اینکه باور داشته باشیم فیلم‌های ضد فاشیستی از محبوبیت کمی بین سینمادوست‌ها برخوردارند، اشتباه بزرگی است. در این روزگار جناحی که از هر گوشه‌اش دستی برای اعلام برتری بلند می‌شود، پرداختن به این موضوع نه تنها می‌تواند تلنگری بر اعتقادات بسته باشد، بلکه به تصویر کشیدن رخدادهای تاریخی حول محور فاشیست و جنبش‌های ضد فاشیستی یادآور جنایات تلخی است که زمانی بر انسانیت روا شد و هنوز هم می‌شود. از این روی ما در این مطلب دیدن ۱۰ فیلم ضد فاشیستی برتر سینمای جهان را به شما توصیه می‌کنیم.
محکومیت اعضای تشکیلات سیاسی/ سازمانی جنایتکار طلوع طلایی (Golden Dawn جناح راست‌گرای افراطی یونانی) باعث شد تا به یاد بیاوریم که ایستادگی در برابر فاشیسم چقدر مهم است. در سینما هم برخی از فیلم‌ها سهم خود را در «مبارزه» داشتند و پیام‌های شگفت‌انگیزی را علیه هیولای فاشیسم منتقل کردند.
علاوه بر فیلم‌هایی با پیام‌های بلند و مهم، آثاری که در این مطلب نام می‌بریم شاهکارهای سینمای جهان هستند که تضمین می‌کنیم از تماشای آن‌ها لذت خواهید برد. تعداد بی‌شماری فیلم‌های ضد فاشیستی عالی و همچنین مستند مانند «سقوط» (Downfall)، «لیست شیندلر» (The Schindler List)، «۱۹۸۴» (۱۹۸۴)، «زندگی دیگران» (The lives of others)، «روبان سفید» (The White Ribbon)، «زد» (Ζ) و ده‌ها فیلم تحسین شده‌ی دیگر وجود دارد، اما در این مطلب ما ۱۰ فیلم برتر از کشورهای مختلف انتخاب کردیم که هرکدام از دید متفاوتی به ضد فاشیست می‌پردازند.
موج
چگونه کل یک جامعه می‌تواند فاشیسم را بپذیرد؟ به همان آسانی که فقط یک کلاس درس می‌تواند، آن هم زمانی که از یک معلم در یکی از کلاس‌هایش خواسته می‌شود تا از طریق پروژه‌ای بحث‌برانگیز به دانش‌آموزانش بیاموزد که تمامیت‌خواهی یا استبداد به چه معناست. رویکرد او دانش‌آموزان را تحت تاثیر قرار می‌دهد، اما این آزمایش مخاطره‌آمیز به سرعت ابعاد ترسناکی به خود می‌گیرد.
این فیلم اگرچه محصول اروپا و به زبان آلمانی است، اما بر اساس رویدادهای واقعی سال ۱۹۷۰ در کالیفرنیا ساخته شده است. این فیلمی است که همه نوجوانان باید آن را ببینند و می‌تواند موضوع خوبی برای هر معلمی در کلاس درسش باشد.
تلریخ مجهول آمریکا
یکی دیگر از فیلم‌های ضد فاشیستی مهم که هر جوانی باید ببیند.
ادوارد نورتون در نقش درک وینیارد با اجرایش در این فیلم لرزه بر اندام بیننده می‌اندازد. یک نئونازی سابق متوجه می‌شود که اقدامات او عواقب جبران ناپذیری برای اطرافیانش دارد. او از اول درک می‌کند که فلسفه نفرت که قبلا با شور و اشتیاق مورد استقبال قرار می‌گرفت چقدر مضر است. آیا او می‌تواند آسیبی را که به بار آورده است جبران کند یا زندگی ثابت می‌کند که بهای خشونت تنها با خشونت پرداخت می‌شود؟
وقایع فیلم بر اساس قانون «عمل و عکس‌العمل» نیوتون اتفاق می‌افتد و در عین حال می‌بینیم که محرک‌هایی که از الگوهای خود دریافت می‌کنیم چقدر می‌تواند بر ما تاثیر بگذارد. فیلم روشن می‌کند قبل از اینکه خیلی دیر شود باید خود را از این استانداردها متمایز کنیم.
پلنگ سیاه
در ۵۲ سال گذشته حقوق سیاه‌پوستان در آمریکا و سراسر جهان تغییر چندانی نکرده است. «پلنگ‌های سیاه»، یک مستند کوتاه محصول سال ۱۹۶۸ به کارگردانی آنیس واردا، در اوکلند کالیفرنیا در جریان اعتراض‌ها به دستگیری هوی پی نیوتن، یکی از بنیان‌گذاران حزب پلنگ‌های سیاه، ساخته شد. این مستند نشان دهنده نژادپرستی و خشونت سیستماتیک علیه جامعه سیاه‌پوست است. از آن زمان تا امروز که جنبش «جان سیاه‌پوستان مهم است» (Black Lives Matter) بیش از هر زمان دیگری رساتر شنیده می‌شود.
در تابستان ۱۹۶۸ بسیاری در اعتراض به دستگیری نیوتون به اوکلند آمدند. خود نیوتن از بدرفتاری در زندان با دوربین صحبت می‌کند و همچنین از آرمان‌های پلنگ سیاه که شامل محافظت از جامعه سیاه‌پوست در برابر پلیس، اطلاع رسانی از حقوق و مبارزات روزانه آن‌ها می‌شود، حرف می‌زند.
افراد دیگری هم در مقابل دوربین صحبت می‌کنند، از جمله کاتلین کلیور که از جنبش موهای طبیعی (تا دهه ۱۹۷۰، زنان سیاهپوست موهای خود را مرتبا صاف می‌کردند تا با هنجارهای اجتماعی آن زمان مطابقت داشته باشند) و اهمیت روزافزون حضور زنان در موقعیت‌های رهبری در جنبش پلنگ سیاه می‌گوید.
فیلم با محکوم شدن نیوتن به قتل و یک جنایت نفرت انگیز نژادپرستانه با تیراندازی دو افسر پلیس به پنجره دفتر پلنگ سیاه که عکس نیوتن در آن آویزان شده بود، به پایان می‌رسد.
دیکتاتور بزرگ
یکی از مهم‌ترین فیلم‌های ضد فاشیستی تمام دوران.
چارلی چاپلین را که تا سال ۱۹۴۰ به دیدن کمدی‌هایی با کاراکتر ولگردش عادت کرده بودیم، با نوشتن کمدی که پیام ضد فاشیسم را به گونه‌ای منتقل می‌کند که اکثر فیلم‌های دراماتیک به آن حسادت می‌کنند، طرفدارانش را غافلگیر کرد. نیازی نیست در مورد این فیلم چیز زیادی بگوییم جز اینکه حتی اگر ۸۰ سال پیش اکران شده باشد، باز هم دیدنش هم لذت‌بخش است و هم تکان دهنده. پس از گذشت سال‌ها به اندازه‌ی امروز قابل ارجاع است و علیرغم «قدمت» آن دیدنش لذت‌بخش و داستانش پر مغز است.
پسر سشائول
این فیلم که برنده جایزه اسکار و گلدن گلوب بهترین فیلم خارجی زبان شده است، فیلمی است که حتی شکاک‌ترین افراد را در مورد اهمیت محکوم کردن نازی‌ها (و نئونازی‌ها) به خاطر جنایاتی که در طول تاریخ مرتکب شده‌اند متقاعد می‌کند.
سائول یک زندانی مجارستانی-یهودی در آشویتس است و متاسفانه مجبور است برای جمع‌آوری اجساد از اتاق‌های گاز (گروه زوندرکاماندو واحدهای کاری متشکل از زندانیان نازی که اغلب یهودی بودند و وظیفه‌شان معدوم کردن اجساد مربوط به فجایعی مانند هولوکاست بود) کار کند. احتمالا آن‌ها بدترین پست را داشتند و احتمالا غیرانسانی‌ترین و بدترین گروهی است که نازی‌ها تا به حال ساخته‌اند.
کارگردانی هوشمندانه ما را به خوبی در روان سنتز شده‌ی قهرمان داستان، بازیگر و شاعر گزا روریگ قرار می‌دهد. دلیلش این است که کلوزآپ‌ها و نماهای تاریک فقط چهره‌ها، خاک و نرده‌ها را نشان می‌دهند. نه بهشتی هست و نه امیدی.
معتقد
این فیلم به این دلیل در لیست ما قرار دارد که به پدیده‌ای می‌پردازد که اغلب مشاهده می‌شود اما به ندرت به صفحه نمایش بزرگ منتقل شده است. پدیده بسیار مهم نژادپرستی درونی شده. کلیشه‌های اجتماعی و نژادپرستانه تاثیر بسیار بیشتری از آنچه ما فکر می‌کنیم بر جوانان می‌گذارد.
فیلم به خوبی نشان می‌دهد که هر انسانی در تلاش برای گذر از روزگار کودکی به بزرگسالی، مانند اسفنج عناصر ایدئولوژی‌های مختلف را جذب می‌کند تا در آن جا بیفتد. آن‌ها زندگی عاری از اثرات دردناک نژادپرستی را انتخاب می‌کنند، همچنین به جای متمایز کردن خود از طبیعت، علیه خود برمی‌خیزند.
بنابراین، در فیلمی با بازی رایان گاسلینگ، یک جوان یهودی، کاریزماتیک اما عمیقا گیج، ریشه‌های خود را به حدی رد می‌کند که در نهایت یک نئونازی می‌شود. با این حال، گذشته او همچنان آزارش می‌دهد.
جرانمزاده های لعننتی
باید بپذیریم که این فیلم لذت‌بخش به کارگردانی کوئنتین تارانتینو، ضروری‌ترین پیام‌های ضد فاشیستی را ندارد. اما این داستانی است که چرخشی متفاوت از تاریخ را نشان می‌دهد، جایی که انتقام شخصی از نازی‌ها منجر به نابودی هیتلر قبل از پایان واقعی او می‌شود.
با این حال، این جالب‌ترین و سرگرم کننده‌ترین درس «ضد فاشیستی» است. از آن دست فیلم‌های ضد فاشیستی که اصلا نباید از دست بدهید.
سرزمین و آزادی
مقدمه جنگ جهانی دوم، جنگ داخلی اسپانیا، زنگ خطر قریب‌الوقوع فاشیستی را در جهان به صدا درآورد. کن لوچ، فیلمساز بزرگ، تاریخ متحرک جنگ داخلی اسپانیا را استادانه بیان می‌کند، در حالی که ژنرال فرانکو تلاش می‌کند زمام کشور را در دست بگیرد.
دیوید مردی از لیورپول که حالا بیکار شده، عمیق‌ترین احساسات دموکراتیک خود را دنبال می‌کند و داوطلبانه به نیروهای ضد فاشیست اسپانیا می‌پیوندد، و وحشت‌های جنگ را از نزدیک تجربه می‌کند.
نفرت
فیلم سیاه و سفید به نویسندگی و کارگردانی متیو کاسویتس، امروز بیش از هر زمان دیگری قابل ارجاع است.
سه جوان مهاجر از جمله ونسان کسل به دنبال انتقام دوست بدشانس خود هستند که قربانی خشونت پلیس شده است. آن‌ها با سرگردانی بی‌هدف در محله‌های فقیرنشین پایتخت فرانسه با یک هفت تیر در دست، ۲۴ ساعت دلخراش زندگی خود را سپری خواهند کرد.
فیلمی که پاریس واقعی را به ما نشان می‌دهد، نه آنچه در کمدی‌های رمانتیک و شاهکارهای کلاسیک سینمای کلاسیک می‌بینیم. پاریس زاغه‌نشین‌ها و نابرابری.
وی مثل وندتا
فیلمی هیجان‌انگیز که به خاطر شخصیت انقلابی‌اش، با بازی‌های شگفت‌انگیز هوگو ویوینگ و ناتالی پورتمن شناخته می‌شود.
در آینده دیستوپیایی که انگلستان افسار یک رژیم توتالیتر را به دست گرفته است، یک کارمند «ساده» با ایده‌های مقاومت آشنا می‌شود. او با وی، انقلابی نقابدار معروفی که از گای فاکس، توطئه‌گر بدنام قرن هفدهمی الگوبرداری کرده است، ملاقات می‌کند که در ۵ نوامبر ۱۶۰۵ تلاش کرد پارلمان انگلیس را منفجر کند!
این فیلم که از کتاب کامیک معروفی به همین نام نوشته‌ی دیوید لوید و آلن مور اقتباس شده است، تصاویر جذاب کامیک را به آینده فاشیستی، به آلیاژ جالبی از مانیفست سیاسی و فریاد ناامید کننده‌ی عذاب منتقل می‌کند. فیلمنامه‌ی این اثر امضای خالقان با استعداد ماتریکس یعنی واچوفسکی‌ها را پای خود دارد.
منبع: tekdeeps


source

توسط techkhabari