تغییر ظاهر و شکل و شمایل شخصیت‌ها مدت‌هاست که زمینه مناسبی برای آثار انیمیشنی مختلف بوده است. در «سفید برفی»، یک ملکه شیطان‌صفت (با صداپیشگی لوسیل لاورن) به یک جادوگر عجوزه و پیر تبدیل می‌شود. در «دیو و دلبر»، خدمتکارانی را داریم که تبدیل به قوری و کاسه‌های غذا شده‌اند.
پینوکیو یک عروسک چوبی بود که به یک پسر واقعی تبدیل شده بود. هم‌چنین فیلم‌های دیگری را داریم که در آن‌ها شخصیت‌های انسانی به حیوانات تبدیل می‌شوند و «قرمز شدن»، جدیدترین انیمیشن پیکسار، تازه‌ترین اثر در این زمینه است.
در این انیمیشن، می‌ لی نوجوان (با صداپیشگی رزالی چیانگ) هنگام هیجان‌زده شدن به یک پاندای بزرگ و قرمز تبدیل می‌گردد. منتقدان از «قرمز شدن» استقبال کرده و مضامین آن از جمله معضلات نوجوانی و نگرش مثبت نسبت به بدن از نقطه نظر یک خانواده آسیایی-کانادایی را پسندیده‌اند. اما جایگاه این فیلم در میان دیگر انیمیشن‌هایی که در آن‌ها، انسان‌ها به حیوانات تبدیل می‌شوند کجاست؟
انیمیشن‌
«خرس برادر ۲» در سال ۲۰۰۶ و در کنار آثاری مانند «بامبی ۲» و «روباه و سگ شکاری ۲» مستقیما در قالب ویدیوهای خانگی منتشر شد. این انیمیشن یک دنباله غیرقابل توجیه است که حتی در میان دیگر دنباله‌های ضعیفی که در همان زمان در قالب ویدیوهای خانگی منتشر شدند، متمایز نیست. در این انیمیشن، کنای (پاتریک دمپسی) هنوز یک خرس است و با کودا (جرمی سوارز) ارتباط دارد. دوست دوران کودکی کنای، نیتا (مندی مور) که در شرف ازدواج است، ازدواج نمی‌کند، چرا که کنای را پیدا می‌کند و در پایان، خودش تبدیل به یک خرس می‌شود. دیو توماس و ریک مورانیس به عنوان صداپیشگان گوزن‌ها از معدود نکات مثبت این اثر بودند.
انیمیشن‌
کنای (با صداپیشگی واکین فینیکس) خشمگین از خرسی که برادرش را کشته، او را شکار می‌کند و می‌کشد اما خودش تبدیل به یک خرس می‌شود. کنای که نمی‌تواند دوباره به انسان تبدیل شود تا زمانی که اشتباهاتش را جبران کند، با کودا (سوارز)، توله‌ای که مادرش را گم کرده، همراه می‌شود. البته که مادر او گم نشده، بلکه توسط کنای کشته شده است. کنای با درک اشتباه خود و با کمک کردن به کودا،  فرصت این را پیدا می‌کند تا دوباره به انسان تبدیل‌ شود اما از آن می‌گذرد و یک خرس باقی می‌ماند. انتخاب این که کدام یک از این دو فیلم بدتر است، کمی سخت به نظر می‌رسد اما «خرس برادر» حداقل اکران سینمایی‌ داشت و همکاری مجدد توماس و مورانیس که مخاطبان را به یاد شخصیت‌های باب و داگ مک‌کنزی در اس‌سی تی‌وی می‌انداخت، در نوع خود فوق‌العاده بود.
انیمیشن‌
لنس استرلینگ (ویل اسمیت) که خود را شگفت‌انگیزترین جاسوس جهان می‌داند، به‌طور ناخواسته و از طریق یک دستگاه بیودینامیک ساخته شده توسط دانشمند جوانی به نام والتر بکت (تام هالند) به یک کبوتر تبدیل می‌شود. استرلینگ و بکت باید یک تروریست را ردیابی کنند. این فیلم، اثری مناسب و با طنز و سکانس‌های اکشن فراوان است اما در میان انیمیشن‌های متعدد سال ۲۰۱۹ منتشر شد که همین موضوع، کار را برای آن سخت کرد و این انیمیشن متاسفانه چندان نتوانست خود را نشان دهد.
انیمیشن‌
پرنسس اسکاتلندی، مریدا (کلی مک‌دونالد) که تمایلی به ازدواج ندارد، تصمیم می‌گیرد که از این پس کنترل زندگی خود را در دست بگیرد و به همین خاطر درگیر مشکلاتی با مادرش، ملکه الینور (اما تامپسون) که اصرار دارد به سنت‌ها پایبند باشد، می‌شود. طاقت مریدا به سر می‌رسد و با جادوگری (جولی والترز) آشنا می‌شود که آرزوی این پرنسس ( ایجاد تغییر در مادرش) را برآورده می‌کند. اما تغییری که رخ می‌دهد آن نوع تغییری نیست که مریدا در نظر داشت و مادرش تبدیل به یک خرس می‌شود. مریدا باید قبل از این که خیلی دیر شود ملکه را به حالت عادی بازگرداند و رابطه خود با او را بهبود بخشد. «شجاع» یک انیمیشن خوب اما نه عالی است که دیزنی و پیکسار به واسطه آن، مریدا را وارد معبد پرنسس‌های دیزنی می‌کنند اما در مقایسه با سایر آثار پیکسار، انیمیشنی ضعیف محسوب می‌شود.
انیمیشن‌
شاهزاده ناوین (برونو کامپوس) از مالدونیا به نیواورلئان می‌رسد و به دنبال یک دختر ثروتمند جنوبی برای ازدواج است. او و پیشخدمتش به جادو روی می‌آورند و نزد دکتر فاسیلیه (کیث دیوید) می‌روند اما او، ناوین را به قورباغه تبدیل می‌کند تا ثروت خانواده لابوف را به‌دست آورد. ناوین با تیانا (آنیکا نونی رز)، بانوی جوانی آشنا می‌شود که رویای باز کردن رستوران خود را در سر دارد.
ناوین با این تفکر که تیانا یک پرنسس است، از وی درخواست می‌کند تا او را ببوسد تا خودش به حالت عادی بازگردد. در ادامه، تیانا هم که یک پرنسس نیست، تبدیل به قورباغه می‌شود و آن دو باید به دنبال دکتر فاسیلیه بگردند تا راز انسان شدن را بفهمند. «پرنسس و قورباغه» به عنوان یک انیمیشن دستی و پس از سال‌ها ساخت آثار کامپیوتری درخشان، با به تصویر کشیدن اولین پرنسس سیاه‌پوست دیزنی، بازگشتی بسیار خوشایند به این سبک از انیمیشن‌ها بود. متاسفانه این فیلم چندان خاطرانگیز نیست و قطعات موسیقی آن فاقد کیفیتی آثاری مانند «یخ‌زده» یا «افسون» هستند.
انیمیشن‌
این عروسک می‌خواهد تبدیل به یک پسر واقعی شود، ماجراجویی‌های خاصی را پشت سر می‌گذارد، نهنگ او را می‌بلعد و در نهایت به خواسته خود می‌رسد. این داستان را همه می‌دانند. با این حال یک قسمت از فیلم واقعا ترسناک است: جزیره لذت. همین دو کلمه به تنهایی کافی است تا هرکسی که این اثر کلاسیک دیزنی را دیده، استرس بگیرد. مرد مربی (استوارت بوکانان) پسران نافرمان را به خواست خودشان به جزیره لذت می‌برد که مکانی خوش و جذاب به نظر می‌رسد اما این فقط ظاهر قضیه است. پسرها تاوان اشتباه خود را پس می‌دهند و تبدیل به الاغ‌هایی می‌گردند که توسط مربی به عنوان برده فروخته می‌شوند. خوشبختانه پینوکیو (دیک جونز) موفق به فرار می‌شود. این سکانس، صحنه‌ای دلخراش در این فیلم ملایم است اما به هر حال، بر جایگاه «پینوکیو» به عنوان یک فیلم کلاسیک و مهم، تاثیری ندارد.
انیمیشن‌
وقتی می لی هیجان‌زده می‌شود، به یک پاندای قرمز تبدیل می‌گردد و این اتفاقی است که برای همه زنان خانواده او در زمان بلوغ رخ می‌دهد. می و دوستانش با استفاده از این توانایی جدید، مخفیانه به خاطر بلیط کنسرت گروه محبوبشان، پول جمع می‌کنند. وقتی مادرش (ساندرا اوه) متوجه می‌شود که دخترش برخلاف میل او به کنسرت رفته، تبدیل به یک پاندای قرمز غول‌پیکر می‌شود و به دنبال می می‌رود. با این حال، آن‌ها با کمک تمام اعضای خانواده، آشتی می‌کنند و همه چیز به خوبی خاتمه می‌یابد و می به درک بهتری از شخصیت خود می‌رسد. گذر زمان تعیین‌کننده عیار «قرمز شدن» خواهد بود اما این اثر دست روی موضوعاتی گذاشته که دیگر آثار دیزنی‌ و پیکسار به آن (حداقل به اندازه موثر) نپرداخته‌اند. این فیلم به عنوان اثری استعاری و شجاعانه درباره بلوغ مورد ستایش قرار گرفته است. شخصیت‌های اصلی با افتخار چینی هستند و نوجوانان را تشویق می‌کنند تا منحصر به فرد بودن را بپذیرند. «قرمز شدن» به کارگردانی دامی شی انیمیشنی خنده‌دار و دلچسب است.
انیمیشن‌
والاس (پیتر سالیس) و سگ باهوشش، گرومیت، یک کسب و کار در رابطه با مبارزه با آفات را اداره می‌کنند و آفاتی مانند خرگوش را از سبزیجاتی که مردم برای مسابقه بزرگ پرورش سبزیجات توتینتون هال پرورش می‌دهند دور نگه می‌دارند. والاس پس از یک اتفاق ناگوار، ویژگی‌های شخصیتی یک خرگوش را به خود می‌گیرد و با کامل شدن ماه، به خرگوشی مخوف تبدیل می‌شود. اوضاع رو به وخامت می‌رود و گرومیت و دوست خرگوشش، هاچ، باید شرایط را به حالت عادی بازگردانند. همه طرفدار کمدی بریتانیایی نیستند اما اگر این آثار را دوست دارید، پس «نفرین خرگوشی» را هم ببینید. این انیمیشن، فیلم‌های کوتاه محبوب والاس و گرومیت را بسط می‌دهد و اثری خنده‌دار، صمیمی و دیوانه‌کننده است و در آن، برای اولین بار، یک نفر از پنیر بیشاپ برای شکستن یک طلسم استفاده می‌کند.
انیمیشن‌
این اثر کلاسیک دیزنی در سال ۱۹۹۱ و اولین انیمیشنی که نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم شد، یک شاهکار بصری و ویترینی از موسیقی‌های متن شگفت‌انگیز است. یک شاهزاده مغرور (رابی بنسون) توسط یک افسونگر به یک دیو تبدیل می‌شود و باید یاد بگیرد که دیگران را دوست داشته باشد و قبل از تولد ۲۱ سالگی، معشوقه‌ای برای خود پیدا کند، در غیر این صورت برای همیشه یک دیو باقی می‌ماند. در ادامه، دیو، موریس (رکس اورهارت) را به دلیل تجاوز به اموالش زندانی می‌کند و دختر موریس، بل (پیج اوهارا) را نزد خود می‌آورد. دیو فقط یک حیوان نیست، بلکه ترکیبی از تعدادی حیوان از جمله گاومیش، خرس، گوریل، شیر، گرگ و گراز وحشی است. فیلم با جادوی خود کاری می‌کند تا عشق دیو و دلبر را باور کنیم و حتی قلب بدبین‌ترین بیننده را هم تسخیر می‌کند.
انیمیشن‌
«شهر اشباح» از استودیو جیبلی و به کارگردانی هایائو میازاکی، تحسین‌شده‌ترین فیلم این فهرست است. این فیلم جوایز متعددی از جمله بهترین انیمیشن بلند هفتاد و پنجمین دوره اسکار را دریافت کرد. چیهیرو اوگینو ده ساله (رومی هییاگی در نسخه ژاپنی و داویگ چیس در دوبله انگلیسی) و خانواده‌اش در یک شهربازی متروکه در راه خانه جدیدشان توقف می‌کنند. آن‌ها از کنار رودخانه می‌گذرند و والدینش در آن‌جا رستورانی خالی پیدا می‌کنند که پر از غذا است و چیهیرو با پسری به نام هاکو (مییو ایرینو/جیسون مارسدن) آشنا می‌شود که به او هشدار می‌دهد تا قبل از غروب آفتاب به آن سوی رودخانه بروند.
با این حال، والدین او توسط جادوگری به نام یوبابا به خوک تبدیل می‌شوند. بنابراین چیهیرو باید تلاش کند تا دریابد که والدینش چگونه می‌توانند به دنیای انسان‌ها بازگردند. این انیمه خیره‌کننده، تخیلی، نقطه عطفی در دنیای انیمیشن و تجربه‌ای است که روح شما را می‌نوازد.
انیمیشن‌
«زندگی جدید امپراطور»، محصول دیزنی، شاید به شکلی تفرقه‌انگیز، کمی بالاتر از شهر اشباح قرار بگیرد. امپراتور کوزکو (دیوید اسپید) توسط مشاور سابق و شرورش، ایزما (ارثا کیت) و یکی از افرادش، کرونک (پاتریک واربرتون) به یک لاما تبدیل می‌شود. کوزکو برای تبدیل شدن به یک انسان به کمک رهبر دهکده، پاچا (جان گودمن) نیاز دارد. «زندگی جدید امپراطور» شبیه هیچ‌کدام از انیمیشن‌های دیگر دیزنی نیست. هیچ اتفاق واقعا تلخ یا غم‌انگیزی رخ نمی‌دهد، هیچ قطعه موسیقی خاصی وجود ندارد اما انیمیشن در تمام مدت زمان خود واقعا جذاب است (مخصوصا در سکانسی که ایزما و کرونک در تلاش هستند تا قسمتی از داستان را توضیح دهند).
این انیمیشن، هم برای بزرگسالان و هم برای کودکان، مناسب به نظر می‌رسد و از زمان انتشارش طرفداران زیادی پیدا کرده است. اسپید کاملا با این نقش سازگار است و کوزکوی خودمحور را به خوبی به مخاطب معرفی می‌کند. کیت نیز به خوبی از عهده صداپیشگی شخصیت شرور ایزما برمی‌آید. گودمن به زیبایی‌ جنون کاراکتر خود را به بیننده القا می‌کند و هیچ‌کس بهتر از واربرتون نیز نمی‌تواند نقش یک شخصیت سبک‌مغز را اجرا کند. این انیمیشن در زمینه تبدیل شدن انسان‌ها به حیوانات، بهترین است.
منبع: collider


source

توسط techkhabari