در این مقاله با ۲۵ فیلم برتر لورل و هاردی آشنا می‌شوید که همگی پر از لحظات ماندگار و بامزه و خنده‌دار و دوست‌داشتنی هستند و می‌توانید بارها و بارها تماشایشان کنید.
کسانی که سریال فرندز را دیده‌اند یادشان هست که روی دیوار خانه‌ی جویی و چندلر قاب عکسی قرار داشت از یک مرد لاغراندم در کنار مردی فربه که انگار از دست او به ستوه آمده. این تصویر نمایی بود از یکی از صحنه‌های معروف لورل و هاردی، که احتمالا محبوب‌ترین زوج کمدی تاریخ به حساب می‌آیند.
طراح صحنه‌ی فرندز گرگ گرانده طی مصاحبه‌ای تلفنی گفته که وقتی تمرین‌های بازیگران را برای ضبط قسمت اول سریال دیده،‌ متوجه شده که چقدر رفتارها و شوخی‌های جویی و چندلر به لورل و هاردی شباهت دارد و در رابطه‌ی آن‌ها همان جنس صمیمیت و بامزگی را دید که در لورل و هاردی بود. جالبش اینجاست که وقتی گرانده در انبار وسایل صحنه‌ی استودیو وارنر می‌چرخیده، چشمش به پوستری سیاه و سفید از لورل و هاردی می‌افتد که مربوط به یکی از کمدی‌های کوتاهشان یعنی «ولشون کن بخندند» (Leave ’Em Laughing)‌ محصول سال ۱۹۲۸ بود. گرگ گرانده که از طرفداران پروپاقرص لورل و هاردی است (مگر کسی پیدا می‌شود که نباشد؟) این اتفاق را به فال نیک می‌گیرد و پوستر را در آپارتمان جویی و چندلر نصب می‌کند. این پوستر تبدیل به یکی از مؤلفه‌های معروف و شاخص سریال می‌شود و آن‌طور که خود گرانده با افتخار می‌گوید، نسلی جدید از بینندگان را با لورل و هاردی آشنا می‌کند.
استنلی لورل کمدینی بریتانیایی بود که تا مدتی در سالن‌های موسیقی به اجرا می‌پرداخت و در گروهی کار می‌کرد که چارلی چاپلین هم حضور داشت. لورل در کمدی‌های لورل و هاردی نقش مرد لاغراندام و ساده‌لوح داستان را بازی می‌کرد؛ البته در پشت صحنه، این لورل بود که شوخی‌ها را طراحی می‌کرد و می‌نوشت. اولیور هاردی اصالتا اهل هارلم، جورجیا بود و نقش مرد چاق و سیبیلوی داستان را بازی می‌کرد که مدام از کارهای احمقانه‌ی لورل به خشم می‌آمد و نگاه‌هایی پر از استیصال به دوربین می‌انداخت. هاردی که پیش خودش فکر می‌کرد باهوش‌تر و قدرتمند‌تر از لورل است، همیشه دست بالا را می‌گرفت تا از لورل که ضعیف و ناتوان بود محافظت کند. لورل و هاردی برای اولین بار در «سگ خوش‌شانس» (Lucky Dog)‌ سال ۱۹۱۷ کنار هم ظاهر شدند، ولی نه به‌عنوان یک زوج کمدی. سال ۱۹۲۷ طی قراردادی که با تهیه‌کننده‌ یعنی هال روچ بستند، اولین کمدی‌اشان را به‌عنوان یک زوج کمدین بازی کردند. لورل و هاردی دوران گذار از سینمای صامت به ناطق را هم با موفقیت پشت سر گذاشتند و با هم در بیش از ۱۰۰ فیلم کوتاه و بلند کمدی ظاهر شدند. هاردی سال ۱۹۵۷ از دنیا رفت و لورل سال ۱۹۶۵.
لورل و هاردی که به «پسرها» معروف شده بودند، هیچ‌وقت در زمان جنگ ویتنام مثل برادران مارکس، دبلیو. سی فیلدز و می وست که شخصیتی ضد حاکمیتی داشتند و تفکراتشان با دانشجویان منتقد و تحول‌طلب هم‌خوانی داشت، نسبت به وقایع سیاسی اجتماعی جهان اطرافشان واکنش نشان ندادند،‌ ولی همیشه سبک و کیفیتشان را حفظ کردند و از مسیرشان خارج نشدند. حتی استند‌آپ کمدینی مثل لنی بروس هم شیفته و مسحور کار آن‌ها شده بود و درباره‌ی آن‌ها گفته: «رابطه‌ای که لورل و هاردی داشتند چیز واقعا دلچسبی بود که شکل دادنش کار واقعا سختی به نظر می‌رسد. با دیدنشان حس می‌کنید عشق و علاقه‌ی عمیقی بینشان جریان دارد که در کمتر جایی می‌بینید.»
دهه‌ی ۳۰ نسخه‌ی انیمیشنی ماجراهای لورل و هاردی با همکاری وارنر و دیزنی ساخته شد. رگه‌های آن‌ها را می‌توانید در شخصیت‌های «در انتظار گودو» ساموئل بکت ببینید. نسل‌های جدیدتر با پخش‌های تلویزیونی با آن‌‌ها آشنا شدند. سال ۲۰۱۸ فیلمی با بازی جان سی. رایلی و استیون کوگن به نام «استن و اولی» (Stan & Ollie)‌ ساخته شد که سال‌ها آخر فعالیت این دو کمدین درجه‌یک را نشان می‌داد.
کمدی‌های لورل و هاردی طی سالیان مختلف دوام آورده‌اند و هر سن‌وسالی داشته باشید یا در هر دوره‌ای که زندگی کنید، باز هم با دیدنشان می‌خندید و کلی لذت می‌برید.

لورل و هاردی در آخرین فیلمی که در دوران صامت بازی کردند با یک بز سروکله می‌زدند که هم صحنه‌های فیلم را مال خود می‌کرد و هم هر چه دم دستش می‌رسید می‌خورد. ادگار کندی نقش صاحب سخت‌گیر هتل را بازی می‌کند که این‌دو تمام تلاششان را می‌کنند تا بز را از دستش مخفی نگه دارند. او به لورل و هاردی می‌گوید: «می‌خوام بدونید که اینجا یه هتل آبرودار و محترمه» و لورل و هاردی وحشتشان بیشتر می‌شود.

استن و اولی در این فیلم نقش دو مردی را بازی می‌کنند که سراغ کسانی می‌روند که هزینه‌ی اجناس را پرداخت نمی‌کنند و برای همین جنس‌ها را ازشان پس می‌گیرند. حالا باید یک رادیو را از دست یک مرد خطرناک با بازی ادگار کندی پس بگیرند. ولی این تازه شروع ماجراست، چون این مرد به این راحتی‌ها از رادیو‌اش دست نمی‌کشد و حالا لورل و هاردی وارد یک درگیری تمام‌عیار می‌شوند.

این یکی از جواهرهای لورل و هاردی است که تا مدت‌ها گمنام بود و حالا در کنار «ریسک شوخی» (Humor Risk) برادران مارکس به‌عنوان یکی از بهترین کمدی‌های دوران صامت شناخته می‌شود. در این فیلم می‌توانید بهترین و جذاب‌ترین صحنه‌ی مبارزه با کیک خامه‌ای را تماشا کنید (همان کوبیدن کیک توی صورت). گفته شده چیزی حدود ۳۰۰۰ کیک برای این صحنه‌ی معروف مصرف کرده‌اند.

استن و اولی در این فیلم فروشنده‌های درخت کریسمس هستند که در کالیفرنیای جنوبی خانه‌ به خانه می‌روند و دنبال مشتری می‌گردند. آن‌ها سعی می‌کنند درختی را به جیمی فین‌لیسون بفروشند ولی ناخواسته چنان او را به خشم می‌آورند که با قیچی باغبانی به جان درخت کریسمس می‌افتد. از این نقطه به بعد شوخی‌ها اوج می‌گیرد و موقعیت‌های بامزه یکی پس از دیگری خلق می‌شوند.

استن و اولی باید از بچه‌هایشان مراقبت کنند ولی این بچه‌های ناقلا خانه را به هم می‌ریزند بدترین بلاهای ممکن را سر این دو مرد بخت‌برگشته می‌آورند. نکته‌ی بامزه‌اش اینجاست که لورل و هاردی خودشان نقش بچه‌هایشان را بازی می‌کنند و با تکنیک‌های فیلم‌برداری، آن‌دو را به شکل دو بچه‌ی کوتاه‌قامت در آورده‌اند. موقعیت عجیب‌وغریب و خنده‌داری است که انگار فقط از لورل و هاردی بر می‌آمد.

