بیلی کریستال که در نیویورک متولد شد، کار خود را به عنوان یک استندآپ کمدین بر روی استیج‌های معروفی مانند «ایمپرو» و «معرفی یک ستاره‌ی نوپا» آغاز کرد. اما زمانی توانست به شهرت برسد که به جمع بازیگران برنامه‌ی «شنبه شب زنده» پیوست.
زیرا عملکرد او در این برنامه ثابت کرد کریستال برای اجرای زنده بر روی صحنه متولد شده است. اما او در این مرحله از زندگی‌اش تنها در ابتدای راه بود. در طول دهه‌ی ۸۰ و ۹۰، کریستال علاوه بر ایفای نقش‌هایی در چند سریال آبکی تلویزیونی، فهرستی از فیلم‌های کمدی باکیفیت را نیز به کارنامه‌ی کاری خود اضافه کرد و در نهایت توانست از همین طریق در زمره‌ی بازیگران نقش اول تلویزیون قرار گیرد.
این فیلم‌ها به او کمک کردند تا به جایگاه افسانه‌ای منحصربه‌فردی در عرصه‌ی کمدی دست یابد و نام او در کنار غول‌های کمدی‌ای مانند ووپی گلدبرگ و رابین ویلیامز آورده شود. این دو نفر در آن سال‌ها مجری برنامه‌ای تحت عنوان «آرامه‌های خنده‌دار» بودند و از طریق همین برنامه، کمک‌های مالی‌ای را برای گرسنگان جهان جمع آوری می‌کردند. در کل بسیاری از فیلم‌هایی که بیلی در آن‌ها به ایفای نقش پرداخته ارزش دیدن را دارند، چراکه دیدگاه نوستالژیکی در آن‌ها نهفته است که برای مخاطبان جذاب خواهد بود. بنابراین ما در این مطلب می‌خواهیم به رتبه بندی بهترین نقش‌های کمدی بیلی کریستال بپردازیم. پس با ما همراه باشید.
بیلی کریستال
در سال ۱۹۹۵ بیلی کریستال نه تنها در کمدی رمانتیک «پاریس را فراموش کن»، به ایفای نقش پرداخت، بلکه کار تهیه کنندگی، کارگردانی و نویسندگی این فیلم را نیز بر عهده داشت. این فیلم به روایت داستان میکی که یک داور NBA است می‌پردازد، اما در عین حال داستان تمام بازیگران فیلم را نیز روایت می‌کند. میکی که برای شرکت در مراسم تدفین پدرش که به تازگی در طی جنگ جهانی دوم فوت شده به فرانسه رفته، با الن (دبرا وینگر) آشنا می‌شود که برای شرکت هواپیمایی‌ای کار می‌کند که تابوت را گم کرده‌اند.
پس از تشییع جنازه، آن‌ها عاشق می‌شوند، اما داستان‌هایی پیش می‌آید که باعث می‌شود رابطه‌ی عاشقانه‌ی بین آن‌ها تمام شود. میکی باید برای شروع فصل جدید NBA به دیار خود بازگردد. در اینجاست که مصائب و مشکلات یک رابطه‌ی عاشقانه خودشان را نشان می‌دهند زیرا گویا جهان تمام تلاش خود را می‌کند تا بین آن‌ها جدایی بیندازد. علی‌رغم اینکه کریستال توانسته در این فیلم به زیبایی هنرهای خود در عرصه‌ی کمدی را به مخاطب نشان دهد، می‌توان اشتیاق و فداکاری خاصی را در لحظات دراماتیک فیلم مشاهده نمود. به‌علاوه این موضوع که تمام سکانس‌های فیلم توسط مغز خلاق این بازیگر آفریده شده‌اند بر زیبایی فیلم افزوده است.
بیلی کریستال
قطعا «حقه‌بازان شهر» محصول سال ۱۹۹۱ یکی از آن فیلم‌هایی بود که سبب شد بیلی کریستال بتواند به جایگاه منحصربه‌فردی در عرصه‌ی کمدی دست یابد و حتی او را به سمت پیشرفت‌های بعدی و تبدیل شدن به یک کمدین معروف سوق داد. این فیلم که با استقبال تماشاگران سینما روبرو شد، داستان مردی به نام میچ (با بازی کریستال) را دنبال می‌کند که ناگهان با بحران میان‌سالی روبرو می‌شود. دوستان میچ، اد (با بازی برونو کربی) و فیل (با بازی دنیل استرن) که می‌خواهند میچ را خوشحال کنند تصمیم می‌گیرند با خرید یک هدیه برای او شادی را به زندگی‌اش بیاورند و این هدیه چیزی نیست جز بلیط سفر به یک گاوداری که او قرار است در آنجا به یک کابوی واقعی تبدیل شود و به هدایت گله به سمت یک مزرعه‌ی دیگر کمک کند.
اما چیزی نمی‌گذرد که این سفر از پیش تعیین شده با پیچ و خم‌های غیرمنتظره‌ای همراه می‌شود و لذا این دوستان مجبور می‌شوند برای غلبه بر این مشکلات، بیش از پیش بر دوستی با یکدیگر تکیه کنند. این فیلم مملو از سکانس‌های خنده‌دار است و به‌علاوه احساسات زیادی نیز در گوشه گوشه آن جریان دارد. کریستال به زیبایی به ایفای نقش این کاراکتر می‌پردازد و از مسیر پرپیچ و تاب فیلم برای روایت داستانی استفاده می‌کند که خنده را بر لبانتان خواهد آورد. در کل داستان این فیلم می‌خواهد به مخاطبان بفهماند که گاوها چیزی بیش از استیک و محصولات لبنی هستند.
بیلی کریستال
 
فیلم «دویدن از ترس» به کارگردانی پیتر هیامز در زمانی اکران شد که هالیوود ساخت فیلم‌های کمدی پلیسی را تازه آغاز کرده بود. در این فیلم، دنی (با بازی کریستال) و ری (با بازی گرگوری هاینز) از به خطر انداختن زندگی خود برای گرفتار نمودن افراد شرور به ستوه آمده‌اند. آن‌ها تصور می‌کنند که دیگر برای این کار خیلی پیر شده‌اند و تصمیم می‌گیرند بازنشسته شوند و به کی وست، فلوریدا بروند و در آنجا یک کافه افتتاح کنند. اگرچه به نظر می‌رسد این تصمیم آن‌ها یک فکر بکر عالی برای دوران بازنشستگی‌شان است، اما این پایان ماجرا نیست، زیرا اگر این‌طور بود که این فیلم اصلا ساخته نمی‌شد.
در واقع چندی نمی‌گذرد که دنی و ری تصمیمشان را عوض می‌کنند و بران می‌شوند که مجرمی را که به فلوریدا فرار کرده دستگیر کنند. کریستال در «دون از ترس»، بازی بی‌نظیری را از خود به نمایش می‌گذارد. او با مهارتی که در نقش‌های قبلی خود به دست آورده و تلفیق نقش خود با عنصر طنز و تخیل توانست کاراکتر منحصربه‌فردی را خلق نماید و فیلم «دویدن از ترس» را به فیلم بی‌نظیری مبدل نماید.
بیلی کریستال
در فیلم «مامانو از قطار بنداز پایین»، کریستال از ژانر کمدی معمولی فاصله می‌گیرد و به دنیای کمدی تاریک پای می‌نهد. او نقش لری را بازی می‌کند، رمان‌نویسی که نمی‌تواند کتابی را که مدت‌هاست بر روی آن کار کرده، کامل کند.
در واقع، او حتی نتوانسته یک خط از آن را نیز به پایان برساند. لری که نمی‌تواند با این واقعیت کنار بیاید که همسر سابقش مارگارت (با بازی کیت مولگرو) ایده ی او را دزدیده تا خودش به عنوان یک رمان نویس به شهرت برسد، سعی دارد خشم بی‌حد و حصری که وجودش را فراگرفته پنهان کند و خودش را در شغلش که مربی نویسندگان است غرق نماید، اما او تنها کسی نیست که چنین اوضاع آشفته‌ای دارد. اوون با بازی دنی دویتو که کارگردانی این فیلم را نیز بر عهده داشت، یکی از دانش آموزان کلاس لری است که فردی ناامید و در عین حال تودار به نظر می‌آید.
او دوست دارد مادرش هر چه زودتر بمیرد و از طرفی از حال زار معلمش نیز باخبر است. همین موضوع باعث می‌شود که آن‌ها یک تصمیم شیطانی بگیرند و بخواهند برای از بین بردن علت خشم یکدیگر به هم کمک کنند تا زندگی شادی داشته باشند. واکنش‌های کمدی کریستال به اوون و نقشه‌اش برای کشتن دشمنان یکدیگر خنده‌دار و در عین حال نگران ‌کننده و دلهره آور به نظر می‌رسند زیرا همین صحنه‌های کمدی به تدریج او را به سمت دنیایی تاریک سوق می‌دهد.
