شکست‌های یک لپ‌تاپ برای هر کودک چیزهای زیادی در مورد رفع نابرابری‌های آموزشی به ما می‌آموزد.
در ماه مه 2020، دو ماه پس از تعطیلی مدارس و زندگی عمومی در سراسر جهان توسط کووید-19، جک دورسی، مدیر عامل توییتر، اعلام کرد که 10 میلیون دلار به منطقه یکپارچه مدرسه اوکلند کالیفرنیا برای خرید 25000 کروم بوک می دهد. دورسی در توییتی نوشت که کمک مالی او «به هر کودکی در اوکلند دسترسی به لپ‌تاپ و اینترنت در خانه‌هایشان را می‌دهد». کمک مالی فقط یک روز پس از اوکلند شهردار لیبی Schaaf اعلام #OaklandUndivided فعالیت برای جمع آوری 12.5 میلیون $ به "نزدیک شکاف دیجیتالی برای خوب" در شهرستان.
منطقه مدرسه اوکلند، همراه با بسیاری از نقاط جهان، مطمئناً به کمک نیاز داشتند. علیرغم نزدیکی شهر به مراکز قدرت و ثروت دره سیلیکون، 71.2 درصد از فرزندان این شهر واجد شرایط دریافت ناهار مدرسه رایگان یا ارزان قیمت در سال شیوع بیماری همه گیر بودند. نیمی از آنها کامپیوتر و اتصالات اینترنتی لازم برای فعال کردن تغییر ناگهانی به یادگیری از راه دور را نداشتند. این اعداد نشان دهنده روندهای سراسری است . خانوارهای کم درآمد کمتر احتمال دارد که پهنای باند داشته باشند. بیش از یک چهارم آنها تنها به اتصال اینترنت اندازه‌گیری شده گوشی هوشمند خود متکی هستند و بسیاری از آنها یک کامپیوتر فرسوده را به اشتراک می‌گذارند. در آگوست 2020، تصویری از دو دختر جوان که در پیاده‌روی کثیف بیرون از تاکو بل در سالیناس، 100 مایلی جنوب اوکلند نشسته‌اند و از اتصال اینترنتی عمومی رستوران برای شرکت در کلاس با لپ‌تاپ‌های مدرسه‌شان استفاده می‌کنند، به عنوان نمادی قدرتمند در فضای مجازی منتشر شد. چرخش به یادگیری از راه دور برای بسیاری از دانش‌آموزان چقدر دشوار بود و شکاف دیجیتالی همچنان گسترده بود.
این داستان بخشی از شماره نوامبر 2021 ما بود
پوشش مطبوعاتی اهدای دورسی بسیار مثبت بوده است. با این حال، ابتکاری بیش از 15 سال پیش به یاد من افتاد که وعده های مشابهی را برای فقیرترین کودکان داده بود. در اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی در تونس در نوامبر 2005، نیکلاس نگروپونته، یکی از بنیانگذاران آزمایشگاه رسانه MIT، از یک لپ‌تاپ ماکت سبز روشن پرده برداری کرد که با رنگ لاستیکی مشکی مشخص شده بود. یک میل لنگ زرد رنگ، که برای شارژ دستگاه بود، از لولای بین صفحه کلید و صفحه نمایش بیرون می آمد. با وجود ظاهر اسباب‌بازی‌مانند، نگروپونته گفت این دستگاه یک کامپیوتر با امکانات کامل، مملو از نرم‌افزار متن‌باز آموزشی خواهد بود و قیمت آن تنها 100 دلار خواهد بود. او تاکید کرد که صدها میلیون دستگاه تا پایان سال 2007 در دست کودکان در سراسر جهان خواهد بود و تا سال 2010، هر کودک در جنوب جهانی یک دستگاه خواهد داشت – نه تنها شکاف دیجیتالی در بسیاری از کشورها را از بین می برد. اما همه آنچه را که برای تعلیم و تربیت خود نیاز دارند برای کودکان فراهم می کند. در حین ارائه، کوفی عنان، دبیرکل سازمان ملل متحد، میل لنگ دست را چرخاند و در لحظه ای نمادین، به طور تصادفی آن را قطع کرد .
