برای تجدید نظر در این مقاله ، از نمایه من دیدن کنید ، سپس داستانهای ذخیره شده را مشاهده کنید .
برای تجدید نظر در این مقاله ، از نمایه من دیدن کنید ، سپس داستانهای ذخیره شده را مشاهده کنید .

برای تجدید نظر در این مقاله ، از نمایه من دیدن کنید ، سپس داستانهای ذخیره شده را مشاهده کنید .
برای تجدید نظر در این مقاله ، از نمایه من دیدن کنید ، سپس داستانهای ذخیره شده را مشاهده کنید .
دریاها از آرامش برخوردار بودند وقتی از کانال عبور کردیم و مستقیماً به سمت رودخانه سن ، در قلب فرانسیا حرکت کردیم. سرود ما را در آواز هدایت کرد ، صداهای ما در آبهای آرام آرام می پیچید و در رگهای ما رعد و برق می زد. ما از قایق بلند خود به سمت سواحل فرانسیا پریدیم و در حالی که سواحل را پر می کردیم ، فریاد می زدیم و پدر بزرگوار را فریاد می زدیم. صداهای نبرد باشکوه فضا را پر کرده بود. خرد کردن، خرد کردن، له کردن، خر خر کردن، صدای جرنگ جرنگ، فریاد زدن، خر خر کردن، صدای جرنگ جرنگ، له کردن، له کردن، squidge.
بدون هیچ گونه کمک خارجی از طرف Spotify ، این نبرد در Assassin's Creed: Valhalla به نظر می رسد . نه صدای جنجالی تیغه ها ، نه صدای طبل و آهنگی که قلب ما را بالا نگه دارد. فقط بسیاری از صداهای پیچیده واقعا صدای خش خش زیادی هم به گوش می رسد. یک تیر به یک جنگجوی فرانکی بزنید؟ اسکواش کردن قدم در کمی گل عمیق بگذارید؟ اسکواش کردن با شمشیر به کسی ضربه بزنید؟ حدس زده اید: Squish .
بیایید یک چیز را مستقیماً قبل از ادامه کار بگوییم: من والهالا را می پرستم. این یکی از بازیهای مورد علاقه من در تمام دوران است ، و یکی از اولین بازیهایی است که من تا به حال احساس کردم در یک زن دگرباش واقعاً نمایندگی شده است. گذراندن وقت با Eivor Wolf-Kissed یک لذت است. این نقطه قوت بازی است که باعث می شود بیشتر بازگردم. فقط ای کاش موسیقی بیشتر بود. من آرزو می کنم هر موسیقی وجود دارد زمانی که من در زمین هستم و به دور از خدمه من از خوانندگان پشتیبان.
هر زمان که با قایق بلند خود در حال قایقرانی هستید ، خدمه شما با آهنگهای قایقرانی نورس به شما سرنید می دهند. آنها در حال سوزاندن ، جوی هستند و هنگام قایقرانی در رودخانه های مه آلود قرون وسطی اولیه انگلستان ، لحن خوبی را ایجاد می کنند. اما وقتی پا به خشکی می گذارید ، موسیقی به طور کامل متوقف می شود. خوب ، تقریباً به طور کامل. اگر خوش شانس باشید ، گاهی اوقات موسیقی اکتشافی دریافت خواهید کرد – می توانید فرکانس آن را در تنظیمات صوتی افزایش دهید ، اما حتی با حداکثر رساندن این موارد ، اکثر مسافرتهای من در خشکی بی صدا هستند.
موسیقی دوره های تاریک قطعاً کمتر از موسیقی دوره های بعد شناخته شده و فراوان است. موسیقی عامیانه همیشه به خوبی حفظ نمی شود یا حتی نوشته نمی شود. به علاوه ، این زمانی بود که شکاف شدیدی بین موسیقی مذهبی و موسیقی سکولار وجود داشت. مزیت موسیقی مذهبی این بود که با زحمت به نگارش درآمده بود ، و این رکوردها تا به امروز باقی مانده است – به همین دلیل است که وقتی به موسیقی قرون وسطایی فکر می کنیم ، تمایل داریم به شعارهای بدون سرنشین فکر کنیم. اما ما می دانیم که مردم این دوران به موسیقی سکولار گوش می دادند و خلق می کردند. آنها موسیقی می ساختند و ساز می نواختند ، قسم می خوردند ، نفرین می کردند و ترانه هایی می خواندند که حتی یک مخاطب مدرن را سرخ می کرد. ما حتی روایاتی داریم از نوازندگان مذهبی آنگلوساکسون که آهنگهای سکولار "بیهوده و بیکار" را محکوم می کنند ، همان چیزی که می شنیدید در یک شب گرم تابستانی درهای یک میخانه شلوغ بیرون می ریزد. اگر موسیقی اسکاندیناوی به قدری در راه رفتن یک راهب باستانی گیر کرده باشد که هزاران سال پیش در مورد آن فریاد بزند ، مطمئناً این چیز خوبی بوده است .



از آنجایی که ما انبوهی از آهنگهای عامیانه بازمانده از عصر آهن در جایی که در نمادهای استاندارد موسیقی مدرن نوشته شده نداریم ، باید از خود بپرسیم: موسیقی بت پرست و سکولار چگونه بود؟ مجموعه Assassin's Creed یک کلاس کارشناسی ارشد در بازسازی تاریخی و حدسیات آموزش دیده است. پر کردن خلاءهای دانش ما در مورد یک دوره خاص ، همه مربوط به ایجاد حال و هوایی است که با آنچه می دانیم ترکیب شده است ، و این چیزی است که سری AC در آن برتری دارد. به این ترتیب ما چنین منظره موسیقی سرسبز موسیقی مصر باستان را در Origins داریم . همه موسیقی های تاریخی شامل درجه خاصی از بازسازی است – یعنی حدسیات آموزش دیده. به ویژه نورسها چیزهای زیادی برای ما باقی گذاشتند که می توانیم حدس ها را از آنها جمع آوری کنیم.
ما از شواهد باستان شناسی می دانیم که تعدادی از سازهای بادی از این دوران ، حتی سازهای گاه به گاه وجود داشته است. اولین تصویر شناخته شده از یک چنگ مثلثی در کمتر از 200 سال پس از دوره ای که Valhalla اتفاق می افتد به دست ما می رسد. ما حتی گزارشهای معاصر از ناظران خارجی داریم که درباره موسیقی نورس اظهار نظر می کنند .
ابراهیم بن یعقوب در تارتوشی ، تاجر قرن دهم ، می گوید: "من آوازهای زشت تری نشنیده ام … صدای آن از پارس سگ بدتر است." این دقیقاً یک بررسی درخشان نیست ، اما آیا شما را به نوعی دوست ندارد آن را بشنوید؟ بر اساس روایات دیگر ، مردم نورس نیز ممکن است انواع مختلف خود را داشته باشند و غالباً از سپر خود به عنوان آلات موسیقی استفاده می کردند-برای ایجاد طنین در برابر آنها آواز می خواندند. راستش ، این به نظر می رسد خسته کننده است.
موسیقی بخش مهمی از زندگی مردم شمال اروپا بود. تقریبا هر حساب از تماس با آنها شامل یک نظر در مورد چه مقدار از آنها آواز خواندن و نوشیدنی (آنها نیز نوشید زیادی). Ravensthorpe ، مستعمره اسکاندیناوی که به عنوان Eivor Wolf-Kissed تاسیس شده اید ، باید شب و روز در آهنگ غرق شود. ایوور باید هنگام مسافرت در حومه شهر (سوار بر اسب یا خرس) آهنگهای مسافرتی بخواند. عجیب ترین چیز این است که ما می دانیم که تیم توسعه تمدن سالن پذیرایی خدای اودین این چیزها را می دانستند. چند آهنگی که ما در بازی می شنویم ، چه تصنیف غم انگیز گالیک که توسط سیارا در ایرلند خوانده می شود ، و چه آوازهای پررونقی که در کشتی خود می شنوید ، به وضوح از تحقیقات دقیق گرفته شده است. پس چرا حومه انگلیسی ، فرانکی و ایرلندی اینقدر ساکت است؟
بازی های جهان باز رشته های مختلف رشته ها را با هم می بافند تا حس مکان را ایجاد کنند. هنرمندی روایی ، بصری و شنیداری حس واقعی دیگری را ایجاد می کند. این دمنوش قوی یک بازی 80 تا 90 ساعته را به مجموعه ای از لحظات به یاد ماندنی تبدیل می کند- کشف ، وحشت ، هیجان و شادی. بدون لنگر سه گانه تصویری ، موسیقی و روایت ، آن خاطرات آنقدر قوی و زنده نیستند. قایق سواری در حومه سرسبز و قایقرانی خرس قطبی تصویری چشمگیر است و باید با موسیقی متن فیلم به همان اندازه قابل توجه (و بانگین ) ترکیب شود.
یک بازی بزرگ جهان باز بیش از خاطرات می سازد ، خاطرات معقولی را ایجاد می کند . شنیدن موسیقی اکتشافی در حال افزایش از Breath of the Wild احساس کنترل کننده ای را در دست من به ذهن نمی آورد ، اما اینکه از میان چمن ها ، از بالای تپه ، و دیدن Hyrule که در جلوی من کشیده شده است ، دیدن کنم ، چه حسی دارد. پا به کوهها و افق فراتر از آن. حتی نمونه هایی در سری Assassin's Creed وجود دارد .
وقتی صدای ماتم انگیز موضوع خانواده "Ezio Auditore da Firenze" را می شنوم ، خیابان های فلورانس را می بینم-اردوگاه های مربعی شکل که بر فراز کاشی های سرامیکی سرخ رنگی بلند شده اند. من به یاد دارم که صدای چکمه های اتزیو جوان روی آن کاشی ها می پیچید ، از اتاق خواب معشوق بیرون می رفت ، موهایی با نشاط جوانی برافروخته بود – غافل از این که قاتل سرسخت برای زنده ماندن از آنچه او و خانواده اش به زودی به آن نیاز خواهند داشت ، نیاز دارد.
من تمام تلاشم را کردم تا موسیقی فعلی والهال برجسته تر شود. من جلوه های صوتی را رد کرده ام ، همه تنظیمات موسیقی را فعال کرده ام ، اما به اندازه کافی وجود ندارد و به اندازه کافی مکرر نیست. زندگی ایوور پر از ماجراجویی و لحظات به یاد ماندنی است ، اما به عنوان یک شاعر جنگجو ، باید پر از موسیقی نیز باشد. فقط دانستن این که چند سال دیگر نشانک های موسیقی را نخواهم داشت تا یادآور زمان حضورم در چکمه های پشمالوی او باشد ، باعث می شود احساس کنم سریال Assassin's Creed چیز اساسی را از دست داده است.


© 2021 کونده نست. همه حقوق محفوظ است. استفاده از این سایت به منزله پذیرش سایت ما است توافقنامه کاربر و خط مشی رازداری و بیانیه کوکی و حقوق حریم خصوصی شما در کالیفرنیا. Wired ممکن است بخشی از فروش محصولاتی را که از طریق سایت ما به عنوان بخشی از مشارکتهای وابسته ما با خرده فروشان خریداری شده است ، به دست آورد. مطالب موجود در این سایت را نمی توان تکثیر ، توزیع ، انتقال ، ذخیره یا ذخیره دیگری کرد ، مگر با اجازه کتبی قبلی Condé Nast. انتخاب آگهی

source

توسط techkhabari