بیلی کریستال
بیلی کریستال توانسته در این فیلم کمدی مربوط به جنایات سازمان یافته خوش بدرخشد. در سال ۱۹۹۹ فیلم «تحلیلش کن» که به کارگردانی هارولد رامیس ساخته شد، به روایت داستان رئیس مافیایی می‌پرداخت که احساساتش بیدار شده‌اند. در این فیلم، بن سوبل (با بازی کریستال) یک تحلیلگر حرفه‌ای است که مراجعه کننده‌ی جدیدی به نام پل ویتی (با بازی رابرت دنیرو) دارد. پل رئیس اوباش شهر است که از حملات اضطرابی رنج می‌برد چراکه تمام عمر خود را یا در معرض تهدید بوده و یا می‌خواسته دشمنانش را سرکوب کند و این بلایی است که چنین زندگی مملو از اضطرابی بر سر فرد می‌آورد.
بنابراین در حقیقت این فیلم به گونه‌ای به مخاطب هشدار می‌دهد که اگر در زندگی خود مدام اضطراب داشته باشد چنین زندگی ناگواری نصیبتان خواهد شد. کریستال در این فیلم بازی فوق‌العاده متمایزی را از خود به نمایش می‌گذارد، علیرغم اینکه او در مقابل بازیگر سرشناسی نظیر دنیرو ظاهر شده که به راحتی می‌توانست صحنه را از آن خود کند. نبرد درونی کریستال بین انجام وظیفه به عنوان یک پزشک درمانگر و عدم عضویت در هیچ کدام از موضوعات غیرقانونی‌ای که مراجعه کننده‌اش با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کند سبب می‌شود که بیننده از خنده ریسه برود و به بدبختی‌ها و مشقت‌هایی که پل تحمل می‌کند بخندد.
بیلی کریستال
فیلم «وقتی هری سالی را دید» محصول سال ۱۹۸۹ که به کارگردانی راب رینر کارگردان فیلم «کنار من بمان» ساخته شده یک فیلم کمدی رمانتیک است که توانست تفاوت عظیمی را در ژانر کمدی ایجاد کند و به شاخصی برای ارزیابی فیلم‌های کمدی رمانتیک بعدی تبدیل گردد. دلیلش هم این بود که این فیلم تمام معیارهای لازم برای تبدیل شدن به یک فیلم کلاسیک ماندگار را داشت. «وقتی هری سالی را دید»، فیلمی بود که سبب شد مگ رایان (بازیگر بی‌خوابی در سیاتل) به طور جدی فعالیت حرفه‌ای خود را آغاز کند و همچنین کریستال را به درجه‌ی بازیگران سطح اول دنیای هالیوود رساند. در این فیلم، دشمنانی که بعدها به دوستان هم تبدیل می‌شوند یعنی هری (با بازی بیلی کریستال) و سالی (با بازی رایان) در حین ترک کالج به هم برخورد می‌کنند و از یکدیگر برای سنجش و ارزیابی روابط فعلی خود استفاده می‌نمایند. با این حال، مانند بسیاری از کمدی‌های رمانتیکی که تاکنون مشاهده نمودهایم، آنچه این دو واقعا به آن نیاز داشتند و در تمام مدت جلوی چشمشان بود عشقشان به یکدیگر بود. در این فیلم، کریستال به طرز خنده‌داری، نیویورک اواخر دهه‌ی ۸۰ را به تصویر می‌کشد و کمدی منحصربه‌فردی را به مخاطب ارائه می‌نماید.
بیلی کریستال
شکی نیست که بیلی کریستال در فیلم «میراکل مکس» محصول سال ۱۹۸۷ با عنوان «عروس شاهزاده» یکی از بهترین بازی‌های کمدی خود را به نمایش گذاشت. در این فیلم که باز هم توسط راب راینر کارگردانی شده، کریستال، آنچه را که در تمام طول این سال‌ها آموخته با هم تلفیق می‌کند تا به ایفای نقش کارگری به نام میراکل بپردازد که از کارفرمای سابق خود، شاهزاده هامپردینک (با بازی کریس ساراندون) کینه به دل دارد. میراکل مکس که نمی‌خواهد چیزی آزارش دهد، به سرعت درخواست اینیگو مونتویا (مندی پتینکین) و فزیک (از فیلم آندره د جاینت) را رد می‌کند که می‌خواستند او را متقاعد نمایند وسلی (با بازی کری الویس) را با یکی از معجزات مشهور خود به زندگی بازگرداند.
مکس در ابتدا به این پیشنهاد توجهی نمی‌کند، اما بعد متوجه می‌شود یک معجزه خارق‌العاده می‌تواند برای شاهزاده بدبختی به همراه بیاورد. او و همسرش، والری (با بازی کارول کین)، توانستند خنده‌دارترین صحنه‌های فیلم را ارائه نمایند. کریستال در این فیلم و در نقش مکس بازی فوق‌العاده جذابی را از خود به نمایش گذاشت و توانست به اسطوره‌ای برای بسیاری از بازیگران هالیوود تبدیل شود.
منبع: collider


source

توسط techkhabari