زمانی که چارلی چاپلین در فیلم «عصر جدید» (Modern Times) عملا تبدیل به یکی از چرخ‌دنده‌های ماشین عظیم صنعت می‌شد، اشاره‌ای طعنه‌آمیز داشت به دورانی صنعتی که از انسانیت تهی شده بود. ولی وقتی لورل و هاردی در یک کارگاه چوب‌بُری درگیر مسائل خنده‌دار می‌شوند، همه چیز درباره‌ی اسلپ‌استیک و ارجاع‌های بامزه به خدایان این سبک کمدی است. در این فیلم تمام بلاهای ممکن سر هاردی می‌آید و لورل که به گمان خودش می‌خواهد مشکلات را حل کند، برعکس دردسرهای بیشتر به وجود می‌آورد و هاردی مثل همیشه مستأصل و درمانده به دوربین خیره می‌شود.

اولیور هاردی نامزد جایزه‌ی شهرداری شده و همین که سخنرانی‌اش را تمام می‌کند، زنی که از عشق‌های قدیمی اوست سروکله‌اش پیدا می‌شود و از او باج می‌خواهد و می‌گوید اگر پولی که طلب می‌کند را به او ندهد، عکسی را به همه نشان خواهد داد که آبروی هاردی را می‌برد. می بوش نقش زن باج‌خواه را بازی می‌کند و تلما تاد در نقش زن هاردی ظاهر شده که برای کاندیداتوری همسرش مهمانی شامی هم ترتیب داده است.

هاردی و همسرش زندگی خوش‌وخرمی را می‌گذرانند که همه چیز با ورود لورل و همسرش به هم می‌ریزد. پسرها ساعتی از همسرهایشان جدا می‌شوند که بستنی بخرند و در همین حین به شکلی اتفاقی جان زنی را نجات می‌دهند که می‌خواسته خودکشی کند (با بازی می بوش). این زن لورل و هاردی را تهدید می‌کند که اگر او را به خانه‌‌اشان نبرند، جیغ می‌کشد و به همه به دروغ می‌گوید که آن‌دو می‌خواستند او را بکشند و به درون رودخانه هلش داده‌اند. لورل و هاردی هم که چاره‌ای ندارند او را به خانه می‌برند و در آنجا سعی می‌کنند زن را از چشم همسرانشان مخفی نگه دارند.
لورل و هاردی در بیمارستان ایالت
اولیور در بیمارستان با پایی باندپیچی شده بستری است و دارد با خیال راحت استراحت می‌کند. بعد سروکله‌ی استن پیدا می‌شود. کسانی که از جنبه‌های سادیستی کمدی‌های اسلپ‌استیک لورل و هاردی لذت می‌برند، عاشق این یکی خواهند شد. صحنه‌ی معروف این فیلم را احتمالا همه یادتان هست، وقتی لورل در کنار هاردی می‌نشیند و یک تخم مرغ آب‌پز را با حوصله پوست می‌کند و می‌خورد و هاردی فقط با خشم و استیصال نگاهش می‌کند.

لورل و هاردی اینجا فروشندگانی درمانده هستند که با فداکاری به کمک یک مشتری (با بازی می بوش) می‌روند. این مشتری همسری هنرمند دارد که به او بی‌محلی می‌کند و حالا پسرها می‌خواهند به او کمک کنند تا توجه شوهرش جلب شود. نقشه این است؛ اولیور تظاهر می‌کند که معشوق اوست تا به این طریق حسادت شوهرش را برانگیخته کنند. در این فیلم واکنش‌های هاردی به اقدامات لورل و نگاه‌هایش به دوربین، از بهترین لحظات کمدی این زوج را خلق کرده است که همیشه با یادآوری آن خنده‌اتان می‌گیرد.

اولیور در موقعیت دشواری قرار گرفته؛ بعد از اینکه مهمانی بزرگی در خانه‌اش گرفت و همه چیز را به هم ریخت، متوجه می‌شود همسرش به شکلی ناگهانی قرار است از سفر بازگردد. حالا از لورل می‌خواهد که به کمکش بیایید تا شاید با همدیگر بتوانند خانه را از این وضعیت در بیاورند. ولی در دنیای لورل و هاردی، آشوب و هرج‌ومرج منجر به آشوب و هرج‌ومرج بیشتر می‌شود و شرایط فقط سمت بد و بدتر شدن می‌رود. در نهایت خانه به وضعیتی در می‌آید که چیزی جز یک ویرانه از آن باقی نمی‌ماند و اولیور هاردی مستأصل و درمانده به دوربین خیره می‌شود.

