او به مخاطب این امکان را می‌دهد که خود را به جای میکلسن بگذارد و از خود سوال کند که اگر در موقعیت مشابهی قرار می‌گرفت چه کاری از دستش برمی‌آمد.
مدس میکلسن
آخرین که قطعا کم اهمیت‌ترین فیلم میکلسن نیست، به واسطه‌ی آخرین همکاری میکلسن با کارگردان دانمارکی، توماس وینتربرگ ساخته شد. یعنی همان کارگردانی که با او در فیلم «شکار» نیز همکاری کرده بود. وینتربرگ، توانست یک بازی بی‌نظیر دیگر از میکلسن را به مخاطبان نشان دهد. کاراکتری که میکلسن به ایفای نقشش می‌پردازد، معلمی است که هیچ انگیزه‌ای برای تدریس در کلاس درس ندارد. لذا او تصمیم می‌گیرد با گروهی از همکاران دیگر خود، مصرف الکل روزانه‌شان را افزایش دهند تا ببینند که آیا این کار باعث می‌شود انرژی‌شان به عنوان یک معلم بیشتر شود یا خیر. اگرچه در ابتدای آزمایش به نظر می‌رسد همه چیز خیلی خوب پیش می‌رود، اما وقتی دوز مصرف الکل به طور غیرقابل کنترلی افزایش می‌یابد، همه چیز از کنترل آن‌ها خارج می‌شود و رفتارهایشان دیگر دست خودشان نیست.
در طول فیلم، میکلسن، به زیبایی احساس آرامش در محل کار، انرژی لحظه‌ای ناشی از مصرف الکل و افسردگی و غوطه‌ور شدن در منجلاب یک معلم عادی را به زیبایی نشان می‌دهد و این موضوع را که نوشیدن الکل می‌تواند به اعتیاد تبدیل شود به نحو شگفت انگیزی به تصویر می‌کشد. علیرغم اینکه او برای بازی در این نقش، هیچ جایزه‌ی اسکاری را دریافت نکرده، کار او در «یک دور دیگر» اولین نامزدی بفتا را به عنوان بهترین بازیگر نقش اول مرد برایش به ارمغان آورد و بار دیگر سبب گردید که یک فیلم بلند دانمارکی بتواند برنده‌ی جایزه‌ی بهترین فیلم شود.
منبع: collider


source

توسط techkhabari