با این حال، گزارش در مورد آنچه که به عنوان یک لپ‌تاپ برای هر کودک (OLPC) شناخته می‌شود، در سال‌های بعد تا حد زیادی مطلوب بود و شرکت‌های فناوری میلیون‌ها دلار و هزاران ساعت کار توسعه‌دهنده اهدا کردند. نگروپونته در سال‌های 2006 و 2007 در ده‌ها مکان مشهور، داستان‌های تأیید نشده‌ای از کودکانی که از لپ‌تاپ برای یادگیری زبان انگلیسی و آموزش خواندن به والدینشان از لپ‌تاپ استفاده می‌کردند، از کلاس‌های بداهه مجهز به لپ‌تاپ در زیر درختان و روستاهایی که صفحه نمایش لپ‌تاپ تنها منبع نور بودند، تعریف کرد. . (نگروپونته به درخواستی برای اظهار نظر پاسخ نداد.) او در گزیده‌ای از مصاحبه که در کانال یوتیوب OLPC در سال 2007 ارسال شد، گفت: «نمی‌خواهم چیز زیادی در OLPC بگذارم، اما اگر واقعاً باید به نحوه انجام این کار نگاه می‌کردم. از بین بردن فقر، ایجاد صلح و کار روی محیط زیست، راه بهتری برای انجام آن فکر نمی‌کنم.»
علیرغم شجره نامه معتبر و نیت خوب خود، OLPC تلاش کرد تا به وعده هایی که نگروپونته در اولین حضور پرشور خود داده بود عمل کند. برای یک چیز، ایده برق رسانی به رایانه ها با میل لنگ دستی غیرممکن بود و آنها با آداپتورهای متناوب AC استاندارد عرضه شدند، که ادعاهای OLPC را مبنی بر اینکه دستگاهش می تواند بدون زیرساخت های الکتریکی کار کند و " چند دهه توسعه را پشت سر بگذارد" رد کرد. علاوه بر این، دو مورد از جذاب‌ترین ویژگی‌های لپ‌تاپ – شبکه مش آن، که به ماشین‌ها اجازه می‌داد تا به عنوان تکرارکننده اینترنت بی‌سیم عمل کنند، و دکمه "مشاهده منبع" آن، که کد منبع برنامه در حال اجرا را نشان می‌داد، به‌طور پراکنده در بهترین و عملا هرگز استفاده نشد. شبکه مش از نسخه های بعدی نرم افزار لپ تاپ حذف شد. و فروش هرگز به سطحی که نگروپونته پیش‌بینی کرده بود نرسید: به جای صدها میلیون دستگاه، یک لپ‌تاپ برای هر کودک فقط 3 میلیون لپ‌تاپ فروخته است که هر کدام یک میلیون لپ‌تاپ به اروگوئه و پرو فروخته شده است. تقریباً تمام این فروش ها در سال های اولیه پروژه بود. بنیاد اصلی OLPC در سال 2014 منحل شد، اگرچه انجمن OLPC مستقر در میامی به مدیریت برند ادامه می دهد.
در نهایت، قیمت لپ‌تاپ‌ها بسیار بیشتر از 100 دلار است. خود دستگاه در ارزان ترین قیمت حدود 200 دلار بود و هزینه های قابل توجه زیرساخت، پشتیبانی، نگهداری و تعمیر را شامل نمی شد. این هزینه‌های مداوم در نهایت حتی پروژه‌های OLPC را که با قدرت شروع شده بودند، مانند پروژه پاراگوئه، خراب کرد. با 10000 لپ‌تاپ، این پروژه بزرگترین نبود، اما بسیاری از افراد جامعه OLPC در ابتدا آن را یکی از موفق‌ترین‌ها، با تیمی در سطح جهانی، ارتباط با رهبران دولت و رسانه‌ها و رویکردی انعطاف‌پذیر می‌دانستند. پاراگوئه Educa ، سازمان غیردولتی کوچکی که رهبری آن را بر عهده داشت، سرمایه‌گذاری زیادی در زیرساخت‌ها، نصب پریزهای دیواری، برج‌های WiMax و تکرارکننده‌های Wi-Fi در سراسر مدارس انجام داد. آنها با اتخاذ بهترین شیوه ها از سایر برنامه های لپ تاپ یک به یک، مربیان معلم را برای هر مدرسه و یک تیم تعمیر تمام وقت که هر هفته بین مدارس چرخش می کردند، استخدام کردند. هنگامی که OLPC نتوانست قطعات را برای تعمیرات تامین کند، آنها را از اروگوئه خریداری کرد که آنها را مستقیماً از تولید کنندگان دریافت کرد.
اتصالات اینترنت بیش از حد مدرسه باعث توقف یادگیری مبتنی بر وب شد و باتری‌هایی که شروع به کار کردند تا نیمه کلاس تخلیه شدند.
اما حتی با وجود این منابع، دانش‌آموزان و معلمان با شارژ کردن، مدیریت نرم‌افزار و خرابی دست و پنجه نرم می‌کردند – انواع مسائلی که برای والدین و مراقبانی که به طور ناگهانی مجبور شدند آموزش از راه دور فرزندانشان را در طول تعطیلی مدارس مرتبط با کووید، بسیار آشنا باشند. اگرچه لپ‌تاپ‌های OLPC به گونه‌ای ساخته شده‌اند که مستحکم و قابل تعمیر باشند، حدود 15 درصد از دانش‌آموزان تنها یک سال پس از پروژه پاراگوئه Educa، لپ‌تاپ‌های غیرقابل استفاده شکسته شده بودند. بسیاری دیگر لپ تاپ هایی با کلیدهای گم شده یا نقاط مرده روی صفحه نمایش خود داشتند که استفاده از آنها را دشوار و خسته کننده می کرد. حتی دانش‌آموزانی که دستگاه‌های کار می‌کنند اغلب فراموش می‌کنند قبل از کلاس آن‌ها را شارژ کنند یا نرم‌افزار حذف‌شده‌ای داشتند که معلمان می‌خواستند از آن استفاده کنند. اتصالات اینترنت بیش از حد مدرسه باعث توقف یادگیری مبتنی بر وب شد و باتری‌هایی که شروع به کار کردند تا نیمه کلاس تخلیه شدند. بیشتر معلمان به سرعت از تلاش برای استفاده از لپ‌تاپ در کلاس دست کشیدند و دو سوم دانش‌آموزان در خارج از مدرسه نیز هیچ علاقه‌ای به آنها نداشتند.
بسیاری از دانش آموزان در نتیجه یادگیری از راه دور عقب افتادند. در حال حاضر، مربیان در تلاش هستند تا دریابند که چگونه آنها را به دست آورند.
سه سال بعد، نسبت لپ‌تاپ‌هایی که غیرقابل استفاده شکسته بودند به بیش از نصف رسید و به ندرت کسی از آنها استفاده می‌کرد. پاراگوئه Educa با مشکلی مواجه شد که بسیاری از سازمان‌های غیردولتی با آن روبرو هستند: متقاعد کردن سرمایه‌گذارانی که با شور و شوق لپ‌تاپ‌های جدید OLPC «ابتکاری» را برای تأمین هزینه‌های جاری نگهداری و آموزش سرمایه‌گذاری کرده بودند، غیرممکن بود. در مقابل، پروژه OLPC در کشور همسایه اروگوئه، از بودجه ثابت دولتی برخوردار بوده و در نتیجه، تنها پروژه ای است که هنوز در حال اجراست – اگرچه این پروژه نیز در حفظ زیرساخت های خود و در دسترس قرار دادن تعمیرات در مناطق دورافتاده با مشکلاتی روبرو بوده است.
برنامه‌ریزی نکردن برای این نوع هزینه‌های مداوم – یا حتی بدتر از آن، اعلام اینکه این بار، این فناوری نیازی به محاسبه آنها نخواهد داشت، که مشخصه‌ای از لفاظی‌های "اختلال" سیلیکون ولی است – بنابراین قابلیت دوام یک لپ‌تاپ برای هر کودک را بیشتر تضعیف کرد. . همچنین به تداوم نابرابری های فناوری در سراسر جهان ادامه می دهد.
مشکلات مشابه دیگر برنامه های کامپیوتری مدارس را مخدوش کرده است. یکی از بزرگترین آنها، جزوه سال 2013 لس آنجلس از 43261 آی پد به دانش آموزان در 47 مدرسه است. با بازتاب تفکر OLPC، رهبری منطقه امیدوار بود که این تبلت ها، مملو از نرم افزارهای آموزشی گران قیمت، شکاف دیجیتال را در لس آنجلس از بین ببرد و به دانش آموزان کم درآمد کمک کند تا آموزش مورد نیاز خود را دریافت کنند. و مانند بسیاری از پروژه های OLPC، دستگاه ها با پشتیبانی طولانی مدت کمی عرضه شدند. آنها به زودی از کار افتادند و از کار افتادند. این نتایج روشن می‌سازد که بدون سرمایه‌گذاری‌های مداوم در زیرساخت‌ها، پشتیبانی، نگهداری و تعمیر – که هیچ‌کدام به اندازه دستگاه‌های جدید برای اهداکنندگان بالقوه هیجان‌انگیز نیستند – چنین پروژه‌هایی همچنان به شعارهای بلند خود ناکام خواهند ماند.
کمپین #OaklandUndivided نه تنها در مورد اعطای لپ‌تاپ و نقاط داغ اینترنتی به دانش‌آموزان صحبت کرده است، بلکه سالانه ۴ میلیون دلار برای نگهداری و پشتیبانی مستمر جمع‌آوری می‌کند. اما انتشارات مطبوعاتی #OaklandUndivided تقریباً منحصراً بر روی اعداد توزیع متمرکز شده است. این اعداد مسلماً چشمگیر هستند: تا جولای 2021، 14 ماه پس از راه‌اندازی، این کمپین 29000 لپ‌تاپ و 10000 نقطه داغ بی‌سیم را در اختیار دانش‌آموزان اوکلند قرار داده بود، و صفحه خبری پروژه مملو از اعلامیه‌هایی بود که شکاف دیجیتالی شهر را با موفقیت از بین برده است. . در همان زمان، کرتیس ساریکی، رئیس کارکنان ناظر ناحیه یکپارچه مدرسه اوکلند، در بیانیه‌ای به MIT Technology Review، گفت که این پروژه «هنوز در مرحله جمع‌آوری کمک مالی و ایجاد یک مدل پایداری» است تا از آن اطمینان حاصل شود. آینده بلند مدت درس های OLPC نشان می دهد که این ممکن است سخت ترین بخش باشد.
#OaklandUndivided عاقلانه است که نسبت به موضوع دیگری در داستان یک لپ تاپ برای هر کودک محتاط باشد: این ایده که سخت افزار کلید آموزش است. نیکلاس نگروپونته این مفهوم را به وضوح در یک سخنرانی کلیدی در اجلاس جهانی مطبوعات NetEvents در سال 2006 بیان کرد : او توضیح داد که چگونه لپ تاپ OLPC جایگزین معلمانی می شود که به گفته او "ممکن است فقط تحصیلات کلاس ششم داشته باشند."
او بدون مدرک گفت: «در برخی از کشورها، که من نامشان را نمی‌گذارم، یک سوم معلمان هرگز در مدرسه حاضر نمی‌شوند و برخی از آنها مست هستند.» در اکتبر 2005، نگروپونته به MIT Technology Review گفت: "تکنولوژی تنها وسیله ای برای آموزش کودکان در کشورهای در حال توسعه است."
این نوع لفاظی بسیاری از خدمات، فرصت‌ها و تجربیات اجتماعی را که مدارس ارائه می‌کنند – یا باید ارائه دهند – را به یک تجربه فردگرایانه بین یک یادگیرنده و مواد آموزشی تبدیل می‌کند، جایی که حتی معلم نیز از این فرآیند منع می‌شود. علاوه بر این، این نشان می‌دهد که چگونه مطبوعات محبوب و بسیاری از دانشگاهیان، به بحث در مورد شکاف دیجیتالی فقط از نظر دسترسی اولیه به رایانه متصل به اینترنت ادامه می‌دهند. حتی اگر این دستگاه ها و شبکه ها به درستی نگهداری شوند، این تنها بخش کوچکی از آنچه برای حمایت از آموزش و رفاه کودکان مورد نیاز است است.
آنچه در تمرکز بر در اختیار گرفتن لپ‌تاپ‌ها در دست کودکان وجود ندارد، مؤلفه اجتماعی یادگیری است – مؤلفه‌ای که اغلب بدیهی یا حتی تحقیر می‌شود. به عنوان یک فرهنگ، ایالات متحده مدتهاست که ایده قهرمانانه کودکان را دوست دارد که خودشان را آموزش دهند. فیلم‌ها و داستان‌ها دائماً این روایت را بازگو می‌کنند که در آن جوان‌های بی‌مصرف خود را با چکمه‌هایشان بالا می‌کشند. این افسانه ها به ویژه در مورد دانش فنی رایج هستند. اگرچه تحصیلات عالی در میان برنامه نویسان کامپیوتر معمولی است و بیشتر کارآفرینان موفق میانسال هستند ، روایتی که در کمپ های آموزشی کدنویسی، در بورسیه های Thiel برای ترک تحصیل از دانشگاه و به طور کلی در سراسر صنعت فناوری پخش می شود ، این است که دانشگاه و حتی در سطح عالی. مدرسه برای کارآفرینی تکنولوژیک ضروری نیست و حتی ممکن است مانع از آن شود. این افسانه‌ها همچنین روایت «تحقیق خودتان را انجام دهید» از شک واکسن را تغذیه می‌کنند، زیرساخت‌های سازمانی مهم، شیوه‌های حرفه‌ای‌سازی و بررسی همتایان را که یافته‌های علمی را قوی می‌کنند پنهان می‌کنند. و این ایده را تقویت می کند که کودکان می توانند هر چیزی را به خودشان بیاموزند اگر فقط ابزارهای مناسب به آنها داده شود.
این روایت‌های فردگرایانه همواره بر حمایت اجتماعی که همیشه جزء مهم، هرچند ناشناخته، یادگیری بوده، هموار می‌شوند. در حالت ایده آل، این شامل یک محیط خانه با ثبات بدون مسکن یا ناامنی غذایی است. جامعه ای امن با زیرساخت های خوب؛ و معلمان دلسوز، ماهر و با منابع خوب. زمانی که کووید-19 مدارس سراسر جهان را در سال 2020 و در بسیاری از مناطق تا سال 2021 تعطیل کرد، کاری که مدارس و معلمان برای دانش‌آموزان انجام می‌دادند ناگهان به دست والدین و مراقبان افتاد و مشخص شد که داشتن یک لپ‌تاپ و اینترنت کار تنها یکی از آنهاست. قدم به سوی یادگیری به ویژه جوانترین دانش آموزان به نظارت و حمایت تمام وقت نیاز داشتند تا امیدی به شرکت در کلاس های از راه دور داشته باشند. والدینی که غالباً شغل خود را نیز دستکاری می کردند، برای ارائه این حمایت تلاش کردند. نتایج واضح بود. میلیون‌ها والدین ( به‌ویژه مادران ) به دلیل عدم مراقبت از کودک، کار را ترک کردند. کودکان کم‌درآمد، بدون مزایای مدارس خصوصی، معلم‌های خصوصی، و «محل‌های یادگیری»، به سرعت ماه‌ها از همسالان ممتاز خود عقب افتادند. میزان افسردگی کودکان و اقدام به خودکشی افزایش یافت. استرس ناشی از بیماری همه گیر، و نابرابری های اجتماعی موجود که بر آن تاکید داشت، به وضوح بر دانشجویان تأثیر گذاشت – لپ تاپ یا نه.
برای درک اهمیت حمایت اجتماعی، می‌توانیم نگاهی بیندازیم که دانش‌آموزان در اوقات فراغت خود با لپ‌تاپ‌های خود چه می‌کنند. در پروژه OLPC پاراگوئه Educa، که در آن دو سوم دانش‌آموزان از لپ‌تاپ‌های خود استفاده نمی‌کردند، حتی زمانی که از لپ‌تاپ‌هایشان بسیار پشتیبانی می‌شد، کسانی که این کار را می‌کردند بیشتر به مصرف رسانه‌ها علاقه داشتند – حتی زمانی که OLPC لپ‌تاپ‌ها را برای سخت‌تر کردن این نوع استفاده‌ها طراحی کرد. پروژه‌های دیگر، از جمله عرضه آی‌پد LA Unified، نتایج مشابهی را شاهد بوده‌اند. از یک طرف، شگفت‌انگیز است که بچه‌ها توانستند لپ‌تاپ‌ها را متناسب با علایق موجود خود بسازند: با راهنمایی، این نوع استفاده‌ها می‌تواند به تجربیات یادگیری معنادار منجر شود. از سوی دیگر، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد وقتی برنامه‌های لپ‌تاپ به خوبی پشتیبانی نمی‌شوند، کودکان محروم می‌توانند حتی بیشتر عقب بمانند زیرا رایانه بیشتر به یک ابزار یادگیری تبدیل می‌شود.
تمرکز منحصر به فرد بر دسترسی این حس را ایجاد می کند که اگر کودکان در حالی که ظاهراً همه ابزارهای مورد نیاز برای موفقیت را دارند در یادگیری شکست می خورند، تقصیر هیچ کس جز خود آنها نیست.
نیروهای خارجی می توانند این مشکل را تشدید کنند: به عنوان مثال، در پروژه های OLPC در آمریکای لاتین، شرکت های چند ملیتی مانند نیکلودئون و نستله مشتاق بودند تا در لپ تاپ های جدید خود برای کودکان تبلیغ کنند. امروزه پلتفرم‌های فناوری آموزشی و ابزارهای نظارت خودکار رایج هستند. در حالی که تجاوز شرکت‌ها به مدارس چیز جدیدی نیست، نظارت و تبلیغات هدفمند بر روی دستگاه‌هایی که برای یادگیری طراحی شده‌اند عمیقاً نگران‌کننده است.
ساریکی از ناحیه یکپارچه مدرسه اوکلند می‌گوید سخت‌افزار «یکی از بخش‌های حیاتی دستیابی به برابری آموزشی» است و OaklandUndivided همچنین شامل «پشتیبانی فناوری پاسخگوی فرهنگی، سرمایه‌گذاری در برنامه‌ریزی برای پهنای باند شهری» و مشارکت با معلمان منطقه است. اما اجتناب از پیام‌هایی که بر سخت‌افزار تأکید دارند، دشوار است. برای مثال، در ماه مه 2020، علی مدینه، مدیر اجرایی صندوق آموزش عمومی اوکلند که بودجه کمپین #OaklandUndivided را مدیریت می‌کند، اظهار داشت که «داشتن رایانه و دسترسی به اینترنت به فرزندان ما برای پیشرفت تحصیلی در طول این همه‌گیری و فراتر از آن توانمند می‌شود و اقتصاد را تقویت می‌کند. و پیامدهای سلامتی برای خانواده هایشان.»
در همین راستا، در سال 2012 نگروپونته در بوستون ریویو نوشت که «داشتن یک لپ‌تاپ متصل به از بین بردن فقر از طریق آموزش کمک می‌کند… از نظر OLPC، کودکان فقط هدف آموزش نیستند، بلکه عامل تغییر هستند». چنین اظهاراتی نقش مهمی را که نهادهای مختلف – همسالان، خانواده ها، مدارس، جوامع و غیره – در شکل دادن به یادگیری و هویت کودک بازی می کنند، نادیده می گیرد. مهم‌تر از همه، این چارچوب‌بندی فردگرایانه نشان می‌دهد که اگر تغییر محقق نشد، تقصیر مدارس یا شرایط اقتصادی یا ساختارهای اجتماعی یا سیاست‌ها یا زیرساخت‌های ملی نیست. تمرکز منحصر به فرد بر دسترسی این حس را ایجاد می کند که اگر کودکان در حالی که ظاهراً همه ابزارهای مورد نیاز برای موفقیت را دارند در یادگیری شکست می خورند، تقصیر هیچ کس جز خود آنها نیست.
در روزهای اولیه OLPC، نگروپونته اغلب این پروژه را به عنوان یک اسب تروا توصیف می کرد که به کودکان فرصت هایی می داد تا مستقل از نهادهای اطراف خود به متفکران آزاد تبدیل شوند. در سال 2011، حتی با وجود شواهد فزاینده مبنی بر اینکه OLPC در مأموریت خود شکست می‌خورد، او ادعا کرد که کودکان می‌توانند با رایانه‌های تبلتی که به معنای واقعی کلمه از هلیکوپتر رها شده‌اند، خواندن و کدنویسی را به خود بیاموزند. در اینجا، مانند پوشش مطبوعاتی #OaklandUndivided، تمرکز به وضوح بر روی ارائه ماشین‌ها بود، با این مفهوم که بقیه – یادگیری، موفقیت، تحول – دنبال خواهند شد.
اما همانطور که اپیزود اسب تروا برای تروی پایان خوبی نداشت، لپ‌تاپ‌های OLPC منابع بالقوه را از اصلاحاتی منحرف کردند که می‌توانست تأثیر بیشتری داشته باشد (حتی آنهایی که به عنوان ابتدایی معرفی حمام‌های کاری و دستمزد زندگی هستند)، و در نهایت افسانه‌ها را در مورد آنچه برای بسته شدن نیاز است تقویت کردند. شکاف دیجیتال و این برای آموزش حضوری بود. تحصیل از راه دور که در سال 2020 در سراسر جهان به آن نیاز داشت، تمام مشکلاتی را که OLPC با آن مواجه بود ترکیب کرد و به طرز دردناکی روشن کرد که بستن این شکاف به چیزی بیش از لپ‌تاپ و اتصالات اینترنتی نیاز دارد. آنچه واقعاً مورد نیاز است همان شبکه ایمنی اجتماعی قوی است که در غلبه بر بسیاری از انواع دیگر نابرابری ها بسیار مهم است.
مورگان ایمز نویسنده کتاب The Charisma Machine: The Life, Death, and Legacy of One Laptop Per Child است . او استادیار عمل در دانشکده اطلاعات در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی است .
مخالفت‌های درون رژیم الکساندر لوکاشنکو به هکرها کمک می‌کند تا عملیاتی را انجام دهند که ممکن است جامع‌ترین حمله سایبری به یک کشور باشد.
اما دلایل پیچیده هستند – و نه همه خبرهای بد.
یک شرکت امنیت سایبری آمریکایی پشت هک آیفون در سال 2016 بود که به گروهی از مزدوران فروخته شد و توسط امارات متحده عربی مورد استفاده قرار گرفت.
نقش اپیدمیولوژیست در طول همه گیری همه گیر با همه ابهامات به طرز گیج کننده ای پیچیده بود. یک طرز فکر عمل گرایانه تر و حل مسئله ممکن است به تصمیم گیری های خوب کمک کند.
پیشنهادهای ویژه، داستان های برتر، رویدادهای آینده و موارد دیگر را کشف کنید.
از اینکه ایمیل خود را ثبت کردید، متشکریم!
به نظر می رسد مشکلی پیش آمده است.
ما در ذخیره تنظیمات برگزیده شما با مشکل روبرو هستیم. سعی کنید این صفحه را بازخوانی کنید و یک بار دیگر آنها را به روز کنید. اگر همچنان این پیام را دریافت می‌کنید، با فهرستی از خبرنامه‌هایی که می‌خواهید دریافت کنید، از طریق customer-service@technologyreview.com با ما تماس بگیرید.
ماموریت ما اتخاذ تصمیمات آگاهانه تر و آگاهانه تر در مورد فناوری از طریق روزنامه نگاری معتبر، تأثیرگذار و قابل اعتماد است.
اشتراک در برای حمایت از روزنامه نگاری ما
© 2021 بررسی فناوری MIT

source

توسط techkhabari