تریلر فصل جدید سریال پرطرفدار نتفلیکس، «چیزهای عجیب» (Stranger Things) به تازگی منتشر شده است و مخاطبان را بار دیگر به شهر کوچک هاوکینگز برد. در نتیجه‌ی اتفاقات فصل سوم، گروه شخصیت‌های اصلی داستان بیش از هر زمان دیگری از هم جدا شده‌اند. اما با نزدیک شدن جنگی فراطبیعی، آن‌ها باید با چیزهایی روبه‌رو شوند که هرگز تصورش را هم نمی‌کردند.
این سریال همیشه ژانرها و زیرژانرهایی گسترده‌ای را در بر می‌گرفته. مقدار زیادی درام نوجوانانه، مقداری کمدی و عناصر مختلفی هم از علمی-تخیلی در سه فصل منتشرشده از سریال وجود دارد و دقیقا همین ترکیب است که سریال را متمایز می‌کند. با این حال، تریلر فصل جدید جنبه تاریک‌تری از شخصیت‌ها و دنیای وارونه و چیزهایی را که در آن هستند نشان می‌دهد. ژانرهای علمی-تخیلی و وحشت اغلب بیشتر از آن چه که قابل تمایز باشد با هم درمی‌آمیزند و «چیزهای عجیب» هم در این مورد استثنا نیست.
در فصل جدید، شخصیت‌های اصلی که دیگر بچه نیستند،  با خطر یک جنگ قریب‌الوقوع روبه‌رو می‌شوند، همه چیز در هاوکینگز جدی می‌شود و فضای فیلم هم به طبع خشن‌تر و تیره‌تر است. این سریال در هر فصل عناصر وحشت بیشتری را به کار می‌بندد و به نظر می‌رسد این فصل نقطه اوج آمیختگی بین ژانر وحشت و علمی-تخیلی باشد. در ادامه نحوه ارتباط این دو ژانر و شیوه استفاده «چیزهای عجیب» از آنها برای ایجاد روایتی قانع‌کننده را تفسیر می‌کنیم.

ژانرهای علمی-تخیلی و وحشت بسیار شبیه به هم هستند، اگرچه هسته‌های آنها متفاوت است. ژانر وحشت بر ایجاد و کاوش ترس تمرکز دارد، در حالی که علمی-تخیلی به پیامدهای پیشرفت فناوری در جامعه می‌پردازد. وقتی به تعاریف آنها نگاه می‌کنیم، ممکن است به نظر برسد که این دو ژانر اشتراکات کمی دارند. با این حال آنها مسلماً خواستگاهی مشترک دارند: رمان فرانکشتاین. مری شلی در این رمان شبه‌علم را وارد داستان‌های وحشت کرد و در عین حال به تقویت علمی-تخیلی به عنوان ژانر کمک کرد. به همین دلیل، او را یکی از بنیانگذاران زیرژانر وحشت علمی-تخیلی می‌دانند.
فناوری در چند دهه گذشته با چنان سرعتی در حال پیشرفت بوده که عدم اطمینان و درماندگی ناشی از ندانستن یا درک نکردن معنای آن برای نوع بشر، در درازمدت، می‌تواند ترس زیادی بیافریند. زمانی که داروین از روش‌های علمی برای کشف تکامل استفاده کرد، مردم ترسیدند که این کار او به معنای مرگ دین باشد و به منحصربه‌فرد بودن نوع بشر پایان دهد. هنگامی که انسان‌ در قرن بیستم شروع به سفرهای فضایی یا کاوش در اعماق دریاها کرد، وسعت فضاهای کشف‌نشده همچنان ما را کوچکتر و کوچکتر می‌ساخت و سوالات ناشناخته‌ی وحشتناکی را پدید می‌آورد.
همین عوامل ناشناخته‌ای که در داستان‌های ژانر علمی-تخیلی وجود دارد آن را به ژانر وحشت نزدیک می‌کند. علم به دنبال کشف چیزهایی است که ما نمی‌دانیم و پاسخ‌هایی را می‌یابد که هرگز به ذهنمان نمی‌رسید. ژانر وحشت هم از این  ناشناخته‌ها برای ایجاد ترس بهره می‌برد و گاهی نشان می‌دهد که در واقع کشف ناشناخته می‌تواند وحشتناک‌ترین موضوع موجود باشد. اچ. پی. لاوکرافت به عنوان یکی از مولدهای وحشت مدرن در داستان احضار کطولحو می‌نویسد: «به نظر من مهربان‌ترین چیز در جهان ناتوانی ذهن انسان در کشف ارتباط میان همه مطالب است. ما در جزیره‌ای آرام از جهل در میان دریاهای سیاه بی‌نهایت زندگی می‌کنیم، و به این معنا نیست که باید سفری به ناشناخته‌ها داشته باشیم … روزی گردهم‌آمدن دانش تکه‌تکه‌ی ما، مناظر وحشتناکی از واقعیت و موقعیت وحشتناکمان در آن را به ما نشان خواهد داد. در این صورت یا از وحشت این دانش دیوانه خواهیم شد یا از نور به آرامش و امنیت عصر تاریکی جدید خواهیم گریخت.»
عامل ناشناخته‌ای که در «چیزهای عجیب» کشف می‌شود، وحشتناک‌تر از آن چیزی است که شخصیت‌ها می‌توانستند تصور کنند. این سریال اولین نمایشی نیست که این دو ژانر را با هم بررسی می‌کند، اما یکی از موفق‌ترین نمونه‌های معاصر است که نشان می‌دهد چگونه وحشت و علم می‌توانند با یکدیگر برای خلق داستانی پیچیده همکاری کنند. یک عنصر در سریال وجود دارد که این ترکیب را ایجاد می‌کند: دنیای وارونه. توهمات و هیولاها المان‌های ترسناکی هستند که می‌توانند عناصری از یک داستان وحشت باشند، ولی مفهوم بُعد دیگری که دقیقاً شبیه به ماست و از طریق علم مدرن به آن دسترسی پیدا کرده‌ایم، در عین حال که یک سناریوی پساآخرالزمانی و وحشت است مشخصا علمی-تخیلی‌ست.

حتی اگر اکثر مردم موافق باشند که می‌توان آن را به عنوان وحشت علمی-تخیلی طبقه بندی کرد، این سریال عمدتاً داستانی علمی-تخیلی در نظر گرفته می‌شود. با این حال، با توجه به تریلر فصل جدید، باید منتظر فصلی بسیار ترسناک‌تر از فصل‌های گذشته باشیم. سریال از فصل اول ترسناک بوده است. صحنه ای که دموگورگان از دیوارهای خانه‌ی بایرز بیرون می‌آید و چراغ‌ها همچنان روشن و خاموش می‌شوند، یکی از ترسناک‌ترین صحنه‌های فصل اول است. اتفاقات و ناامیدی در حین یافتن ویل و اطلاعاتی که در مورد دوران کودکی الون داده می‌شود بدون شک داستان فیلمی ترسناک است. فقط این یک شخصیت نیست که در طی سه فصل تسخیر می‌شود: ویل در فصل دو و بیلی در فصل سه گرفتار موجودات دنیای وارونه می‌شوند. سریال حتی از در چند صحنه از جامپ اسکر هم بهره می‌برد.
با شبیه‌سازی فیلم‌های ترسناک دهه ۸۰ در جای جای سریال، ادای احترام واضحی به فیلم‌های هیولایی محبوب آن دوران شده است. دموگورگان، هیولای نفرت‌انگیز با چند ردیف دندان را می‌توان تقریباً به همه‌ی فیلم‌های هیولایی آن دوره نسبت داد. در ادامه هم تلاش‌های نانسی و جاناتان برای مطالعه و درک این هیولا اشاره به بسیاری از داستان‌های علمی-تخیلی دارد. آنها به این موضوع به عنوان تحقیقی جدی نگاه می‌کنند و در تلاشند هیولا را با حیواناتی که قادر به درکشان هستند، مقایسه کنند.
علاوه بر نمونه‌های شناخته‌شده‌ای مانند فرنچایز «بیگانگان» (Alien)، ترکیب ژانر وحشت و علمی-تخیلی در طول سال‌ها همواره موفقیت‌آمیز بوده است. یکی از سریال‌های اصلی که شروع به بازی با محدودیت‌های این ژانرها کرد، سریال «پرونده‌های ناشناخته» (The X-Files) در دهه ۹۰ بود. حساسیت بیش از حد مولدر به بیگانگان درکنار شک و تردید اسکالی به‌قدری خوب از آب در آمد که سال‌ها پس از پایان سریال یک فصل اسپین‌آف برای آن ساخته شد. این سریال تقریبا هر کابوس علمی-تخیلی قابل تصوری را، اغلب به روش‌هایی بسیار ترسناک، مطرح می‌کرد.

یکی از منابع الهام بزرگ «چیزهای عجیب»، پادشاه وحشت، استیون کینگ است. حتی فونت لوگوی سریال هم همان فونت نمادینی است که در جلدهای شومیز کتاب‌های کینگ در دهه ۸۰ استفاده می‌شد. این نویسنده در بسیاری از رمان‌های خود مانند مه، زیر گنبد، مرد دونده و مجموعه‌ی برج تاریک از ترکیب ژانرهای علمی-تخیلی و وحشت استفاده کرده است.
فصل چهارم «چیزهای عجیب» در ۲۷ می اکران می‌شود. چیزهای زیادی از تریلر پخش‌شده می‌توان کشف کرد، اما یک چیز قطعی است: جنگی حماسی بین شخصیت‌های محبوب ما و مکانی رخ خواهد داد که منشا کابوس آن‌ها (و شاید بسیاری از بینندگان از زمانی که برای اولین بار در سال ۲۰۱۶ وارد هاوکینگ شدند) است و وحشت زیادی در این فصل وجود خواهد داشت.
منبع: MOVIEWEB


source

توسط techkhabari