منتقدان بسیاری نظرات خود را درباره‌ی شوالیه‌ی سبز گفته‌اند و واکنش‌ها تاکنون تا حد زیادی مثبت بوده است. این اثر اقتباسی به کارگردانی دیوید لوری، بازنویسی یک شعر قرن ۱۴ به نام آقای گاوین و شوالیه‌ی سبز است که در آن، پادشاه آرتور، میز گردی با یک جنگجوی مرموز (شوالیه‌ی سبز) برگزار می‌کند که روزی قرار است جان او را بگیرد.
دو پتل (بازیگر فیلم میلیونر زاغه نشین) نقش آقای گاوین را بازی می‌کند و آلیشیا ویکاندر در نقش لیدی اسل، ساریتا چودوری در نقش مورگان لو فای، شان هریس در نقش کینگ آرتور، ارین کلیمن در نقش سنت وینفرد، کیت دیکی در نقش ملکه گینه‌ور، جوئل اجرتون در نقش لرد و رالف اینسون در نقش خود شوالیه‌ی سبز در کنار او قرار دارند.
فیلم شوالیه‌ی سبز که در سال ۲۰۱۹ با جلوه‌های دیجیتالی شرکت مشهور وتا متعلق به پیتر جکسون، فیلم‌برداری شده بود، این شانس را داشت که برای اولین بار در جشنواره مارس ۲۰۲۰ پیش از اکران عمومی در ماه مه آماده شود اما به دلیل همه‌گیری کرونا، این اتفاق رقم نخورد. حتی در حال حاضر، مسائل پیرامون شوالیه‌ی سبز تمام نشده است. فیلم از ۳۰ جولای در ایالات متحده اکران شده اما به‌تازگی به دلیل عدم ثبات وضعیت کرونا از برنامه‌های اکران بریتانیا خارج شده است.
خبر خوب درباره‌ی شوالیه‌ی سبز این است که نظرات بیشتر منتقدان درباره فیلم، مثبت بوده است. در حال حاضر نمره منتقدان به این فیلم در سایت راتن تومیتوز، ۹۰ است. اگرچه نمره تماشاگران بسیار پایین تر و ۶۵ است. نظرات اولیه نشان می‌دهد که شوالیه‌ی سبز می‌تواند بیش از یک فیلم معمولی، مورد توجه منتقدان قرار گیرد اما اولین نوشته‌ها درباره‌ی فیلم چه می‌گویند؟
شوالیه سبز
شوالیه‌ی سبز یک فیلم خوب است و ساخت چنین اثری، همیشه آسان نیست. هنگامی که گاوین در ناب‌ترین ماجراجویی سینمایی امسال به پایان سفر خود می‌رسد، درک وجهه اخلاقی سفر او به تمرکز بالایی نیاز دارد.
این فیلم، ترسناک، جذاب و عجیب است، به طوری که کمتر فیلم آمریکایی می‌تواند این‌گونه باشد و در یک سکانس به اوج خود می‌رسد و کل فیلم را به مثابه نوری جدید در مقابل چشمان مخاطب قرار می‌دهد. انگار که همه ما در آن سالن ضیافت نشسته‌ایم و به داستانی که پادشاه آرتور درخواست کرده است و توسط یک قصه‌گوی استاد روایت می‌شود، گوش می‌دهیم.
این اثر دارای محیط‌های بسیار تیره و چشم‌اندازی وسیع و گسترده است. شوالیه‌ی سبز به طور کامل یادآور اثر کلاسیک بورمن در سال ۱۹۸۱ به نام اکس‌کالیبور نیست اما طراحی جید هیلی و فیلم‌برداری اندرو دروز پالرمو، بیان‌گر تنهایی موجود در آن دوره است.
این فیلم بسیار هنرمندانه و جسورانه غیرتجاری می‌تواند به‌عنوان سرگرمی موقت کسانی در نظر گرفته شود که هنوز از پایان‌بندی سریال بازی تاج و تخت رنج می‌برند.
این اقتباس فراموش‌نشدنی به دست لوری، قابل ارزش‌گذاری نیست اما این موضوع بسیار هیجان‌انگیز است که فیلم اصرار دارد تا درک کنیم تنها ارزش واقعی یک چیز در این جهان، آن چیزی است که ما خودمان در آن پیدا می‌کنیم.
عوامل زیادی شوالیه‌ی سبز را به یک اثر حیاتی و جذاب تبدیل می‌کند. ارباب حلقه‌ها تحت تأثیر جنگ ستارگان قرار گرفت و حماسه پادشاه آرتور از ارباب حلقه‌ها استفاده کرد. این اثر فیلمی قرون وسطایی، مه‌آلود، پر از ارواح سرگردان و جادو و توهم است که تمام تلاش خود را می‌کند تا به شعر اصلی آقای گاوین و شوالیه‌ی سبز وفادار بماند.
از بین بررسی‌های بالا، مشخص می‌شود که شوالیه‌ی سبز یک اثر بصری فوق‌العاده است که در آن، دیوید لوری یک شعر عرفانی باستانی را به دنیایی باورپذیر و سینمایی مملو از شگفتی و تماشایی تبدیل می‌کند. دو پتل به دلیل ماجراجویی خود در فیلم، به طور گسترده‌ای دیده می‌شود و بدیهی است که این قهرمان شوالیه‌ی سبز به‌عنوان قلب و روح داستانی مورد توجه قرار گیرد که پر از پیچیدگی و فتنه، نور و تاریکی، شجاعت و عدم قطعیت است. به نظر می‌رسد همه رسانه‌های فوق از جذابیت شوالیه‌ی سبز لذت برده‌اند. واضح است که این یک فیلم پرفروش معمولی هالیوودی نیست و اکثر منتقدان از نحوه روایت‌ منحصر‌به‌فرد لوری از یک داستان با بیش از ۷۰۰ سال قدمت تمجید کرده‌اند. افسوس، بسیاری از نظرات مثبت شوالیه‌ی سبز نشان از این دارد که این فیلم با کیفیت احتمالا مورد پسند مخاطبین معمولی یا کسانی که انتظار یک حماسه فانتزی سنتی‌تر و پر ماجرا و اکشن را دارند، قرار نگیرد. شوالیه‌ی سبز این‌گونه نیست و در حالی که برخی منتقدان این امر را مثبت ارزیابی می‌کنند اما برخی از آن‌ها نظر دیگری دارند.
لوری در این اثر هر موقع که می‌خواهد نظر بینندگان را به خود جلب کند، از صحنه‌های دارای رابطه جنسی و خشونت استفاده می‌نماید. چنین صحنه‌هایی درست به همان اندازه صحنه‌ کشف گله غول‌های برهنه توسط گاوین مضحک هستند.
اصالت محض شوالیه‌ی ‌سبز باعث می‌شود فیلم برای هر کسی که ذوق چنین مطالبی را دارد مورد توجه قرار گیرد اما بعید می‌دانم که شایستگی یک فیلم بر اساس شکوه قلعه آن و رنگ شوالیه یا اسب او سنجیده شود.
همان‌طور که پیش‌بینی شده بود، بزرگ‌ترین مشکل شوالیه‌ی سبز، لحن غیرمعمول آن به نظر می‌رسد، خواه این حساسیت در جلوه‌های بصری اصلی باشد یا در صحنه‌های جنسی. به نظر می‌رسد درباره‌ی این که شوالیه‌ی سبز یک اثر هنری است یا یک نمایش بی‌هدف، اختلاف نظر وجود دارد و در حالی که اکثر نقد‌ها از اولین مورد حمایت می‌کنند اما برخی دیگر تمایل کمتری به این فیلم نشان می‌دهند.
شوالیه‌ی سبز شاید فیلمی نباشد که پس از یک روز کاری طولانی از آن لذت ببرید اما برای کسانی که به دنبال یک کاوش تفکر‌برانگیز و بصری خیره‌کننده از افتخار و قهرمانی در محیطی جذاب و جادویی هستند، شوالیه‌ی سبز می‌تواند تجربه‌ای باشد که هیچ اثر دیگری مانند آن نیست.
منبع: Screenrant


source

توسط techkhabari

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *