یکی از بزرگ‌ترین دلایل محبوبیت ژانر ترسناک، وحشت از ناشناخته‌ها است. این موضوع در ادبیات ریشه دارد و داستان‌های جن و پری، ترس و تخیل هر خواننده‌ای را برمی‌انگیزد. ترس از ناشناخته‌ها به دنیای سینما هم راه یافت و «تسخیر شیطانی» (Demonic Possession) به یکی از پربارترین موضوعات زیر ژانر «ترسناک فراطبیعی» (paranormal horror) تبدیل شد. فرقی نمی‌کند این فیلم‌ها حاصل تخیل نویسندگان باشند یا در تیتراژ ابتدایی‌شان عبارت «بر اساس یک داستان واقعی» خودنمایی کند، در هر صورت آورده‌ی مالی زیادی برای سازندگانشان به همراه دارند. فروش بالای آثار این ژانر نشان می‌دهد، مخاطبان علاقه‌ی زیادی به چالش‌های ناشی از تسخیر شدن توسط موجودات شیطانی دارند.
در این مقاله به ۱۰ مورد از هیجان‌انگیزترین و البته آزاردهنده‌ترین فیلم‌های ترسناک با موضوع تسخیر شیطانی می‌پردازیم.
فیلم ترسناک وحشت در آمیتی ویل
وحشت در آمیتی ویل از معدود نسخه‌های بازسازی است که از فیلم اصلی محصول سال ۱۹۷۹ هم بهتر عمل کرد. هر دوی این آثار از کتابی به همین نام اثر جی آنسون اقتباس شدند که آن هم از ماجرایی کاملا واقعی الهام گرفته شده است. پیش از پرداختن به فیلم اندرو داگلاس به داستانی که پشت این عمارت منحوس است نگاهی می‌اندازیم:
این عمارت زیبای سه طبقه در آمیتی ویل نیویورک واقع شده و در همه‌ی این سال‌ها داستان‌های وحشتناکی را از سر گذرانده اما احتمالا خون‌بارترین مورد که از قضا این خانه را به شهرت رساند به سال ۱۹۷۴ برمی‌گردد؛ جوان ۲۳ ساله‌ای به نام رونالد دفو به اتهام قتل ۶ نفر از اعضای خانواده‌اش با شلیک مستقیم گلوله دستگیر می‌شود. رونالد جوان بعدها اعتراف می‌کند صداهایی که در خانه‌ی آمیتی ویل می‌شنیده او را ترغیب به این کار کردند و در زمان قتل حالت طبیعی نداشته. هیچ وقت مشخص نشد ادعاهای رونالد صحت داشته یا صرفا برای فرار از مجازاتِ حمام خونی که به پا شده این مهملات را سرهم کرده اما ماجرای خانه سال‌ها است که به یکی از افسانه‌های محلی تبدیل شده است.
پس از کشتار فجیع خانواده‌ی دفو این خانه تا مدت‌ها خالی از سکنه ماند و هیچ کس حاضر نشد در ملکی پا بگذارد که قتل خون‌باری در آن اتفاق افتاده اما بالاخره زن و شوهر جوانی به همراه سه فرزندشان مجاب می‌شوند به خاطر معماری منحصربه‌فرد و البته قیمت بسیار پایین، این ملک بدنام را بخرند اما اقامت خانواده‌ی لوتز در این خانه تنها ۲۸ روز طول می‌کشد و آن‌ها بالاخره با وحشت بسیار و بدون برداشتن وسایلشان از خانه فرار می‌کنند. خانواده‌ی لوتز بعدها روایت ترسناکی را درباره‌ی آن سال‌ها تعریف کردند که صحتشان هنوز هم معلوم نیست اما ظاهرا نیروهای ماورایی در عمارت آمیتی ویل وجود دارند که ساکنان را آزار می‌دهند و این روایت بعدها توسط چند مشاور املاک هم تایید شد!