اولیور با استن برنامه ریخته تا با هم بیرون بروند ولی وقتی همسرش از او می‌خواهد که به پشت بام برود و آنتنی نصب کند، برنامه‌هایشان به هم می‌ریزد. استن می‌پرسد‌: «ایرادی نداره کمکت کنم؟» اولیور هم در جواب می‌گوید: «تا وقتی که فقط کمکم کنی نه ایرادی نداره» و از همین‌جا ماجراها شروع می‌شود. لورل با حواس‌پرتی‌هایش مدام دردسر درست می‌کند و این‌ دو مثل همیشه موقعیت‌های احمقانه و خنده‌داری خلق می‌کنند. همسر هاردی هم با تماشای تلاش بیهوده‌ی لورل و هاردی خنده‌‌اش می‌گیرد.

استن و اولی در این فیلم صامتشان یکی از به‌یاد‌ماندنی‌ترین افتتاحیه‌ها را به نمایش گذاشته‌اند. آن‌ها را در حالی می‌بینیم که با لباس زندان از دست یک مأمور پلیس فرار می‌کند. در این فیلم جنسی از کمدی را از لورل و هاردی می‌بینیم که بیشتر شبیه کارهای هارولد لوید است. به‌ویژه وقتی که لورل و هاردی بالای یک آسمان‌خراش در حال ساخت روی تیرچه‌ها می‌ایستند و با دست‌وپا چلفتی‌های پشت سر هم مدام همدیگر را در آستانه‌ی سقوط و مرگ قرار می‌دهند.

«این شادترین روز زندگی منه» این جمله را اولیور بعد از ازدواج با دختر یکی از بزرگترین ثروت‌مندان کشور می‌گوید. ولی وقتی به همراه استن می‌نشیند تا یک پازل را حل کنند و بچینند، اوضاع سمت آشوب و هرج‌ومرج می‌رود و اولیور آرزو می کند کاش آن جمله را نگفته بود.

لورل و هاردی دو ملوان هستند که با دو زن جوان آشنا می‌شوند و سعی می‌کنند یک بعدازظهر را خوش بگذرانند، غافل از اینکه چه آشوب‌هایی در انتظارشان است. در این فیلم با تعدادی از بهترین شوخی‌های کلامی لورل و هاردی طرف هستیم که واقعا خوب و بامزه و هوشمندانه نوشته شده‌اند.

اولین و تنها کمدی کوتاه لورل و هاردی که برنده‌ی جایزه‌ی اسکار شد و یکی از دو اثر آن‌ها که به فهرست ملی ثبت فیلم آمریکا راه پیدا کرد. داستان درباره‌ی پیانوی بزرگی است که استن و اولی باید از ۱۳۳ پله بالا ببرند. جعبه‌ی موسیقی هم یکی از مهم‌ترین و بهترین آثار لورل و هاردی است و هم یکی از معروف‌ترین. کمتر کسی پیدا می‌شود که ماجراهای لورل و هاردی را برای بالا بردن این پیانو ندیده باشد.

استن و اولی از اقدام پرمهر یک پیرزن نسبت به خودشان به قدری تحت تأثیر قرار می‌گیرند که سعی می‌کنند برای او پول جمع کنند، چون به اشتباه باور دارند که قرار است پیرزن را از خانه‌اش بیرون بیندازند. معمولا وقتی لورل کلی دردسر روی سر هاردی هوار می‌کند، ناخواسته و بدون قصد بد است. ولی در اینجا وقتی هاردی لورل را به اشتباه متهم می‌کند که کیف پول پیرزن را دزدیده، می‌بینیم که چطور شرایط عوض می‌شود و برخلاف معمول پیش می‌رود.

روز عید است و خانواده‌ی لورل و خانواده‌ی هاردی به همراه عمو ادگار که از نقرس رنج می‌برد قرار است بیرون بروند و اوقات خوشی بگذرانند. ولی یک سری اتفاقات فاجعه‌بار باعث می‌شود که نه‌تنها خوش نگذرانند، بلکه این روز تبدیل به یکی از بدترین روزهایشان شود. ماجرایی معمول برای یک فیلم کوتاه کمدی لورل و هاردی. همسرهایشان در اینجا نقش میانجی را بازی می‌کنند و تلاش دارند از عصبانیت عمو ادگا بکاهند. ولی خرابکاری‌های استن و اولی تمامی ندارد.

