در جهان انیمه، شخصیت‌های انیمه تنوع زیادی دارند، از شخصیت‌های جذاب گرفته تا آدم‌های با جلال و شکوه. ولی نمی‌توان تمام‌شان را صرفا ابزارهایی زیبا در نظر گرفت. آن‌ها بیشتر وقت‌ها نقشی کلیدی در شکل دادن به جهان خود و تغییر آن ایجاد می‌کنند.
شخصیت‌هایی که در این فهرست قرار دارند، در کار، وظیفه و زندگی خود به نقطه‌ی اوج رسیده‌اند. بعضی‌هایشان قدرت‌های جادویی و فراانسانی دارند، و بعضی دیگر تنها با تکیه بر هوش بی‌نظیر خود پیش می‌روند. این زنان موفق شده‌اند در جهان خود مسیری رو به موفقیت پیدا کنند.
هولو
هولو به گرگینه یا گرگ فرزانه‌ی یویتسو معروف است. او یک ایزدبانوی گرگ است که قالب انسانی به خود گرفته است. شاید گوش‌ها و دم بامزه او در نگاه اول به چشم بیایند، ولی این را هم باید در نظر داشت که خرد پنج نسل در وجود او نهادینه شده است.
وقتی روستایی‌ها ایزدبانوی گرگ خود را فراموش می‌کنند، او با لاورنس همراه می‌شود، یک تاجر مسافر که اتفاقی با هولو آشنا می‌شود. هولو به او کمک می‌کند که فروشش افزایش یابد. ظرفیت‌های هولو بیشتر از این‌هاست، او حتی بعضی  وقت‌ها روش‌های بازاریابی لاورنس را هم مسخره می‌کند، و روش درست انجام آن کار را به او یاد می‌دهد.
یوکو شیونجی
یوکو شیونجی یا آلیس، در انیمه‌ی «دفترچه‌ی یادداشت بهشت» شخصیت مرموزی است. او دوازده ساله به نظر می‌رسد، بالای یک یک مغازه‌ی رامن فروشی زندگی می‌کند (رامن از غذاهای ملی ژاپن است که از نودل ، سوپ ماهی یا گوشت تهیه می‌شود). او که بیماری بی‌خوابی ناجوری دارد، بیشتر وقت‌ها آدم انزواطلبی است که گوشه‌ی اتاقش می‌ماند.
یوکو یکی از اعضاء شجاع گروه کارآگاهان نیت است، نهادی متشکل از کارآگاهان آماتور که پرونده‌های مختلف را حل می‌کنند. او همچنین به لطف نبوغ بالایش در هک، مغز متفکر این نهاد است. درست است که مهارت‌های اجتماعی او هنوز جای کار دارند، ولی در بحث کامپیوترها، او یک استاد بی‌رقیب است.
کوریسو ماکیسه
کوریسو یک محقق و متخصص اعصاب چیره‌دست است که در واقع در جهان اصلی انیمه‌ی «اشتاینز؛ گیت»، مرده است. ولی به لطف یک دستگاه سفر در زمان مبتکرانه، نجات پیدا می‌کند. این دستگاه خاطرات را از طریق ریزموج انتقال می‌دهد و همین باعث می‌شود او بتواند خودش را در آینده دوباره احیا کند.
کوریسو وقتی تنها هفده سال داشت از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد، او یکی از اعضاء رده‌بالای موسسه دانش مغز است. او شاید بعضی وقت‌ها عبوس یا خندان باشد، ولی معمولا در مواجهه با مشکلات یا تصمیم‌گیری‌ها آرام و خونسرد و حواس‌جمع است. کوریسو یک شخصیت عملگرا و واقع‌بین است.
ایتو یوشیمورا
ایتو یوشیمورا جغد تک‌چشم است، یک نیمه‌انسان-نیمه‌غول در جهان «توکیو غول». او در قالب یک رمان‌نویس ترسناک موفق و پرفروش به نام سن تاکاتسوکی، یک هویت انسانی به خود گرفته است. خیلی دوست دارد تفکرات هولناک خود را زیر یک شخصیت سرزنده و حتی سبک‌مغز پنهان کند.
او شخصیت انسانی از خود نشان می‌دهد و موفق می‌شود تقریبا هرکسی را فریب دهد، او هم‌چنین در خفا سازمان مخفی خود به نام آئوگیری تری را هدایت می‌کند. ایتو حتی به عنوان یک غول هم به لطف قدرت‌های ویژه‌اش، از بقیه ماهرتر است و قابلیت‌هایی فراانسانی مثل بازیابی دارد.
تابیتها
شارلوت هلن دورلئانز را همیشه به اشتباه به عنوان یک کتاب‌دوست آرام و بی‌ادعا در نظر می‌گیرند. ولی او با وجود چنین ویژگی‌های ملایمی، می‌تواند از جادو به شکل قدرتمندی استفاده کند و فوق‌العاده باهوش است. او را بیشتر با نام تابیتها می‌شناند، پدرش که برادر پادشاه بوده به قتل رسیده، مادرش هم توسط یک زهر دیوانه شده است.
در حالی که لوئیس فرانسواز لبلانک، قهرمان داستان، در کار با جادو مشکل دارد، تابیتها یا شارلوت بسیار عالی پیش می‌رود و پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری طی می‌کند. او همچنین روحی به نام سیلفید دارد که یک اژدها است.
موتوکو کوساناگی
این که  سرگرد موتوکو کوساناگی مسئولیت رهبری بخش امنیت عمومی منطقه ۹ را در اختیار گرفته است، حتما دلیل مشخصی دارد. او نه تنها یک مبارز کارکشته است، بلکه همچنین می‌تواند در جهان پادآرمان‌شهری «شبح درون پوسته»، راه خود را در هر مسیر واقعی و مجازی که پیش رویش قرار دارد، باز کند.
او یک مدبر باهوش است و در سخت‌ترین شرایط، تیم خودش را به سلامت از چالش‌ها خارج می‌کند. او علاوه بر وظیفه‌ی سنگین خود به عنوان رهبر یک نیروی امنیتی بسیار تاثیرگذار، می‌داند که در این جهان که انسان‌ها و ماشین‌ها این‌چنین در هم تنیده شده‌اند، خطرات بسیار بزرگ‌تری وجود دارد، و موتوکو آماده‌ی رویارویی با آن‌هاست.
اولیویر میرا آرمسترانگ
اولیویر میرا آرمسترانگ در انیمه‌ی «کیمیاگر تمام‌فلزی» یک سرلشکر است. او هیچ مهارت کیمیاگری ندارد، ولی برای غلبه بر دشمنان خود نیازی به این چیزها ندارد. او دشمنان را با هوش محض و مهارت‌های مبارزه‌ایش از میان برمی‌دارد.
او به لطف ذکاوتش موفق شده بود به صورت پنهانی یک گردان کامل را هدایت کند و به صورت ناگهانی یک حمله‌ی همه‌جانبه را علیه حکومت ترتیب دهد.  اولیویر هم قوی است و هم بسیار شجاع.
شیرو
شیرو و خواهرخوانده‌اش سورا، در جهان خودشان به علت توانای بالایشان در بازی کردن مشهور هستند، این توانایی به حدی است که یکی از خدایانی که در میان ابعاد مختلف جهان رفت‌وآمد می‌کند، آن‌ها را برای یک بازی شطرنج به چالش می‌کشد. او آن‌ها را به جهان خودش می‌برد، جایی که بازی‌ها مرگ و زندگی را تعیین می‌کنند، و این‌جاست که شیرو خوش می‌درخشد.
در «بدون بازی زندگی هرگز»، شیرو شاید در ابراز احساسات انسانی مشکل داشته باشد، ولی در بحث بازی و اتخاذ استراتژی‌های باورنکردنی و حل مساله، او بی‌رقیب است.
یوکی ناگاتو
هاروهی سوزومیا، دانش‌آموز مقطع دبیرستان، کاملا از این موضوع بی‌خبر است که قدرت‌های فراطبیعی دارد و می‌تواند در واقعیت دست ببرد. یوکی ناگاتو که در ظاهر یک کرم کتاب است، در واقعیت یک بیگانه بسیار باهوش است. یک سازمان مخفی او را فرستاده مواظب هاروهی باشد.
یوکی کلی از وقت خود را صرف خوشحال کردن و پرت کردن حواس هاروهی می‌کند، در این میان هم سعی می‌کند خرابکاری‌های ناخواسته هاروهی را جمع کند. یوکی تنها با یک بار گوش دادن به یک موسیقی می‌تواند آن را حفظ کند، این هم از استعدادهای فوق‌العاده‌ی اوست.
هانجی زوئه
اگر هانجی زوئه نبود، انسان‌ها به چنین شناختی از تایتان‌ها نمی‌رسیدند. این محقق شجاع ابتدا به هم‌رزمانش می‌پیوندد و با تایتان‌ها به صورت رودررو مبارزه می‌کند، سپس بعدا آن‌ها را مورد آزمایش قرار می‌دهد و به رازهای مخفی کالبدشناسی بدن آن‌ها پی می‌برد.
اولین بار او بود که این ایده‌ی در ظاهر بسیار خطرناک را مطرح کرد. ولی در پایان، همین تحقیقات او باعث شد که انسان‌ها به ریشه‌های تایتان‌ها پی ببرند و برای شکست آن‌ها دست بالا را داشته باشند. او هم یک نابغه است، هم یک قهرمان.
منبع: CBR


source

توسط techkhabari