اندرو داگلاس در فیلم وحشت در آمیتی ویل به ماجراهای ورود خانواده‌ی لوتز به این عمارت عجیب‌وغریب و مشکلاتی که برایشان به وجود می‌آید، می‌پردازد و البته تخیل هم تا اندازه‌ی زیادی چاشنی این روایت واقعی شده است. جورج لوتز (رایان رینولدز) پدر خانواده پس از ورود به عمارت آمیتی ویل اتفاقات ماورا الطبیعه‌ای را احساس می‌کند و این اتفاقات عجیب کم‌کم به اندازه‌ای زیاد می‌شوند که ادراک او را دچار مشکل می‌کنند و تصمیم می‌گیرد جا پای رونالد دفو بگذارد!
حضور رایان رینولدز یکی از عواملی است که این فیلم را ترسناک‌تر هم کرده؛ در ابتدا او را با همان شمایل خون سرد و شوخ و شنگش می بینیم اما هر چه داستان جلوتر می‌رود، به یک تسخیرشده‌ی شیطانی و دیوانه‌ای تمام‌عیار تبدیل می‌شود که گویی بر رفتار و حرکاتش هیچ کنترلی ندارد.
فعالیت فراطبیعی
از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۵ تقریبا هر سال یک فیلم از فرنچایز فعالیت فراطبیعی منتشر شد و فقط سال‌های ۲۰۰۸، ۲۰۰۹ و ۲۰۱۳ از این قاعده مستثنا بودند. با این اوصاف احتمالا بسیاری از مخاطبان هیجان فیلم اول را تا اندازه‌ای فراموش کردند. فعالیت فراطبیعی را می‌توان یکی از ابداع‌کننده‌های ژانر تصاویر پیدا شده دانست. ژانری که بر پایه قرار دادن تصاویر دوربین‌های فیلم‌برداری خانگی یا دوربین‌های مداربسته شکل گرفته و به دلیل ماهیت شبه مستندش، می‌توان روایت‌های دلهره‌آوری را از بطن آن بیرون کشید.
فیلم ماجرای زوج جوانی به نام میکا و کیتی است که در خانه‌شان فعالیت‌های غیرطبیعی را احساس می‌کنند که در زمان خواب به اوج می‌رسد؛ بنابراین تصمیم می‌گیرند برای این که خیالشان راحت شود، در اتاق‌خوابشان دوربین مداربسته کار بگذارند اما نتیجه وحشتناک‌تر از چیزی است که فکرش را می‌کردند.
یکی از نکات جالب فعالیت فراطبیعی این است که برخلاف سایر آثار حتی لوگوی استودیوی سازنده هم در ابتدای آن خودنمایی نمی‌کند و در عوض با این جمله شروع می‌شود: «پارامونت پیکچرز می‌خواهد از خانواده‌ی کیتی فدرستن و میکا اسلوات و اداره‌ی پلیس سن دیگو تشکر کند». همین جمله به مخاطب القا می‌کند با داستانی کاملا واقعی سروکار دارد؛ در صورتی که همه‌ی این ماجراها زاده‌ی ذهن خلاق سازندگان است.
اما از دیگر نکات ترسناک این فیلم می‌توان به این مورد اشاره کرد که شیطان هیچ وقت در تصاویر دیده نمی‌شود و در عوض فقط شاهد اعمال نیروهای او بر شخصیت‌ها هستیم. بسیاری از مخاطبان فعالیت فراطبیعی تا ماه‌ها از توهم حضور نیروهای شیطانی هنگام خواب رنج می‌بردند!
فیلم ترسناک جن‌گیری امیلی رز
فیلم ترسناکی که از همان ابتدا اعلام می‌کند، شخصیت اصلی می‌میرد، معمولا چندان تعلیق آمیز نیست اما جن‌گیری امیلی رز از این قاعده کاملا مستثنا است. این فیلم هم مثل بسیاری از آثار ترسناک، از یک اتفاق واقعی اقتباس شده؛ ماجرا از این قرار است که دختر جوانی به نام آنه‌لیز میشل سال ۱۹۷۶ به دلیل عوارض ناشی از جن‌گیری که شامل کم‌آبی بدن، سو تغذیه و شکستگی استخوان بود، می‌میرد. این در حالی بود که پزشکان ادعا می‌کردند او فقط از بیماری صرع رنج می‌برد و باید تحت درمان‌های پزشکی قرار می‌گرفت اما والدینش به خاطر عقاید شدید مذهبی تصمیم می‌گیرند از یک کشیش کاتولیک برای جن‌گیری استفاده کنند.
ماجرای فیلم درباره‌ی کشیشی است که به اتهام دست داشتن در مرگ دختر ۱۹ ساله‌ای به امیلی رز (جنیفر کارپنتر) در اثر جن‌گیری دست‌گیر می‌شود و وکیل خبره‌ای (لورا لینی) دفاع از او در دادگاه را می‌پذیرد اما ماجرا پیچیده‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد. فیلم مملو از فلش بک است و امیلی رز را نشان می‌دهد که به تدریج بدتر و بدتر می‌شود.
جن‌گیری امیلی رز در بسیاری از لحظات وحشتناک و دلهره‌آور به نظر می‌رسد؛ زیرا هیچ وقت به طور کامل بیان نمی‌کند که آیا امیلی رز توسط نیروهای شیطانی تسخیر شده بود یا فقط از نوعی اختلال روانی رنج می‌برد و در این مورد قضاوت را به مخاطب واگذار می‌کند. همچنین با این وجود که مخاطبان از همان ابتدا پایان فیلم را می‌دانند اما به شدت تعلیق آمیز است و در همه‌ی این سال‌ها مخاطبان از تماشای آن وحشت‌زده شدند.
ویجا: خاستگاه شیطان
اول از همه به سراغ ویجا به عنوان سوژه‌ی اصلی این فیلم می‌رویم. این شی تا به حال در بسیاری از فیلم‌های هالیوودی استفاده شده و از معروف‌ترین ابزارهای ارتباط با ارواح است. ویجا همان تخته‌ی چوبی معروف است که روی آن کلماتی مثل بله و خیر، حروف انگلیسی و اعداد حک شده و بعضی از افراد ادعا می‌کنند به کمک آن می‌توانند با مردگان ارتباط برقرار کنند و پاسخ آن‌ها به سوالات مختلف را از طریق حرکت نشانک، روی ویجا متوجه شوند.
ویجا در فیلم‌های بسیاری حضور داشته اما سال ۲۰۱۴ به عنوان ستاره‌ی فیلمی به همین نام شناخته شد. این فیلم بازخوردهای به شدت منفی از سوی منتقدان دریافت کرد اما در کمال تعجب با استقبال خوب مخاطبان فیلم‌های ترسناک مواجه شد و فروش بالایی را تجربه کرد. این استقبال تا جایی ادامه پیدا کرد که پیش‌درآمد آن با نام ویجا: خاستگاه شیطان سال ۲۰۱۶ راهی سینماها شد. این پیش‌درآمد داستان متفاوتی را دنبال می‌کرد اما ویجا همچنان نقش مهمی در آن داشت. همچنین نسبت به فیلم اصلی واقعا پیشرفت قابل‌توجهی بود و منتقدان را شگفت‌زده کرد.
مایک فلناگان که تبحر ویژه‌ای در ساخت آثار ترسناک مدرن دارد، این پروژه را هدایت کرد و نبوغش به خوبی در داستان مشهود است. ویجا: خاستگاه شیطان در دهه‌ی ۶۰ میلادی به وقوع می‌پیوندد و ماجرای مادر مجردی به نام آلیس را دنبال می‌کند که با دو دخترش در لس‌آنجلس زندگی می‌کند. او ادعا می‌کند می‌تواند از طریق ویجا با مردگان ارتباط برقرار کند و با این ترفند از مشتریانش کلاه‌برداری می‌کند. تا این که متوجه تغییرات عجیبی در دختر کوچکش می‌شود که از تسخیر جسم او توسط شیطان و حوادث ناگواری که در آینده برای این خانواده به وقوع خواهد پیوست، حکایت دارد.
از جنبه‌های ترسناک ویجا: خاستگاه شیطان که بگذریم، فیلم‌برداری آن به گونه‌ای است که واقعا احساس می‌کنید در دهه‌ی ۶۰ میلادی حضور دارید. همین موضوع حال و هوایی نوستالژیک و مرموز به آن داده که تماشایش را جذاب‌تر می‌کند.
فیلم ترسناک توطئه آمیز
یک فیلم ترسناک برای دلهره‌آور بودن لزوما نیازی به درجه‌ی R ندارد جیمز وان با توطئه آمیز این واقعیت را اثبات کرد. فرنچایز توطئه آمیز از بهترین مجموعه‌های ترسناک عصر مدرن است اما بدون شک قسمت اول آن از آثار برجسته‌ی این ژانر به حساب می‌آید. فیلم روایتگر داستان خانواده‌ای است که پس از نقل مکان به خانه‌ای تازه، حوادث مرموزی برایشان به وقوع می‌پیوندد که در نتیجه‌ی آن پسر کوچک خانواده به کما می‌رود. این حوادث تا چند ماه پس از این حادثه ادامه دارد و در نهایت آن‌ها تصمیم می‌گیرند برای خلاص شدن از نیروهای شیطانی خانه را ترک کنند.
در توطئه آمیز برخلاف بسیاری از فیلم‌هایی با موضوع خانه‌های تسخیر شده، خانواده در اسرع وقت اسباب‌کشی می‌کنند و ترجیح می‌دهند خودشان را با صداهای مرموز پستوهای خانه بیش‌تر آزار ندهند اما مشکل حل نمی‌شود؛ زیرا موجود شیطانی در جسم پسرشان لانه کرده و با آن‌ها جابه‌جا می‌شود!
پدر خانواده (پاتریک ویلسون) باید برای حل مشکل به ذهن پسرش سفر کند و در طول این مسیر با گذشته‌ی خودش هم روبه‌رو می‌شود. توطئه آمیز داستان کلیشه‌ای خانه‌های جن‌زده را دوباره احیا می‌کند، به آن رنگ و بوی تازه‌ای می‌بخشد و با شخصیت‌های باهوشش توقع طرفداران فیلم‌های ترسناک را حسابی بالا می‌برد.
فیلم ترسناک احضار
پیش از پرداختن به احضار به اولین فیلمی که در موردش نوشتم، برمی‌گردم؛ وحشت در آمیتی ویل. همان‌طور که گفتم در واقعیت خانواده‌ی لوتز پس از نقل مکان به این عمارت مرموز که چند سال قبل در آن قتل وحشیانه‌ای به وقوع پیوسته بود، احساس می‌کنند با فعالیت‌های فرا طبیعی روبه‌رو هستند. آن‌ها برای بررسی صحت ادعاهایشان تصمیم می‌گیرند از یک زوج به نام‌های اد و لورن وارن کمک بگیرند که متخصص فعالیت‌های فراطبیعی بودند. در نهایت وارن‌ها هم ادعاهای آن‌ها را تائید و خانواده‌ی لوتز پس از تنها ۲۸ روز اقامت از خانه فرار می‌کنند. ماجرای عمارت آمیتی ویل را می‌توان از مهم‌ترین پرونده‌های وارن‌ها دانست که بعدها برای آن‌ها دردسرهای زیادی درست کرد و بسیاری آن‌ها را متهم به کلاه‌برداری کردند.
ردپای اد و لورن وارن را می‌توان در بسیاری از پرونده‌های مرموز افراد، اشیا و خانه‌های تسخیر شده به عنوان متخصص فعالیت‌های فراطبیعی دید. مثلا یکی دیگر از مهم‌ترین پرونده‌های آن‌ها درباره‌ی عروسک معروف آنابل است که اولین بار توسط این زوج کشف شد و آن‌ها ادعا کردند در حقیقت توسط روح یک دختر شیطانی تسخیر شده است.
حالا این همه آسمان ریسمان به هم بافتم تا به این موضوع برسم که فرنچایز پرطرفدار احضار بر اساس پرونده‌های واقعی اد و لورن وارن ساخته شده و با اضافه کردن چاشنی تخیل، داستان‌های به شدت دلهره‌آوری خلق کرده است. جیمز وان که پیش‌تر توانایی‌هایش را در فیلم توطئه آمیز به اثبات رسانده بود، کارگردانی قسمت اول احضار را بر عهده داشت که به باور بسیاری از منتقدان پس از جن‌گیر ترسناک‌ترین فیلم تاریخ سینما است.
ماجرا درباره‌ی خانواده‌ی پرون است که پس از اسباب‌کشی به عمارتی قدیمی، متوجه اتفاقات غیرطبیعی می‌شوند و برای حل مشکل از اد و لورن وارن کمک می‌گیرند. در احضار برخلاف فیلم‌های اسلشر از خون‌ریزی‌های آن چنانی خبری نیست در عوض ترس و دلهره از طریق شخصیت‌ها و جو حاکم به مخاطب منتقل می‌شود. اهمیت احضار به این دلیل است که به اندازه‌ای خوش‌ساخت و قوی بود که مقدمات ساخت یکی از پرطرفدارترین فرنچایزهای ترسناک تاریخ سینما را فراهم کرد.
فیلم ترسناک شوم
این فیلم همان‌طور که از عنوانش هم پیدا است، بسیار شوم به نظر می‌رسد و شاید تحمل آن برای بسیاری از مخاطبان دشوار باشد. ایده‌ی یافتن تصادفی حلقه‌های فیلم از آن چیزهایی است که از زمان رواج دوربین‌های خانگی، در فیلم‌ها و سریال‌ها بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد. شوم هم از همین ایده استفاده می‌کند و با اضافه کردن مقادیر زیادی لحظات خون‌بار و دلهره‌آور، حسابی می‌ترساندتان.
ایتن هاک نقش یک نویسنده‌ی جنایی را بازی می‌کند که برای این که بتواند در فضای داستان تازه‌اش قرار بگیرد، تصمیم می‌گیرد به خانه‌ای نقل مکان کند که پیش‌تر در آن یک جنایت هولناک به وقوع پیوسته بود اما از همان بدو ورود دختر کوچکشان بی‌قراری می‌کند. تا این که به صورت اتفاقی در اتاق زیر شیروانی جعبه‌ای حاوی چند فیلم ۸ میلی‌متری را پیدا می‌کند که در آن بچه‌های کوچک همه‌ی خانواده‌هایی که تا آن زمان در خانه ساکن بودند، والدینشان را به روش‌های وحشیانه‌ای به قتل می‌رسانند. او به زودی متوجه می‌شود این بچه‌ها توسط روحی شیطانی تسخیر شده بودند و این خطر ممکن است در کمین خانواده‌ی او هم باشد.
بخش وسیعی از لحظات دلهره‌آور شوم از طریق نمایش فیلم‌های ۸ میلی‌متری به مخاطب منتقل می‌شود اما یکی از مواردی که این فیلم را ترسناک‌تر هم می‌کند این است که روح شیطانی در لحظات مختلف به صورت ناگهانی ظاهر می‌شود و مخاطب را تا مرز سکته می‌برد!
مرده شریر
سریال «اش مقابل شیطان مرده» (Ash Williams and the Evil Dead) به عنوان تازه‌ترین بخش فرنچایز مرده شریر وارد قلمروی کمدی ترسناک شد اما فیلم اصلی که بنیان این فرنچایز را تشکیل می‌دهد کاملا ترسناک و دلهره‌آور است و اصلا شوخی ندارد. مرده شریر محصول سال ۱۹۸۱ گروه جوانی را دنبال می‌کنند که خسته از زندگی روزمره‌ی شهری تصمیم می‌گیرند چند روزی را در یک کلبه‌ی جنگلی بگذرانند. آن‌ها به صورت اتفاقی یک کتاب و نوار مرموز را پیدا می‌کنند که پس از پخش آن اعضای گروه یکی‌یکی توسط نیرویی شیطانی تسخیر می‌شوند و به دوستانشان آسیب می‌زنند. تنها راه متوقف کردن تسخیرشدگان سوزاندن یا مثله کردن آن‌ها است.
بروس کمپبل در مرده شریر برای نخستین بار نقش اش را ایفا کرد و با استقبال فوق‌العاده‌ای مواجه شد. او مرد جوان معمولی است که در شرایط ترسناکی قرار می‌گیرد و مجبور می‌شود ناامیدانه برای بقا بجنگد. این در حالی است که دوستانش یکی‌یکی توسط نیروی شیطانی تسخیر می‌شوند و اش باید آن‌ها را از بین ببرد.
قسمت اول مرده شریر با بودجه‌ی بسیار کمی تولید شد با این همه یکی از مهم‌ترین فیلم‌های ترسناک و اسلشر تاریخ سینما است که مخاطبان پروپا قرصی دارد.
جن‌گیر
جن‌گیر از زمان اکرانش در دهه‌ی ۷۰ میلادی تا به حال، عنوان ترسناک‌ترین فیلم تاریخ سینما را به خودش اختصاص داده است. در حالی که این عنوان با معیارهای امروزی قابل بحث است، اما بدون شک یکی از شاهکارهای ترسناک دنیا به حساب می‌آید. ریگن مک نیل ۱۲ ساله توسط یک نیروی شیطانی تسخیر و مادرش مجبور می‌شود از یک جن‌گیر کمک بگیرد. نقطه‌ی برجسته‌ی این فیلم حضور لیندا بلر جوان در نقش ریگن است. در فیلم‌های ترسناک مدرن بیش‌تر از یک بازیگر بزرگ‌سال استفاده می‌شود که کم سن به نظر می‌رسد اما لیندا بلر در دوازده سالگی یکی از ترسناک‌ترین نقش‌های تاریخ سینما را بازی کرد.
این موضوع یکی از ابعاد ناراحت‌کننده‌ی جن‌گیر است؛ زیرا مخاطبان حین تماشای آن مدام به خودشان یادآوری می‌کنند که این کارهای عجیب و دیوانه‌وار در حقیقت از یک دختربچه‌ی کم سن و سال سر می‌زند. جن‌گیر فیلمی است که آزمون زمان را با موفقیت پس داده و به یکی از ترسناک‌ترین آثار تمام دنیا تبدیل شده است که هنوز هم هنگام تماشایش نفس در سینه حبس می‌شود.
درخشش
ادغام ذهن خلاق استنلی کوبریک و استیون کینگ به نتیجه‌ی خارق‌العاده‌ای به نام درخشش منجر شد که البته زمان اکرانش یک شکست تمام‌عیار به حساب می‌آمد اما با گذشت سال‌ها به یکی از بهترین فیلم‌های ترسناک تمام دوران تبدیل شد. درخشش از رمانی به همین نام اثر استیون کینگ اقتباس شده و ماجرای خانواده‌ی تورنس را دنبال می‌کند که تمام زمستان را در یک هتل بزرگ و خالی از سکنه می‌گذرانند تا پدر خانواده جک بتواند روی کتاب تازه‌اش کار کند. این هتل یک راز مهم دارد؛ سرایه‌دار قبلی ناگهان دچار اختلال روانی می‌شود و همه‌ی اعضای خانواده‌اش را به قتل می‌رساند. خانواده‌ی تورنس خیلی زود متوجه می‌شوند هتل اسرار شوم‌تری هم دارد و حالا همان نیروهای شیطانی به سراغ آن‌ها هم آمدند.
پسر خانواده‌ی تورنس، دنی یک موهبت ویژه دارد که به واسطه‌ی آن از دست نیروهای شر جان سالم به درمی‌برد. در قطب مقابل او پدر خانواده قرار دارد که روانش به اندازه‌ای آشفته است که کاملا دیوانه شده و قصد قتل خانواده‌اش را دارد. جک نیکلسون با بازی منحصربه‌فردش در درخشش یکی از اجراهای نمادین تاریخ سینما را ارائه داد.
جالب است بدانید استیون کینگ از فیلم درخشش متنفر است و فکر می‌کند با رمان او فاصله‌ی قابل‌توجهی دارد اما با همه‌ی این موارد اقتباس آزاد استنلی کوبریک یکی از دلهره‌آورترین فیلم‌های تاریخ سینما لقب گرفته است.
منبع: movieweb


source

توسط techkhabari