یک قاضی بی‌اعصاب به لورل و هاردی که بی‌خانمان و ولگرد هستند دستور می‌دهد در عرض یک ساعت شهر را ترک کنند. در این میان به یک راننده کمک می‌کنند تا سوییچش را بیابد و راننده در ازای لطف آن‌ها دعوتشان می‌کند که به خانه‌اش بیایند. ولی متأسفانه راننده که حسابی مست است،‌ آن‌ها را به خانه‌ای اشتباهی می‌برد.

استن و اولی ۱۱ فیلم کوتاه با هم بازی کرده بودند که به این یکی رسیدند، فیلمی که به‌عنوان اولین کمدی رسمی لورل و هاردی شناخته شد. ولی فرمول‌ها همان است، هاردی مرد نسبتا عاقل ماجراست و لورل با خنگ‌بازی‌هایش کار دستشان می‌دهد. با این حال یک صحنه‌اش بیش از بقیه‌ی به چشم می‌آید و در آن می‌توانید جنس رابطه‌ای را که در آینده و فیلم‌های ناطقشان هم بود ببینید؛ جایی که هاردی که تازه زندانی شده، با وقار و بزرگ‌منشی تمام سیگارش را با لورل نصف می‌کند.

لورل: زنت چش شده اصلا؟
هاردی: راستش نمی‌دونم، فک می‌کنه بیشتر از اینکه به فکر اون باشم به فکر تو هستم
لورل: خب همینطور هم هست مگه نه؟
هاردی: بهتره بحثشو باز نکنی

هاردی دچار نوعی خاص از نقرس شده و به توصیه‌ی پزشک به همراه لورل به منطقه‌ای کوهستانی و جنگلی می‌رود تا اعصابش آرام باشد و کمی راحت نفس بکشد. ولی از بد حادثه در جایی از کوهستان کمپ می‌زنند که قاچاقچی‌های مشروبات الکلی در چاهی ذخایر مشروبشان را پنهان کرده‌اند. در همین میان راننده‌ای که در آن اطراف می‌چرخیده و همسرش به پستشان می‌خورند. همسر مرد تصمیم می‌گیرد کنار آن‌ها بنشیند و آبی را که از چاه می‌کشند بنوشد، آبی که در واقع آب نیست. مرد هم می‌رود تا ماشینشان را بیاورد. وقتی بازمی‌گردد می‌بیند لورل و هاردی و همسرش که حسابی مست شده‌اند می‌زنند و می‌رقصند.

لورل و هاردی در این فیلم کسب‌وکار ماهی‌فروشی نسبتا خوبی دارند، تا اینکه تصمیم می‌گیرند قایقی بخرند و خودشان ماهی بگیرند و دست دلال‌ها را کوتاه کنند. حین تعمیر قایق موقعیت‌های واقعا بامزه‌ای خلق می‌شود و لورل و هاردی کارهایی می‌کنند که قهقهه می‌زنید.

اولین فیلم ناطق لورل و هاردی که راه ورود این دو کمدین بامزه را به دنیای سینمای دیالوگ‌محور باز کرد. حالا می‌توانستیم گریه‌های خنده‌دار لورل را بشنویم که مثل بچه‌ها هنگام اضطراب و خرابکاری زار می‌زد و همچنین صدای هاردی را که عصبانی و خشمگین به او می‌پرید. می بوش هم نقش همسر هاردی را بازی می‌کرد که وقتی متوجه می‌شد لورل بدون دعوت قرار است برای شام بیاید، حسابی از دست هاردی عصبانی می‌شد.

لورل و هاردی موزیسین‌هایی هستند که حین کنسرت حسابی خرابکاری می‌کنند و در نتیجه‌ی این ماجرا از خانه‌ی سازمانی بیرونشان می‌کنند و مجبور می‌شوند در خیابان نوازندگی کنند. ولی حین همین نوازندگی خیابانی انقدر به پروپای هم می‌پیچند که دعوایشان به عابران پیاده منتقل می‌شود و چیزی نمی‌گذرد که همه‌ی مردم به جان هم می‌افتند. کارگردان این فیلم ادگار کندی، هم‌بازی همیشگی لورل و هاردی بود.
منبع: vulture



فیلم‌های خوبی گذاشتین از لورل و هاردی ولی افسوس که حتا یکیشم نتونستم دانلود کنم از سایتهای مختلف.بهتر بگم هیچ جا پیدا نمیشه این فیلم‌های که معرفی کردین
کاش هنوز بودن
اگه اینا هنرمند بودن
این بازیگرای ما چی هستن

source

توسط techkhabari

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *